با محمدرضا یزدانی‌خرم ، رئیس فدراسیون کشتی

اداره ورزش برای من مثل آب خوردن است

محمدرضا یزدانی‌خرم با این‌که از جمله مدیران سنتی ورزش ایران به حساب می‌آید، اما تجربه 22 ساله حضور در عرصه مدیریتی ورزش را برای خود آنقدر سرمایه بزرگی می‌داند که با اتکا به آن، حضور در راس ورزش ایران را برای خود امری قابل دسترس بداند.
کد خبر: ۴۱۳۸۹۷

استدلالش هم این است که مگر چه از بقیه کم دارد.

تجربه سال‌ها کار و کسب مدال لیاقت در ورزش و آشنایی با زیر و بم این حوزه، ‌برایش شرایطی را ایجاد کرده که می‌گوید اداره ورزش ایران و رساندنش به شرایط ایده‌آل را برای خود مثل آب خوردن می‌داند. برای همین نیز تصریح دارد که اگر زمانی پیشنهاد مدیریت کلان ورزش به وی شود، از زیر بار مسوولیت شانه خالی نخواهد کرد.

هر چند او این حرف را در شرایطی می‌زند که از ته دل امید ندارد روزی از بین تمام نام های موجود، به نام او برای هدایت ورزش برسند.

البته یزدانی‌خرم تاکید دارد در ورزش افراد زیادی هستند که با عملکرد روشن خود می‌توانند سکان‌دار ورزش ایران شوند. او فارغ از این‌که چه کسی نفر اول ورزش ایران باشد، بی‌ثباتی مدیریتی را از جمله آفت‌های ورزش ایران می‌داند و معتقد است بعضی شغل‌ها نیاز به فرصتی چند ساله دارند و نمی‌توان بدون طی زمان لازم، دست به جابه‌جایی مدیران در ورزش زد.

با رئیس فدراسیون کشتی که بعد از 17 سال حضور در والیبال، وارد دنیای گوش‌شکسته‌ها شده و فعلا سال پنجم حضورش در این عرصه را پشت سر می‌گذارد، به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در پی می‌آید.

با توجه به این‌که طی یکی دو ماه گذشته، بحث وزیر ورزش و جوانان سوژه داغ رسانه‌ها بود، این سوال مطرح است که آیا در این زمینه از محمدرضا یزدانی‌خرم هم برنامه خواسته شد یا خیر؟ این بحث از آنجا مطرح است که به هر حال شما در زمینه مدیریت ورزش مدعی هستید و از پیش هم گفته‌اید که می‌توانید سکاندار هدایت ورزش ایران شوید. به هر حال من 17 سال سابقه ریاست فدراسیون والیبال و 5 سال ریاست فدراسیون کشتی را دارم، ضمن این‌که در باشگاه دخانیات هم 8 سال تیمداری کردم و این یعنی 30 سال تجربه مدیریت ورزش؛ مدیریتی که توام با موفقیت بی‌نظیر در والیبال و موفقیت نسبی در کشتی بوده است.

من والیبال ایران را زمانی تحویل گرفتم که تیم ملی بزرگسالان دهم آسیا بود، جوانان دوازدهم آسیا و تیم نوجوانان هم که نداشتیم، اما روزی که فدراسیون والیبال را تحویل دادم نوجوانان و جوانان ما روی سکوی جهانی بودند، تیم ملی والیبال نایب‌قهرمان بازی‌های آسیایی شده بود و این انتظارها پیرامون این رشته شکل گرفته بود که والیبال ایران باید جهانی شود. بنابراین تجربیاتم در عرصه ورزش کم نیست و اگر روزی نوبت ما شود، می‌توان این تجارب موفق را نیز به کل ورزش تعمیم داد.

علاوه بر همه اینها من چندین سال به عنوان مسوول اعتبارات بند «ب» سازمان تربیت‌بدنی انجام وظیفه کردم و با ارتباطات فراسازمانی که داشتم موفق شدم، میلیاردها تومان پول را به ورزش ایران تزریق کنم. البته فراموش نکنید که من 12 سال هم در بنیاد مستضعفان و جانبازان کارهای زیر بنایی و تاسیساتی ورزش را انجام می‌دادم، بنابراین اداره کردن ورزش ایران برایم مثل آب خوردن است.

