ترقه (مواد محترقه) چطوری به چشمت خورد؛
من و خانواده ام به عروسی رفته بودیم. خیلی خوشحال بودم و لباس های قشنگی پوشیده بودم و با بچه های دیگر در حیاط می دویدم و شادی می کردم تا عروس و داماد بیایند.نیم ساعت بعد صدای بوق ماشین عروس و داماد را شنیدم و به طرف آنها رفتم و مقداری نقل که در دستم بود، روی سر عروس و داماد پاشیدم ، همین موقع 3 تا از پسرها شروع کردند به ترقه بازی که یکدفعه صدای انفجاری آمد و یک لحظه درد و سوزش شدیدی را در یکی از چشمانم حس کردم و جیغ و فریاد راه انداختم. دیگر متوجه چیزی نشدم تا این که مرا به بیمارستان آوردند.
آیا پزشکان چشمت را جراحی کرده اند؛
تاکنون 3 مرتبه جراحی کرده اند. دکترها می گویند قسمتی از ترقه ها در چشمم باقی مانده است. می خواهم حالم زودتر خوب شود و صورت دوستان و خانواده ام را بهتر ببینم.
اگر 3 نوجوان خطا کار را ببینی چه خواهی گفت؛
از دست آنها خیلی ناراحتم. نمی دانم می توانم مثل قبل ببینم یا نه.