همگرایی ملی برای توسعه سواد رسانه‌ای 

سیدتقی کمالی در یادداشتی به مناسبت هفته جهانی سواد رسانه‌ای ۲۰۲۶، راهکارهای تقویت سواد رسانه‌ای، مقابله با اطلاعات نادرست و نقش هوش مصنوعی را بررسی می‌کند.
هفته سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی فرصتی برای پیوندزدن آگاهی‌بخشی عمومی به ظرفیت‌سازی پایدار است. پرسش محوری یادداشت پیش‌رو این است که چگونه ظرفیت‌های آموزشی، پژوهشی و رسانه‌ای موجود به یادگیری مستمر و بهبود تصمیم‌های اطلاعاتی مردم پیوند می‌خورند؟ پیشنهاد محوری من تقویت همگرایی نهادی و اجتماعی برای دستیابی به نتایج مؤثر و قابل ارزیابی است؛ همگرایی‌ای که ظرفیت‌های آموزشی، پژوهشی و رسانه‌ای کشور را به بهبود توان شهروندان برای فهم اطلاعات، سنجش اعتبار و انتخاب آگاهانه پیوند دهد.
کد خبر: ۱۵۷۲۳۳۵
نویسنده سیدتقی کمالی/ معاون پژوهش و نوآوری انجمن سواد رسانه‌ای ایران

جام جم آنلاین: ارزش این رویکرد زمانی آشکار می‌شود که آثار و نتایج حاصل از آن در کیفیت مواجهه مردم با مسائل واقعی زندگی دیده شود و تجربه‌های کسب‌شده، مبنای اصلاح فعالیت‌های بعدی قرار گیرد. ارزیابی این همگرایی باید علاوه بر توان شهروندان، کیفیت پاسخگویی رسانه‌ها و سکوها، دسترسی به اطلاعات معتبر و عملکرد نهاد‌های مسئول را نیز در بر گیرد.


هفته جهانی سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی ۲۰۲۶، از ۲ تا ۹ آبان ۱۴۰۵، برابر با ۲۴ تا ۳۱ اکتبر، با شعار «همه نقش داریم؛ سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی برای مردم» برگزار می‌شود. یونسکو برای این دوره رویکردی مشارکتی و غیرمتمرکز در نظر گرفته است که سیاست‌گذاران، فعالان آموزشی و رسانه‌ای، خانواده‌ها، جوانان و جامعه مدنی را در بر می‌گیرد. معتقدم این جهت‌گیری، ضرورت تعریف مسئولیت‌های مکمل را می‌رساند، به‌گونه‌ای که همکاری میان بازیگران به رفع نیاز‌های مردم و بهبود کیفیت محیط اطلاعاتی بینجامد و سهم هر حوزه در این فرآیند قابل بررسی باشد. 


اعلام تصویب ایجاد ۱۶ شاخه منطقه‌ای و موضوعی در ائتلاف سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی یونسکو، در ۲۲ اکتبر سال‌جاری (۳۰ مهر ۱۴۰۵) این جهت‌گیری را در سطح سازمان‌دهی نیز نشان می‌دهد. شاخه‌های هوش مصنوعی، خانواده‌ها، شهر‌ها و مشارکت جوانان زمینه تبادل تجربه و همکاری تخصصی را گسترش می‌دهند. این تجربه می‌تواند برای ایران الهام‌بخش باشد: پیوند مؤثر میان شبکه‌های موجود با حفظ تنوع تخصصی و استقلال حرفه‌ای آنها. البته ایجاد شبکه، به‌خودی‌خود دال بر اثربخشی نیست؛ نتیجه به کیفیت همکاری، تناسب فعالیت‌ها با نیاز‌های اجتماعی و امکان یادگیری از ارزیابی وابسته است، بنابراین همگرایی در سطح ملی و محلی با توافق بر مسائل مشترک، تقسیم مسئولیت‌های مکمل، تبادل تجربه و استفاده از نتایج ارزیابی‌ها حاصل می‌شود. 


