به گزارش جام جم آنلاین؛ سالروز آغاز به کار تلویزیون، فرصت مناسبی است برای اینکه به جای مرور برنامهها و دورههای مدیریتی، سراغ رابطهای برویم که همه این سالها میان تلویزیون و بیننده شکل گرفته است. تعداد مخاطبان یکی از شاخصهایی است که معمولاً برای ارزیابی عملکرد رسانهها مورد توجه قرار میگیرد، اما با تغییراتی که در تنوع رسانهای و شیوه دسترسی به محتوا رخ داده، این پرسش مطرح میشود که آیا تعداد مخاطب بهتنهایی برای سنجش عملکرد یک رسانه کافی است؟ اگر پاسخ منفی است، اعتماد، مرجعیت، مشارکت و میزان پاسخگویی رسانه را چگونه میتوان سنجید؟
با همین پرسش، همزمان با سالروز آغاز به کار تلویزیون در ایران، با دکتر ابراهیم فتحی، استاد فرهنگ و ارتباطات و پژوهشگر فرهنگ گفتوگو کردیم تا درباره شاخصهای کیفیت رابطه تلویزیون و مخاطب و تغییر نیازهای رسانهای در شرایط مختلف، بهویژه دورههای جنگ و بحران، صحبت کنیم. فتحی درباره شاخصهایی که برای سنجش کیفیت رابطه میان رسانه و مخاطب باید در نظر گرفت، گفت: «هسته اصلی کیفیت رابطه رسانه و مخاطب را میتوان در چند مقوله خلاصه کرد.»
اگر تعداد مخاطب کافی نیست، چه چیزی را باید سنجید؟
این استاد فرهنگ و ارتباطات نخستین شاخص را مرجعیت معرفتشناختی دانست و توضیح داد: کیفیت رابطه زمانی معنا پیدا میکند که مخاطب، تلویزیون را منبعی دست اول برای کشف حقیقت، بررسی درستی خبرهای دیگر و حتی راهنمای تصمیمگیری در زندگی واقعی بداند. به گفته او، مرجعیت رسانهای صرفاً به این معنا نیست که تلویزیون یک تریبون رسمی یا ابزار تبلیغاتی باشد؛ مسئله این است که مخاطب تا چه اندازه برای فهم واقعیت به رسانه مراجعه میکند.
فتحی در ادامه، فراگیری اجتماعی و همنوایی هویتی را دومین شاخص این رابطه عنوان کرد و گفت: تلویزیون زمانی میتواند رابطه موفقی با مخاطب برقرار کند که بیننده را به یک شریک عاطفی و معنایی در قاب تبدیل کند. مخاطب باید در مواجهه با مجری، کارشناس یا شخصیت یک سریال، احساس نزدیکی و درک متقابل داشته باشد و آنچه روی آنتن میبیند، برایش امتدادی از زندگی و هویت خودش باشد، نه جهانی ساختگی و بیگانه.
وی عاملیت و تعامل بین مخاطب و رسانه را سومین مؤلفه دانست و با اشاره به تغییر رابطه یکسویه رسانه و مخاطب توضیح داد: «تلویزیون باید علاوه بر زبان، گوش هم داشته باشد.» فتحی ادامه داد: کیفیت رابطه را میتوان از اینجا سنجید که مخاطب خودش را صرفاً شنوندهای خاموش نبیند یا احساس کند صدای او، نقد او و مطالبه او میتواند بر مسیر تولید و رویکردهای رسانه اثر بگذارد.
این پژوهشگر فرهنگ تأکید کرد که در حالت دوم، رابطه رسانه با مخاطب از یک ارتباط یکطرفه فاصله میگیرد و رسانه علاوه بر «زبان»، صاحب «گوش» نیز میشود؛ یعنی امکان شنیدن، دریافت بازخورد و پاسخگویی به مخاطب در ساختار ارتباطی آن جای میگیرد.
عدالت رسانهای را هم باید پایش کرد
فتحی در ادامه عدالت رسانهای را چهارمین شاخص برای سنجش کیفیت رابطه رسانه و مخاطب دانست و گفت این موضوع را میتوان در چهار حوزه بررسی کرد؛ نخست زیرساخت و امکان دسترسی مقرونبهصرفه، دوم بازنمایی عادلانه و متوازن گروهها و خردهفرهنگها، سوم امکان مشارکت برابر در مالکیت و تولید پیام و چهارم پاسخگویی قانونی.
او توضیح داد که این مؤلفهها را میتوان از سطح مفهومی خارج کرد و مورد سنجش قرار داد. به گفته فتحی، میتوان برای این شاخصها مقیاس تعریف کرد، آنها را به شکل کمی ارزیابی کرد و با استفاده از گروههای کانونی در مناطق مختلف، کیفیت رابطه رسانه و مخاطب را مورد بررسی قرار داد.
نیاز مخاطب در بحران تغییر میکند
در بخش دیگری از گفتوگو، از فتحی درباره تغییر نیازهای مخاطب و اینکه آیا این تغییر را میتوان نشانهای از تحول رابطه رسانه و مخاطب دانست، پرسیدیم. او در پاسخ گفت: «قطعاً تغییر و تحول اتفاق میافتد.»
این استاد فرهنگ و ارتباطات برای توضیح این تغییر به نظریه وابستگی به نظام رسانهای اشاره کرد و گفت هرچه بیثباتی، منازعه، بحران و تحولات ساختاری افزایش پیدا کند، وابستگی مخاطب به رسانه برای دریافت اطلاعات، جهتگیری شناختی و دستیابی به آرامش عاطفی نیز بیشتر میشود.
فتحی با اشاره به نظریه «استفاده و رضامندی» افزود که مخاطب موجودی منفعل نیست و برای تأمین نیازهای روانی و اجتماعی خود، دست به انتخاب رسانهای میزند. به گفته او، تغییر در این نیازها نیز میتواند نشانهای از تحول باشد؛ برای نمونه، نیاز مخاطب از دریافت ساده اطلاعات به سمت اطمینان از صحت خبر و راستیآزمایی آن حرکت میکند و سرگرمی نیز میتواند از کارکرد صرفاً تفریحی فاصله بگیرد و به ابزاری برای آرامش و تابآوری تبدیل شود.
وی در توضیح نخستین نمود این تغییر، از «تحول از مصرف خبر خام به اعتبارسنجی» سخن گفت. فتحی توضیح داد که در شرایط جنگ و با شکلگیری «سایه جنگ» و گسترش جنگ شناختی، مخاطب صرفاً به دنبال دریافت و انتشار خبر نیست؛ بلکه نیاز دارد خبرها را اعتبارسنجی کند، شایعات را از واقعیت تشخیص دهد و لایههای پنهان اتفاقات را بشناسد.
این پژوهشگر فرهنگ ادامه داد: مخاطب در چنین شرایطی، رسانهای را میخواهد که گزارشها و ادعاها را با سرعت بیشتری بررسی و اعتبارسنجی کند؛ بنابراین نیاز از «دریافت خبر» به «اطمینان از خبر» تغییر میکند.
سرگرمی هم از شرایط جامعه جدا نیست
فتحی دومین نمود تغییر نیاز مخاطب را در الگوی سرگرمی دانست و گفت مخاطبی که درگیر تنشهای ژئوپلیتیک، تلفات و ویرانی است، لزوماً برای سرگرمی فقط به دنبال گذران وقت نیست. به گفته او، سرگرمی در چنین شرایطی میتواند به یک سازوکار دفاعی و راهی برای حفظ تابآوری تبدیل شود.
وی توضیح داد که محتوایی که بتواند امید، همبستگی جمعی، تابآوری و احساس امنیت ایجاد کند، در چنین شرایطی میتواند برای مخاطب کارکرد پیدا کند. فتحی تأکید کرد که انتظار از سرگرمی نیز تحت تأثیر شرایط اجتماعی قرار میگیرد و نمیتوان نیاز مخاطب را مستقل از موقعیتی که در آن قرار دارد بررسی کرد.
این استاد فرهنگ و ارتباطات، فوریت زمانی را سومین نمود این تغییر دانست و گفت سرعت تحولات میدانی و احتمال بروز خطرهای تازه، تحمل مخاطب برای تأخیرهای طولانی در انتشار اطلاعات را کاهش داده است. از نگاه او، در چنین شرایطی نیاز به پوشش زنده، استفاده از دادههای ماهوارهای افزایش پیدا میکند.
فتحی اضافه کرد که در موقعیتهای بحرانی، سکوت یا تأخیر رسانه رسمی ممکن است از سوی مخاطب به شکل عقبماندگی یا پنهانکاری تفسیر شود؛ بنابراین سرعت واکنش رسانه و شیوه ارائه اطلاعات نیز به بخشی از کیفیت رابطه آن با مخاطب تبدیل میشود.
وی در جمعبندی گفت تغییرات اخیر را نباید صرفاً جابهجایی در میزان یا ساعات مصرف رسانه دانست. به اعتقاد فتحی، این تغییرات نشانهای از «بلوغ انتقادی مخاطب» است؛ مخاطبی که ممکن است در شرایط نیاز به خبر وابستگی بیشتری به رسانه پیدا کند، اما همزمان انتظار دارد اطلاعات را اعتبارسنجی کند و در حوزه سرگرمی نیز متناسب با شرایط اجتماعی، نیازهای او دیده شود. فتحی تأکید کرد که چنین تغییری، رسانه را با ضرورت بازنگری در معماری تولید محتوا و شیوه روایت در شرایط بحران مواجه میکند.
متخصصان در گفتوگو با جامجم از پیشگیری تا درمانهای نوین نابینایی میگویند