اما رئیس‌جمهور نیز گروه مشورتی خاص خود را دارد که با نظر و مشورت آنها، نیروهای مورد نظر خود را انتخاب می‌کند. البته ما هیچ وقت عقب‌نشینی نکردیم و چون ملک و کشورمان را دوست داریم، اعلام کردیم که مدیریت ورزش در توانمان هست و می‌توانیم آن را به بهترین شکل اداره کنیم، هر چند بین ماه من و ماه گردون فاصله است و در زندگی یاد گرفته‌ام که برای پست و مسوولیت نباید دنبال کسی باشم، بلکه اگر توان و شایستگی‌اش را دارم، این دیگران هستند که باید دنبالم باشند. البته من به شخصه با رئیس‌جمهور روابط خوبی دارم، ایشان وقتی شهردار تهران بود بیشترین کمک را به فدراسیون والیبال کرد، چه به لحاظ امکانات و چه کمک مالی.

به هر حال اگر تا امروز پستی کلان در مدیریت ورزش نداشته‌ام، حتما صلاح و خیری در آن بوده که نباشم، چه در غیر این صورت من این توان را در خودم می‌بینم که ورزش را به بهترین شکل آن اداره کنم.

این‌که می‌گویم من، منظورم منِ نوعی است، چرا که معتقدم خیلی‌ها هستند که با توانایی بالای خود می‌توانند ورزش را بخوبی اداره کنند. در این 22 سالی که در فدراسیون‌های والیبال و کشتی حضور داشته‌ام 5 رئیس سازمان تربیت‌بدنی و همچنین تعداد زیادی معاونان سازمان تربیت‌بدنی، روسای فدراسیون‌ها و همین طور مدیران کل تربیت‌بدنی استان‌ها تغییر کردند. خود این مساله بیانگر یک نوع عدم ثبات مدیریتی در ورزش است که به طور طبیعی خالی از اشکال نیست.

به نظر شما در چنین شرایطی چه کار خاصی می‌توان انجام داد؟! اگر روزی به ما می‌گفتند رئیس ورزش می‌شوید، بعد از 2، 3 سال‌ ورزش را به شرایط ایده‌آلی می‌رساندیم. من اولین مدیر ورزشی هستم که مدال لیاقت از رئیس‌جمهور وقت گرفتم و بعد از من هم محمد دادکان رئیس سابق فدراسیون فوتبال به این افتخار نایل آمد. وقتی به ما مدال لیاقت می‌دهند فکر نکنید صرفا جنبه تشویقی دارد، بلکه تمامی سوابق ما را در 30 سال گذشته بررسی کرده‌اند. بنابراین طبیعی است که امثال من ادعای مدیریت ورزش را داشته باشیم.

مدیران زیادی در ورزش حضور داشته‌اند که چون شما به موفقیت‌های قابل توجهی رسیده‌اند و از این منظر این توقع برایشان ایجاد شده که می‌توانند در مسوولیت‌های بزرگتری به ورزش ایران خدمت کنند، اما چون در این زمینه توجه لازم به آنها صورت نگرفته، بعد از یک مدت انگیزه‌هایشان را تحلیل رفته دیده‌اند. آیا تاکنون برای شما هم این مساله اتفاق افتاده است که انگیزه‌هایتان را کمرنگ ببینید؟

تز و خط فکری ما چیز دیگری است. ما معتقدیم انقلابی داریم که با خون هزاران شهید آبیاری شده است و باید آن را حفظ کنیم. حفظ کردن این انقلاب کار سختی است که تمام مسوولان در حال انجام آن هستند. ما هم در گوشه‌ای از این مملکت و در سنگری به نام کشتی فعالیت می‌کنیم و آنقدر در این سنگر تلاش خواهم کرد تا کشتی را به سر منزل مقصود برسانم.

شما که می‌گویید بعد از 22 سال حضور در ورزش، توانایی اداره آن را به صورت ایده‌آل دارید در یک نگاه آسیب‌شناسانه به ورزش، مسائل و مشکلات موجود را از چه منظری مورد توجه قرار می‌دهید؟

اولین آسیب جدی ورزش ایران نبود، ثبات مدیریت در همه رده‌های مدیریتی ورزش است و دومین آسیب جدی نیز بر می‌گردد به کمبود اعتبارات ورزشی. به نظرم بودجه‌ای که در اختیار ورزش گذاشته می‌شود به هیچ عنوان در حد انتظارات مردم نیست و اصلا تناسبی در این بین وجود ندارد. اشتباه بدی که در سال‌های اخیر مدیران ورزش مرتکب شده‌اند این است که روز به روز بر تعداد فدراسیون‌ها افزوده‌اند، این در حالی است که بودجه و امکانات به تناسب آنها اضافه نشده و بودجه محدود قبلی بین همه فدراسیون‌ها سرشکن شده است.

با این تفاسیر شما از مخالفان جدی تاسیس فدراسیون‌های جدید هستید، گرچه معتقدم که با توجه به محدودیت‌ها و مشکلات موجود،‌ استدلال و منطق خاصی پشت سر تاسیس یک سری از فدراسیون‌های جدید وجود نداشته است.

همین طور است، ما حدود 15 سال پیش که در محضر رهبر معظم انقلاب بودیم ایشان تاکید کردند که از تعداد فدراسیون‌های ورزشی کاسته شود تا استفاده بهینه‌ای از بودجه ورزش شود و کیفیت کار بالا برود. این یک حرف کارشناسی و دقیق است چرا که الان در کشوری مثل انگلستان که از قدرت‌های جهان ورزش محسوب می‌شود بیشتر از 15 فدراسیون ورزشی وجود ندارد. در آن سالی که به دیدار رهبر معظم انقلاب رفتیم تعداد فدراسیون‌ها 20 فدراسیون بود و ایشان اصرار داشت که بعضی فدراسیون‌ها به انجمن تبدیل شوند و زیر نظر یک فدراسیون کار کنند. اتفاقی که هرگز رخ نداد و ما امروز بیش از 50 فدراسیون ورزشی داریم.

جالب این است که خود این انجمن‌ها که باید زیر نظر فدراسیون‌ها فعالیت کنند، حالا صاحب فدراسیون مستقلی تحت این عنوان شده‌اند، در حالی که اصولا پشت هر تصمیمی در ورزش، باید استدلال کارشناسی باشد.

حرفم این است که اگر امروز 50 فدراسیون داریم، از نظر امکانات مورد نیاز به هیچ عنوان به اندازه این تعداد فدراسیون امکانات و تجهیزات مورد نظر در ورزش کشور وجود ندارد. همین تهران روزگاری که تنها یک میلیون نفر جمعیت داشت سالن‌های هفتم‌تیر و افراسیابی را در دل خود جای داده بود، در حالی که الان جمعیت شهر 12 میلیون نفر شده و ما همچنان همان 2 سالن در خور توجه را در پایتخت داریم.

جدا از این مساله، سازمان ورزش ما به عوض انجام یک کار ستادی قوی و نظارت عالیه بر انجام برنامه‌ها، تا توانسته طی این سال‌ها به لحاظ نیروی انسانی عریض و طویل شده است. این در شرایطی است که چند سال پیش یکی از روسای سازمان تصریح داشت که بدنه سازمان باید سبک شود تا امور ورزش بهتر به اجرا گذاشته شود.

خب، این بحث دیگری است که اگر در این رابطه بخواهم صحبت کنم از فردا که به سازمان تربیت‌بدنی بروم همه کارمندان سازمان به من چپ‌چپ نگاه می‌کنند، شما که نمی‌خواهید مرا وارد حاشیه کنید.

نه، اما دوست داریم نظر کارشناسی شما را جویا شویم.

این درست اما عده‌ای که حقوق بگیر ورزش هستند با من بد می‌شوند و فکر می‌کنند که خواسته‌ام پنبه‌شان را بزنم.

محمد مایلی‌کهن هم که خود کارمند سازمان تربیت‌بدنی است چندی پیش انتقاد مشابهی را مطرح کرد، چون او هم دوست دارد نبض ورزش بهتر بزند و عده‌ای فقط سیاهی لشکر نباشند.

نکته: گرچه ما پیگیری‌های زیادی را برای تامین معیشت قهرمانانمان صورت می‌دهیم، اما با هر جا که مکاتبه می‌کنیم به ما می‌گویند استخدام ممنوع است. آیا نمی‌توان به چند وزارتخانه در رابطه با جذب ورزشکاران قهرمان سهمیه استخدامی داده شود؟

به هر حال همان طور که گفتم اولین مشکل ورزش ایران را نبود ثبات مدیریتی می‌دانم. این‌که یک مدیر از این المپیک تا المپیک بعدی هیچ اطمینانی به این ندارد که بتواند در ورزش حضور داشته و برنامه‌هایش را تمام و کمال به اجرا بگذارد. این مساله اصلا خوشایند نیست چرا که یک مدیر در یکی، دو سال اول مدیریتش فقط در مرحله شناخت از آن حوزه قرار دارد و بعد از 2 سال تازه می‌تواند با برنامه‌ریزی لازم اهداف توسعه‌ای را به اجرا گذارد و آن را محقق کند. همین وضعیت را ما در فدراسیون کشتی داشتیم، یعنی در 2 سال اول حضورم در این رشته شناخت لازم را به دست آوردم و بعد به برنامه‌ریزی پرداختم و حالا بعد از 4، 5 سال می‌خواهیم برنامه‌هایمان را عملیاتی کنیم!

البته یکی از آفت‌های ورزش ایران که از نگاه شما مخفی ماند نگاه سلیقه‌ای و عدم برنامه‌محور بودن است. وقتی ورزش برنامه‌محور باشد و بر اساس برنامه از قبل تعیین شده حرکت کند از بسیاری آسیب‌ها در امان خواهد ماند. جدا از این‌که اصولا در ورزش باید مبنا انجام کار تخصصی و شایسته‌سالاری باشد.

اما به نظرم نبود ثبات مدیریت و کمبود بودجه، عامل اصلی و در حقیقت آفت ورزش ایران هستند. امکانات موجود ورزش که بخشی از آن در اختیار سازمان تربیت‌بدنی است و بخش دیگر آن در اختیار سایر بخش‌های دولتی است، باید با هماهنگی لازم در اختیار بخش‌های مختلف ورزش قرار گیرد. این درست نیست که عوامل و بخش‌های تاثیرگذار بر ورزش ایران، هریک راه خود را بروند و هیچ هماهنگی بین آنها نباشد. ما در دانشگاه‌ها افراد تحصیلکرده ورزش زیاد داریم، اما در کمال تاسف آنها از ورزش دور نگاه داشته شده و به نوعی با ورزش غریبه هستند.

معتقدم باید دست فدراسیون‌ها و دانشگاه‌ها را در دست هم گذاشت، همان طور که در صنعت این مشکل حل شده و با رویکرد علمی، صنایع کشورمان با شتاب پیش می‌روند. متاسفانه در حوزه ورزش، دانشگاه‌ها، آموزش و پرورش و سازمان ورزش ما کاملا از هم جدا عمل می‌کنند. امروز مثل سابق، ورزش کارگری که زمانی خاستگاه قهرمانان بسیاری از رشته‌های ورزشی بود محلی از اعراب ندارد و در بخش آموزش عالی، آموزش و پرورش و همین طور نیروهای مسلح هم تقریبا چنین وضعیتی حاکم است. اینها ظرفیت‌های خوب ورزش ایران هستند که مورد غفلت قرار گرفته و در واقع هیچ ارتباط منطقی بین این بخش‌ها و سازمان ورزش وجود ندارد، در صورتی که به نظرم اگر این بخش‌ها با هم هماهنگ شوند مشکل ورزش حل خواهد شد. در کل و برای حل ریشه‌ای مسائل و مشکلات ورزش نیازمند تغییر قوانین و وضع قوانین جدید هستیم.

به هر حال نمی‌توان انتظار توسعه ورزش را داشت و افقی را برای آن با وضع قوانین لازم ترسیم نکرد. اگر طرح جامعی نداشته باشیم که بر مبنای آن حرکت کنیم، نتیجه همین می‌شود که هر نهاد و سازمانی در ورزش‌ ساز خود را می‌زند تا با موازی‌کاری در امور ورزش، نیروهای موجود در ورزش یکدیگر را خنثی کنند.

همین طور است، به نظرم یکی دیگر از مشکلات ورزش ما نبود قوانین به روز است. اصلا قانون موجود مربوط به 50 سال پیش است و پاسخگوی نیازهای امروز ورزش ایران نیست. باید قوانین مشخصی در این رابطه تصویب شود تا ورزشکار جماعت نسبت به آینده خود اطمینان خاطر داشته و مشخص باشد که در صورت دستیابی به طلای بازی‌های آسیایی، رقابت‌های جهانی و بازی‌های المپیک، از چه مزایایی بهره‌مند خواهد شد. این را از این جهت می‌گویم که به هر حال نمی‌توان از نقش انگیزه در حصول موفقیت‌های ورزشی غافل بود. بارها گفتم که مجلس آماده تصویب طرح‌های مورد نظر جامعه ورزش است و باید خود ورزش در این مورد پیشقدم شود. یکی از این موارد بحث استخدام قهرمانان است.