در ایران نیز برنامه‌های اعلام‌شده برای هفته سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی و در امتداد آن، از والدگری رسانه‌ای و تربیت مربی تا نقش سکوها، آموزش معلمان و بازی‌های ویدئویی ظرفیت همکاری میان نهاد‌های مختلف را نشان می‌دهد. این تنوع می‌تواند مبنای مسیر‌های آموزشی متناسب با موقعیت گروه‌های اجتماعی قرار گیرد. در ارزیابی این ظرفیت باید میان اعلام برنامه، اجرای آن و آثار حاصل تمایز گذاشت، زیرا خبر برگزاری یا گستره مشارکت به‌تنهایی میزان یادگیری و تغییر رفتار را نشان نمی‌دهد. 


تجربه جهانی نیز فاصله میان پذیرش اهمیت سواد رسانه‌ای و نهادینه‌شدن آن را آشکار می‌کند. یونسکو در گزارش سال ۲۰۲۵ «سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی برای همه؛ رفع شکاف‌ها»، بر پایه بررسی سیاست‌ها و برنامه‌های درسی ۱۹۴ کشور عضو، گزارش کرده است که تنها ۴۳ درصد کشور‌ها عناصری از این شایستگی‌ها را در برنامه‌های درسی رسمی ملی گنجانده‌اند. اطلاعات ارائه‌شده وضعیت ادغام در سیاست‌ها و برنامه‌های آموزشی را توصیف می‌کند و سنجه مستقیمی از مهارت شهروندان یا کیفیت تدریس نیست. ارتباط آن با جامعه ما از جنبه پیوند میان سیاست، پشتیبانی از آموزش و استمرار یادگیری قابل توجه است. 
تحول هوش‌مصنوعی ضرورت این پیوند را بیشتر کرده است. سامانه‌های هوشمند در تولیدمحتوا، دسترسی به منابع و شکل‌دادن به آنچه می‌بینیم و می‌خوانیم، نقش دارند. از این‌رو آموزش باید فهم فرآیند تولید و توزیع اطلاعات را نیز در بر گیرد. یونسکو در معرفی ماژول تازه خود درباره پیوند سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی با هوش‌مصنوعی بر تفکر انتقادی و عاملیت انسانی تأکید کرده است و به این شکل توان انتخاب و تصمیم‌گیری آگاهانه انسان را در محوریت قرار داده و اعلام کرده است که رونمایی از آن در همین هفته انجام خواهد شد. بر این مبنا یادگیری کار با ابزار باید با شناخت محدودیت‌ها، بررسی خروجی و آگاهی از پیامد‌های استفاده همراه باشد. 


بر این باورم که به «سنجشگری فراگیر» نیاز داریم، یعنی گسترش توان ارزیابی ادعاها، شواهد و منابع در میان گروه‌های مختلف اجتماعی در موقعیت‌های روزمره زندگی؛ توانی که با تشخیص حدود دانش و آمادگی برای اصلاح داوری همراه می‌شود. 
با توان سنجش، تحلیل و ارزیابی هر فرد می‌تواند داوری آگاهانه‌تری داشته باشد، کیفیت شواهد را بسنجد و در برابر اطلاعات تازه نظر خود را اصلاح کند. این استقلال با استفاده سنجیده از دانش متخصصان و منابع معتبر تقویت می‌شود و به توان تشخیص صلاحیت، منشأ ادعا و تعارض منافع نیاز دارد. هدف آموزشی باید شکل‌گیری اعتمادی متناسب با شواهد باشد؛ اعتمادی که امکان پرسشگری، تشخیص عدم قطعیت و بازنگری را حفظ کند.


برای مثال در مواجهه با یک پاسخ هوش‌مصنوعی، فرد باید بتواند ادعای اصلی را مشخص کند، وجود، اعتبار، تاریخ و ارتباط منابع معرفی‌شده را مورد بررسی قرار دهد و بسنجد که آیا محتوای آن منابع واقعا از ادعای مطرح‌شده پشتیبانی می‌کند. فرد باید بتواند میان داده، تفسیر و پیشنهاد تمایز بگذارد. درباره تصمیم‌های مهم نیز لازم است بداند چه زمانی مراجعه به منبع اصلی یا متخصص ضروری است. چنین تکلیف‌هایی می‌توانند مبنای سنجش عملکرد قرار گیرند؛ البته تبدیل آنها به شاخص آموزشی، مستلزم آزمون و اعتبارسنجی متناسب با گروه مخاطب است.


تقویت این توانایی‌ها به شرایط محیط اطلاعاتی نیز وابسته است. چارچوب تحلیلی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در گزارش «واقعیت‌ها، نه جعلیات؛ مقابله با اطلاعات گمراه‌کننده و تقویت تمامیت اطلاعاتی» (مارس ۲۰۲۴) سه حوزه مکمل را برجسته می‌کند: شفافیت و پاسخگویی و تکثر منابع اطلاعاتی، تاب‌آوری اجتماعی و ارتقای سازوکار‌های حکمرانی و معماری نهادی. تمامیت اطلاعاتی در این بحث به شرایطی اشاره دارد که دسترسی به اطلاعات دقیق مبتنی بر شواهد و متکثر را تقویت می‌کند. از این چارچوب می‌توان نتیجه گرفت که آموزش شهروندان باید با بهبود شرایط تولید، توزیع و دسترسی به اطلاعات همراه شود. 
مسئولیت مشترک نیز باید متناسب با اختیار و قدرت اثرگذاری توزیع شود. شهروند به فرصت یادگیری و مهارت بررسی نیاز دارد. رسانه با روشن‌کردن منشأ ادعا، تفکیک خبر از نظر، اعلام تعارض منافع و اصلاح آشکار خطا امکان داوری مخاطب را تقویت می‌کند. رسانه‌ها از طریق شیوه تیترنویسی، انتخاب شواهد و گفت‌و‌گو با دیدگاه‌های متفاوت در عمل الگوی مواجهه با اطلاعات را آموزش می‌دهند. از این‌رو همکاری آنها در توسعه سواد رسانه‌ای باید با توجه به مسئولیت حرفه‌ای و نقش آموزشی روزمره آنها شکل گیرد.


سکو‌ها نیز باید امکان فهم و کنترل بیشتر کاربر بر پیشنهاد محتوا، شفاف‌سازی منشأ و نحوه تولید محتوا، کمک به تشخیص دستکاری‌های گمراه‌کننده و پیگیری اعتراض را تقویت کنند و درباره عملکرد خود پاسخگو باشند. 
برای سیاست‌گذار تسهیل دسترسی به اطلاعات معتبر، حمایت از پژوهش مستقل و فراهم‌کردن زمینه همکاری اهمیت دارد. تکثر منابع و امکان نقد شرایط لازم برای داوری آگاهانه‌اند. در این چارچوب، همگرایی باید مسئولیت‌ها را روشن‌تر کند و استقلال حرفه‌ای و حق انتخاب آگاهانه را افزایش دهد. 
در طراحی آموزش هسته مشترکی از پرسشگری، ارزیابی شواهد، شناخت حقوق و مسئولیت و تولیدمحتوای مسئولانه لازم است، اما مسیر یادگیری باید با موقعیت مخاطب تناسب داشته باشد. والد به تمرین گفت‌و‌گو با فرزند و حل تعارض رسانه‌ای نیاز دارد؛ معلم به طراحی تکلیف و ارزیابی یادگیری همراه با توسعه حرفه‌ای مستمر و دسترسی به منابع آموزشی معتبر؛ تولیدکننده محتوا به بررسی منبع، رعایت حقوق مخاطب و اصلاح خطا. این آموزش باید توان تولید و نشر محتوای سازنده، شکل‌گیری گفت‌وگوی مسئولانه و مشارکت آگاهانه را تقویت کند. فعالیت آموزشی هنگامی کاربردی‌تر می‌شود که یادگیرنده این مهارت‌ها را در موقعیتی نزدیک به زندگی خود تمرین کند و بازخورد بگیرد.


توجه به تفاوت‌های زبانی، منطقه‌ای و امکانات دسترسی نیز باید در انتخاب ابزار و محتوای آموزشی اثر بگذارد. بخشی از این همگرایی می‌تواند از مسیر مدرسه، کتابخانه، رسانه محلی و ظرفیت‌های اجتماعی موجود شکل گیرد تا آموزش برای گروه‌های کم‌برخوردار نیز دسترس‌پذیر باشد. مشارکت مخاطبان در شناسایی نیاز‌ها و بازنگری محتوا به تناسب بیشتر برنامه‌ها با تجربه واقعی آنان کمک می‌کند.
سنجش موفقیت باید از ابتدا با هدف یادگیری پیوند داشته باشد. تعداد نشست‌ها، مخاطبان و محصولات دامنه فعالیت را نشان می‌دهد، برای شناخت نتیجه لازم است توان انجام تکلیف و تغییر رفتار نیز بررسی شود. آیا شرکت‌کننده می‌تواند ادعایی را تا منبع اصلی پیگیری کند؟ آیا بازنشر چندباره یک خبر را از تأیید مستقل آن تشخیص می‌دهد؟ آیا در برابر پاسخ نامطمئن هوش‌مصنوعی، بررسی مستقلی انجام می‌دهد؟ این پرسش‌ها ارزیابی را به کیفیت تصمیم اطلاعاتی نزدیک می‌کنند.
ارزیابی پیش و پس از آموزش همراه با پیگیری در موقعیت‌های تازه می‌تواند نشانه‌هایی از یادگیری و ماندگاری آن فراهم کند. برای نسبت‌دادن تغییر به مداخله طراحی پژوهش قوی‌تر و در صورت امکان گروه مقایسه لازم است. همچنین باید بررسی شود که آموزش تا چه اندازه توان تمایز محتوای معتبر از نامعتبر را بهبود داده است؛ کاهش اعتماد به همه منابع، به‌تنهایی نشانه پیشرفت نیست. شفافیت درباره روش سنجش و محدودیت داده‌ها، امکان استفاده از نتایج برای اصلاح برنامه‌ها را افزایش می‌دهد.


دستیابی به نتایج مؤثر و قابل ارزیابی در حوزه سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی نیازمند همگرایی میان نهاد‌های سیاست‌گذار، آموزشی، پژوهشی و رسانه‌ای، سکو‌ها و ظرفیت‌های مدنی و اجتماعی است. این همگرایی می‌تواند فعالیت‌های پراکنده را به مسیری مشترک و مستمر پیوند دهد؛ مسیری که بر شناخت نیاز‌های واقعی مردم، استفاده مکمل از ظرفیت‌ها و یادگیری از نتایج استوار باشد. تداوم همکاری و استفاده از شواهد ارزیابی به این حرکت امکان می‌دهد متناسب با تحولات فناوری و نیاز‌های جامعه اصلاح شود.


انجمن سواد رسانه‌ای ایران می‌کوشد در تقویت این همگرایی و پیوند میان پژوهش، سیاست‌گذاری و عمل نقش‌آفرین باشد. از منظر پژوهش و نوآوری ارزش این نقش در فراهم‌کردن زمینه گفت‌وگوی تخصصی و انتقال تجربه، و کمک به ارزیابی و بهبود اقدامات است، به‌گونه‌ای که حاصل همکاری‌ها در توان شهروندان برای فهم اطلاعات، سنجشگری فراگیر و انتخاب مسئولانه قابل مشاهده و بررسی باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها