jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۴۰۳۳۱   ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۳  |  ۲۳:۲۵

در بخش پایانی نامه رییسجمهور خطاب به ملت ایران آمده است در نظامهای خودکامه برای سرکوب اندیشه و آزادی سیاسی و اراده، به بی بندوباریهای اخلاقی و بیقیدیهای اجتماعی دامن زده میشود.


نتیجه طبیعی چنین نظامهایی سقوط اخلاق است.خوب است نگاهی شود به کشورهایی که دیروز در بلوک شرق قرار داشتند یا امروز راه و رسم تمرکزگرایی و تمامیتطلبی را طی میکنند تا معلوم شود که برای سرکوب آزادیهای سیاسی و فکری، جامعه را دچار چه انحطاط اخلاقی و معنوی و ناهنجاری در روابط فردی و اجتماعی کردهاند.
بنابراین آنکه شعار آزادی میدهد تا نظر آزادیخواهان را که اکثریت قاطع ملتند به خود جلب کند، نباید از یاد ببرد که درد جانکاه ملت ما خودکامگی و استبداد بوده است؛ ولی به هر حال توجه به ایران آزاد ، گامی به جلو و شاهدی بر پیروزی اندیشه اصلاحات در ایران است.
اما آبادی نیز در سایه علم و تحقیق و بهکارگیری مدیریت درست و جلب مشارکت نخبگان جامعه به دست میآید و کشور آباد نخواهد شد، مگر آنکه وهمانگاری را رها کنیم و به خردورزیبپردازیم و اهل علم و اندیشه در عمل حرمت ببینند نمیشود بیش از نود درصد دانشگاهیان را به انحراف دینی و فکری متهم کرد و هرگونه ستمی را بر اهل دانش و اندیشه روا دانست و اندیشهورزی و نقد قدرت را جرم به حساب آورد و باز هم انتظار ایران آباد داشت نمیتوان از آبادی و توسعه سخن گفت، اما از دموکراسی و حقوق بشر غافل بود.
توسعهی مطلوب و ممکن، توسعه «حقوقمدار» و «مشارکتجو» است.
شرط اول برای رسیدن به ایران آباد این است که این حقوق و ضرورتها عملا به رسمیت شناخته شود و در همه مراحل و مراجع تصمیمگیری و اجرا، در مجلس و دولت، در مجمع تشخیص مصلحت و در جمع خبرگان شاهد حضور انسانهای عالم، کارشناس، شجاع و وظیفهشناس باشیم.
ایران آباد و آزاد مطمئنا ایران شاد هم خواهد بود، یعنی رضایت شهروندان عاقل، باسواد، برخوردار، آزاد و صاحب حق و حرمت ، در ایران آباد و آزاد تامین میشود.
یقینا مشکلات ، نارساییها، تنگنظریها و موانع در جهت تحقق خواست ملت و رسیدن به آرمانهای انقلاب کم نیست، ولی برای رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب چارهای جز تداوم راه اصلاحات ، با اعتدال و انعطاف و خردورزی و شکیبایی نیست.
بهخصوص نسل جوان و شایسته ما باید هوشیار باشد که شعار اصلاحات را راهزنان در هر جامعه و زیر هر نقابی که باشند ، نربایند.
اکنون اگر حقیقتجویان از سر انصاف و واقعبینی به امور بنگرند ، بهرغم بسیاری کاستیها خواهند دید که دستاوردهای اصلاحات برای کشور کم نبوده است.
شاید در جهانی که تا دیروز جهان سوم نامیده میشد ، غالبا دولتها بریده از مردم و دشمن آزادی و حقوق اساسی مردم بوده و هستند.
در این حال این دولت اگر نگویم تنها دولت، اما میتوانم بگویم از معدود دولتهایی بوده که با همهی وجود مدافع آزادی اندیشه و حقوق اجتماعی و سیاسی مردم بوده و به خاطر آن هزینههای سنگینی هم داده است.
هنوز تا رسیدن به مرحلهای که رفتارهای همه بخشهای حکومت قانونی و سازگار با معیارهای عدالت و مردمسالاری باشد و هیچ مرکز و دستگاهی نتواند فارغ از مسوولیت قانونی و با مصونیتهای نابهجا منافع ملت و کشور را نادیده بگیرد، راه درازی پیش رو داریم؛ اما امروز نهانخانهها و پستوهایی که دور از هر چشم ناظری ، خود را مجاز به انجام همه گونه اقدامات خلاف قانون و مغایر شرع میدانستند و در محکمهای که داور و بازجو و مدعی و مجری یکی بود، به تشخیص مینشستند، در بخش مهمی از دستگاه امنیتی کشور برچیده شده است.
به هر حال اکنون اینمفروض است که هرگونه برخوردی باید وجههی قانونی به خود بگیرد و برخوردکننده خود را موظف بداند که به درستی در برابر افکار عمومی توجیه قانونی از کار خود ارایه کند ، در همین حال هم، اولین معترض رفتارهای غیرقانونی یا ناسازگار با روح قانون و انصاف، دولت بوده و هست.
این در وضعی است که نهاد سنتی دولت در کشورهایی نظیر ما همواره با آزادی و آزادیخواهی رویارویی ستیزآمیز داشته است.
این دولت مفتخر است که منادی آن بود که قداست منصب به اباحهی نقد و انتقاد از قدرت که امانتی از مردم در دست برگزیدگان مردم است مبدل شود؛ و قدرت و منصب را به عنوان امری زمینی در معرض نقد و نظر قرار داد.
هرچند به علت سابقهی استبدادزده، حتی در بسیاری از موارد در مقام نقد نیز منصف نبودهایم، اما جامعه بهخصوص نخبگان و فرهیختگان نباید در بامداد استقرار مردمسالاری، وقتی آزادی به سرقت میرود بیتفاوت بنشینند.
غصب عناوینی که در مالکیت معنوی جریانی است که ویژگیهای روشن خود را دارد، یک عمل ضدآزادی است.
من زمانی در پاسخ گروهی که از من انتقاد تند کرده بودند که مشکل خاتمی این است که هنوز به کارآیی دین باور دارد، در حالی که راه نجات ملت رها کردن آزادی ومردمسالاری از قید دین است نوشتم.
از نقد و نظر، از سوی هرکس و با هر محتوا استقبال میکنم و خوشوقتم که با زبان تند از رییسجمهوری که مظهر ارادهی ملی است انتقاد میشود، بیآنکه انتقاد و اعتراضکننده کوچکترین دغدغهای از برخورد حکومت با خود به خاطر این اعتراض داشته باشد، اما ایراد من به شما نه به خاطر اعتراضتان به رییسجمهور، بلکه در اعتراض به شما است که چرا تحت عنوان و اسمی که در مالکیت معنوی مومنان و معتقدان به اسلام است چنین ادعاهایی میکنید.
اما این نکته را نیز یادآوری میکنم که باید امکان آن را فراهم کنیم و اجازه دهیم که هرکس با صراحت و بی نقاب حرف خود را بگوید، نه سخن دیگری را به نفع خود مصادره کند و نه قصد خود را در لفاف مواضع دیگری بپیچد.
در این راه هم حکومت باید راه را بر انجام فعالیتهای قانونی برای گرایشهای متفاوت و گوناگون بگشاید و هم کوشندگان عرصه سیاست و اندیشه بنای کار خویش را بر صداقت و صراحت نهند.
اگر ما نظر امام را در آستانهی پیروزی انقلاب میپذیرفتیم که اعلام کردند حتی احزاب و گروههای غیراسلامی تا وقتی به توطئه و اقدام عملی براندازانه علیه نظام دست نزدهاند در فعالیت و بیاننظر خود آزادند، به جایی نمیرسیدیم که حتی مومنان به اسلام و راه امام، فقط به جرم اینکه روش و سلیقه گروهی را نمیپسندند، ولو حاضر به عمل در چارچوب قانون اساسی باشند نیز حذف و دفع شوند؛ اگر هر مخالفی را معارض و هر معارضی را برانداز به حساب نمیآوردیم و اگر در برخورد با متهمان امنیتی و قضایی ابتداییترین موازنی قانونی ، مبنی بر رعایت حقوق شهروندان از جمله متهمان را رعایت میکردیم ، دیگر زمینهای برای ربودن عناوین مجاز و انجام فعالیتهای غیرمجاز تحت نام عناوین مجاز فراهم نمیآمد.
ولی به هر حال، اشکال در کار بخشهایی از حکومت یا گروههای فشار دارای مصونیت ، توجیهگر رفتار خلاف مدعیان آزادی و زیر پا نهادن اخلاق انسانی و موازین مردمسالاری نیز نمیشود.
اینک به شما عزیزان مخاطب نامه خود میگویم: تامل کنید که اگر رفتار حکومت در بسیاری از موارد متاثر از تاریخ استبدادزدهی ما است ، همین حکم در مورد منتقد و روشنفکر و اپوزیسیون ما هم صادق است، هرچند سهم و دایره اثرشان یکسان نبوده و نخواهد بود.
سیر به سوی نظام مردمسالار ، نیازمند پا گرفتن فرهنگ مردمسالاری است.
در کشور ما ، این فرهنگ میتواند با تکیه بر اخلاق ، انصاف وادب اسلامی که رواداری را برای بشریت به ارمغان آورد و با ایجاد و تقویت مناسبات اجتماعی دموکراتیک و فرآیندهای سیاسی مردمسالار پا بگیرد و پیش برود.
این بر عهده نسل جوان ما است که با تأمل و تذکر نسبت به وضعیت تاریخی موجود ، خواست شجاعانهی خود را در جهت استقرار مردمسالاری سازگار و با دین و فرهنگ خود با تدبیر و تحمل پیگیری کند ؛ همهی منابع و موانع آن را بشناسد و با آنها مدبرانه رو به رو شود. مردمسالاری هم یک اندیشه، هم یک راه، و هم یک روش است.
همه اینها را باید بیاموزیم و بیاموزانیم و با هم به کار گیریم.
امروز حتی آنان که به قانونی نیز اعتقادی ندارند ، در فضای آفریده شده کنونی ناچارند دم از قانون بزنند و کار خود را توجیه قانونی کنند ، پس در پی کارآیی و کارآمدی «قانون» در همه سطوح باشیم.
امروز گرچه هنوز نقد و نظر هزینههای سنگینی دارد، ولی دیگر منتقد ، دشمن پیغمبر قلمداد نمیشود.
امروز گرچه هنوز این درد و مصیبت را داریم که انسانی دانشمند که شاید سابقهی حضورش در انقلاب و جبهه، بیش از سابقهی تصدی فلان قاضی بیتجربهای باشد که گشاد دستانه حکم ارتداد صادر میکند و مبارزی که پا و سلامت خود را برای انقلاب داده و همواره از موضع دین خواستار اعتلای آزادی بوده است ولو در برداشت و نظر خود دچار خطا شده باشد به ناحق به ارتداد متهم و بر اساس آن محکوم میشود، ولی این نیز دستاورد کمی بر جامعهی ما نیست که جز معدودی افراد ، هیچکس از حوزههای علمیه گرفته تا دانشگاهها و تا سطح مسوولان، این برخورد و حکم را پذیرا نمیشوند.
امروز دخالت در امور و احوال شخصی افراد به مراتب کمتر از گذشته شده است.
گرچه حتی یک مورد آن نیز ناحق و نابهجاست امروز گرچه در برابر قانونی کردن حدود و ثغور جرم سیاسی در عمل به نص قانون اساسی مقاومت میشود ، ولی مقاومتکنندگان در اقلیت شکنندهای قرار گرفتهاند؛ همانگونه که همپیمانان دیروز آنها نیز ناچارند با شعار اصلاحات در صحنه حضور یابند و از انتساب بیپرده به گرایشهای تنگنظرانه پرهیز کنند.
امروز در ورای تغییرات بنیادینی که در مناسبات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی رخ داده و بازگشت به دوران پیش از اصلاحات را ناممکن کرده است، میتوان از روندها و چشماندازهای روشنی در عرصه اقتصاد کشور نیز سخن گفت.
هرچند ثمرات کار اصلاحات در قلمرو اقتصاد نیز از همان داوریهای ناصواب در امان نمانده است و چنان وانمود شد که چون صبغهی دفاع از آزادیها و حقوق مردم در این چند سال پررنگتر بوده ، پس توجه به مسایل اقتصادی جامعه و سازندگی کشور در اولویت نبوده است.
اینکه کشور در این دوران توانست از یک ثبات نسبی و شکوفایی اقتصادی برخوردار شود ، به یقین متاثر از همان روند اصلاحی است که همهی عرصههای جامعه را در بر گرفته بود.
کاستن از شکافهای تاریخی میان جامعه و حکومت، حمایت از تاسیس وتقویت نهادهای مدنی، دفاع از حقوق ملت و جلب مشارکت مردم ، بیش و پیش از هر چیز نتایج اقتصادی دارد.
آثار عمیق این حرکت را نمیتوان به سادگی از صحنه جامعه زدود حتی نتایج بسیاری از اصلاحات بنیادین اقتصادی را باید در سالهای آینده دید.
دولت توانست متوسط رشد تولید ناخالص داخلی در سال را از 8/3 درصد در برنامهی دوم توسعه به 2/5 درصد در برنامهی سوم برساند.
به طوری که اکنون اقتصاد ایران رشد 4/7درصد را از سالهای 1381 به بعد تجربه میکند.
متوسط نرخ تورم از 1/25 درصد در برنامهی دوم به 2/13 درصد در برنامهی سوم کاهش یافته است.
متوسط رشد سرمایهگذاری از 9/7 درصد در برنامهی دوم به 7/10 درصد در برنامهی سوم رسیده است.
ایجاد سالانه حدود 700 هزار فرصت شغلی موجب شده است که بهرغم افزایش روزافزون سطح تقاضای اجتماع برای کار، روند ایجاد اشتغال آهنگ مثبتی بیابد.
دولت تا کنون با بردباری و خویشتنداری، حرکتهای سازندهای را در جهت انجام اصلاحات گسترده اداری و ساختاری، حفظ قدرت خرید حقوقبگیران، تداوم سیاستهای تمرکززدایی ، اتخاذ سیاستهای ویژه برای تامین منابع مالی برای طرحهای اشتغالزا، جلب مشارکت بخش خصوصی، فراهم آوردن زمینههای توسعه سرمایهگذاری داخلی و خارجی، افزایش رفاه اجتماعی و توزیع درآمد، سیاست تثبیت اقتصادی و شفافسازی بودجه، یکسانسازی نرخ ارز و کاهش تصدیگری به انجام رسانده است و خود نیز همواره منتقد کاستیهای خود بوده است.
دستاوردهایی همچون تدوین و اجرای لایحه برنامهی سوم توسعه، شکلدهی حساب ذخیره ارزی و انباشت میلیاردها دلار در طی 4 سال در آن و برداشتهای قانونی از آن توانسته است آثار ملموسی در اقتصاد کشور به جا گذارد.
حدود یک سوم از این حساب به لحاظ اتخاذ راهبرد مهم و تعیینکننده یکسانسازی نرخ ارز برداشت و به سپردههای بانک مرکزی اضافه شد که نتیجهی آن کاهش نرخ ریسک و افزایش اعتبار اقتصادی کشور در نزد موسسات مالی و پولی دنیا بوده است.
حدود یک سوم از این میزان ذخیرهی ارزی نیز برای جهش در طرحهای عمرانی کشور، بهویژه بخش آب، شبکههای آبرسانی، راه و حمل و نقل، کشاورزی و معادن اختصاص یافت که ثمرهی آن تسریع در اتمام طرحهای عمرانی و ایجاد رشد و اشتغال بیشتر بوده است.
بیش از یک سوم از این مبلغ یعنی 6/8 میلیارد دلار هم برای شکوفایی تولید ، فناوری کارآفرینی در اختیار بخش خصوصی قرار گرفته است.
علاوه بر این زیرساختهای اقتصادی ، امروز کشور ما برخوردار از ظرفیتهای علمی جدید، نیروی انسانی تحصیلکرده و ماهر و کارآمد شده است.
ظرف 7 سال گذشته بر اساس شاخصههای معتبر بینالمللی ایران توانسته است از رشد تولید علمی 400 درصدی برخوردار باشد.
پیشرفتهای عظیم در عرصهی اکتشاف، استخراج وبهرهبرداریهای بهتر از نفت و گاز، تحرک همهجانبه در گسترش فناوریهای ارتباطات و اطلاعات، به خوبی در سطح کشور قابل مشاهده است.
امروز حرکت سدسازی، تولید برق و انرژی، رشد کشاورزی و صنعت و...همگی با شتاب و گستردگی بیشتری از گذشته در جریان است.
بر این اساس به روشنی میتوان دید که پشتوانهی اقتصاد کشور قویتر از هر زماندیگر است و محوریت علم و فناوری نیز شاکلهی برنامههای توسعهی همهجانبه کشور شده است.
امروز تنشزدایی و رابطهی منطقی با جهان ، نه یک انحراف، از اصول که یک سیاست اصلی و مقبول است.
هرچند در عمل بهتر و مناسبتر میتوان رفتار کرد.
تعامل با جهان دیگر نه سازش و کاری ضدارزش، که عین حکمت و تدبیر به حساب میآید و در جهان به هم پیوستهی امروز، راه اصلی تداوم انقلاب اسلامی و دستیابی به پیشرفت و استقلال محسوب میشود.
در هر حال من همچنان بر سه اصل آزادی در اندیشه، منطق در گفتار و قانون در عمل تاکید میکنم و آن را راه حقیقی اسلام و راه امام و مورد قبول وجدان عمیق اکثریت قاطع مردم و بهخصوص نخبگان منصف میدانم.
ممکن است ما در نمایندگی از ملت، در عمل به این سه اصل در بسیاری از موارد ناموفق بوده باشیم؛ مدعی نیستم که حاصل تلاشهای ما در دفاع از حقوق ملت در همهی زمینهها به فرجام رسیده و در نتیجه ملت به همهی آرمانهای خود دست یافته است ، مدعی آنم که اما راه اصیل مردمسالاری و تحقق آرمانهای تاریخی ملت توقف نخواهد داشت و مردم ما راه اصلاحات را ادامه خواهند داد بیآنکه از دین جدا شوند.
ملت ما آزادی و استقلال و پیشرفت را نه در خروج از جمهوری اسلامی که به قیمت گرانی به دست آورده است ، و نه در بازگشت به خودکامگی به هر نام، بلکه در سازگار کردن هرچه بیشتر این جمهوری با خواستهای تاریخی خود و استقرار همهجانبه مردمسالاری دینی میجوید.
آنکس در صحنه خواهد ماند که با مطالبات واقعی مردم همگام شود ؛ و واقعیت زمانه بسیاری را همگام خواهد کرد امروز ملت ایران در عرصهی جهان، با سابقهی درخشان مدنی و فرهنگی خود، به عنوان ملتی نامآور شده است که بر پایهی دین اسلام، خواستار استقرار نوعی از مردمسالاری است که در آن معنویت با آزادی و پیشرفت با اخلاق همراه باشد.
این دستاورد میتواند در صورت انقلاب و جمهوری اسلامی آنگونه که مردم میخواستند و میخواهند برای همهی جهان اسلام و بهخصوص نسل جوان و فرهیختهی این جهان الگوآفرین باشد.
نسلی که از وابستگی به بیگانه آزرده است و خود را مستحق آزادی و حاکمیت بر سرنوشت خود، بدون بریدن از فرهنگ ملی و دینی خویش میداند و از حرکتهای افراطی و تنگنظر که میکوشند خشونت و قیمومیت متعصبان را بر جوامع تحمیل کنند ، سخت نگران و بیزار است.
مبادا کجاندیشیها ، تنگنظریها و توهمگراییها ، این فرصت مغتنم را از ما و انقلاب و ملت بزرگ ما بگیرد.
در پایان باز بر این نکته تاکید میکنم که همه ما و شما جوانان عزیز باید این پندار غلط را که حاصل یک بیماری تاریخی است از ذهن خود بزدایم که: برای رهایی باید منتظر قهرمان بود.
"قهرمان شمایید و مسوولانی شایسته شمایند که خواست شما را درک و در جهت آن حرکت کنند.
کلام بلند خداوند جل و علیرا از یاد نبریم که: خداوند سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد مگر که آن قوم، جان خود را دگرگون کند.
صحنه شگفتانگیزی را که اندیشه و دست هنرمند آلمانی، «برشت» آفریده است همواره در نظر داشته باشید که: چون گالیله در برابر کلیسای متعصب و سختگیر مجبور شد از نظریهی علمی خود توبه کند ، پارهای از شاگردان پرحرارت او پرخاشگرانه بر استاد نکته گرفتند که: «وای بر قومی که قهرمان آن تو باشی» و گالیله با کمال خونسردی پاسخ داد که وای به قومی که نیاز به قهرمانداشته باشد.
نیاز جدی امروز ما ، تأمل و بازاندیشی همگانی در احوال خویش برای عبور از کلیشهها و قالبهای استبدادزدهی ناکارآمد و گشودن راه گفت و گوی همدلانهی انتقادی در همهی سطوح و لایههای اجتماعی است.
ایمان به خداوند ، امید به آینده و اعتماد به خویش هم مبنا و هم حاصل این کار است.
به یاری خدا در این راه باز هم با شما سخن خواهم گفت و همچنان نیازمند نظرهای شما خواهم بود ما در آغاز راهنو اصلاحگری و نه در پایان آن هستیم.
تداوم آن با شما و آیندهی روشن آن از آن شما است ، شما سازندگان اصلی فردای روشن ایرانید ، پس:
گمان مبر که به آخر رسید کار مغان
هزار بادهی ناخورده در رگ تاک است



نامهای برای فردا  1
نامهای برای فردا  2
نامهای برای فردا  3
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
اختلافات با تعامل قابل حل است

اختلافات با تعامل قابل حل است

قانون اقدام راهبردی برای رفع تحریم‌ ها، تامین‌کننده منافع ملی کشور است. البته باید این را هم در نظر داشته باشیم که منافع ملی کشور زمانی تامین می‌شود که در کشور میان مسؤولان هم‌صدایی و میان مردم وحدت وجود داشته باشد. چرا که یکی از مولفه‌های قدرت و امنیت کشور وحدت کلمه میان مردم و همصدایی مسوولان است.

نباید پیام دوگانگی ارسال کرد

نباید پیام دوگانگی ارسال کرد

با توجه به اظهارنظر اخیر آقای عراقچی، معاون وزیر خارجه کشورمان مبنی بر بررسی پیشنهاد حضور ایران در نشست غیررسمی با حضور آمریکا باید گفت به هیچ‌وجه نباید هیچ‌گونه مذاکره‌ای چه در سطح رسمی و چه در سطح غیررسمی با حضور آمریکا انجام شود.

بی‌اثری رفتارهای نمادین

بی‌اثری رفتارهای نمادین

همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک و وعده‌های جدید از سوی غرب، ایران باید به‌عنوان یک الزام استراتژیک، اقداماتی را که در قالب قانون رفع تحریم‌ها شروع کرده به‌صورت کامل ادامه دهد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر