تعلیق آگاهانه برای حل معما

فیلمهای قاتلین زنجیره ای (سریال کیلرز) که در آنها نه یک جنایت ، بلکه رشته ای از جنایت ها به وسیله یک قاتل برپایه انگیزه های مختلفی شکل می گیرد
کد خبر: ۱۲۱۶۵۹

، همواره زمینه مناسبی برای پرداختن به مسائل روانشناختی ، ایدئولوژیک ، سیاسی و... بوده اند در نمونه های موفق و ماندگار این گونه سینمایی ، می توان نشانه ها و دلایل هراس و موقعیت نابسامان انسان مدرن را ردیابی کرد.
از هانیبال دکتر در سکوت بره ها تا جان دو در فیلم هفت و بسیاری فیلمهای دیگر ، جنایت و خشونت بهانه ای است برای برملا کردن موقعیت متزلزل اخلاقی ، اجتماعی و سیاسی دورانی که فیلم در آن ساخته شده است. برای مثال فضای تیره و تار و نابسامان شهر بی نام و نشان فیلم هفت (دیوید فنیچر) در واقع مقیاس کوچکتر کل جامعه امریکا و اصلا همه جوامعی است که در آنها گناه و فساد می تواند آدمهایی مثل جان دو را نیز پرورش دهد که تصمیم به اجرای شخصی عدالت می گیرند و در پایان خود نیز قربانی این شرایط می شوند. رنی هارلین در شکارچیان ذهن قصد دارد شکل متفاوتی از سریال کیلرها را ارائه کند. این تفاوت از جایی نشائت می گیرد که هارلین بدون این که قصد طرح مناسبات و پیچیدگی های فیلمهایی مثل هفت را داشته باشد ، بیشتر به جذابیت های ظاهری چنین اشکال سینمایی توجه نشان داده است.
در واقع ما در اینجا با یک داستان جنایی - معمایی مواجه هستیم که بخش جنایی آن در خدمت بخش معمایی آن است. جنایت در اینجا فقط بهانه ای است برای سرگرم شدن مخاطب و نه طرح پرسشهای جامعه شناختی ، روانشناختی و امثال آن ؛ البته این به هیچ وجه مذموم نیست.
رنی هارلین در اینجا همان کاری را انجام می دهد که در بهترین حالت مثلا رمان نویسی مثل آگاتا کریستی موفق به انجامش شده است. اتفاقا شباهت فوق العاده فیلم به یکی از رمان های آگاتا کریستی نیز بسیار قابل توجه است که از آن صحبت خواهد شد ؛ اما فیلم به اندازه نمونه های خوب چنین آثاری و البته در قیاس با منبع الهامش یعنی رمان کریستی چندان موفق نیست.
رنی هارلین عنصر تعلیق و غافلگیری را در آغاز فیلمش برمبنای یک بازی پی ریزی می کند و در ادامه همین بازی بهانه ای برای شکل گیری کل ماجرای فیلم و تبدیل آن به واقعیتی هولناک می شود. ابتدای فیلم به نظر می رسد که دسته ای از ماموران اف .بی .آی در حال محاصره خانه ای هستند که تعدادی قتل داخل آن به وقوع پیوسته است. سپس در پایان سکانس متوجه می شویم که این در واقع نوعی شبیه سازی ماجراها بوده برای تمرین و در حقیقت مانور ماموران اف بی آی برای این که در مواجهه با اشکال واقعی چنین شبیه سازی هایی ، آمادگی لازم را داشته باشند.
بی اطلاعی بیننده از این موضوع که این یک شبیه سازی است تا آن لحظه ای که چراغها روشن می شود و تماشاگر متوجه ساختگی بودن وقایع می شود ، پیش درآمدی است بر آن بازی که قرار است در آن جزیره نیروی دریایی ارتش انجام شود ، اما در نهایت به جنایت هایی هولناک و دقیق و برنامه ریزی شده تبدیل می شود.
طرح کلی داستان فیلم که شباهت زیادی به رمان 10 سیاه پوست کوچولو از آگاتا کریستی دارد. به خودی خود واجد جذابیت زیادی است. در واقع همین که رنی هارلین برای ساختن یک سریال نفسگیر به این رمان نظر داشته ، گام اول را در موفقیت فیلمش برداشته است ؛ اما مشکل اینجاست که در فیلم رنی هارلین برخلاف رمان آگاتا کریستی ، این طرح کلی از ریزه کاری ها و جزییات و شخصیت پردازی های دقیق بهره مند نیست و در حد یک طرح باقیمانده است. اگر در رمان انگیزه قاتل برای کشتن آدمهای داستان این است که هر کدام از آنها در گذشته شان نقطه تاریکی دارند و هر کدام به سهم خود جنایتی مرتکب شده اند ، در فیلم چون قاتل در کودکی پدر و مادرش را کشته و بعد پلیسی به جای هرگونه سوالی به او آدامس تعارف کرده ، کینه شدیدی از پلیس ها در دل دارد و آدمهای فیلم را هم می کشد چون عضو اف بی آی هستند!.
به همین منوال فیلمنامه پر از ایرادهایی است که بشدت به چشم می آیند ، می توان پرسید که قاتل چطور موفق به انتقال آن همه ابزار و وسایل به آن جزیره شده؛ چطور فرصت این برنامه ریزی های دقیق را داشته و الزام کشتن آدمها متناسب با نقطه ضعفهایشان چه بوده؛ اگر این نقطه ضعفها ربطی به انگیزه قاتل نداشته اند؛ در رمان آگاتا کریستی همچنین داستان پلیسی - جنایی به پژوهشی روان شناسی در مطالعه حالات و رفتارهای آدمهای داستان تبدیل می شود ؛ در حالی که در فیلم ، آدمها کاملا تک بعدی هستند و صرفا برای این حضور دارند تا به وسیله قاتل کشته شوند.
در ضمن سکانس های پایانی فیلم چند پله پایین تر از کلاس کلی فیلم هستند. تعریف چگونگی قتلها به وسیله قاتل در واقع برای در جریان گذاشتن مخاطب از شیوه عملکرد قاتل است. در حالی که می شد روشی سینمایی تر و بهتر برای آن در نظر گرفت. به طور کلی می توان ضعفها و ایرادهای فراوانی برای فیلم برشمرد ؛ اما در کل شکارچیان ذهن فیلمی است که ارزش یک بار دیدن را دارد ، چون فارغ از کاستی ها و ضعفهایش ، تجربه تعلیقی نفسگیر را حداقل تا چند دقیقه مانده به پایان برای تماشاگر فراهم می کند.

مسعود ثابتی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها