تیره روزی های کیف قاپ نیمه وقت

دنیای زندگی تبهکاران و خلافکاران از جذاب ترین موضوع های مورد علاقه مردم هر اجتماعی است. مردم دوست دارند در مورد آدم های اینگونه ، فیلم تماشا کنند، داستان بخوانند و رویدادهای زندگی آنها را
کد خبر: ۳۷۱۳۳

دنبال کنند.
به همین دلیل حجم قابل توجهی از تولیدات رسانه ای همچون : فیلمهای سینمایی ، سریال های تلویزیونی ، گزارش های مطبوعاتی ، کتاب های داستان و... به موضوع های پلیسی - جنایی اختصاص پیدا می کند.
موضوع هایی که صرف نظر از پرداخت خالق اثر، در ابتدای امر، جذاب و هیجان انگیز هستند. فیلم داستانی «شب عقرب» آخرین ساخته مسعود آب پرور نیز آگاهانه از همین جذابیت برای پرداختن به داستان خود استفاده می کند.
بنا و ساختمان اصلی داستان درباره گروهی از خلافکاران است که به کار «کیف قاپی» اشتغال دارند.
در حین برگزاری یک مسابقه غیرقانونی «موتورسواری» میان آن دو نفر بر سر تصادف با یک پزشک و مجروح شدن وی ، درگیری پیش می آید و با متواری شدن یکی از آنها، ماجراهای داستان ، یکی پس از دیگری به وجود می آیند.
«مسعود آب پرور» کارگردان این فیلم که سابقه تولید چندین فیلم با موضوع ماورایی را دارد، در این فیلم سوژه مذکور را با پرداختی «ماورایی» در هم می آمیزد و با قرار دادن شخصیتی که دارای حس ششم است ، سیر حوادث امروز داستان را به گونه ای خاص پیش می برد.
به این ترتیب که برخلاف فیلمهای پلیسی که حل و فصل ماجراها و مسائل ، متکی بر استدلال های منطقی ، پی گیری های پلیسی ، تعقیب و گریز و... است ، در این فیلم دختری که می تواند با لمس اشیائ، سابقه آنها را حدس بزند، با بهره گیری از این حس خود، موفق می شود واقعیت را کشف و حقیقت را روشن کند.
یکی از ویژگی های مشخص «شب عقرب » ساختمان تصویری اثر است. آب پرور علاوه بر کارگردانی آثار نمایشی تلویزیونی ، سابقه ساخت چند نماآهنگ را نیز دارد که تقریبا اکثر آنها، از جهت سبک و سیاق ، به نسبت نماآهنگ های ساخته شده در تلویزیون آثار متفاوتی محسوب می شوند.
این تجربیات نیز در این فیلم ، به خوبی به کمک کارگردان آمده تا ساختار تصویری متفاوتی را به مخاطب خود عرضه کند.
عنوان بندی فیلم ، با تصویر سیاه و سفید جذابی از چگونگی فراهم آمدن مقدمات برگزاری یک مسابقه موتور سواری آغاز می شود.
این صحنه ها به صورت موازی ، با صحنه های جشن تولد نامزد سعید پیش می رود و تقریبا پیش از پایان عنوان بندی آغازین ، بیننده هم از حال و هوای فعالیت های سعید مطلع شده است و هم با ویژگی منحصر به فرد نامزد سعید آشنا شده است.
این ایجاز و ریتم مناسب تقریبا تا صحنه تصادف به خوبی پیش می رود و از این مقطع با رخ دادن تصادف ، گره اصلی داستان پیش می آید.
یکی از مسائلی که در مورد این فیلم وجود دارد، فضای تیره و تار نیمه اول داستان است. این فضا از ابتدای فیلم آغاز می شود و تا صبح روز پس از تصادف ادامه می یابد.
این نیمه از داستان به دلیل استفاده از رنگ های تیره استفاده از حداقل نورپردازی و... فضایی را پدید می آورد که شاید تحمل آن برای بیننده عادی چندان آسان نباشد. البته نمی توان از این نکته صرف نظر کرد که چنین فضایی تاثیر زیادی در خلق حال و هوای فیلم دارد.
اما به نظر می رسد افراط در آن به گونه ای ارتباط مخاطب را با اثر دچار مشکل می کند.
«شب عقرب» در کنار روایت داستان پلیسی با حال و هوایی نزدیک به فیلم های نوآر، تلاش می کند تا در زمینه تکنیکی نیز، قابلیت های خاصی را ارائه کند.
در این زمینه می توان به تلاش کارگردان در فراهم کردن گروهی حرفه ای متشکل از کاظم شهبازی (تصویربردار) و رضا بهارانگیز (تدوین گر) اشاره کرد. موتور در اکثر صحنه ها و در کادربندی های کارگردان ، به عنوان یک عنصر صحنه و یا به عبارت بهتر یک شخصیت حضور دارد.
بخش عمده ای از حرکتهای دوربین نیز یا از روی موتور آغاز می شود و یا به آن ختم می شود. استفاده تدوین گر از شیوه «جام کات» نیز تاثیر خوبی در معرفی شخصیت سعید، به عنوان فردی طغیان گر و شورشی دارد.
هر چند در این معرفی انتخاب مناسب «حامد بهداد» و بازی خوب این بازیگر نیز چندان بی تاثیر نیست.
بهداد با سابقه ذهنی که مخاطب از فیلمهای دیگرش همچون ؛ آخر بازی و این زن حرف نمی زند دارد، توانسته است حس اضطراب را به خوبی منتقل کند.
البته در مورد بازی شیوا بلوریان نامزد سعید، نکته ای قابل ذکر است. این بازیگر، برای ایفای نقش شخصیتی با ویژگی و توانایی خاص ، به جای آن که به یک نوع بازی درونی روی بیاورد، بازی خاصی را با واکنش های بیرونی انتخاب می کند که چندان مناسب این نقش نیست.

رضا استادی
ostadi@jamejamdaily.net

 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها