به گزارش جام جم آنلاین؛ «میدان یار» شبکه تهران قرار است در ۱۸ قسمت به شهرهای مختلف استان تهران برود و برنامه را از فضای استودیو بیرون بیاورد؛ جایی که مخاطب دیگر فقط بیننده نیست و ممکن است در همان میدان، مقابل دوربین قرار بگیرد. حضور در متن شهر، شناخت ظرفیتهای بومی و شنیدن حرفهای مردم، محور این برنامه است و بخشهایی مثل «گفتوگوی ویژه مردمی» و «تریبون آزاد» هم برای همین طراحی شدهاند. تجربه نزدیک به ۹۰ شب حضور در اجتماعات مختلف در برنامه «گفتوگوی ویژه مردمی»، بخشی از پشتوانه این کار است. به بهانه پخش «میدان یار» با منا اورعی درباره دشواری انتخاب سوژه در گفتوگوهای خیابانی، تجربه مواجهه با مردم و کارکرد تریبون آزاد در تلویزیون گفتوگو کردیم.
اورعی درباره تجربه حضور در میان مردم گفت: پیش از «میدان یار»، در «گفتوگوی ویژه مردمی» هم نزدیک به ۹۰ شب در اجتماعات مختلف حضور داشتیم و من و آقای تشکر با آدمهای مختلف، با شخصیتها، ظواهر و اعتقادات متفاوت گفتوگو میکردیم. بیشتر این افراد تجربه حضور مقابل دوربین نداشتند، اما نکتهای که درباره خیلی از آنها قابل توجه بود، آگاهی و مطالعهشان بود. آدمهایی بودند که با یک بینش قبلی در اجتماع حضور پیدا کرده بودند.
وی ادامه داد: ما در واقع یک وظیفه شبیه سوژهیابی داشتیم. من سالها در حوزه سوژهیابی و سردبیری کار کردهام و برایم مهم بود فردی را پیدا کنیم که علاوه بر خوب صحبت کردن، اطلاعات مناسبی هم داشته باشد و بتواند آن اطلاعات را به مخاطب منتقل کند.
گفتوگو وسط خیابان، با صدای جمعیت
مجری «میدان یار» با اشاره به تفاوت شرایط ضبط در فضای بیرون از استودیو عنوان کرد: ما وسط خیابان هستیم، استودیو نداریم، آدمها دور تا دور ایستادهاند، صدای مراسم در پسزمینه وجود دارد و گاهی صدا به صدا نمیرسد. شرایط بسیار سختتر از تجربه استودیویی است.
اورعی توضیح داد: گاهی با ۱۰، ۱۵ نفر یا حتی بیشتر صحبت میکردم تا بتوانیم چهار نفر را انتخاب کنیم. قبل از ضبط با آنها گپ میزدیم و سؤالها را با هم چک میکردیم. بعضیها میپرسیدند به نظر شما درباره این موضوع چه باید گفت. من یک خط کلی به آنها میدادم و میگفتم تا ضبط شروع شود، کمی مطالعه و جستوجو کنند تا بتوانیم گفتوگو را آغاز کنیم.
وی افزود: ما اصولاً زندهنمایی داریم و برنامه را وسط کار قطع نمیکنیم. برای همین، در صحبتهای قبل از ضبط سعی میکردیم اطلاعاتی را که آن فرد دارد پیدا کنیم تا بتواند با راحتی بیشتری مقابل دوربین بیان کند. خیلی از این آدمها تحصیلات خوبی داشتند و میتوانستند این کار را انجام دهند. با وجود همه شرایط سختی که وجود داشت، گفتوگوهای خوبی چه در «گفتوگوی ویژه مردمی» و چه در چند شبی که «میدان یار» بودیم، ضبط شد.
میکروفونی که قرار است حرف مردم را نگه دارد
اورعی درباره بخش «تریبون آزاد» گفت: تریبون آزاد سالها در برنامههای مختلف تلویزیونی و شبکههای گوناگون وجود داشته است. بعد از صحبتهای مقام معظم رهبری درباره کرسیهای آزاداندیشی، مدتی این بخش به دانشگاهها رفت و در برهههای مختلف هم در میادین، بازارها و محلهای رفتوآمد مردم قرار گرفت تا مردم بتوانند حرفهایشان را بیان کنند.
وی ادامه داد: بعد از اینکه فضای مجازی ایجاد شد و این امکان برای آدمها فراهم شد که خیلی راحتتر حرفشان را بزنند، تریبون آزاد را در تلویزیون خیلی کمتر دیدیم. «میدان یار» دوباره این فضا را فراهم کرده؛ یک میکروفون دارد و از مردم دعوت میکند بیایند و حرفشان را بزنند.
مجری برنامه با اشاره به تفاوت تریبون آزاد با گفتوگوی معمول مردمی عنوان کرد: وقتی «گفتوگوی ویژه مردمی» را برگزار میکردیم، خیلی از مردم دلشان میخواست در گفتوگو حضور پیدا کنند، ولی به هر دلیلی نمیشد؛ یا انتخابشان نکرده بودیم یا فکر میکردیم نمیتوانند در یک گفتوگوی طولانی صحبت کنند. در تریبون آزاد، فرد میتواند در مدت کوتاهی حرفش یا مطالبهاش را مطرح کند. نیاز به اطلاعات آنچنانی یا بیان عجیبوغریبی هم ندارد.
اورعی معتقد است این بخش در صورت ادامه، میتواند حضور بیشتری در کنداکتور شبکه داشته باشد: من نفس حضور تریبون آزاد در میان مردم را جذاب، مهم و ارزشمند میدانم. البته این کار از طرف تلویزیون و مسئولان سعهصدر میخواهد که این حرفها پخش شوند و مسئولان آنها را بشنوند.
وی پیشنهادی هم برای ادامه استفاده از این بخش مطرح کرد: به نظرم میشود تکههایی از تریبون آزاد «میدان یار» را جدا کرد و در فاصله برنامههای مختلف شبکه، کوتاه و به صورت میانبرنامه پخش کرد. مهمتر از آن، میتوان بهترین بخشهایش را در فضای مجازی منتشر کرد.
آدمهایی که هر شب به میدان برمیگردند
برای اورعی، بخش دیگری از تجربه «میدان یار» به آدمهایی مربوط میشود که در نگاه اول شاید سوژه تلویزیونی به نظر نرسند، ولی رفتار و تجربه زندگیشان آنها را به سوژهای جدی تبدیل میکند.
وی گفت: مهمترین بخش «میدان یار» برای من روبهرو شدن با آدمهای بسیار متفاوت است؛ آدمهایی با پوشش، اعتقاد، نوع بیان و دانش متفاوت. ممکن است فردی از نظر سواد تحصیلی در رتبه پایینی باشد، اما بسیار بلد باشد و آگاهی و بینش داشته باشد. شغلهای مختلفی که داشتند هم برای من جالب بود.
اورعی ادامه داد: آدمهایی که زندگیشان به قبل و بعد از نهم اسفند ۱۴۰۴ تقسیم میشود، برای من خیلی ارزشمند و عجیباند. خیلی دلم میخواهد روایتهایشان را بشنوم، چون آنها آن سوی ماجرا را تجربه کردهاند و تا انتهایش رفتهاند و یک اتفاق باعث شده تغییر کنند.
وی درباره دشواری روایت کردن تجربه این افراد توضیح داد: قطعاً برایشان سخت است. این آدمها گاهی از طرف دوستان و اعضای خانوادهشان تحت فشار قرار میگیرند. با فردی روبهرو شدم که در نهایت جلوی دوربین نیامد، چون گفت اعضای خانوادهمان نمیدانند و کسانی که میدانند هم ما را اذیت میکنند. اگر تصاویر ما پخش شود، ممکن است شرایط خانوادگیمان واقعاً دشوار شود.
مجری «میدان یار» از فرد دیگری هم یاد کرد که حضور مداومش در مراسم توجه او را جلب کرده بود: آدمی بود که هر شب، تقریباً تمام دو ساعت مراسم، در میدان حضور داشت و پرچم میگرداند. دیگران او را به ما معرفی میکردند و میگفتند سراغ آن دختر بروید، او هر شب اینجاست. این آدمها برای من خیلی جالباند. اینکه کسی به جز موارد استثنایی، هر شب در میدان و در تمام دو ساعت برنامه حضور داشته باشد، برای من قابل توجه بود.
یک کودک خسته، آخر شب میدان
اورعی در میان خاطرات چند شب حضور در میدان، به تصویری اشاره میکند که برایش ماندگار شده است؛ تصویری از کودکی که تا پایان مراسم در میدان مانده بود. وی گفت: بچهها برای من خیلی مهم بودند. دیشب تصویری دیدم که خیلی تحت تأثیرم قرار داد. داشتم میرفتم و میدان کمکم خلوت شده بود. یک خانواده زیلو انداخته بودند و یک پسر کوچولو با لباس سربازی و لباس چریکی از خستگی خوابش برده بود.
اورعی افزود: این بچه دو ساعت پرچم گردانده بود و در میدان حضور داشت و حوالی ساعت ۱۱ شب از خستگی خوابش برده بود. این تصویر برای من خیلی جذاب و احساسی بود. احساس کردم تا وقتی چنین آدمهایی را در کشورمان داریم، هیچوقت شکست نمیخوریم. من هر شب بیشتر از شب گذشته افتخار میکنم که هموطن این مردمم و کنار این آدمها زندگی میکنم. «میدان یار» این فرصت را به من داده که بتوانم با این آدمها همنفس شوم، با آنها حرف بزنم و به آنها بگویم که چقدر به آنها افتخار میکنم.
بازگشت باشکوه اسطوره طنز