برنامه «نمای پنهان» دقیقا با همین هدف مهم شکلگرفته است تا با شکافتن لایههای پشت پرده هالیوود و بهچالشکشیدن پروژههای سیستماتیک اسلامهراسی و ایرانهراسی در سینمای غرب، به آگاهیبخشی عمومی بپردازد. مجتبی سلیمانزاده، مدیرگروه تولید و امور هنری شبکههای نمایش و تماشا، در گفتوگو با جامجم ضمن تشریح ابعاد و جزئیات این مجموعه تلویزیونی تأکید میکند که این برنامه میکوشد با رصد دقیق تحریفهای تاریخی و مواجهه هوشمندانه با جنگ روانی در شبکههای اجتماعی، نسل جدید و دیگر مخاطبان را از اهداف پنهان این محصولات آگاه کند، بهگونهای که تیم سازنده این اثر با ظرافت رسانهای به نقد و تحلیل فیلمهایی نظیر «تکتیرانداز آمریکایی» و «زیر سایه» میپردازد تا بدون بازنشر و ترویج ناخواسته قدرت نظامی غرب، ماهیت واقعی این آثار نمایشی برای مخاطبان بهطور کامل روشن شود. گفتوگوی ما با مجتبی سلیمانزاده، مدیرگروه تولید و امور هنری شبکههای نمایش و تماشا دراینباره است.
سلیمانزاده در خصوص دغدغههای برنامهسازان در شبکههای نمایش و تماشا میگوید: این شبکهها در کنار فعالیت در حوزه سرگرمی، پخش آثار پرمخاطب نمایشی و بازپخش فیلمهای آرشیوی، به مسئولیت رسانهای خود نیز توجه دارند. هدف ما در سالهای اخیر این بوده که با تولید فیلرها و میانبرنامهها، سطح سواد رسانهای مخاطبان را ارتقا دهیم. ما تمایل نداشتیم صرفا یک برنامه آموزشی ساده و خشک بسازیم؛ بنابراین تصمیم گرفتیم تلفیقی از سرگرمی و آموزش ایجاد کنیم. در این شیوه محتوای نمایشی پخش و همزمان توضیحات لازم ارائه میشود تا از قالبهای متداول و تکراری برنامهسازی فاصله بگیریم.
وی با تأکید بر اینکه نمیخواستند برنامهای صرفا متشکل از چند کارشناس باشد که روبهروی هم بنشینند و فیلم نقد کنند، ادامه میدهد: تلاش کردیم اثری تولید کنیم که از نظر بصری برای مردم جذاب باشد و صحنهها و تصاویری از بازیگران را به نمایش بگذارد که مخاطب انتظار دیدن آنها را در تلویزیون ندارد.
این شیوه باعث میشود بیننده درنگ کند و پیام برنامه را بهتر دریابد. هدف اصلی ما نشاندادن لایههای پنهان فیلمسازی در هالیوود و سینمای غرب است تا روشن شود آنها به دنبال چه مقاصدی هستند. اکثر این آثار براساس سناریوهای از پیش طراحیشده ساخته میشوند و برنامههای آینده خود را در قالب فیلمها و سریالها پیاده میکنند. آنها سیاستهای کلی خود را در قالب آثار نمایشی به تصویر میکشند تا انتظارات مورد نظرشان را در جامعه جهانی شکل دهند.
سلیمانزاده در ادامه بیان میکند: هدف ما در شبکه نمایش افزایش سطح سواد رسانهای است. بخشهایی از این آثار همراه با صدای نریتور پخش میشود تا مخاطب تفکر پشتصحنه فیلمساز و کمپانیهای سازنده را بشناسد.
اسلامهراسی و ایرانهراسی هدف آنهاست
وی در پاسخ به این پرسش که آیا پیش از این برنامهای با این رویکرد ساخته شده است، میگوید: برنامههایی با سبکهای دیگر داشتهایم؛ برای مثال برنامه «سینما سیاست» در شبکه چهار پخش میشد. در مقطعی نیز در شبکه یک برنامههایی با کارشناسی مجید شاهحسینی یا دکتر عباسی به مدت چند دقیقه پشتصحنه فیلمها را تحلیل میکردند و سپس فیلم روی آنتن میرفت. حتی قرار بود شبکه یک چنین پروژهای را ادامه دهد؛ اما متوقف شد. بااینحال جای چنین قالبی در قاب سیما خالی بود و به همین دلیل ما سراغ آن رفتیم.
وی میافزاید: در مرحله اول دو هدف عمده را دنبال کردیم که شامل بررسی اسلامهراسی و ایرانهراسی بود. تمرکز فعلی برنامه بر آثاری است که تصویری غیرواقعی و هراسانگیز از ایران ارائه میدهند یا اسلام را منطبق بر خواست دنیای غرب بازنمایی میکنند. بررسی موضوع سلطه نظامی آمریکا را نیز در دستورکار داریم که امیدواریم در صورت تأمین و نگارش محتوا در فصلهای آینده ارائه شود. این دستهبندی موضوعی پیش از این کمتر در شبکههای دیگر سابقه داشته است. قالب ما گفتوگومحور و متکی به حضور مجری و کارشناس در استودیو نیست. ما خود فیلم را در قالبی نزدیک به ۱۵دقیقه نمایش میدهیم و با توضیحات همراه میسازیم تا فضای داستان، نقاط کلیدی، اهداف سازندگان و نقاط ورود و اوج و فرود اثر برای مخاطب مشخص شود.
سلیمانزاده درباره ارتباط موضوعات برنامه با تحولات روز میگوید: طرح این برنامه پیش از وقوع جنگ ۱۲روزه نوشته و آماده تولید شده بود. با وقوع جنگ ۱۲روزه تلنگری ایجاد شد؛ زیرا بسیاری از حوادث جاری عینا در فیلمها و سریالها به تصویر درآمده بود. برای ملموستر شدن بحث و نشاندادن سوءاستفاده غرب از نمایش، ارجاعات برنامه را به رویدادهای روز متصل کردیم تا مخاطب نیازی به جستوجو در حافظه تاریخی نداشته باشد و دیالوگها را در بستر حوادث زنده امروز لمس کند. تعدادی از قسمتها را در فاصله جنگ ۱۲روزه تا جنگ رمضان تولید کردیم. پس از جنگ رمضان و اعمال محدودیتهای اینترنتی، وقفهای در کار ایجاد شد که فرصتی در اختیارمان گذاشت تا به دادههای تازهای دست پیدا کنیم و بر اساس آنها، محتوا را دقیقتر و عینیتر بسنجیم.
تخصص غرب در وارونه جلوهدادن حقیقت
وی با اشاره به تحریف تاریخ در آثار غربی ادامه میدهد: در برخی فیلمها، واقعیتها را کاملا وارونه نشان میدهند. برای مثال، این تصور را القا میکنند که گویی وقایع پس از انقلاب به مردم تحمیل شده است.
بر این اساس در چنین آثاری اعزام نیرو به جبهه در دفاعمقدس هشتساله را اجباری نشان میدهند، درحالیکه میدانیم مردم آن زمان برای اعزام به جبهه از یکدیگر سبقت میگرفتند.
وی تصریح میکند: بخش عمده این آثار محصول مشترک فرانسه و آلمان هستند و تصویری از نارضایتی عمومی ارائه میدهند؛ درحالیکه خود این کشورها بهویژه فرانسه از سال ۲۰۰۳ تا هماکنون با بحرانها، اعتراضات گسترده، خشونت پلیس و کشتار معترضان مواجه هستند و آمار درستی نیز ارائه نمیدهند. هدف این آثار، القای شکاف میان مردم و نظام است؛ حال آنکه نظام ریشه در اراده مردم دارد.
ما نمیخواهیم این موضوعات را گلدرشت بیان کنیم، بلکه واقعیت و ادعاهای طرف مقابل را کنار هم میگذاریم تا قضاوت بر عهده خود بیننده باشد.
سلیمانزاده درباره مواجهه با نسل جدید و نوجوانان میگوید: نسل گذشته واقعیتها را زیسته و لمس کرده است؛ بنابراین حتی با دیدن صدها اثر تحریفشده فریب نمیخورد، اما دغدغه اصلی ما جوانان و نوجوانان هستند که تصویر عینی از آن دوران ندارند و ممکن است دریافتی متأثر از سینمای غرب داشته باشند. این قشر معمولا کمتر پای تلویزیون مینشیند و وقت خود را در فضای مجازی و شبکههایی، چون اینستاگرام و یوتیوب سپری میکند. هدف ما این بود که حقیقت را با زبانی بیان کنیم که این گروه سنی از مخاطب را به تأمل و توقف وادارد. همچنین با یادآوری این نکات تلاش کردیم آموزش درستی ارائه شود و اثرگذاری روایتهای تحریفشده کاهش یابد.
وی درباره حضور در فضای مجازی میافزاید: ما بدون ملاحظهکاریهای معمول سراغ صحنهها و بازیگرانی رفتیم که شاید حضورشان در تلویزیون مرسوم نبوده است. در زمینه بازنشر در رسانههای اجتماعی بهدلیل وقفههای ناشی از جنگها و قطعی اینترنت کمکاریهایی رخداد. باور داریم این محتوا باید در پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تلگرام بازنشر شود؛ زیرا نسل زد مخاطب مستقیم این فضاهاست. از اینرو در فصل جدید قصد داریم علاوه بر تولید قسمتهای تازه، گزیدههایی از فصل نخست را بهصورت گسترده در بسترهای آنلاین منتشر کنیم.