الان وقتی یک ورزشکار قهرمان جهان می‌شود و می‌بیند این قهرمانی هیچ تاثیری در آینده کاری و زندگی او ندارد ناگزیر می‌شود که ورزش را رها کرده و به کار و زندگی‌اش بپردازد. گرچه ما پیگیری‌های زیادی را برای تامین معیشت قهرمانانمان صورت می‌دهیم، اما با هر جا که مکاتبه می‌کنیم به ما می‌گویند استخدام ممنوع است. براستی چرا باید این گونه باشد؟ آیا نمی‌توان به چند وزارتخانه در رابطه با جذب ورزشکاران قهرمان، سهمیه استخدامی داده شود. این مسائل انگیزه‌ای ایجاد می‌کند که مثلا مدال طلای کشتی در آسیا و جهان یکسان تلقی نشود. هیچ فکر کرده‌اید چرا روس‌ها در کشتی 5 مدال جهان و المپیک می‌گیرند، دلیل اصلی‌اش این است که ورزشکاران با این مدال‌ها آینده خود را تامین شده می‌بینند یا کوبا که یکی از فقیرترین کشورهای دنیاست وقتی یک ورزشکارش مدال المپیک می‌گیرد حقوق مادام‌العمر برای او در نظر می‌گیرند. ما هم در ورزش باید این مسائل را یاد بگیریم. امروز به این نتیجه رسیده‌ام که علت عدم موفقیت ما نبود امکانات ورزشی و بی‌توجهی به آینده ورزشکاران و مربیان است.

در این عرصه چه جایگاهی را برای مدیران و نیروهای متخصص قائل هستید. چون به هر حال مدیری که متخصص باشد درک بهتری از این مسائل خواهد داشت و نمی‌خواهد وقت زیادی را صرف شناخت و یادگیری کند.

وقتی یک فدراسیون برنامه‌ریزی می‌کند و آن را به سازمان ورزش یا کمیته ملی المپیک ارائه می‌دهد آن طرف هم باید افراد متخصصی باشند که برنامه‌های تخصصی هر رشته را متوجه بشوند، نه این‌که فدراسیون‌ها برنامه‌ریزی کنند و این برنامه‌ها در سازمان و کمیته ملی المپیک نادیده گرفته شود.

البته در فدراسیون‌ها هم باید افراد تحصیلکرده‌ای داشته باشیم که برنامه‌های علمی و عملیاتی لازم را برای تیم‌های ملی ارائه کنند و در کنار آنها یک گروه هم ناظر بر اجرای این برنامه‌ها باشند. در حال حاضر مربیان ما خودشان برنامه داده و آن را اجرا کرده و در موردش هم به ارزیابی می‌پردازند. در حالی که این وسط باید کسانی باشند که بر برنامه آنها نظارت کنند؟ در حال حاضر محمدعلی صنعتکاران به عنوان نایب‌رئیس فدراسیون و یکی از پیشکسوتان این رشته کار مربیان تیم‌های ملی کشتی را کنترل می‌کند. این در شرایطی است که با توجه به دستمزدهای کلان 200 میلیون تومانی باشگاه‌های فوتبال به کارشناسان، کدام کارشناس حاضر است با حقوق ناچیز با سایر فدراسیون‌ها همکاری کند؟!

واقعا کارشناسی هست که برای دادن نظرهای مشورتی در فوتبال 200 میلیون بگیرد؟

خب من که همین طوری حرف نمی‌زنم و این مساله برایم اثبات شده است.

به نظر می‌رسد همین مسائل و مشکلاتی که به آن اشاره کردید از جمله مشکل همیشگی کمبود بودجه ورزش، مجلس را بر آن داشت که قانون تاسیس وزارت ورزش و جوانان را تصویب کند. چشم‌انداز تشکیل این وزارتخانه را چگونه می‌بینید؟

این موضوع به حدی اهمیت دارد که می‌توان مفصل و در یک مصاحبه جداگانه به آن پرداخت. من چند مدت پیش و در نشست با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس گفتم که اصلا نمی‌دانم با چه انگیزه‌ای طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان به تصویب رسید و مجلس چه هدفی را از این کار دنبال می‌کند.

به هر حال یکی از دلایل تصویب این قانون برنامه‌محور نبودن سازمان ورزش، پاسخگو نبودن مسوولان آن و همین طور تغییر و جابه‌جایی بدون حساب و کتاب مدیران فدراسیون‌ها بوده است در حالی که با تشکیل وزارت ورزش و جوانان، وزیر مربوطه نه‌تنها باید با ارائه برنامه‌هایش، رای اعتماد نمایندگان را به خود اختصاص دهد، بلکه در صورت نیاز نیز باید با حضور در صحن مجلس پاسخگوی عملکرد‌ها باشد. با این رویکرد می‌توان انتظار داشت که ورزش برنامه‌محور شده و نگاه سلیقه‌ای در آن کاهش یابد.

به نظر شما با تشکیل وزارت ورزش و جوانان دیگر خبری از جابه‌جایی‌های سلیقه‌ای نخواهد بود؟

شاید هم باشد اما حداقل اهرم نظارت مجلس هم وجود خواهد داشت.

به نظرم مجلس وارد جزئیات نخواهد شد. اولا در مجلس باید افراد متخصصی باشند که روی وزارت ورزش و جوانان نظارت کنند که در حال حاضر چنین افرادی در مجلس وجود ندارند. در واقع در مجلس کسی را نمی‌بینم که وقت بگذارد و نظارت دقیقی روی جزئیات ورزش داشته باشد. البته در مورد پاسخگو شدن مدیریت ورزش نیز همین گونه بوده و هر موقع ما را به مجلس خواسته‌اند رفته‌ایم و پیرامون نتایج بدست آمده توضیحات لازم را ارائه داده‌ایم.

البته انتقاداتی هم در این رابطه بر چگونگی مدیریت ورزش وجود دارد. این‌که به هرحال روابط انسانی در ورزش چیزی غیر از روابط خشک اداری است، متاسفانه مشاهده شده که در پاسخ به نیاز مالی برخی روسای فدراسیون‌ها برخورد‌های زننده‌ای با آنها صورت گرفته و ساعت‌ها پشت در اتاق فلان مدیر سازمان معطل شده‌اند.

به هر حال حتما مجلس محترم نیز برای خود دلایلی داشته که تشکیل وزارت ورزش و جوانان را مورد توجه قرار داده است و ما هم بسیار امیدواریم که شرایط بسیار بهتر از گذشته شود و این مشکلاتی که شما به آن اشاره می‌کنید، دیگر محلی برای بروز و ظهور نداشته باشند.

کناره‌گیری چند روزه محمد بنا و اعتراض وی به برخورد‌های تبعیض‌آمیز در ورزش، بار دیگر توجه اهالی ورزش را به این نکته جلب کرد که هنوز نتوانسته‌ایم با یک شیوه تعریف شده و منطقی، پاسخگوی انتظارات مربیان ملی باشیم.

در رابطه با مشکلات مالی ورزشکاران بارها با محمد بنا صحبت کردیم و گفتیم که ما یک گروهی هستیم که جهادی آمده‌ایم و داریم فعالیت می‌کنیم و با وعده و وعید کار نمی‌کنیم. هدف ما این است که کشتی را به سامان رسانده و به دست اهلش بسپاریم. همین جا می‌توانم شهادت دهم که هیچ کدام از همکارانم برای پول نیامده‌اند. من بارها گفتم رئیس ورزش باید 20 سال سر کار باشد چرا که بعضی شغل‌ها در دنیا مادام‌العمر است. رئیس کمیته ملی المپیک ما باید مدیری باشد که سمبل خوبی‌ها، توانمندی اقتصادی، فهم و دانش ورزشی باشد. مدیری که جامعه ورزش به او افتخار کند. نه این‌که هر کسی هوس کرد یک‌شبه برود و رئیس کمیته ملی المپیک شود.

اعتقاد دارم روسای فدراسیون‌ها باید این توانایی و قدرت را داشته باشند که پول فراهم کنند و دستشان صرفا بر سر سفره دولت نباشد، چرا که یکی دیگر از آسیب‌های ورزش ما همین دولتی بودن آن است. زمانی که دکتر حسن غفوری‌فرد، رئیس وقت سازمان تربیت‌بدنی مرا به عنوان رئیس فدراسیون والیبال منصوب کرد تاکید داشت که خودتان باید پول به ورزش تزریق کنید و با این شرط مسوولیت گرفتیم. او افراد برجسته‌ای را در راس برخی فدراسیون‌ها قرار داد و اگر تعریف از خود نباشد باید بگویم که والیبال حداقل از حضور من منتفع شد. غفوری‌فرد هدفش این بود که فدراسیون‌ها درآمدساز باشند و صرف نگاهشان به بودجه‌های دولتی نباشد. درست مثل فدراسیون جهانی والیبال که درآمد میلیون دلاری دارد و برای برگزاری رقابت‌های مختلف به کشورهای میزبان مبالغی را کمک می‌کند. متاسفانه در ایران هرکس مدیر بخش‌های مختلف ورزش می‌شود رفیق و فامیل‌های خود را بر مسند پست‌های مهم می‌گمارد و خسارت این روند قابل جبران نیست.

به طور طبیعی با وزارت شدن سیستم مدیریت، ساختار ورزش نیز باید تغییر کند، این تغییر ساختار را چطور می‌بینید؟

باید ورزش کشورهای پیشرفته را الگوی خود قرار دهیم. در اکثر کشورهای قدرتمند و دارای جایگاه در ورزش، کمیته ملی المپیک فدراسیون‌ها را اداره می‌کند و چیزی به نام سازمان تربیت‌بدنی وجود ندارد. یعنی اصولا تمام فدراسیون‌های حرفه‌ای دنیا مخالف دخالت دولت‌ها در ورزش هستند، چون با وجود سازمان تربیت‌بدنی شرح وظایف کمیته المپیک ضعیف شده و این کمیته به نوعی طفیلی می‌شود، درست مثل وضعیتی که تا امروز وجود داشته است. بنابراین به نظرم باید فدراسیون‌ها را به کمیته ملی المپیک بسپارند، هر چند که این روند تغییر ساختار به سرعت شکل نخواهد گرفت و چند سالی طول خواهد کشید.

هر چند در خارج این روند به سرعت طی شود، اما در ایران حداقل 5 سال زمان نیاز است.

یزدانی خرم: اگر بخواهیم کشتی در المپیک موفق شود، باید شرایطی را فراهم کنیم که ملی‌پوشان در رفاه کامل باشند، در رقابت‌های تدارکاتی و بین‌المللی خوبی ظاهر شویم تا هیچ چیز برای مدال‌گیری در المپیک به اگر و اما کشیده نشود

خب بعد از 5 سال مدیر مورد نظر برکنار می‌شود و باز هم روز از نو و روزی از نو. این است که می‌گویم بعضی شغل‌ها را باید مادام‌العمر کرد. این فلسفه که یک مدیر نباید بیشتر از 4 سال در یک جا بماند نباید در ورزش تسری یابد. بی‌تردید برای شکل‌گیری اصولی ورزش و علمی کردن آن برنامه بلندمدت نیاز است، به طور مثال برای تربیت مربیان تغذیه، بدنساز، ماساژور و فیزیوتراپ اختصاصی در ورزش باید چندین سال کار کرد تا آنان به مرحله بازدهی برسند. در صورت نبودن ثبات شغلی، طبیعتا چنین روندی ما را به سر منزل مقصود می‌رساند.

اساسا استدلال شما برای این مطلب که فدراسیون‌ها باید زیر مجموعه کمیته ملی المپیک باشند، چیست؟

چون همه کشورهای موفق در حوزه ورزش چنین وضعیتی دارند. حتی کشورهای عربی هم رفته رفته این کار را مورد توجه قرار داده‌اند. اصولا بودجه فدراسیون‌ها باید از سوی کمیته المپیک پرداخت شود. در عربستان، قطر، کویت و اروپا سازمان تربیت‌بدنی وجود ندارد. در ایران سازمان تربیت‌بدنی قبل از انقلاب تشکیل شده و کمیته ملی المپیک همیشه جیره‌خوار و وابسته سازمان ورزش بوده که این خلاف منشور المپیک است که تصریح دارد کمیته ملی المپیک نه کمیته دولتی المپیک. چیزی که ما امروز داریم کمیته دولتی المپیک است.

البته خود کمیته ملی المپیک هم باید درآمدزایی کند و کمیته بازاریابی فعالی در این رابطه داشته باشد که متاسفانه چنین وضعیتی امروز حاکم نیست.

معتقدم در بخش بازاریابی باید افرادی به کار گرفته شوند که متخصص بوده و مغز متفکر اقتصادی باشند. نمی‌خواهم از فردی یا شرکتی نام ببرم، اما بزرگانی در ایران هستند که افتخار می‌کنند پا پیش بگذارند و ما هم افتخار می‌کنیم آنها همکار ما باشند. آنها می‌توانند پول به ورزش تزریق کنند. مردم با جان و دل می‌‌خواهند برای کمیته المپیک درآمدزایی کنند.

در آمریکا و بعضی کشورهای دیگر صندوق‌هایی گذاشتند برای کمک به کمیته المپیک، در چنین وضعیتی مشاهده شد که برای برگزاری المپیک 1996 آتلانتا، دولت آمریکا حتی یک ریال هم هزینه نکرد و همه هزینه‌ها را شرکت‌های تجاری پرداخت کردند. در ایران هم باید همین طور باشد. کارخانجات، شرکت‌های بیمه، بانک‌ها و امثالهم باید هزینه‌های ورزش را تامین کنند. بعضی جاها می‌بینیم که به مدیران صنعتی شاغل در ورزش انتقاد می‌شود، من واقعا از این انتقادها افسوس می‌خورم. در صورتی که اگر صنعت نباشد همین فوتبال هم تعطیل می‌شود، از 18 تیم لیگ برتر فوتبال 16 تیم صنعتی هستند. براستی چرا باید کاری کنیم که مدیران صنعتی از حضور در ورزش دلسرد شوند؟ شاید خود آنها به لحاظ مالی در بخش‌های زیرمجموعه‌شان برای سرمایه‌گذاری در ورزش تحت فشار باشند، اما می‌بینیم که پول به ورزش تزریق می‌کنند و این حرکت ارزشمند است.

در کل شما به این موضوع معتقدید که نباید در ورزش نگاه سیاسی داشت، چون با نگاه سیاسی به ورزش موفقیت‌ها تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

در کل یزدانی‌خرم این اعتقاد را دارد که اگر در والیبال موفق بوده و در کشتی هم نسبتا موفق عمل کرده، به دلیل ثبات مدیریتی بوده است. فکر می‌کنید من به این سادگی در کارم موفق بوده و هیچ مشکلی نداشته‌ام. می‌دانید چقدر فشارهای سیاسی و غیرسیاسی را در این سال‌ها تحمل کردم که بمانم و ثابت کنم می‌توانیم در ورزش جمعی موفق باشیم. امروز والیبال ما جزو 8 تیم برتر دنیاست. عدم ثبات مدیریت در سازمان تربیت‌بدنی یکی از این مشکلات بود. گاهی وقت‌ها موانعی ایجاد می‌شود که حرکت‌ها کند می‌شود.

خب اجازه بدهید در مورد کشتی صحبت کنیم، جایی که شما 5 سال پیش با اهداف بزرگی گام به میدان گذاشتید و اوایل صحبت از کسب 14 مدال می‌کردید؟

در والیبال مدیریت من 17 سال طول کشید و قول می‌دهم در کشتی 5 سال دیگر ایده‌آل می‌شویم. ورزش با تمام دستگاه‌ها فرق می‌کند. اگر بودجه به موقع نرسد مسابقات را یکی پس از دیگری از دست می‌دهیم. یکی از مشکلات اصلی ما طی این سال‌ها، اختلاف بین جامعه کشتی بود. این اختلاف‌ها ریشه 50 ساله دارد. استراتژی ما این بوده و هست که هیچ فردی را رد نکنیم، اگر امروز کسی خارج از گود است خودش خواسته که نباشد. اگر یکی دو نفر بیرونند مشکل از ما نیست، مشکل خودشان هستند که نمی‌توانند با هم کار کنند. وظیفه ما جذب همه خانواده کشتی است و افرادی که مشکل دارند باید از افکار گذشته خود فاصله بگیرند و همه در جهت منافع کشتی زیر یک سقف قرار گرفته و با همدیگر کار کنند.

اما در المپیک پکن شکست سختی خوردید.

می‌پذیرم که در تصمیم‌گیری‌ها دچار اشتباهاتی شدیم.

اما باید در المپیک مدال‌آور باشید تا ذهنیت‌ها متوجه کار شما شود.

ما اگر بخواهیم کشتی در المپیک موفق شود، باید شرایطی را فراهم کنیم که ملی‌پوشان در رفاه کامل باشند، در رقابت‌های تدارکاتی و بین‌المللی خوبی ظاهر شویم تا هیچ چیز برای مدال‌گیری در المپیک به اگر و اما کشیده نشود. اگر روس‌ها در المپیک 3 طلا می‌گیرند به این دلیل است که کشتی را علمی دنبال می‌کنند، ما هم می‌توانیم چنین کاری انجام دهیم. به اعتقاد رافائل مارتینیتی ـ رئیس فدراسیون جهانی ـ ایران، روسیه و آذربایجان 3 کشور برتر کشتی دنیا هستند.

اما چرا مارتینیتی سهم کشتی ایران را در فیلا نمی‌دهد و کشوری که به زعم او جزو 3 قدرت برتر این رشته است، کرسی تاثیرگذاری در فیلا ندارد و به تبع آن در تصمیم‌گیری‌ها دخیل نیست.

لطفا ما را با مارتینیتی در نیندازید.

اما مارتینیتی که بیشتر از این نمی‌تواند به کشتی ضربه بزند.

قبول دارم کشتی مال ایران است، اما ما هم باید خودمان پیگیر باشیم و جایگاهمان را کسب کنیم.

کار با محمد علی صنعتکاران نایب‌رئیس فدراسیون چطور است؟

90 درصد کارهای کشتی را با او هماهنگ می‌کنم. تجربه او برای من راهگشاست.

برایتان در سربلندی کشتی بویژه در المپیک 2012 لندن، آرزوی موفقیت داریم و به طور مسلم باید در این بازی‌ها چند مدال کسب کنید. تعدادش را می‌گویید؟

از شما و توجه‌تان به مسائل ورزش ممنونم، اما اجازه دهید فقط این را بگویم که در آن بازی‌ها با قدرت ظاهر خواهیم شد و نتایج تلخ پکن را از ذهن مردم پاک خواهیم کرد.

حجت‌الله اکبرآبادی
گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها