منت‌کشی، ناز کشیدن یا بی‌محلی؟

با شوهری که مدام قهر می‌کند چه کنم؟

زندگی با شوهری که دائم قهر می کند

سیاست‌های زنانه برای غلبه بر قهر شوهر

خانمی هستم ۲۵ ساله. در دوره عقد هستیم. شوهرم با کوچک‌ترین حرفی ناراحت می‌شود و قهر می‌کند، حتی اگر خودش هم مقصر باشد، همیشه من باید برای آشتی پیشقدم شوم وگرنه باید تا مدت‌ها قهر باشیم.
کد خبر: ۷۰۵۴۶۳

جام جم سرا: به سوال شما از دو زاویه می توان پرداخت؛ اول این که چرا اصولاً همسر شما قهر می کند و دوم این که شما در برابر رفتارهای او باید چه واکنشی نشان دهید.

قهر کردن یعنی قطع ارتباط. وقتی فردی قهر می کند یعنی نمی خواهد درباره موضوع حرفی بزند و به شما هم اجازه نمی دهد که وارد حیطه مورد بحث شوید. اما واقعیت این است که تا زمانی می شود به یک مشکل پرداخت و آن را حل کرد که هر دو طرف به صحبت درباره آن تمایل داشته باشند.

چرا افراد به جای صحبت درباره مشکل یا ناراحتی شان، قهر می کنند؟

همان طور که می دانیم رفتارها در دوران کودکی بیشتر با مشاهده رفتار والدین آموخته می شوند. اگر در الگوهای رفتاری والدین این افراد دقت کنید یعنی از آن ها سوال شود که وقتی پدر و مادرتان با هم دچار مشکل می شدند نتیجه نهایی بحث آنان چه می شد، بیشتر آن ها این طور جواب می دهند که مثلاً پدر یا مادر قهر می کرد و موقعیت را ترک می کرد! همچنین این باور در این خانواده ها ایجاد و تقویت می شود که در بحث و صحبت درباره یک مشکل، همیشه باید یک نفر پیروز شود. در صورتی که در بحث و صحبت کردن درباره مشکلات پیش آمده، برد و باختی وجود ندارد؛ یعنی ممکن است دو نفر مدت ها درباره آن موضوع با هم بحث کنند و در نهایت به نتیجه مشخصی هم نرسند. پس این سوال پیش می آید که هدف این بحث کردن چیست؟ هدف اصلی صحبت کردن درباره یک مشکل، گفتن از احساسات و ناراحتی ها به جای نادیده گرفتن آن هاست.

گفت وگو کنید

همیشه سعی کنید درباره مشکلی که با همسرتان دارید، با او صحبت کنید حتی اگر ظاهراً به حرف شما گوش نمی کند. می توانید برای او یادداشتی بگذارید یا پیامکی بفرستید. در ضمن از مردها در بیشتر مواقع انتظار جواب نداشته باشید چون مردها به ندرت به اشتباه خود اعتراف می کنند. شاید علت این که همسر شما قهر می کند این است که فکر می کند نمی تواند در صحبت با شما پیروز شود یا به نتیجه دلخواهش برسد.

برای این که بتوانید همسرتان را برای صحبت کردن با خودتان درباره مشکلات قانع کنید ابتدا سعی کنید به طور کامل به صحبت های او گوش کنید. در این مرحله از خودتان هیچ دفاعی نکنید یعنی سعی نکنید قضیه را توضیح دهید یا حتی نخواهید از ناراحتی همسرتان با این توضیحات کم کنید. از ناراحت شدن همسرتان نترسید، او هم حق دارد گاهی، حتی به اشتباه ناراحت شود. ابتدا همسرتان باید متوجه شود که شما به حرف های او گوش می کنید. خود این کار یعنی گوش کردن، هنر بزرگی است که افراد کمی قادر به انجام آن هستند. وقتی صحبت های همسرتان تمام شد بهتر است در همان موقعیت چیزی در دفاع از خودتان یا برای حل قضیه نگویید و آن را به موقعیت دیگری موکول کنید و اگر نمی توانید تا آن موقع صبر کنید از همسرتان بپرسید که آیا دوست دارد شما در جواب حرف هایش چیزی بگویید یا نه. اگر خواست برایش توضیح دهید.

نترسید از این که گاهی در بحث ها محکوم شوید یا همسرتان حرف شما را درست متوجه نشود. باز هم در آینده فرصت این را خواهید یافت که درباره آن حرف بزنید شاید وقتی که هیچ کدامتان عصبانی یا ناراحت نیستید و می توانید خوب به حرف های هم گوش بدهید.

نشانه اعتماد به نفس پایین

اگر همسرتان قهر می کند، زود رنج و حساس است یعنی ممکن است رفتاری که بقیه را ناراحت نمی کند او را آزرده خاطرکند چون همیشه در رفتار دیگران به دنبال علایم بی ارزش سازی می گردد یعنی فلانی که این رفتار را انجام داد هدفش توهین به من بود و از این قبیل نتیجه گیری ها و استدلال ها. (عباس کیوان لو – کارشناس ارشد روان شناسی بالینی/خراسان)

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۷۲ انتشار یافته: ۱۴۳
مریم
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۲۸ - ۱۸ آبان ۱۳۹۳
۳۱
۱۱
خواهر عزیزم از من می شنوی منتشو بكش، شوهر كمه!
زهره
Iran (Islamic Republic of)
۰۷:۱۴ - ۱۴ دی ۱۳۹۳
۳۲
۱۷
شوهرم ازدواج مجدد كرده وبه من وبچه ها توجهی نمی كند یك شب كه خونه ی ماست اصلا صحبت نمی كند وبا من قهر میكند وجدا از من می خوابد فقط حواسش به خانم دومش است لطفا مرا راهنمایی كنید كه ایا با این كار ما را هم دوست دارد یا نه
رویا
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۰۸ - ۰۷ خرداد ۱۳۹۴
به نطر من اونقدر تعییر كنید و كامل بشین و مثبت بشین كه از دست دادن شما واسش كابوس بشه....جدابیت خودتونو چند برابر كنین....بشین یه آدم دیگه...ببینین اون زن چه ویژگی داره كه شما ندارین اونو كسب كنید
ست
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۲۴ - ۲۱ تير ۱۳۹۴
زهره شوهر منم قبل من ازدواج كرده بود و بدون تحقیق زنش شدم اما پنهونی ازهمه زن صیغه كرده بود و ازش بچه داره والان فكرش پیش اوناست و جدا از من
ناشناس
United States of America
۰۶:۰۳ - ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۹
متاسفم كه با وجود زن دوم هنوز مانديد
مردي مه دوباره ازدواج كنه ديكه شوهري براي شما نميشه
مریم
Iran (Islamic Republic of)
۰۲:۰۴ - ۱۰ بهمن ۱۳۹۳
۲۱
۱۳
من‌۲۳سال‌سن‌ دارم‌۳ساله‌ ازدواج‌ كردم‌و یك‌فرزند دارم‌پنج‌ماهه‌ باشوهرم‌ رابطه‌ی‌ خوبی‌نداریم‌ ازنظرعاطفه‌ وغیره‌ لطفا یه‌‌راهی‌ جولوی‌ پام‌بزارید‌ نمیدونم‌ چیكاركنم‌ وقتی‌ میپرسم‌ چرا رابطمون‌ اینقدر بی‌رنگ‌ شده‌ باهام‌دعوا‌ میكنه‌‌ باید چیكاركنم‌
سید عبدالمحمد ركنی
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۱۹ - ۲۲ بهمن ۱۳۹۳
۳
۵
باسلام
احتراماوقتی زنان در امر تربیت فرزندان با شوهر ناهماهنگ ونافرمان است وزبان خوش نداردمشاور هم نمیرود همه سروصدا در خانه راه می اندازد
زهرا
Iran (Islamic Republic of)
۰۲:۰۱ - ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
۱۶
۳۳
شوهرمن سه ماه قهرمیشه.بابچه هاش حرفی نمیزنه.تحریم اقتصادی وعاطفی میكنه.تنهامون میذاره.تاامروزدلبل قهرشونفهمیدم صبح میره شب میاد.تنهادراتاق جداگانه میخوابه ومیمونه.خیلی دروغگووشروعیاشه.منم نمیتونم بچه هاموبذارم وبرم وبلخاطراوناتحملش كردم امادارم خسته میشم به نظرشماچه كنم؟

باتشكر
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۰۸ - ۲۰ خرداد ۱۳۹۴
۴
۴
خیلی خوب بود
ستایش
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۱۴ - ۲۱ تير ۱۳۹۴
۴
۱۱
سعی كن قبل از نامزدی مشكلت رو هرجور شده حل كنی درغیر اینصورت جداشی بهتره
ست
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۲۰ - ۲۱ تير ۱۳۹۴
۴
۱۹
باسلام من سه سال است كه ازدواج كردم ویك پسر ۲ساله دارم به تازگی متوجه شدم كه شوهرم قبلا زن و بچه داشته وبمن به شدت به شدت بی محلی میكنه حتی شده ۴ماه بامن قهر كرده و حتی رابطه جنسی نداریم وواقعاااا بی دلیل قهر میكنه همه راه ها رو امتحان كردم صحبت كردم كه دلیل قهر كردنت چیه اما جواب نمیده اصلااا بخدا شب و روزم شده گریه دارم ذره ذره اب میشم ولی با اون زنه صیغه بوده كه مهلتش تموم شده اما بخاطر بچشون همدیگرو ول نمیكنن و من فكرمیكنم كه دلیل قهر كردناش عشقه اون باشه كه خودش ادعا میكنه چیزی بینمون نیست اما این سردیش باعث میشه من اینجوری فكر كنم و شك كنم تورو قراااااااااان بهم بگید چیكار كنم من ۲۷سالمه و ازدواج دومه
نانا
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۰۶ - ۰۱ مهر ۱۳۹۹
حتما اینکارو انجام بده محلش اصلا نده
مریم
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۴۹ - ۱۳ مرداد ۱۳۹۴
۱۰
۱۸
من همونیم كه قبل نظر دادم،میدونین چیه؟مامان و بابام من رو بزور شوهر دادن منم یكی دیگرو از ته دلم میخواستم اونم منو میخواست،حالا كه ده ماه میشه نامزد شدیم از اولین روزش بهم نزدیكی كرد بخاطر هوس منو میخواد،خوب میدونم كه با یزن دیگه هم رابطه داره كه قبلا دوس دخترش بوده،اون روز رفتیم بازار باپول خودم كه مامانم بهم داده بود مانتو بگیرم ولی شوهرم باهام دعوا كرد كه چرا بدون اینكه به خواهرو مادرم بگی اومدی بازار؟مادرشوهرم كه میشه عمه ام منو اصلا دوس نداره هی سرم میزنه میگه ما تورو طلاق میدیم و پسرمم ی دختر مایه داری رو میخواد و براش میگیریم...اما بابا و مامام بخاطر اینكه ابرومون نره منو بزور وارد زندگی میكنن شوهرمم هی منو میزنه لطفا شما یك نظری بدین خواهش میكنم
مریم
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۰۱ - ۱۳ مرداد ۱۳۹۴
۵
۱۲
ببخشین من ایمیل ندارم اما شوهر و من خیلی همو میخواستیم هنوزم دوسش دارم اما نمیخوام طلاقم بده چیكار كنم؟
مهرناز
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۲ - ۱۴ شهريور ۱۳۹۴
۱۰
۵
شوهرم قبل از من با دخترعمه ی خود با یك بچه جدا شده من دو بچه دارم بامن از همان روز اول بد رفتاری وقهر میكرد جدا می خوابد حتی در مواقعی كه با من اشتی است هر زنی توجه اش را جلب میكند بجز من
افرا
-
۱۰:۳۵ - ۲۷ تير ۱۳۹۵
۵
۱۸
سلام من یه مشاوره تلفنی میخوام ممنون میشم شماره بدین
naz
-
۱۰:۲۴ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۵
۷
۳۳
با سلام با افایی دوست هستم كه هدف جفتمون ازدواجه اما همش تو رابطه دنباله ابنه كه من توجه كنم محبت كنم فهر مبكنه با ابنكه مقصره من باید برم جلو برای اشتی واقعا احیاش میكنم یه كمبود درونی داره حتما اما من اونقدر عاشقش شدم واقعا همبشه كوناه میام و پیشقدمم. بهم بگید من باید در ادامه ابن رابطه چه باید بكنم دوسش دارم نمیتونم بیخیال رابطمون بشم از طرفی رفتارش واقعا خستم كرده
ناشناس
United States of America
۰۶:۰۶ - ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۹
فقط قطع اين رابطه
سحر
-
۱۲:۴۷ - ۱۱ شهريور ۱۳۹۵
۸
۲۲
سلام
دختری هستم كه تازگی با آقایی نامزد كردم،با اینكه محرم نیستیم،اما همش بهم میگه میخوام دستتو بگیرم،دوتایی بریم بیرون،منم قبول نمیكنم،قهر میكنه
كلافه شدم،نمیدونم قصدش چیه و اینكه من باید این رابطه رو ادامه بدم یا همین جا قطع كنم
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۳۹ - ۲۳ خرداد ۱۴۰۰
من مشکل شما رو داشتم اما ازدواج کردم به نظر من اینا مرد زندگی نیستن همینجا تمومش کن
پری
-
۱۵:۳۳ - ۱۲ شهريور ۱۳۹۵
۸
۳۳
سلام 22 سالمه 2 ساله ازدواج كردم الان 2 هفته قهر كردم اومدم خونه پدرم و شوهرم تو این مدت زنگ نزده نیومده سراغم باید چیكار كنم مطمئنم دیگه هم نمیاد
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۱۳ - ۱۴ آذر ۱۳۹۹
جوابت داده یانه
شادی
-
۰۱:۰۵ - ۱۵ شهريور ۱۳۹۵
۶
۱۲
سلام.شوهرمن اصلا دوست نداره بریم مهمونی و به منم اجازه نمیده برم.تازه وقتی من از این موضوع ناراحت میشم و گریه میكنم قهر میكنه و حرف نمیزنه.چیكار كنم؟خیلی غصه میخورم
بدبختم
-
۰۱:۱۶ - ۲۲ شهريور ۱۳۹۵
۱۷
۵
شوهرم خیلی به من ظلم كرده فقییر بود نان شب نداشت من ازنظر سنی بزرگترم دهسال ازون والان كه پولدارش كردم دستش به دهانش میرسد شده گرگ خیلی ... بی فرهنگ دهاتی است من اصلا بچه هم ندارم نمیدانم چكار كنم با این دهاتی
علی
-
۱۷:۴۸ - ۳۱ شهريور ۱۳۹۵
۷
۲۷
سلام
خواهرای من ناراحت نشین
اونقدر به مردا گیر میدین این جوری میشه
مثلا زن من فقط از من طلب كاره هركاری كه كمه - فقط باید با تمام توان در خدمت خونواده اش باشم
من اهل خیانت و ... نیستم خدایش بعضی وقت ها ازش بدم میاد - فقط بخاطر دختر كوچیكم و مهریه اش هست كه طلاق نمیگیرم
زبون خیلی بدی هم داره همیشه موقع صحبت بلند حرف میزنه و بد دهنی میكنه.
به خدا 6 ساله دارم تحملش میكنم نمی دونم كی سیم هام قاطی میكنه و ....
ممنون
هدفم از این حرفا این بود كه همیشه حق با خانم ها نیست - رفتار بعضی از مردها آینه و نتیجه همون زنه
یك مرد وقتی ازدواج میكنه عاشقانه زنشو دوست داره این رفتار و شرایط هستش كه باعث رنجشش و دوری میشنه
ببخشید سرتون رو درد آوردم .
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۴۷ - ۱۱ تير ۱۳۹۹
Ok
مینا
-
۱۹:۰۶ - ۳۱ شهريور ۱۳۹۵
۵
۸
سلام من باشوهرم خیلی خوبیم باپدر شوهر تو یك آپارتمانیم ولی مادرشوهرم یكسره درحال قلبه وتیكه انداختن به منه . بعد از 4سال كه عروسشونم هنوز بازبونش كنار نیومدم هرسری من وشوهرم دعوامیكنیم وبه كتك ختم میشه بخاطرمادرشه، ولی همیشه مقصر منم بخدادیگه خسته شدم .بهش میگم خونه راعوض كنیم میگه ناراحتی برو خانه بابات من زندگی وبچه وشوهرمو دوست دارم چطور شوهرمو متوجه كنم مادرش نمیخوادخوشی ماراببینه ،ولی وقتی قهریم انقدر مهربون میشه یك بار ندیدم پسرشو دعواكنه بگه زنتو نزن یا فحش نده. چكاركنم راهنمایی كنین بخدادیگه طاقت ندارم خواهش میكنم جواب بدین.
یه دوست
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۴۹ - ۰۸ آبان ۱۳۹۹
منم قبلا مثل توبودم ولی از وقتی به شوهرم احترام گذاشتم وحسابی خودم رو توی دلش جاکردم دیگه مادر شوهرم کاری نتونست بکنه حتی دعوا راه مینداخت ساختگی ولی سکوت میکردم ولبخند میزدم تا اینکه خودش خسته شد
سارا
-
۲۲:۱۴ - ۳۱ شهريور ۱۳۹۵
۲
۴
سلام من چند ماهی هست نامزد كردم قبلا هم یك انتخاب نادرست داشتم و طلاق گرفتم الان بخاطر یه بحثای كوچیك با نامزدم قهر میكنم و خیلی كشش میدم دست خودمم نیست چیكار كنم ك از این عادتم دست بردارم؟
دختر رویا
-
۰۱:۳۷ - ۱۰ آبان ۱۳۹۵
سلام عزیزم منم تجربه طلاق داشتم امادوباره باهمسر سابقم ازدواج كردم.هیچ مردی بیش از حد تحمل دعوا رو نداره اقایون از همسرشون ارامش میخوان.شما زن اونی اگه شما كوتاه نیای همسرت كه مرده بیشتر لج میكنه.هیچكس با لجبازی به جایی نرسیده.به غرور شوهرت بها بده و سعی كن منبع ارامشش باشی نه یه زن غرغرو كه ازت فرار كنه
یه دوست
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۵۳ - ۰۸ آبان ۱۳۹۹
شما به همون ذهنیت قبلی وارد رابطه ی جدید شدی
میبایست به قول روانشناسان سه الا پنج سال بعد از شکست قبلی وارد عرصه ی جدید بشید

بهم بزنید بگید میترسم دوباره ازدواج کنم ترسیدم همین وچند سالی استراحت کنید بعد ببینید چی پیش میاد عجله اینجاس که میگن کارشیطونه
شایسته
-
۱۴:۰۶ - ۰۲ مهر ۱۳۹۵
۱
۷
من با نظرات شما كاملا موافقم . خودم كاملا انعطاف پذیر هستم ولی همسرم اكثر مواقع قهر است . غذا كه حاضر می كنم نمی خورد و دوباره جمع می كنم جدیدا این شرایط برایم سخت و ازاردهنده شده . البته هیچ اجازه ای برای صحبت به من نمی دهد .
...
-
۱۷:۳۴ - ۲۵ مهر ۱۳۹۵
۲
۱
باسلام. مادرشوهرم باشوهرش ماه به ماه حرف نمیزنه شوهر منم كشیده به اون كینه ایی شدید. همسرم وقتی هم قهر كنه اصلا منت كشی نمیاد حتی تقصیر كارباشه.كینه وغرور فراوان داره .منم انقدر منت كشی رفتم دیگه حس میكنم غروری برام نمونده. واینم اضافه كنم كه حتی بااقوام هم (بالای20سال)قهرند.
یه دوست
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۵۷ - ۰۸ آبان ۱۳۹۹
کلا بی خیالشون

سعی کن خودت رو بااختلافاتشون قاطی نکنی یه جورایی اگه بیست سال از مادرش همیشه کینه وقهر رو یادگرفته تو ،هم بیست سال آشتی وگذشت رو بهش یاد بده.
مینا
-
۱۰:۰۴ - ۲۶ مهر ۱۳۹۵
۰
۵
سلام حدود 2ساله عقد كردم شوهرم 27سالشه خودم 29سالمه از دست قهر كردنای شوهرم خسته شدم وقتی هم قهر میكنه تا خودم زنگ نزنم خیالش نیست آخرین بار یك ماه قهر بودیم خودم زنگ زدم معذرت خواستم . البته اینم بگم وقتی دعوامون میشه من زود تند میشم و داد سرش میزنم و حتی از عصبانیت میگم بیا جدابشیم حتی بهش میگم مهریه هم نمیخوام توافقی نمیدونم چكار كنم وقتی هم اشتی باشیم تا خودم زنگ نزنم حالم رو نمیپرسه خسته شدم خسته من باید چكار كنم خواهش میكنم راهنماییم كنید
یه دوست
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۰۱ - ۰۸ آبان ۱۳۹۹
تو خودت عزیز با خودت اول آشتی باش بعد از اون انتظار آشتی


فکر کنم دوستش نداری وگرنه آشتی بودن نیازی به سعی کردن نداره

اون چیزی که از اون میخوای اول روی خودت وتوی خودت تقویت کن



گذشت


تمرین
تنها
-
۰۷:۳۳ - ۳۰ مهر ۱۳۹۵
۱
۸
با سلام، خانمی سی و هفت ساله هستم،، سیزده ماه هست ازدواج كردم، همسرم همسن خودم هست،، نسبت فامیلی داریم،،، لیسانس هستم، همسرم فوق دیپلم،،، از لحاظ خانواده بالاتر از خانواده همسر هستیم،، متاسفانه هیچگونه تفاهمی با هم نداریم،،، همسرم تا اندازه ای سنتی، من كاملا بر عكس
او هنوز بهانه هایی می گیرد كه برای من اصلا قابل درك نیست،، بخاطر سن و سال و شرایط كاری، من خیلی مستقل بودم، طوری بود اگر از صبح تا شب بیرون خونه بودم، با اینكه خانواده مقید و مومن و متعصب دارم،، كسی به من كاری نداشت چون كاملا بهم اطمینان داشتن،،
الان با همسرم در قهر هستم،، بهانه می گیره،،، تو نباید تنها بیرون بری،ناخن بلند نباشه،، لباست كوتاه نباشه،،، منم همیشه رعایت كردم،،اما خیلی عصبانی هستش،، بخاطر چیزای كوچك شدید عصبانی میشه، ،حتی وقتی یكماه از عروسیم گذشته بود روی من چاقو بلند كرد،،،
بجز مادرم و خواهر، پدر و داداشام خبر ندارن
الان پنج روز خونه مادرم،، اصلا خبری ازش نیست
تو دعوا گفت باید تغییر كنی،، من اینجوری قبول ندارم
هر دو خانواده می دونن مقصر من نیستم،، چون من دختر آرامی هستم
البته ایشان چند سال خواستگار من بود و ادعای عاشقی داشت،،
نمیدونم چكار كنم،،، گاهی می گم با این همه تضاد تا بچه ای نیامده جدا بشم،،، اما برای خانواده ام ناراحتم. چون خیلی موفق و با آبرو هستن و سرشناس
اینم بگم مادر همسرم سالها پیش از دست همسرش خودكشی كرده،، و پدر همسرم ازدواج دوباره كرده،، و از طرف شوهرم و خواهر برادر ها طرد شده، در واقع در پانزده سالگی همسرم بدون والدین با شرایط بد بزرگ شده
منو راهنمایی كنید لطفا
هروتات
-
۱۱:۴۸ - ۰۲ آبان ۱۳۹۵
۰
۱
عالی بود فقط وقتی مردی اهل قهر كردن هستش سعی میكنه كلا حرف نزنه
بهار
-
۱۷:۳۵ - ۰۹ آبان ۱۳۹۵
۶
۴
سلام مشكل من وهمسرم خودمون همو پسندیدیم الان نمی تونم باهاش بسازم همش از خانواده من ایراد میگیره اونا هم با همسرم خیلی خوبن ولی این انتظارش بیش از حده در واقع اگه ایرادی هم نباشه ایراد پیدا میكنه همسر من اول رابطه صمیمی با خانواده من ایجاد میكنه بعد میاد به من سركوفت میزنه من یه خواهر كوچكتر دارم یه زمانی به این خواهرم خیلی محبت داشت همش كمكش میكرد دكتر میبرد البته بامن براش كتاب كنكوری میخرید همه كار براش می كرد من راضی نبودم خیلی ناراحت بودم فكر میكردم این كار اینا درست نیست مگه یك نفر میتونه به خواهر زنش این همه ارادت داشته باشه نمی تونستم دخالت وقتی چیزی میگفتم شوهرم میگفت به بابات میگم كه تو شك داری میگفت مریضی ولی من اصلا خوشم نمیومد هر شب منو به زور میبرد خونه بابام یه شب نمیشد كه منو نبره تا اینكه یهویی گفت از خواهرت بدم میاد من خونشون نمیرم خیلی دعوا كردیم الان منو نمیبره میگه خودت برو وبیا پیش خانوادم سر افكنده شدم من هم دیر دیر خونشون میرم وقتی هم میرم به پسرم یاد میده به خواهر من فحش بده اذیتش كنه باهاش ارتباط نداشته باشه الان هم گاه گاهی به خاطر همین موضوع حرفمون میشه . نمیدونم چكاركنم خواهرم هم میگه من هیچی نگفتم گیج گیجم شوهرم دنبال دعواست همش با من بحث میكنه نسبت به من سرده هیچ حرف عاشقانه ای نمیزنه اصلا محبت نمی كنه تو خونه همش دل نگرانم چكار كنم
عسل
-
۱۷:۵۹ - ۱۵ آبان ۱۳۹۵
۰
۲
سلام
سارا
-
۱۱:۳۵ - ۱۷ آبان ۱۳۹۵
۱
۴
سلام.من چهارساله با یه پسری دوستم.ما بهترین وعاشقانه ترین رفتارو باهم داشتیم
من ازقبل سربازیش باهاش بودم.تا رفت سركار و دانشگاه.وای چه روزای خوبی داشتیم پرازخاطره.همه چی خوب بود.تا اون رفت سركار وكلا عوض شد.سردشد.بی تفاوت شد.اما بازم دوستم داشت.چون یك ماه پیش امدخواستگاریم.بعدازخواستگاری همو دیدیم.ماوقتی پیش همیم پرازحس و عشقیم..اما ازپشت تلفن فقط من بهش عشق ابرازمیكنم.اون بهم میگه انقدزیادپیام نده.ولی وفتی پیشمه باهام.عالیه
خیلی با احساسه.پرازعشقه اما فقط وقتی كنارمه
مشكلش فقط قهره.سر چیزای كوچیك قهرمیكنم.منم دائم عذرازش میخوام
دو هفته بودبا اس هم باهام عالی شده بود.كه پریشب كه بیرون بود.بهش زنگیدم بعد 10بارجواب داد.گفت سایلنت بود.گفتم كجایی.گفت خونه بابابزرگم.خداحافظی كرده وقطع كردم.بعدش اس دادم ك ازاونجا واسم عكس بفرست.نوشت اگه بفرستم.بلوكت میكنما.گفتم خب نفرست.نوشت دیگه فرستادم.وای فرستاد.اونجابود واقعا.
ضایع شدم.هرباركه بهش شك كردم.ضایع شدم
بلوكم كرد.دوروزه جواب اس هامو نمیده.رو رد تماسم گذاشته منو
ازش دوروزه دارم عذرخواهی میكنم.اما فایده.نداشت.اصلا جوابمو نمید
واقعا آنچنانم مقصرنبودم.فقط ی عكس ازش خواست
توروخدا بگیدچكاركنم؟
الهام
-
۱۰:۴۲ - ۲۷ آبان ۱۳۹۵
من نامزدی كردم از روز اول همه چیزو به نامزدم وخانوادش گفتم كه شناسنامه مال خودم نبود مال خواهر دیگه ام فوت كرده گذاشتن برای من اون هاهم قبول كردند .ولی الان ایراد شناسنامه گرفت .من روز اول نمیخواستم اینشون ولی او كاری كرد من وابسته به خودش كرد الانم میگه نمیخوامت نمیدونم چكار كنم مادرم فوت كرد نامادری دارم نمیدونم توروی اون ها چكار كنم تورابخدا راهنمای كنیدكه چكار كنم نامزدم بر گردونم
زهره
-
۱۳:۳۹ - ۲۸ آبان ۱۳۹۵
عزیزم به نظرم،یعنی 90درصد اون بهونه داره كه بی خیالت شه،تو زیاد خودتو كوچیك نكن،بگو باشه ولی تقصیر من نبود،یه اشتباه اونم خیلی كوچیك نمیتونه عاشقاروجداكنه،ودیگه بهش پیام نده وزنگ نزن..اگه دوستت داشته باشه برمی گرده
سارا
-
۱۳:۳۳ - ۰۱ آذر ۱۳۹۵
عذر خواهی زیاد شان ارزش آدم رو پایین میاره شما كار اشتباهی نكردی كه ازش عكس خواستید نامزدتان نباید تماشای شما رو رد میكرد باید صادقانه پاسخ میداد مهمانیم بعدا با هم صحبت میكنیم
به نظر من اصلا تحت هیچ شرایطی تماس نگیر بذار خودش تماس بگیره نامزدت باید بدونه در برابر كسی كه دوستش داره باید گاهی غرورشو بشكنه.
خواهرم هیچ گاه بیش از حد عذرخواهی نكن
زهرا
-
۱۶:۰۳ - ۲۰ آبان ۱۳۹۵
۲
۹
من یه دختر18ساله هستم سه ماهه نامزدكردم نامزدم منوخیلی دوس داره بهتره بگم ازبچگی عاشقمه ولی یه وقتایی سراینكه من برم خونشون باهام قهرمیكنه اصلادركم نمیكنه دوس داره همیشه پیشش باشم وقتی پیش هم هستیم لحظات عاشقونه ای روداریم ولی پشت تلفن اصلانمیتونه باهام درست حرفدبزنه باحرفای خوب وعاشقونه شروع میكنه و به قهركردن ختم میشه تاحالاچندبارخودش قهركرده ومن زنگ زدم ومنت كشی كردم یه وقتایی احساس می كنم اگه من زنگ بزنم كه آشتی كنیم غرورمو میزارم زیرپام وازهمین الان ارزشم میادپایین پیشش درسته من ازاول عاشقش نبودم ولی ازوقتی نامزد كردم باهاش منم عاشقش شدم وخیلی دوستش دارم ولی نامزدم خیلی مغروره دوست دارم الان كه باهم قهریم بدونم به من بیشتراهمیت میده یابه غرورش
ضحی
-
۱۰:۱۸ - ۲۷ آبان ۱۳۹۵
۳
۷
سلام من عاشق شوهرم هستم زندگی خوبی داریم فقط مشكل من حضور همسرم تو فضای مجازی ( فیس بو ك) هست كه وقتی در حال چت كردنه اگه از فاصله دو متری رد بشم صفحه گوشی و میچسبونه به خودش تا من چیزی نبینم حتی مرتب رمز گوشی عوض میكنه با این كه من نگاه هم به گوشی نمیكنم بارها در این مورد باهم صحبت كردیم وهردفعه هم كارمون به قهر و دعوا كشیده تا این كه الان گوشی نمیاره ولی این قدر بی محلی میكنه و دیر میاد كه حاضرم با گوشی بشینه اما تو خونه باشه وبخنده تو رو خدا كمكم كنید من چگونه رفتار كنم با شوهرم همون طور كه گفتم عاشقانه دوسش دارم
zohreh
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۵۶ - ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
با سلام، یه سوال دارم چرا سعی میکنبد وارد دنیای کامل یه مرد بشید؟، شما فقط همسرش هستید دلیلی نمیبینم هی بخوایین سر از همه چیزش در بیارید،بی خیال شید و اجازه بدید راحت همسرتون هر غلط یا درستی انجام بده، دیکه نمیشه که مرد تو چنگ گرفت،چرا؟جون دوسش دارید...
ضحی
-
۱۷:۱۱ - ۲۷ آبان ۱۳۹۵
۲
۱
سلام مجدد و عرض تشكر كه پاسخ من را دادین الان دیگه شوهرم گوشی نیاره و میگه فروختم من خیلی احساس عذاب وجدان میكنم ولی خوب از جوابش در مورد پنهان كاریهای و عوض كردن مرتب رمز گوشیش قانع نشده بودم برا همین به قول خودش بهش گیر میدادم اما الان نمیدونم چه كار كنم .
مهسا
-
۱۲:۲۵ - ۰۷ آذر ۱۳۹۵
۰
۱
با سلام. من و پسر خالم یكساله دوستیم.و قراره باهم ازدواج كنیم.وقتی دعوامون میشه من اگر مقصر باشم خودم‌میرم ازش عذرخواهی میكنم‌ولی اون بیشتر خودشو بالا میگیره و جواب نمیده.نمیدونم‌وقتی قهرمیكنه اگر من مقصر باشم باید چیكار كنم‌كه به اشتی كردن ختم بشه و غرورمم هم پایمال نشه
shahin
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۱۱ - ۰۴ دی ۱۳۹۵
غرور عشق رو از بین میبره ، باید برای عشق غرورت بشكنه ولی در صورتیكه عشق دوطرفه باشه
شبنم
-
۱۵:۳۸ - ۱۱ آذر ۱۳۹۵
۱
۱۰
سلام خدمت شما. من خانومی27ساله هستم وباهمسرم همسن هستیم,جدیداهمسرم یه عادتی پیداكرده كه وقتی بحثی میشه بینمون ومن ازش ناراحت میشم و باهاش سرسنگین میشم.میبینم اون از من جلوترباهام قهركرده بااینكه میدونه تقصیراون بوده جریان بحثمون.قهرش هم خیلی طول میكشه,حتی من یه چندبارخواستم ازدلش دربیارم طردم كرده از خودش.من باید چجوری بااین آقا رفتاركنم.خیلی خسته شدم, توروخداراهنمایی كنین.ممنونم
مریم
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۳۱ - ۰۳ دی ۱۳۹۵
۳
۶
سلام خسته نباشید.خواهش میكنم كمكم كنید من و شوهرم یكسال و نیمه كه عقد هستیم و قهر وآشتی بینمون خیلی زیاد بوده این مدت بیشتر دلیلشم مادرش هست كه با حرفا و رفتاراش منو ناراحت میكنه و شوهرم هم وابستگی شدید به خانواده داره و حق و به اونا میده الان دوماهه كه قهریم نه اسمسی نه زنگی،نمیدونم چیكار كنم،دلیل این قهرم این هست كه من از مادرش ناراحت بودم و با شوهرم بحثم شد اونم دست رو من بلند كرد من با خانواده مطرح كردم و با شوهرم برخورد كردند و الان هم دوماهه كه قهریم
مژده شیخان
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۷ - ۰۴ دی ۱۳۹۵
۰
۰
سلام خدمت شما كارشناس محترم من خانمی ٣٧ساله وهمسرم كه ٣٩ساله هستن ما باهم حود ٦ماهه نامزد هستیم ایشون هر كاری كه من میكنم یا میگم ناراحت میشن . برای مثال من تو یه گروه قرانی هستم كه همه خانوم هستیم من با مدیر گروهش برای اینكه تو گروه دعای توسل جوین شم چت كردم ایشون ناراحت شد كه چرا با كسی كه نمیشناسی چت میكنی از كجا معلوم ایشون مرد باشد ویا چند روز پیش تولد برادرزادم بود وقتی داشتن كادوها اعلام میكردن من گفتم از طرف من وفامیلی ایشونو گفتم ناراحت شد كه چرا اینو گفتی الان قهر كرده میگه از این به بعد رفتارات برام مهم نیست وهمنطور باهات رفتار میكنم كه تو دوست داری واز كارات ناراحت نمیشم من الان از این موضوع ناراحتم لطفا راهنماییم كنید
حكیمه
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۳۸ - ۰۷ دی ۱۳۹۵
۱
۰
سلام خسته نباشید شوهرم برای یه موضوع هایی قهر میكنه كه شوكه میشم نمونه اش دیشب یكی از اقوامشون ما رو دعوت كرده شام چلو گوشت داشتند. پسرم 7سالشه دوست نداره این غذا رو .من سهمش رو خوردم مال خودم رو نخوردم از مهمونی كه اومدیم بیرون میگه حیف چیزیه كه به شما بدن و خاك تو سرتون چرا غذا درست كردن شما نخوردید حتما اونا ناراحت شدند .ودعوا رو شروع كرد حالا قهره ووقتی قهر میكنه خیلی طول میكشه خوب شه منم كه طاقت ندارم هی بهش میگم دست ور دار انگار نه انگار
مینا
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۲۶ - ۱۰ دی ۱۳۹۵
۱
۳
با سلام و خسته نباشید... تورو خدا به من كمك كنید نمیدونم چه راهی رو برای بدست آوردن دل شریكم اتجام بدم. شریك من مرد خیلی حساس و زودرنجی هست. البته حق داره ما نامزدیم و پدرم گفته تاخونه نخره منو بهش نمیده.بنده خدا پسر خوب و پرتلاشی هم هست.من تهران هستم اون شمال زندگی میكنه.تازه تنهاس و خانواده ای نداره.ما سه سال با همین وضع گذروندیم و همدیگرو هم خیلی دوست داریم. همیشه از وضع دوریش به من گلایه میكرد.و منم به نحو مختلفی دلداریش میدادم.تا اینكه دوروز پیش به من پیام داد كه دیگه از این زندگی خسته شدم و تحمل ندارم و دوروز پیش درحین مكالمه تلفنی بحثمون شد و دیگه هیچ خبری ازش ندارم....ازتونننن خواهش میكنم راهنمایی بفرمایید كه من چكار كنم تا هم بتونم دلشو بدست بیارم و برگردونمش و هم اطمینان خاطرشو فراهم كنم.با تشكر فراوان
سارا
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۳۰ - ۱۱ دی ۱۳۹۵
۱
۱
سلام خسته نباشید. ببخشید من یه مشكلی دارم كه خیلی حساسم دیروز همسرم رفت بیرون پیش برادرام كه كنار دریا بودن و دوست دخترای داداشام هم اونجا بودن همسرم همون زمان بهم پیام داد كه اونا هم هستن من عصبانی شدم گفتم اونا هستن منو چرا نبردی پس؟ بهم گفت جای تو نیست من گفتم جای من نیست ولی جای تو هست؟ بعد گفتم همین الان بیا خونه گفت چرا جواب ندادم به برادرم زنگ زدم همسرم جواب داد گفت كنار دریا هستیم گفتم خداحافظ و قطع كردم بعدش پیام داد كه حاضر شو میام بریم بیرون دو بار هم زنگ زد جواب ندادم اومد خونه وقتی دید گریه كردم ناراحت شد منم عصبانی بودم گفتم كی بهت گفت بری اونم گفت به تو مربوط نیست و یكم حرفمون شد و قهریم باز من خواستم اشتی كنم اما نخواست قابل ذكر هست كه ما عقد هستیم هنوز عروسی نكردیم. ممنون میشم از پاسخگویی شما
سارا
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۵۴ - ۱۱ دی ۱۳۹۵
ممنون از پاسختون دیشب به من گفت اشتباه از منه كه همه چیزو بهت میگم دیگه هیچوقت چیزی رو بهت نمیگم كارای من به تو مربوط نیست دیگه منم عصبانی شدم بد رفتار كردم بعد گریه گردم من دیشب حتی بعد از این قضایا سعی كردم اشتی كنم اما بی توجهی دیدم اولش بهش پیام دادم جوابی نداد بعد رفتم كنارش بازم جدی برخورد كرد منم باز شروع كردم گریه و یه كار بچه گانه كردم كه سند ازدواجمون رو بیرون اوردم گفتم نه تو میتونی با من زندگی كنی نه من بعد با خنده بهم گفت به جای اینكه درست ترش كنی بدترش میكنی گفتم اره تو بدترش كردی كارمو جدی نگرفت امروز هم منو برد پیش خودش اما كلا چند كلمه بیشتر صحبت نكرد با من فقط یا بازی كرد یا غذا درست میكرد فقط ده دقیقه مونده بود كه بخوایم بریم سر كار بغلم كرد یعنی من تا اون زمان جزو الویتهاش نبودم و این منو خیلی عذاب داد البته منم وقتی دیدم همش به كارای دیگه مشغوله قیافم رو خیلی جدی كردم سر ناهار هم حرفی نزدم تا زمانی كه خواستیم بریم
سارا
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۵۹ - ۱۱ دی ۱۳۹۵
من خودم هم میدونم ریگی به كفشش نیست من اصلا شك نكردم بهش فقط دلم نمیخواست جایی باشه كه اون دخترا هستن همین
رها
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۸ - ۱۲ دی ۱۳۹۵
۳
۴
سلام خسته نباشید لطفا من و راهنمایی كنید.من و همسرم الان ۳ روزه كه هیچ ارتباطی با هم نداریم یعنی قهر هستیم و سر یه موضوع كه من نباید بهش میگفتم بحث كردیم و اون گوشیش و خاموش كرده یعنی off كرد.همسرم خارج از كشور هست و من ایران الان ۳ روزه كه هیچ خبری ازم نگرفته..درسته من نباید اون موضوع و نمیگفتم چون ساده بود و به قول خودش كه هیچ وقت بهم نگفته بود به من هیچ ربطی به من نداشت ولی اون كلی عصبی شد و داد زد( تلفنی ) و ناراحتی كرد خیلی بد و من با این كه قبول دارم اصلا به من ربطی نداشت و راجب خانوادش بود ولی اون حرفهای خیلی بدی بهم زد..یه بار دیگه هم كه سر یه موضوعی كه اون هم راجب خانواده اش بود بحث كردیم و ۱ هفته هیچ خبری ازش نبود تا با واسطه شدن برادرش و صحبت كردن اون ما با هم آشتی كردیم و تو اون ۱ هفته من هم هیچ خبری از اون نگرفتم چون خیلی ناراحت بودم و احساس میگردم بهم دروغ گفته..غیر از اون موضوع هر وقت بحث میكردیم كه اون پیغام نمیداد در آخر من میدادم و میخواست ناراحتی زود تموم شه میگفتم اشكال نداره كی تقصیر داشته و من پیش قدم میشدم. ..الان فرق داره اون چند شب پیش كه ناراحتی شد به من حرف بد زد و چون من قراره به زودی برم پیشش انشاءالله( معذرت میخوام كه میگم) ولی اون گفت گوه بزنه به اون ویزات و پاسپورتت و خیلی عصبانی بود و قطع كرد .. من اینباره واقعا غرورم جریحه دار شده تا كی من همش پیش قدم بشم..اره قبول اصلا اشتباه از من ولی به خاطر توهین‌هایی كه بهم كرده من زنگ نمیزنم از طرفی خیلی خیلی خیلی ناراحتم هرروز گریه اخه اون چرا آنقدر بی تفاوته. .من چیكاركنم كنم؟
رها
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۵ - ۱۳ دی ۱۳۹۵
سلام ممنون ااز پاسخ.بله من برای همیشه میرم چون همسرم اونجاست و زندگیمون و اونجا شروع میكنیم.و من الان منتظرجواب كارام هستم.چند شب پیش همسرم رفته بود برای خرید برای من و..كه یك گوشی هم برای خواهرش خریده بود البته پولشو داده بود خواهرش ولی وقتی اومد و حرف زد و گفت كجاها رفته ولی نگفت كه یك گوشی هم برای خواهرش خریده..فردای اون روز كه من فهمیدم بهش گفتم ما همیشه باید همه چیز و بهم بگیم و..و داشتیم خوب حرف میزدیم كه گیر داد بگو چیو من تا حالا نگفتم بهت..بارها شده موضوع های مختلف پیش اومده راجع به خانوادش (مثلا خواستگار اومدن برای خواهرش و سركار رفتن برادرش )با این كه با همین ۲ نفر تو یه خونه زندگی میكنه ولی وقتی من بعدا میفهمیدم و میگفتم چرا به من نگفتی مگه من زنت نیستم و غریبه ام ،میگفت من خبر نداشتم اخه من باورم نمیكنم چطور میشه تو یه خونه بود و نفهمید این موضوع ها رو؟؟؟ چون همسرم صبح زود میره سر كار و شب بر میگرده همیشه میگه من كه خونه نیستم بدونم.ولی شما بگید این دلیل نمیشه كه..ولی من باز هم هر بار با خودم گفتم حتماً به من مربوط نیست..ولی خب من هم غریبه نیستم و من دوست دارم همه چیزو بهم بگه.ولی همسرم میگه من هر چیزی و كه فقط به تو و من مربوط باشه میگم این میشه زن و شوهری؟در ضمن همسرم خیلی ابزار احساسات میكنه و منو خیلی دوست داره و فوق‌العاده آدم با خدا و مومنی هست و به روز و روشن فكر ولی این رفتارش منو خیلی اذیت میكنه..حتی اون روز كه مسافرت خونه مادرش رفته بود آلمان چند روزی اونجا بود و من احساس كردم یه جوری هست و بهش كه گفتم گفت شیطان اومده و ناراحتی میكنه بین ما و وقتی كه اون و بهش گفتم چرا به من نگفتی خیلی ناراحتی كرد و گفت فلانی چقدر زن ذلیل هست كه میاد هرچیزی و میگه (از كسی دیگه شنیده بودم )من اونجوری نیستم و میخوای بخواه نمیخوای بیا طلاقت و بگیر برو..اینا رو بهم گفت و وقتی كه خوبیم میگه آدم تو ناراحتی هر چیزی و میگه و من و عصبانی میكنی و...حالا به من بگید چیكاركنم به خدا خیلی حالم بده.
دوستان كمكم كنید
رها
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۵۷ - ۱۳ دی ۱۳۹۵
من مچكرم از جواب شما..میشه لطفا اینبار هم جواب بدید كه حالا من چه كار كنم من بگم كه در دوره عقد هم هستم و من الان منتظر بمونم تا همسرم پیام بده؟ اخه من نمیتونم اینكار و بكنم چون الان اگر بكنم این كار و همیشه بهم توهین میكنه و..شما چی میگید یا چه كاری بكنم كه اون پیغام بده و زنگ بزنه؟ ممنونم
رها
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۳۱ - ۱۸ دی ۱۳۹۵
۰
۲
سلام من رها هستم كه چند روز پیش من و راهنمایی كردیم در مورد قهرهمسرم.من و همسرم با هم آشتی كردیم و اون موضوع و حل كردیم و همسرم حرفهای خیلی خوبی هم به من زد و خیلی پشیمون بود از این كه به من بی ادبی كرده و قول داد بهم كه دیگه هیچ وقت این كار و نكنه..یادتون هست كه گفتم گوشی خریدن برای خواهرش و به من نگفته بود و ..؟ چند روز پیش خیلی حرف زدیم و گفت كه من دوس دارم همیشه هرچیزی و بهت بگم و میگم ..شما بهم گفتین حساس نباشم و بعدا تو زندگی درست میشه ما هنوز زیر یك سقف نرفتیم و این منو خیلی ناراحت میكنه كه این رفتار و داره .اون شب با من خیلی حرف زد كه من و باور كن اعتماد داشته باش و...ولی اخه امشب باز یه چیز دیگه پیش اومده من هر بار كه باهام كلی حرف زده اونم حرفهای قشنگ، بهش اعتماد كردم ولی چیزی پیش میاد كه من و خیلی سرد میكنه..امشب رسیده خونه و میگه خواهرم یخچال خریده و... (ببینید كه اصلا این قضایا برام مهم نیست مهم راست بودن حرف همسرم هست) و بلافاصله بهم گفت كه ببین من الان فهمیدم باز نگی خبر داشتی نگفتی..من الان دیدم اخه مگه میشه اون خواهر با برادرش كه همسرم باشه در این مورد صحبت نكرده باشه و..؟؟؟؟!!!و از همه مهمتر اینكه (چون برادر شوهر من شوهر خواهر من هم هست. )شوهر خواهرم گفته بوده به خواهرم كه چند روز پیش یخچال خریدیم و همسر من خونه بوده و كمك كرده تا بالا بیاره و..ببینید چرا همسرم به من میگه من الان دیدم و این به وضوح تو حرفاش معلومه..چرا با من اینجوری میكنه؟ حرف من این نیست كه چرا این چیزها رو نمیگه حرف من اینه كه چرا به من دروغ میگه چرا من مگه میخوام چیكاركنم كنم مگه چه میشه كه همون و واقعیش و بگه؟؟ لطفا كمكم كنید من دارم دیوونه میشم من میترسم با این حرفهای خوبی كه میزنه و عملاش اینجوری. اخه من اونجا چیكاركنم كنم
رها
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۱۲ - ۱۸ دی ۱۳۹۵
ممنون از پاسختون.
خب به نظر شما این شناخت نیست كه بفهمم تو زندگی همه چیز و بهم میگه یا نه؟ میترسم برم و اونجا هم چنین آدمی بود عكس العمل من چی باشه؟
اخه ما قسم هم خوردیم باهم كه هیچ وقت دروغ نگیم..
خودش میگه من و تو داخل یه دایره هستیم و هر چیزی كه به من و تو مربوط نشه مهم نیست و میشه حاشیه.
اخه وقتی یه چیزی و به من میگه و من بعدا چیز دیگه ای از همون حرف میفهمم و ازش میپرسم یه جور میپیچونه.خب اگه از همون اول درستش رو بگه بهتر از این نیست كه بخواد دروغ یا چیز دیگه ای بگه كه این باز همون دروغ میشه..
من اینجور مواقع احساس بدی میگیرم خب این هم یه راه شناخته .
حمید
Germany
۱۲:۳۸ - ۱۸ دی ۱۳۹۵
۱
۳
سلام
واقعا از زندگی خسته شدم خانمم به خانوادم توهین میكنه به خودم حرفهایی میزنه كه توش اهانت هست ناامیدی برای من هست و حركات توهین امیز میكنه و دایما داد میزنه هر دفعه میگم برم به باباش بگم ولی متاسفانه باباش هم از خودش بدتره و میگم برم زندگیمو تموم كنم از دست این زن و همش به خدا میگم خدا لعنتش كن و طرفش هم كه میرم باز با توهین برخورد میكنم . نمیدونم چكار كنم
مهسا
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۳۱ - ۲۰ دی ۱۳۹۵
۱
۰
سلام،سه ماهه نامزدیم بابام به نامزدم گفته من باید سریعتر رابطمونو رسمی تر كنیم ولی خانواده نامزدم بخاطر موضوعی نمیتونن الان اقدام كنن،منم الكی از جانب بابام به نامزدم گفتم بابام راضی نیست الان اونم قهر كرده و اصلا جواب منو نمیده ،خیلی بهش برخورده كه اینو گفتم.
من دوست دارم سریعتر زندگیمون ثابت بشه،تا قبل اینم هیچ دعوا و بحثی نداشتیم
ولی الان یه هفته اس اصلا جواب منو نمیده
خیلی ناراحتم همش گریه میكنم
صدیقه
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۱۰ - ۲۰ دی ۱۳۹۵
۱
۰
لطفا منو راهنمایی كنید
نامزدم جوابای منو نمیده چون بابام بهش گفته راضی نیستم تا قبل عقد با دخترم زیاد برین بیرون اونم لج كرده و اصلا جوابمو نمیده میگه شرایطیه كه خودتون گذاشتین، من خیلی نگرانم كه رابطمون خراب بشه ،لطفا كمكم كنید چون نمیخوام همه چی خراب بشه
مینا
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۱۵ - ۲۱ دی ۱۳۹۵
۰
۰
سلام، داشتن رابطه ی جنسی در دوران نامزدی توصیه میشود یا نه؟؟
مهسا
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۱۶ - ۲۱ دی ۱۳۹۵
من نامزدم خیلی اصرار میكنه ، نمیدونم چطور منصرفش كنم، میشه راهنماییم كنید؟؟
الهه
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۳۶ - ۲۲ دی ۱۳۹۵
۰
۰
سلام
من و همسرم بسیار به هم علاقمتدیم
اما من بخاطر بی مسئولیتی پدرم بسیار نگران مادرم هستم و دوست دارم ماهانه كمی كمك مالی بهش داشته باشم .هرچند كه هیچوقت این رو مستقیم به همسرم نگفتم. من شاغلم اما همه حقوقم خرج خونه و زندگیم میشه
گاهی كه متوجه سخت شدن شرایط زندگی برای مادرم میشم ناراحتی میاد سراغم، و همسرم حساس شده. فكر میكنه من خانوادمو بیشتر از اون دوست دارم
گاهی فكر میكنم اون شرایط من رو درك نمیكنه، گاهی میگم چون از اول زندگی زیاد خرج نكردم و بخاطر درآمد پایینش باهاش بحث نكردم و بهش سخت نگرفتم حالا پررو شده.
حساسیت همسرم باعث میشه لجبازی غیرمستقیم باهام داشته باشه و من چون منشأ رو میدونم باهاش بحث میكنم و ختم میشه به قهر. میترسم از زندگیمون زده بشیم
چكار كنم؟
الهام
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۴۰ - ۲۶ دی ۱۳۹۵
۰
۲
سلام.خیلی از نظرات رو خوندم زندگی منم تلفیقی از همه این هاست.۲سال خونه خودمم متاسفانه اوایل همسرم مخفی كاری های زیادی داشت حتی یك گوشی تو خونم پیدا كردم.نگاه های اسرار امیز تو خیابون هم از اپشن هاش بود.مانتویی كردن منم كه ماموریتش بود اونم جوری كه مدام حس میكردم منو نمیخواد.موقع قهر هم كه جز داد و بیداد و شكستن وسایل كار دیگه ای یاد نداشت با همه اینا حتی وقتی به بابام زنگ زد بیا دخترتو ببر, موندم تو خونم. البته تو همه این روزا خودم مشاوره میرفتم و یه جورایی اون نگهم میداشت و سوپاپ اطمینانم بود.البته جواب خیلی از كاراشو دید.بعد اون روزا كلی كتاب خوندم سعی كردم ولی هنوزم مشكل دارم فقط خودمو اروم نگه میدارم هنوزم بد دهنیش هست قهر كردناش سر بی اهمیت ترین قضایا هست منو حساب نكردناش هست حتی وقتی میخوام باهاش حرف بزنم تو حرفام میگرده یه اتو پیدا كنه تا داد و بیداد كنه و خودشو تخلیه كنه بعد اروم شه دیگه موندم چه كنم هر چی هم میگم بریم مشاوره قبول نمی كنه. هزار جور ترفندم زدم ولی بی فایدست حتی مشاورم زنگ زده ولی....دیگه موندم چیكار كنم البته خیلی قوی شدم ارامشم رو حفظ میكنم گریه زاری نمیكنم ولی یه راه فقط به ذهنم میرسه اینكه برم خونه بابام .ادمی هم نیست كه بیاد دنبالم .یه مورد دیگه هم اینكه وقتی دعوا تموم میشه دیگه تا یه مدت عالیه و میگه با هم درستش میكنیم و كلی حرفای خوب میزنه بعدش دوباره دلشو میزنم
الهام
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۵۶ - ۲۷ دی ۱۳۹۵
۱
۰
میشه بهم بگین چیكار كنم?
پریسا
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۲۸ - ۲۸ دی ۱۳۹۵
۰
۱
سلام خسته نباشید من یك سال و نیمه كه عقدم . شوهرم اوایل عقدم خوب بود ما حتی سه ماهم نامزد بودیم پسر خوب و فهمیده ای بود وقتی كه عقد كردیم شوهرم هرچی كه تو دوران نامزدی از خودش و خانوادش بهم گفته بود برعكس بود و هر چی میگذره بدترم میشه. ایشون هیچ خرجی واسم نمیكنن وقتیم بهش میگم میگه تو خونه باباتی و بابات باید خرجت كنه .حتی طلام واسم نمیخره میگم حداقل یه تیكه طلا واسم بخر كه تو زندگیتم باشه ولی اون داد میزنه و میگه من از طلا بدم میاد و واست نمیخرم ایشون موقعی كه اومدن خواستگاری گفتن ماهی ١٧۵٠٠٠٠ تومان میگیرم الان میگه با ماهی دویست تومان باید زندگی كنی تازه منو میذاره تو منگنه و میگه فكراتو بكن وقتیم بهش میگم تو اون روز بهم گفتی یك میلیونو هفصد و پنجاه میگرفتی چرا الان میگی با دویست تومن زندگی كن میگه همینه كه هست برو ببین میتونی زندگی كنی یا نه. بخدا میترسم عروسی كنم اصلا شوهرم معلوم نیست پولشو داره چیكار میكنه بابامم كه ازم حمایت نمیكنه از طلاق میترسه كه حرفی بهش بزنه میترسه طلاقم بده نمیدونم چیكار كنم من خیلی مشكل دارم این یك سوم مشكلاتمه تو روخدا راهنماییم كنید
صدیقه
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۲۲ - ۳۰ دی ۱۳۹۵
۰
۰
سلام،4ماهه نامزد كردیم،احساس میكنم نامزدم خیلی چیزارو بامن درمیان نمیزاره،از طرفی تصمیماتشو تنهایی میگیره،من ارشدم و شاغل هستم هضم این نوع برخورد خیلی برام سنگینه،نمیدونم چطور باهاش درمیون بذارم رفتاری ك داره میكنه اشتباهه؛ من دوست دارم تمامی مشكلاتمونو باهم درمیون بذاریم و برای حلشون دوتامون تلاش كنیم ولی اون مثل من فكر نمیكنه!
بانو
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۲۳ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام.ما دوماه باهم عقد كردیم البته دوماهم نامزد بودیم تو این مدت سر خیلی چیزای كوچیك بحث كردیم و هردومون خیلی زود رنجیم و شوهرم با یه ناراحتی كوچیك سریع عصبی میشه و تهدید میكنه. منم گاهی عصبی میشم و باهاش بد رفتار میكنم اما بیشتر وقتا سكوت میكنم و سعی میكنم زیاد دور و برش نباشم تا آروم بشه .ولی درهردو صورت ناراحت میشه و میگه تو به من بی توجهی و برات مهم نیستم .هروقتم میخایم سر دعوامون باهم حرف بزنیم هی دعواهای قبلیو پیش میكشه و هی میگه تو هم اینجوری كردی دفعه قبل اینجوری كردی و اینا به حدی كه دیگه حس میكنیم حرف زدن در مورد مشكلامون بی فایدس و هرروز داریم ازهم سرد میشیم. درحالی كه عاشق همیم و تحمل جدایی و دوریو نداریم.بنظرتون مشكل ماچیه؟
زهرا
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۲۴ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۵
۰
۲
سلام،حدود یكسالی میشه كه عروسی كردم،قبلش هم یكسال و نیم نامزد بودیم،شوهرم اوایل خیلی خوب بود،محبت میكرد،باهم بیرون میرفتیم،ولی كم كم اخلاقش عوض شد،تو این یكسال حتی نشده یك بارهم دوتایی جایی بریم،میدونم دوستم داره ولی نشده تاحالا به زبون بیاره،من با این موضوعات كنار اومدم و میگم اشكالی نداره،ولی الان دو روزه قهركرده اونم بخاطر اینكه بهش گفتم تو رابطه جنسی فقط به فكرخودتی،چندروزی بودكه رابطه نداشتیم ومنم واقعا تحریك شده بودم،زنی نیستم كه درصورت نیاز چیزی به همسرم بگم چون خجالت میكشم و میترسم همسرم خوشش نیاد،دوروز پیش رفتم حموم وحسابی به خودم رسیدم،وقتی كنارش درازكشیدم اومد سمتم ولی بجای اینكه اول معاشقه كنه ومن رو تحریك كنه رفت سر اصل مطلب و خودشو ارضاء كرد بدون اینكه بامن معاشقه كنه و من رو به ارگاسم برسونه،انگار از سر وظیفه این كارو كرد،وقتی هم كارش تموم شد اعصابم خورد شد و بهش گفتم فقط به فكرخودتی،اونم گرفت خوابید البته قبول دارم لحنم كمی تند بود،بعداز دو سه ساعت كه آروم شدم شروع كردم باهاش منطقی حرف زدن كه زن ها هم احتیاج دارن و این موضوع فقط درمورد مردها صدق نمیكنه،ولی فقط سرش تو گوشیش بود و داشت تو برنامه دیوار دنبال ماشین میگشت،و جوابم رو نمیداد،بخاطر همین الان دوروزه باهام قهره،هروقت قهرمی كرد من میرفتم سمتش ولی اینبار واقعا نمیتونم چون آخه چیزی بهش نگفتم،توروخدا راهنماییم كنید،ببخشید طولانی شد،دلم خیلی پر بود
فاطمه
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۱۷ - ۰۸ اسفند ۱۳۹۵
ب نظر من همسرتون قهر نكرده.فكر میكنم داره ب حرفای شما فكر میكنه.
اصولا وقتی هر آدمی فكرش مشغول مسئله ای باشه مثل قبل با بقیه ارتباط نمیگیره حالا چند روز بعد كه فكراشو كرد و به یه نتیجه ی قابل قبول رسید دوباره باهات خوب میشه.خیلی كار خوبی كردی كه براش توضیح دادی.حتی اگه به روی خودش نیاورده باشه مطمئن باش داشته به حرفات گوش میكرده.ولی انتظار نداشته باش همون موقع رفتارش عوض شه.بذار حرفاتو تحلیل كنه و نتیجه بگیره.
شهرزاد
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۱۹ - ۰۳ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام منم شوهری دارم كه هر چیزی را بهانه می كند برای قهر كردن و 5 سال هست كه ازدواج كردیم همیشه همین بوده و همیشه من پا پیش گذاشتم و مشاوره رفتم و از معتمدین خانواده ها كمك گرفتم و تا الان هی پیش رفتم اما الان واقعا خسته شدم یه دختر 2 ساله هم دارم نمی دونم دیگه چیكار كنم. تا می خوام باهاش حرف بزنم سریع لباس می پوشه میره بیرون بعد جدا میخوابه بعد سكوت حتی یك بار قهرش 4 ماه طول كشید. ته منطقش اینه كه طرف (یعنی من) پر رو نشم و ازش حساب ببرم و از این حرف ها..........
شقایق
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۱۲ - ۰۸ بهمن ۱۳۹۵
سلام شوهر شما مغروره . چند وقت به حرفش باشین و حتی شده الكی بهش بگین چشم .و چشم سرورم.كه مرد ازین كلمه ها خوشش میاد نتیجه ش رو بعد از چند مدت متوجه میشین .واقعا از محبت خارها گل میشود من به شخصه بهم ثابت شده . فقط محبت كردن .قربون صدقه رفتن .قدر دانی و تشكر از مرد ..تعریف از اخلاق حتی به دروغ . گفتن چشم سرورم ..حتما حتما استقبال و بدرقه داشتن همسر . صبوری . آراسته بودن.تامین نیاز جنسی . توقع مالی ولی نه سركوب و تحقیر كردن و جوری برخورد كردن ك وظیفه مرد است .حتی زمانی ك پول نداره از نیاز هاتون بگین با حالتی ك بفهمه شما نیاز مندین .و قدر دان باشین و بهش بگین و غر نزنین ..این حالت حس تامین مرد رو بالا میبره
زهرا
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۳۹ - ۰۶ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
خیلی خوب بود برای من هم راهگشا بود .با تشكر
ایدا
Iran (Islamic Republic of)
۰۳:۰۴ - ۰۸ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام....من شوهرم خیلی عالیه فقط سریع داغ میكنه و زبون تیزی داره...اینم بگم كه خانوادم خیلی بی معرفتی كردن ولی همش همسرم هوامو داشت ولی تا كاری میشه خانوادم و كارایی كه برام كرده رو میزنه به سرم...ما واقعا عاشق هم هستیم یعنی بهم ثابت شده..
لطفا بگید باید چكار كنم....این رفتارش عذابم میده
شبنم
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۵ - ۰۸ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام خواهش می كنم كمكم كنین. من با آقایی سه سال دوست بودم كه رابطه ما كاملا هدف دار بود. دقیقا یك ماه پیش بهم گفتن میخوان بیان جلو و به خانواده ام بگم...ما رفت و آمد های اولیه برای آشنایی رو داشتیم با خانواده های همدیگه...تا این كه بعد از حدود دو هفته از جدی شدن رابطه، من پیام دوست دختر خیلی قدیمیشون رو دیدم و بهشون فحش دادم و خیلی عصبانی شدم. ایشون هم كلا رفتن .
در تماس های بعد از اون روز گفتن میخوان فكر كنن راجع به ادامه رابطه و این كه زیر یك سقف با من نمی تونن زندگی كنن وقتی من زود عصبانی میشم. در حالی كه من اولین بار بود این جور بودم تو این سه سال...به همه گفتن ما به هم زدیم و با اون خانوم الان در ارتباطن. میشه كاری كرد كه برگردن و همه چیز مثل قبل بشه؟ من مطمئنم منو دوست داشتن. اینو بار ها و بار ها پیش همه می گفتن حتی خانوادشون و ما تصمیم برای خرید خونه داشتیم باهم و برنامه زندگی آینده رو ریخته بودیم... الان حاضر نیستن حتی با من حرف بزنن و خیلی بد باهام برخورد كردن آخرین بار كه حرف زدیم.
زهرا
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۴۱ - ۰۸ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰

سلام،دوباره اومدم با مشكلی جدید. ممنون بابت راهنمایی قبلیتون.راستش دوشنبه بود كه مادرشوهرم اینا تصمیم گرفتن برن تهران. به منم گفتن كه تو هم بیا. سه شنبه داشتم وسایلمو جمع می كردم كه غروبش قراربود بریم تهران. دوتاشارژر داشتیم. یه دونش رو گذاشتیم خونه مادرشوهرم اینا.یكیش رو گذاشتیم خونه خودمون، چون مدل گوشیمون عین همه،اونی كه خونه خودمون بود رو برداشتم تا ببرم تهران. وقتی رسیدیم تهران ساعت هشت شب شد.زنگ زد بهم گفت شارژر كجاست. منم گفتم ببخشید باخودم آوردم تهران. تو برو خونه مامانت اینا اون یكی روبگیر. شروع كرد فحش دادن،بهم میگه سرطان گرفته،مرض گرفته واسه چی بردی. منم بدون این كه چیزی بگم قطع كردم. الان چندروزه كه تهرانم نه اون زنگ زده نه من. دیگه خسته شدم از دستش.این دفعه دیگه واقعا تقصیر من نبود.بهش پیامك دادم گفتم پشیمون نیستی بخاطر یه شارژر بهم فحش دادی؟ولی جوابمو نداد،دلم نمی خواد من پیشقدم بشم چون آخه من چیزی نگفتم.توروخدا راهنماییم كنید.
نسیم
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۳۷ - ۰۹ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰

سلام، نامزدم بهم میگه وقتی باهم می ریم بیرون خیلی سرد برخورد می كنم. اون میگه دوست دارم بچه بازی دربیارم. كارایی انجام بدیم كه باهم كلی بخندیم و وقتی پیش همیم مشكلات زندگی رو فراموش كنیم. وقتی می ریم بیرون خیلی منو می خندونه. هر كاری می كنه كه من بخندم ولی من اینقدر تو این زمینه بی استعدادم كه حالم از خودم به هم می خوره.خیلی ناراحتم از این كه نمی تونم خودمو برای نامزدم لوس كنم. اون دوس داره من شاد باشم و خودمو لوس كنم و ناز كنم. من فقط وقتی با دوستای صمیمیم میرم بیرون می تونم حرفای خنده دار بزنم و شوخ طبعیم گل كنه . متاسفانه جلوی نامزدم نمی تونم این طوری باشم، وقتی باهم میریم بیرون عین مجسمه می شینم جلوش و مستقیم رو نیگاه می كنم.خواهش میكنم چنتا راهكار برای ناز كردن و شوخی كردن با نامزدم بهم بگین. دوست دارم وقتی كنارمه بهش خوش بگذره ولی نمی دونم چطوری؟
زهرا
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۵۴ - ۰۹ بهمن ۱۳۹۵
۰
۴
سلام خسته شدم ازدست شوهرم،اصلا بهم محبت نمیكنه،اولین روزی كه اومد خاستگاریم بهش گفتم من فقط ازتون محبت میخوام،نه خونه نه ماشین هیچی برام مهم نیست،اما حالا كه نزدیك یكسال ونیم از عروسیم گذشته دریغ از یه كوچولو محبت،بهم میگه تو اگه ده تا خوبی داشته باشی یه دونه بدی،من همون یه دونه بدی رو میبینم،آخه شما بگین من از دست این آدم چیكاركنم،اصلا به نظر من خدا عدالت رو رعایت نكرده،به یكی یه شوهری میده كه همش قربون صدقش میره و براش لباس و طلا میخره،به منم شوهری داده كه وقتی میگم واسه امسال عید لباسای قشنگ میخوام میگه صدهزارتومن گذاشتم كنار برو بخر،آخه شما بگین با صد تومن چی میشه خرید؟خب من اگه یه دونه كفش بخرم كه تموم میشه،حالا واسه خودش میخواد بره ازون تفنگ های دو سه میلیونی بخره،نه محبت میكنه،نه خرج میكنه،نه احترام میزاره،ای كاش میشد بمیرم راحت بشم ازین زندگی كوفتی،این خداهم یه ذره شانس بهم نداده
سارا
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
۲۰:۳۹ - ۱۳ بهمن ۱۳۹۵
عزیزم منم شوهرم زود قهر میكنه واقعا آدم میمونه چی كار كنه حال خودمم بده و واقعا حالتو درك میكنم
Raha
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۵۴ - ۱۹ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام من رها هستم و همسرم ازم دوره و خارج از كشور زندگی میكنه.
منو خیلی دوست داره و منم همین طور ما در دوران عقد هستیم.
بعضی وقتها احساس میكنم خیلی بی تفاوته
شبها زود میخوابه و با این كه میدونم خسته هست ولی خیلی ناراحت میشم مخصوصا روزایی كه تعطیله مثل امشب به جای اینكه بیش تر با من وقت بگذرونه میگه امشب زود تر بخوابم و...با اینكه حتی عصرم میخوابه
بعضی وقتها فكر میكنم یه جور بی اهمیته میدونه خیلی بهش توجه دارم و...خیلی راحته یه جوری انگار خیالش راحته قبلا تا من نمیگفتم میخوابم اونم نمیگفت تازه به همه میگفت اول خانم آدم باید بگه من میخوابم..
یا وقتی بحثمون میشه دوست دارم هی زنگ بزنه یا از دلم در بیاره اینجوری خیلی عصبی میشم حتی آگه سر یه موضوعی منو ناراحت كنه و بهش بگم به جای اینكه بهم نزدیك بشه و حرف بزنه بدتر دور میشه ..لطفا هر كسی نظری داره بگه
ندا
Iran (Islamic Republic of)
۰۲:۲۴ - ۰۶ اسفند ۱۳۹۵
سلام رها جان منم دقیقا زندگیم مثل شماست شوهرم ایران نیست بعضی وقتا ساعتها خبری ازش نیست من فكر میكنم اهمیت نمیده ولی میدونم كه خیلی دوستم داره اولا خیلی بحث میكردم ولی دیدم فایده نداره عزیزم خودتو ناراحت نكن
s
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۴۷ - ۱۹ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام . من الان 2 ساله با همسرم زیر یه سقفیم . همسرم خیلی ادم خوبیه . ولی من نمیدونم چرا تند حرف میزنم وناراحت میشم و اعصبانیم و از این لحاظ شوهرم باهام قهر میكنه و اگه من نرم منت كشی اصلا باهام حرفم نمیزنه . من میخوام اروم باشم و تند حرف نزنم ولی نمیدونم چطوری ؟>؟؟؟؟ كمكم كنید
s
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۵۳ - ۲۰ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام .من همونیم كه گفتمتند حرف میزنم با شوهرم .
شوهرم وقتی شب از سركار میاد همیشه سرش تو گوشیشه و اگه من صحبت نكنم حتی حرفم نمیزنه چند بار بهش گفتم 2 روز میزاره كنار بعد همون آش و همون كاسه
s
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۴۰ - ۲۰ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام . كمكم كنین . شوهرم نمیزاره با هیچ كدوم از فامیل هام یا فامیل هاشون تلفنی یا اس ام اس حرف بزنم میگه پدر و مادرت و برادرت و پدر ومادرمو برادرم وخواهرام حرف بزن با بقیه نباید تلفنی یا با اس حرف بزنی . اما تو مهمونی ها كاری نداره . میگه حرف نزن ی زشته . حتی نمیزاره بیرون برم . میگه خونه پدرتم باید با من بری
s
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۳۱ - ۲۱ بهمن ۱۳۹۵
من در جوابتون میگم كه شوهرم میگه تو سنت كوچیكه و بد خوب وتشخیص نمیدی یا اینكه میگه من صلاحتو میخوام و میگم كه رابطه نداشته باش . حتی نمیذاره تنهایی بیرون برم نمیدونم دیگه چیكار كنم تو این خونه پوسیدم
s
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۳۴ - ۲۱ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
ببخشید چرا سایتتون شبا ارور میده و اینكه من تو اینترنت چی سرچ كنم تا اینجا بیام من تو سرچ مینویسم سیاست های زنانه جام جم وبعد اینجا میام
آرزو
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۴۶ - ۲۷ بهمن ۱۳۹۵
۰
۱
سلام من شوهرم الان ی هفته میشه قهر كرده رفته امروز زنگش زدم گفت با بچه بلند شو بیا وگرنه برو دنبال طلاقت .به نظر شما باید چیكار كنم
نیكی
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۳۸ - ۲۸ بهمن ۱۳۹۵
۰
۲
سلام من و آقایی ٩ سال دوست بودیم بعد عقد كردیم قول داد جشن بگیره نگرفت نزدیك ٢ سال عقدش بودم بهم چند بار خیانت كرد ازش توافقی جدا شدم ١ سال بعد از جداییمون دوباره با هم آشتی كردیم خونه گرفتیم الان نزدیك ٢ سال داریم با هم زندگی میكنیم ولی عقد نیستیم صیغه ام نیستیم برخلاف میل خونواده ،این آقا مثل سابق نیست خیانت ندیدم ازش خیلی خوب شده تو این ٢ سال چند بار گفته عقد كنیم ولی من گفتم یكم صبر كنیم اونم اصرار نكرد هفته پیش بهش گفتم عقد كنیم گفت ١ هفته دیگه الان سرم شلوغه هنوز ١ هفته نشده اما خیلی باهام لج میكنه بحث میكنه نمیدونم دلیلش چیه،یك مشكل بزرگی كه من با این اقا دارم اینكه هر بار بحث میكنیم طلاهایی كه برام خریده با كلیده خونه سوییچه ماشینو قایم میكنه،چند بارم بهم گفت از خونه برو بیرون كلیدم میگیره میخوام برم نمیزاره اما خیلی با كاراش دلمو میشكنه انگار من هیچ سهمی ندارم تو این زندگی،خیلی باهاش صحبت كردم هر بار قسم میخوره دیگه تكرار نمیكنم ولی دعوامون میشه زیره همه چیز میزنه راستی من ٢٤ سالمه اون اقا ٢٦ من دوسش دارم اونم داره ولی تا زمانی كه باهم باشیم همه چیز دارم اگه باهاش بخوام نباشم حتا هدیه هامم میگیره نمیدونم باید چیكار كنم لطفا كمكم كنین تا راه درستو انتخاب كنم،من خیلی خلاصه گفتم ولی ببخشید كه زیاد نوشتم ،بی صبرانه منتظره جواب شما هستم
زهرا
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۳۲ - ۲۹ بهمن ۱۳۹۵
۱
۰
سلام خسته نباشید،حدود دو روز پیش بود كه منو شوهرم دعوا افتادیم،موقع شام سر نمكدون بود كه ،شوهرم برگشته بهم میگه الهی صاحبشو سرطان بگیره كه این نمكدون پر نیست،ایشالله مرض بگیری كه این نمكدون پر نیست،بماند كه من سر سفره چقدر بغض كردم ولی هیچی نگفتم،بعد ازشام داخل خونه یه چیپس بود و یه پفك كه من پفك رو خورده بودم،بهم گفت برو هردوتارو بیار كه من گفتم پفك رو خوردم و بخاطر همین كلی سروصدا كرد،بعد بهم گفتم برو در آشپز خونه رو ببند و من بخاطر اینكه آشپزخونه زیاد سرد نشه در رو چفت كردم كامل نبستم،باهام كلی سروصدا كرد كه چرا درو كامل نمیبندی بعد بهم میگه قیافت------،حرف ركیكی زد كه نمیتونم بگم،بهش گفتم خیلی نفهمی بعد میگه نفهم پدر مادرتن،منم بهش گفتم پدر مادرخودتن بیشعور،بعد گلدون رو كه روی میز بود پرت كرد بهم گفت ...،منم بهش گفتم زن و شوهری ما همینجا تموم شد دبگه حق نداری بهم دست بزنی بعد بهم گفت دست بزنم مثلا میخوای ....منم گفتم ....درسته منم زیادروی كردم ولی واقعا خسته شدم بخدا،نمیدونم چیكار كنم الان دوروزه باهم قهریم،توروخدا بگید چیكاركنم،ازطرفی نمیخوام برم طرفش چون بار اولش نیست بهم فحش ناموسی میده،ببخشید طولانی شد
زهرا
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۰۹ - ۳۰ بهمن ۱۳۹۵
۰
۰
سلام حرف شما درسته من نباید چیزی میگفتم،ولی الان كه باهم قهریم چیكاركنم؟منتظر باشم خودش بیاد طرفم؟تاحالا خیلی باهاش صحبت كردم كه حرف ركیك نزنه اما بازم همون آش و همون كاسه،دیگه خسته شدم بخدا،هرسری من واسه آشتی كردن پیش قدم شدم،الانم قهره چون خیالش راحته كه بازم میرم طرفش،خیلی دور برداشته،چیكاركنم؟
مریم
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۵۱ - ۱۳ اسفند ۱۳۹۵
۰
۰
سلام
شیدا
Iran (Islamic Republic of)
۰۵:۲۷ - ۲۰ اسفند ۱۳۹۵
۰
۰
سلام.من 28 سالمه و شوهرم 30 سال.یك هفته ست كه شوهرم قهر كرده واصلا ازش خبر ندارم نه بهم زنگ میزنه نه اس میده.یك هفته پیش توو راه خونه ی مامانم اینا باهم بحث مون شد سر یك موضوعی كه بارها درموردش دعوا كردیم و درنهایت به توافق رسیدیم.ولی بعد از یكی دوماه دوباره میره سر خونه ی اولش.انگار نه انگار كه اصلا حرفی زدیم.به خونه ی مامانم اینا كه رسیدیم منو پیاده كرد فحش هم داد و رفت.از اون به بعد ازش خبر ندارم.این دفعه ی 4 كه اینطوری میذاره میره.هر دفعه هم مدت ش بیشتر میشه.من اوایل سعی میكردم با حرف زدن برم سمت ش آشتی كنیم و مشكل رو حل كنیم.ولی هر سری بدتر میكنه و از صحبت درمورد مشكلات هم فرار میكنه.میخاد همه ی خواسته هاشو با قهر و برخورد و لجبازی بهم بفمونه.برای حل مشكل مشاوره هم نمیاد...لطفا راهنمایی ا م كنید چطور باهاش رفتار كنم.
ش ب
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۴۴ - ۲۰ اسفند ۱۳۹۵
۰
۰
شوهر من اعتماد به نفس بالایی داره ولی خیلی قهر میكنه طوری كه دیگه همه میدونن ولی من هنوز به رفتارش عادت نكردم واذیت میشم نمیدونم چكار كنم خستم كرده خیلی به جدایی فكر میكنم
رز
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۵۸ - ۲۱ اسفند ۱۳۹۵
۰
۰
سلام
شوهر من وقتی قهر میكنه اصلا نمیشه باهاش صحبت عادی هم داشته باشم مثل برج زهرمار میشه كلا با خانواده خودش هم همینطوره خیلی بداخلاقه الان 7 ساله ازدواج كردیم همینطوریه بداخلاقیش رو كل فامیل من دیدن و با همه اینطوریه و فقط باعث شرمندگی خودم و خانوادم میشه .فقط به كارش اهمیت میده شبا از من جدا میخوابه كه نكنه شب بدخواب شه و صبح سرحال نباشه تو رو خدا بگید چیكار كنم جدیدا به خاطر غذایی كه تو خونش میخورم سرم منت میذاره و همیشه بهم میگه مفت خور فحاشی میكنه چون رشته تحصیلمون یكیه تو كارش خیلی بهش كمك میكنم اما فكر میكنه وظیفمه خدا رو شكر بچه نداریم چون اون نمیخواد منم نمیخوام اما گاهی از این رو به اون رو میشه و خیلی باهام خوب میشه اما دیگه برام مهم نیست سرد شدم ازش فقط سعی میكنم كه خوب باشم و تحمل كنم...
تهمینه
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۰۶ - ۲۳ اسفند ۱۳۹۵
۰
۰
سلام خیلی خوب بود- چجوری میتونم به شوهرم به طور غیر مستقیم كمك كنم اعتمادبه نفس بیشتری داشته باشد؟
s
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۰ - ۲۷ اسفند ۱۳۹۵
۰
۰
سلام . كمكم كنین شوهرم سرماخورده باید چیكار كنم ؟؟؟؟؟؟؟؟ میترسم اگه كاری براش نكنم قهر كنه یا ناراحت بشه ؟ چجوری باید رفتار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟/////////
زهرا
Germany
۰۰:۲۴ - ۰۴ فروردين ۱۳۹۶
۰
۰
من تازه نامزد كردم،نمیتونم خواسته ام رو ازنامزدم بخوام چون مثل بچه لج میكنه و برعكسش روانجام میده واقعانمیدونم باید چكاركنم. خیلی ناراحتم...حتی عصبانی شد وگفت نظرت اهمیتی نداره!
Roghayeh
United States of America
۱۵:۱۸ - ۲۴ فروردين ۱۳۹۶
ببینید خانما به نظر من هر چی بیشتر منت جسی رو بكشید بیشتر قهر میكنه و ناز میكنه باید فقط اگه كار اشتباهی كردید كه مقصر خودتون بودید معذرت خواهی كنید و اگه دیدید بازم واستون ادا در میاره اصلا كاری به كارش نداشته باشید یه جوری نشون بدید كه قهر كردنش واستون مهم نیست خلاصه خودتونو دست بالا بگیرید و شاد باشید و بیشتر به خودتون برسید اوتجوری خودش میاد طرفتون موفق باشید
نادیا
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۵۵ - ۱۱ فروردين ۱۳۹۶
۰
۰
دختری هستم 22 ساله 7 ماهه عقد كردم ، پدرم ادم سختگیریه وه به شدت بدبین و خسیس حتی جهیزیم به دختراش نمیده همین اخلاقش باعث شده تو زندگی خواهرم مشكل پیش بیاد وه تا مرز طلاق بره ، حالا برا منم این مشكل پیش اومده شوهرم مدام از رفتار پدرم ایراد میگیره منم اصلا طرفداری پدرمو نمیكنم ولی باز با من دعوا میكنم مثلا همین دو روز پیش مادر شوهرم مریض بود شوهرم ازم خواست برم خونشون كمك كنم ولی بابام اجازه نداد اونم دعوا كرد كلی فحش دادو حالام قهره ، این وسط تقصیر من چیه چیكار كنم
hani
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۱۱ - ۱۳ فروردين ۱۳۹۶
۰
۰
سلام..دختری هستم ۲۶ ساله.چند ماهی میشه نامزد كردم..نامزدم برای اولین بار باهام قهركرد.سر موضوع كوچیكی كه موهاتو رنگ نكن هیچوقت
من‌سیاه دوست دارم..اونم تو پیامك الان ۴روزه اس نمیده.چیكار كنم؟
سحر
Iran (Islamic Republic of)
۰۱:۲۵ - ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۶
سلام خدمت شما من 19 سالمه چهارساله كه ازدواج كردم یه بچه ی یك ساله دارم شوهرم 32 سالشه من شوهرم رو خیلی دوست دارم ولی اون نه اون فقط خونوادشو میخواد سه تا خواهر داره شوهر نكردن هی با اوناس هركاری بخوان براشون انجام میده دركل خونوادشو میخواد میگم چرا اینطوری هستی میگه تو بدت میاد من خونوادمو میخوام زندگیم شده جهنم حتی بعضی موقعه ها خواهراشو میبره دور بزنن باهم من بگم میان میگه تو میای چیكار اذیتم میكنه از شما كارشناسان عزیز میخواهم راهی برای من پیدا كنید چطور كاری كنم بیاد نازم بكشه
سارا
Iran (Islamic Republic of)
۱۳:۱۰ - ۱۴ فروردين ۱۳۹۶
۱
۰
سلام خسته نباشید لطفا بهم كمك كنید من دوساله ازدواج كردم و شوهرم خیلی قهر میكند و مدام تهدید به طلاق میكند والان من باردارم وشوهرم به مسافرت رفت و من خانه پدرم هستم اما او قهر كرده چون من در خانه نمودم ازمن خواست كه در خانه بمانم واو خواهرش را بیاورد همراه من بماند اما من میترسیدم بمانم.الان 14روز است كه هرچه تماس میگیرم نه جواب میده ومنو بلاتكلیف گذاشته ومن نگران جنین هستم از شدت ناراحتی براش مشكلی پیش نیاد تو رو خدا جوابم بدید چكار كنم منتظر جوابتون هستم
دریا
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۱۹ - ۱۴ فروردين ۱۳۹۶
۰
۰
سلام من شوهرم همیشه خواهرامو ازمن بیشتر دوست داره و وقتی خواهرام ازش چیزی بخواهن حتما فراهم میكنه ولی من اگه همون چیز و از شوهرم بخام جنگ را ه میندازه چیكار كنم وفتی هم میگم كه من متوجهشدم تو خواهرامو ازم بیشتر دوست داری فحاشی میكنه و كتكم میزنه
زهرا هستم
Iran (Islamic Republic of)
۱۴:۵۳ - ۱۵ فروردين ۱۳۹۶
۱
۱
با سلام و ارادت و تبریك سال نو به همه و متشكر از كارشناس محترم برای جوابای بجا و خوبشون.......من اكثر نظرات رو خوندم و جاهایی هم یادداشت برداشتم چون خواهی نخواهی به كارم می آد.
من 35 سالمه مجرد، ارشد و شاغلم.....یكی دو سالی هست كه تصمیم به ازدواج گرفتم هر چند خیلی قاطع نیستم......و با توجه به شرایط خاصی كه مورد نظرم هست اینكه دوس دارم خارج ا زكشور زندگی كنم.....همیشه به كیس های خارج از كشور بیشتر فكر كردم تا داخلی ها......چند وقت پیش با یه مورد آشنا شدم........ایشون یكسال از خودم بزرگتره و موقعیت های تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی خوبی داره و تو یكی از كشورهای مرفه دنیا سكونت و اقامت دائم دارن.........رابطه ما از طریق برنامه های مجازی صرفا با تبادل پیام و صدا هستش..........یك ماهی هست كه با هم ارتباط داریم اونم تو مواقع خاصی از شبانه روز.....مثلا ساعت 11 صبح و ساعت 11 شب.....بخاطر اینكه ایشون دغدغه كاریش زیاد و فوق العاده فعالیت دارن تو زمینه های مختلف........و اینكه تایم اونجا با ایران سه چهار ساعتی اختلاف زمانی داره..........آدم خوبی هستن خدا رو شكر........من شخصیت شو دوس دارم...و اینو هم بگم كه ایشون از راه دور كارای منو انجام دادن برای دیدار اولمون كه من برم اونجا و شرایطشون رو ببینم و گفتن كه با هم صحبت می كنیم و نهایتا منو به مادرشون معرفی می كنن.....چون خانواده شون هم سالهاست اونجان
تو جریان رابطه من حس می كنم كه ایشون یه مقدار بدبین و زودرنج هستش....بدبینی رو رد می كنه ولی زودرنجی شو تایید می كنه........البته ایشون بخاطر اتفاقی كه سه سال پیش برای یكی از نزدیكانش می افته حساس و زودرنج می شن..........الان من اومدم كه سرچ كنم نحوه رفتار با مرد زودرنج و حساس چجوری باید باشه كه سایت شما اومد بالا........من می خواستم ازتون راهنمایی بگیرم كه با توجه به اینكه ما در مرحله شناخت و راه دور هستیم...ولی كشش زیادی به همدیگه داریم........ایشون از برخی صفات من خوشش اومده كه اینا جزو معیارهای اصلی ش بوده.......البته ظاهر تو این معیارها نیست...بیشتر صفات اخلاقی هستش.........امیدوارم كه توضیحاتم كافی بوده باشه.......با آروزی سالی خوش و پر از موفقیت و شادی و تفاهم و خوشبختی برای همه..............
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۲۵ - ۱۷ فروردين ۱۳۹۶
۲
۲
اگه مردی در یه دعوا مقصر باشه زن چه رفتاری رو باید نشون بده تا ضمن اشتی به حقش هم برسه و مرد فكر نكنه كارش خوب بوده،رفتار درست چیه
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۴۶ - ۱۸ فروردين ۱۳۹۶
۱
۱
با سلام خیلی ممنون كه با حوصله به سوالات ما پاسخ میدید،ممنون
كیانا
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۴۱ - ۲۲ فروردين ۱۳۹۶
۱
۲
سلام.... الان با كسی كه دوسش دارم 2سال نامزدم... ولی 12 ساله دوستیم و با وجود خیلی از مشكل ها هنوز همو دوس داریم.. ولی مشكلی كه هست نامزدم سر مسیله های كوچك قهر میكنه جوابمو نمیده چند روز باید منت كشی كنم... حتی وقتی خودش هم مقصر باشه قهر میكنه...بعضی وقتها جوری میشه كه خانواده ها هم میفهمن قهریم و من بدم میاد از این موضوع.... خیلی وقتها خیلی از تهدیدهایی رو كه كرده رو انجام نداده مثلاً تهدید به جدایی.. ولی من هر وقت قهر میكنه میترسم و منت كشی میكنم مثلاً من دخترم باید ناز كنم و اینا اون بیشتر از من ناز داره
من 25 سالمه نامزدم 28
كمكم كنید وقتی تهدیدم میكنه از جدایی چیكار كنم اروم شه
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۱۸ - ۲۴ فروردين ۱۳۹۶
۲
۰
با عرض سلام و خسته نباشید,همسر بسیار خوب و مهربانی دارم،ولی یه مشكلی كه دارم اینه كه بعضی اوقات با اطلاع خودم قلیون میكشه من از این كار متنفرم اما اوایل برای اینكه توی ذوقش نزنم و یا شاید احساس میكردم شاید دارم سلبش میكنم اجازه میدادم ولی الان اصلا دوست ندارم اونم خیلی خیلی كم كرده ولی باز دوست ندارم بره یعنی در واقع چیكار كنم كه دیگه نره و از چشمش بیفته،بدون ایجاد ناراحتی و كشمكش
Asal
Iran (Islamic Republic of)
۲۰:۳۴ - ۲۷ فروردين ۱۳۹۶
۲
۳
با سلام دختری هستم ۲۱ ساله كه حدود ۷ ماهِ عقدم همسرمو بسیار دوست دارم و مورد اعتماد هم هستیم اما وقتی بحثی بین ما پیش میاد همسرم فقط روزای بد یادش میاد اما نهایت یك روز باهم بحث میكنیم و بعدش میگه:(هر چی گفتم از عصبانیت بود و اون موقع هر چی گفتم تو جدی نگیر)و اكثر دعواها روی بعضی انتظارایی بود كه از من داشت و من انجام نداده بودم كه من حتی فكرشم نمی كردم اگه این كارو انجام بدم ازم ناراحت میشه چه برسه به این كه سرش بحث كنیم،همسرم بدبین و شكاك نیست اما متوجه شدم روی بعضی چیزا حساسه و ۶ ماه اول عقدمون هیچ دعوایی نداشتیم،اخیرا كاری انجام دادم كه بهش نگفتم و بعد كه متوجه شد موجب ناراحتی خیلی زیادش شده و میگه دیگه بهت اعتماد ندارم،ازت انتظار نداشتم،دلمو شكوندی...
منم طلب بخشش كردم بهشون حق دادم و هر كاری كردم كه آروم بشه نشد الان دو روزه این اتفاق افتاده واقعا نمی دونم چكار كنم مرتب بهش زنگ بزنم پیام بدم،كاری نكنم.لطفا راهنماییم كنید
خانوم
United States of America
۰۳:۲۶ - ۲۸ فروردين ۱۳۹۶
۱
۱
سلام من و شوهرم دخترعمو و پسر عمو هستیم شوهرم بهم ابراز علاقه كرد و منم با اینكه علاقه ای نداشتم تحت تاثیر محبتش قرار گرفتم و جواب مثبت دادم،۵ ماه عقد بودیم و عروسی كردیم.از روز اول عروسی من محبتی از شوهرم ندیدم حتی پشتش را به من میكرد و میخوابید.اصلا اهل محبت كردن نیست خیلی دعوا و مرافعه داشتیم توی زندگیمون ۵ ساله كه ازدواج كردم یه پسر سه ساله دارم شبها تو یه اتاق دیگه میخوابه فقط وقت نیازش میاد طرفم و بعدش هم میره سر جاش.حتی یك بار هم از روی محبت بغلم نكرده.با خیلی چیزا مخالفه ،به تنهایی تصمیم میگیره و اگر من تصمیمی بگیرم سریع نه میاره.منم خیلی قهر میكنم ولی از همون اولش اصلا توجهی نمیكرد كه من ناراحتم.طوری برخورد میكنه كه انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.یكسال اخیر خیلی عصبی شدم همش سر بچه ام داد میكشم.افسرده شدم .اصلا هم اهل مسافرت نیست حتی جاهای نزدیك هر چی بهش میگم من احتیاج دارم به مسافرت میگه از من توقع نداشته باش.دلم میخواد جدا بشم.چندبار دعوای شدید داشتیم كه به خانواده ها كشیده شد بعد اون دعواها میگه من خیلی دوستت دارم و از این حرفا.ولی هیچ وقت ثابت نكرده.خیلی خسته ام
پروین
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۰۴ - ۲۸ فروردين ۱۳۹۶
۰
۱
خانم كامرانی عزیز ضمن حرفام این رو هم بگم من خودمم دیگه ظرف این یكسال هم كم اعصاب و بی حصوله شدن جدیدا خیلی سریع تر واكنش نشون میدم به حرفاش آستانه تحمل خودمم به شدت پایین اومده دیشب سر یه مسئله جزئی دوباره قهر كرده با توجه به اینكه شوهرم شرایط كاریش 2 هفته 2 هفته است دیشب تلفنی بهش گفتم دو روز هوا یه كم آوده شده چشمام انگار خاك رفته توش گفت خوب ماسك میزدی بنده خدا ماسك بزن گفتم خب ماسك نداشتیم گفت بیرون بودی خب میرفتی داروخانه میخریدی گفتم خب حواسم بهش نبود اون موقع طوریم نبود الان اینطوری شدم باز تكرار كرد منم گفتم خب منم مث این مردم طوریم نمیشه نترس نمیمیرم ولی یه ذره با تندی بهش گفتم آخه از بس یه چیزی رو كه میخواد روش مصر میشه دیگه آدمو كلافه میكنه الانم قهره صبح هم بهش زنگ زدم د تماس زد هر كاری رو میخوای انجام بدی یه توضیح و حساسیتی براش داره اینطوری بشین اینطوری نخواب اینطوری آب بخور .....انگار هیشكی هیچی نمیدونه غیره خودش از همه بدتر اصرارش رو اون كارآدمو كلافه میكنه .یه ترس اضافی همیشه باهاش گاهی برنامه هامون كنسل میشه چون ترس داره مثلا قراره بریم تفریح كنسلش كرد میگه جاده اش پیچ داره بذار خواهرم اینا بیان با اونابریم گاهی بهش میگم ترست اضافیه هیچ وقت قبل از وقوع اتفاقكه معلوم نیست بیفته از پیش نمیر . شوهر من دو سال ماشین داشت ماشینش زیر پای دامادشون بود چون میترسید رانندگی كنه . كلی بهش اصرار كردم تا حاضر شد پشت ماشین بشینه مسخره اس ماشین داشته باشی ولی با آزانس بری یا یقیه جابجات كنن . كلن با اینكه 36 سالشه حس میكنم بچه اس بگید چیكار كنم
ندا
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۱۷ - ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰
۱
سلام یه ساله با یكی دوستم خیلی همو دوس داریم الان یه هفته بحث جدی شده و خونواده ها در جریانن مادرش خونمون اومد و قراره بیان واس خاستگاری و بعد نامزدی ما خیلی باهم قهرو دعوا داریم سر چیزای كوچیك اخلاق من تنده ولی تصمیم گرفتم كه عوض شم الان دوروزه قهریم سر اینكه به من میگه دیگه باید چادر سر كنی من اصلا نمیتونم این خواستشو براورده كنم چون یجور زور داره میگه حتی خونواده مذهبی داره ك بهش گفتن اگه دوس نداره گیر نده بهش ولی اون از خرشیطون پایین نمیاد توی این یه سال هیچ وقت گیر نداده بود بهم ولی از وقتی جدی شده گیر داده خیلی دارم اذیت میشم من حاضر نیستم واس یه روزم چادر سر كنم نه برای اینكه دوس نداشته باشم چون میدونم الان بخوام این خواستشو قبول كنم دیگه تا اخر عمرم باید هرچی گفت قبول كنم مردا خیلی دوس دارن احساس مالكیت كنن حتی شده به زور وادار كنن ولی اینا همش باعث میشه مشكل پشت مشكل به وجود بیاد خواهش میكنم راهنماییم كنید چه رفتاری میتونه درست باشه
سارا
Iran (Islamic Republic of)
۰۰:۳۴ - ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰
۲
سلام من یه دوست دارم كه خیلی نسبت به حرفام واكنش نشون میده هر چند من آدم ركی هستم و خیلی راحت هر چیزی كه به ذهنم میرسه رو به زبون میارم و این امر باعث بحث و مشاجره ما میشه ممنون میشم راهنماییم كنید
سمانه
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۴۵ - ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰
۰
سلام.من و نامزدم خیلی هم دوست داریم و هیچ مشكلی بینمون نیست حدود یك سال هست كه نامزدیم.نامزدم و برادراشون باهم كار میكنن و نامزدم به دلیل شرایط شغلیش فقط پنجشنبه و جمعه آزاد هست كه اونم میاد خونه ما.مشكل من اینه كه هر جمعه بعد از ناهار برادر بزرگش بلا استثنا نامزدم می كشونه خونه خودشون و تا شب اونجاست.برادر بزرگترش نه گواهینامه داره و نه رانندگی بلده بخاطر همین جمعه ها نامزدم وادار می كنه كه اونارو به خونه پدر زن اش یا جایی كار داشته باشه ببره و این مسئله منو اذیت میكنه.چون دوست دارم وقتی نامزدم فقط پنجشنبه و جمعه تعطیل هست و باهم وقت بگذرونیم نمیدونم چه جور این مسئله رو بیان كنم.واقعا ناراحت كننده است.
پری
United States of America
۱۷:۵۷ - ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰
۰
سلام من با یه اقا توی یه شهر دیگه آشنا شدم تا زمانی كه با هم هستیم هیچ مشكلی نیست ولی تلفنی و پیامی ایشون همش به خاطر یه حرف قهر میكنه و رابطه را تمام شده میبینه و خداحافطی میكنه ، همش من بودم كه دوباره با گذشت این رابطه رو نگه داشتم ، نمیدونم چكار كنم خسته میشم أز این قهر كردنها ، لطفا راهنمایی كنید ممنون
سپیده
Iran (Islamic Republic of)
۱۸:۵۵ - ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰
۱
سلام
نامزدم خیلی مرد حساسیه و مدام باید مراقب باشم تا حرفی نزنم خلاف میلش باشه
گاهی وقتا برخی رفتاراش واقعا اذیت كننده ست و وقتی واكنش نشون میدم سریع عكس العمل نشون میده .
در مواقعی كه خودش مقصره نمیاد معذرت بخواد.
در كنار همه اینا با این كه حس می كنم نسبت به اون منطقی ترم ولی نمی تونم تحمل كنم واسه حرف بد یا بحثی كه خودش پیش كشیده چند روز بی خبر باشم ازش و به همین دلیل به بهونه های مختلف بحثو باز می كنم تا دوری به وجود نیاد.
متاسفانه موقعیتمون هم طوری نیست كه حس كنم به من پایبنده با این كه خودش بارها ابراز كرده علاقش رو
ولی می دونم حتی اگه خودش نخواد تو موقعیتی قرار می گیره كه ممكنه از هم جدا شیم چون افرادی هستن كه با من مشكل دارن و من دائما باید مواظب رابطم باشم.
من واقعا دلم می خواد رابطم رو حفظ كنم ولی با دوری مسائل دیگه خیلی مشكله
لطفا راهنماییم كنید چطور بهش بفهمونم كار اشتباهش رو بپذیره و عذرخواهی كنه
و لطفا بفرمایید چطور می تونم با وجود افرادی كه مانع ما میشن و نامزدم كه حس می كنم دو دله رابطم رو حفظ كنم؟
محمد
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۱ - ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶
۱
۱
سلام
واقعا ممنون از اینكه مردم را در مشكلاتشون كمك و راهنمایی میكنید
من خودم مشكل بزرگی دارم و مدتیه عذاب وجدان گرفتم.هفت ماه پیش با یك خانم مطلقه اشنا شدم.برای اینكه همدیگه رو بیشتر بشناسیم و دوستی سالمتری داشته باشیم صیغه محرمیت خوندیم.رابطه ما خیلی عالی بود و رفته رفته علاقه ما بیشتر شد و تصمیم به قطعی كردن رابطه گرفتیم,یك رپز من متوجه شدم كه ایشون چند دوست فوق اجتماعی اقا دارند یعنی خیلی راحت هستند باهاشون.فكرش رو بكنید یك خانم بیوه كه چند دوست اقای مجرد داند كه بعضی شب ها هم خونه ایشون میامدند میموندند.اول شكه شدم,بعد قضیه رو با ایشون درمیان گذاشتم ایشون گریه كنان قسم خوردند كه هیچ رابطه خاصی با انها ندارند و صرفا دوست اجتماعی هستند و چون چند سال دوست هستند مثل خواهر برادر هستند !
من هم با وجود سختیه مساله و رنجش خودم و بخاطر اینكه نمیخواستم تهمت ناروا زده باشم به ایشون چیزی نگفتم و ایشون رو اروم كردم.
ولی سایه وجود انها روی زندگی ما سنگینی میكرد از ایشون خواستم رابطه رو كم كنن و بعد از مدتی كم كم رابطه رو قطع كنن ولی ایشون قبول نكردند.
یك روز بعد از یك مشاجره بد بین ما كه به صورت تلفنی بود من كنترلم رو از دست دادم و عذت نفس ایشون رو به شدت زیر سوال بردم و شخصیت ایشون رو خرد كردم كه البته روز بعد وقتی ارومتر شدم متوجه شدم چكار كردم !
بنابر این سعی كردم از ایشون دلجویی كنم,عذر خواهی كردم چند مرتبه متوالی در چند روز گل خریدم,توضیح دادم احساس واقعی خودم رو كه این صرفا از روی عصبانیت بوده ولی ایشون نپذیرفتند.میگوید من دیگر به تو اعتمادی ندارم,میگوید من رو بخشیده ولی حسی نه تنها به من ندارد نسبت به خودش هم بی احساس شده.شك روحی شدیدی به وی وارد شده,ما هنوز در ارتباطیم وقهر نیستیم ولی دیگر جویای حال من نیست و بیتفاوت شده,لحن صحبت كردنش عوض شده,میگوید ما دو دوست هستیم فقط !!
به نظر شما این دوستان چه جایگاهی دارند,ایا واقا دوست اجتماعی هستند یا مانند من قبلا با هم رابطه ای داشته اند و اینك دوست اجتماعی هستند بای ایشون مثل رابطه الان من با ایشون؟
چه كاری كنم كه رابطه ما دوباره گرم شود با توجه به صحبت های گفته شده و عذرخواهی پیاپی من و جواب نگرفتن؟
ایا لازم است باز هم صحبت كنیم یا برای نشان دادن صداقت خودم و جایگاه ایشون به یكباره قطع ارتباط كنم؟
راه حلی دارید برای من؟
ممنون میشم راهنمایی كنید
خدا قوت
سحر
Iran (Islamic Republic of)
۱۵:۲۵ - ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶
۱
۰
سلام منم همین مشكلو دارم وقتی نانزدم قهر میكنه حتی جواب اس یا زنگمم نمیده اصلا واسش مهم نیست ك منم حالم بده همیشه مرد سالاری برخورد میكنه و اجازه نمیده ببینمش و حتی زمانی كه بهش میگم تو علاقه ای نداری و جواب منو نمیدی همش قهر میكنی هیچ واكنشی نشون نمیده. ما ۳سال باهم دوست بودیم و امسال تازه خانواده هارو با خبر كردیم . من نمیدونم خیلی اذیت میشم از این برخوردش . ساعت ها به ایشون پیامك میدم میخوام صحبت كنم باهاش ولی جوابمو نمیده
shaghayegh
Iran (Islamic Republic of)
۱۷:۳۹ - ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶
۰
۰
سلام، من با آقایی 27 ساله كه همسن هستیم تقریبا 10 سال اشناییم و خانواده ها در جریانن و رابطه سالمی داریم و تصمیم داریم تا یك سال اینده با هم ازدواج كنیم و خود این آقا میگن كه میخوان دیگه مستقل شن و پول جمع میكنن واسه ازدواج
اما چندتا رفتار زننده دارند كه دوست دارم در ازدواجمون و زندگی مشترك اتفاق نیفته و كمكش كنم كه این رفتارارو ترك كنه، بچه اخر خانواده هستن و واقعا مهربونه . سعی میكنه برام بهترینو مهیا كنه همیشه، ولی با محبت بیجا مادرشون بنظرم زندگی داری یه مرد رو بهش یاد ندادن .
1. تو دعواهامون با گریه من كه قبول دارم بده و دارم تركش میكنم و به جای كمك به بهتر شدن رفتارم قهر میكنن و بیخبر میمونن ازم و جواب زنگمو نمیدم ولی میدونم چقدر دوستم داره و اگر پیشش باشم نمیذاره اینطور بشه و خودشم میگه اگه پیشم بودی شاید این دعوا بیشتر از 10 دقیقه طول نمیكشه . ولی فردا كه این اقا و من سر كار رفتیم باید بدونن اگر دعوایی پیش اومد واقعا چند لحظه همه چیو متوقف كنن و وقتشونو به من بدن تا آرومم كنن كه بعد دیدن همدیگه مفصل حرف بزنن و فرار نكنن از حل مشكلاتی كه حتی از نظر من مهم و از نظر ایشون بی اهمیته ولی متاسفانه بجای حل مشكلات ، صورت مساله رو پاك میكنن و من نمیدونم چیكار كنم كه بتونم راهنماییش كنم و به رابطمون كمك كنم
2. بعد از 10 سال انتظار دارم خواهراشون كه باهم دوست بودیم البته بعد اشنایی منو این اقا گهگاهی شاید ماهی یكبار بهم زنگ بزنن و حالمو بپرسن و اینكارو نمیكنن ، انتظار زیاد و خارج چارچوبی ندارم زنگ زدن فقط یعنی به یادمنن و میدونن چقدر پای برادرشون موندم و بهم احساس خوبی میده اما اینكارو نمیكنن و با زن داداششون كه یكساله وارد خانوادشون شده و همیشه بهشون گفته اگر به شقایق زنگ میزنید به منم بزنید و ...اینجور چیزا كه از نظر تحصیلات خیلی از من پایینتره و برعكس من كه تك دخترم و خانوادم برام كم نگذاشتن ، اون تو خونه شوهرش به همه چی رسید و همش به اون توجه میكنن و یك درصد سختیای من واسه عشقشو نچشید... میدونم سختی كشیدنم به خاطر كسی كه دوستش دارم انتخاب خودمه ولی گاهی حمایت و توجه اونا اون هم در حد تلفن میتونه از فشار روانیم كم كنه و حالا من ناراحتم و این ناراحتی به این آقا منتقل میشه و منجر به دعوا و بحثمون میشه و ازش انتظار ندارم بره به خانوادش بی احترامی كنه همیشه میگم فقط یه گوشزد كن كه من برات مهمم و حواست به همه چی هست .... اما درك نمیكنه
3. دوست دارم بدونه یك رابطه كه هم خودش هم من اذیت شدیم نباید با هر چیزی به لغزش در بیاد بلكه باید محكم تر از من باشه و بتونه حل كنه همه چیو و گفتگو بلد باشه .
سپاس از راهنماییتون و موفق باشید
تتتتتتتتت
Iran (Islamic Republic of)
۲۲:۱۴ - ۰۴ خرداد ۱۳۹۶
۰
۰
با سلام خانومی هستم 21 ساله . حدود هشت ماهه نامزد كردم قبلا سه سال با شوهرم دوست بودم ولی از اول با هم بحث میكردیم سر هرچیز مختلف. همیشه هم من پیش قدم بودم و همسرم همیشه شمارمو بلاك میكرد و... از وقتی نامزد شدیم بازهم چندباری بحثمون شده كه بیشترش سر عصبانیت من بوده و تند رفتم و بار آخر كه شدیدا دعوامون شده ایشون بحث طلاق آوردن و منم عصبی شدم از دستشون و خروجی رو نشون دادم گفتم برو طلاق بده . بعدشم از كارم پشیمون شدم و رفتم دستشونو گرفتم گفتم بیا تو حرف بزنیم اونم فكر كرد من دارم بهش زور میگم وبا لقد زد به شكمم .منم از درد داد زدم و اونم رفت و در رو بست . شبش باباهای هردو طرف اومدن كنار هم كه حرف بزنن . باباش همش طرف اونو گرفت و منو خراب كردن و هرچی گفتم سر اون حرف طلاق عصبی شدم حتی واكنشم نشون ندادن . گفتن فقط ماهم این حرفو خوشمون نمیاد زده بشه و... اون شب نتیجه ای گرفته نشد و بلاتكلیف موند . الان4 روزه از اون ماجرا گذشته شوهرم كلا شماره هارو بلاك كرده و خبری ازش نیس. خانوادمم اجازه نمیدن من سراغشونو بگیرم . به نظرتون چیكار كنم؟
raha
Iran (Islamic Republic of)
۱۰:۵۶ - ۲۹ خرداد ۱۳۹۶
۰
۰
سلام و سپاس...من و شوهرم هفت ماه پیش ازدواج كردیم و هردو ازدواج دوممان است .پسرشون هیجده سال و كنكوریه.قراربود تا كنكور پسرشون صبركنیم بعد بریم سرزندگی،ولی به اصرار خود شوهرم همون وقت رفتیم سرخونه زندگی،ولی پسرشون راضی نشد بمونه ورفت خونه پدربزرگ مادریش،حالا بعد از هفت ماه،شوهرم ازپسرش خواهش میكنه بره دیدنش ولی پسرش قبول نمیكنه،مدتی پیش شوهرم به من گفت برو خونه پدرت تاپسرم برگرده خونه ولی من جواب قاطعی ندادم. حالا چندروزه شوهرم اصرار به طلاق داره،میگه تو ازلحاظ روحی بامن یكی نیستی،میگه بی ظرفیتی،بی اعتماد به نفسی....میگه توبه من شك داری ....خلاصه هربار،یه بهونه جور میكنه .میگه باید طلاق بگیریم...میگه مابه دردهم نمی خوریم...من از طلاق دوباره می ترسم،باید چكاركنم؟
بینام
Iran (Islamic Republic of)
۰۴:۵۱ - ۳۰ خرداد ۱۳۹۶
۰
۰
سلام و خسته نباشین.من و همسرم تقریبا یه سالی هست كه عقدیم.من حس میكنم شوهرم یه كم زود رنج و زود قهر هست.حتی یه اتفاقی میفته خیلی شدید عصبانی میشه!كاری به من نداره اصلا اما مشت و لگد به در و دیوار میزنه!قبول دارم تو خیلی از موارد من مقصر بودم اما همیشه فكر میكنم اون هم زود از كوره در میره! گاهی اوقات باید هوای منم تو بعضی مسائل داشه باشه و پشتم باشه و حالت قهر میگیره . برای همین چون منم زیاد حوصله بحث و دعوا ندارم خیلی زود كوتاه میام و میگم ببخشید مشكل از من بود .منكر نمیشم كه من مشكل ندارم اما حس میكنم گاهی اوقات اونم باید كوتاه بیادو یه كم هوامو داشته باشه!ازتون كمك میخوام ممنون میشم مشكلم حل بشه.
خانم دلشكسته
Iran (Islamic Republic of)
۱۶:۵۷ - ۱۲ تير ۱۳۹۶
۰
۰
8سال ازدواج كردم.پسر 5ساله دارم.همسرم 10ماه پیش بدهی میلیونی بالا آورد وبماند با اونهمه دروغهایی كه بهم میگفت و میگه ولی گفتم اشكال نداره باهم حل میكنیم. حدود یك ماه پیش منو آورده خونه بابام شهرستان. 10روز پیش مامانم بهش زنگ زد وگفت این همه اشتباه كردی ، این همه خطا كردی توی زندگی، این همه كم گذاشتی واسه زندگیت ماهیچی نگفتیم.بیا زنت رو ببر سرخونه زندگیت .نذار خراب بشه زندگیت.سرهمین حرفا همسرم بهم زنگ زد گفت مهریه تو میدم و این زندگی رو تمام كنیم.دیگه زنگ نزده است.هرروز بهش زنگ میزنم ، پیام میفرستم ، ولی كلا اخلاقش برگشته.خیلی خودمو كوچیك كردم به خاطر زندگیمون ، به خاطر پسرم ، ولی میگه دیگه هیچی برام مهم نیست.حتی گریه كردم قسمش دادم. شده مثل سنگ.شوهرم خیلی اشتباهات كرده حتی مردم منو هم باهاش شریك می دونن كه پول مردم رو بالا كشیدیم.اما شوهرم توی همه این اتفاقا حتی دم برنیاورده.الانم كه كلا اخلاقش عوض شده.میگم بیادنبالم میگه باش تا بیام.چیكار كنم؟خواهش میكنم كمكم كنید.
br
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۲۰ - ۱۳ تير ۱۳۹۶
۰
۰
سلام.سال هاست ازدواج كردم شوهرم باهمه خوبیهاش یه اخلاق بدی داره بی دلیل قهرمیكنه و تا مدتی برنمیگرده . همه راه ها رو رفتم از طریق خانواده ,اطرافیان,مطالعه و
…ولی بیشترو بدتر شده. درجواب كارهاش حرفی نداره
وحالا به یقین رسیدم كه
دست خودش نیست و
خودشم رنج میكشه وقتی
ازما دوره . سوالم اینه میخوام ببرمش پیش روانپزشك ایا این بیماری سستی وضعف اراده وعدم فرمان صحیح مغز ,درمان داره یانه لطفا راهنماییم كنید.
فرشته
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۹ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
آره خوب کاری میکنید ببریدش ولی جوری بهش بگو که ازت قهر نکنه
مهاسا
Iran (Islamic Republic of)
۱۹:۵۰ - ۱۳ تير ۱۳۹۶
۰
۰
سلام . وقتتون بخیر. من ۲۴ سالمه.... من و همسرم یك سال عقد بودیم و فروردین عروسی كردیم. دوران نامزدی مشكل زیادی داشتیم و قهر می كردیم، ولی چون هر دو كارمند یه جا بودیم مجبور بودیم آشتی كنیم تا كسی نفهمه. سه شب پیش دعوا كردیم و در حد كتك زدن و اون رفته خونه پدرش و هنوز برنگشته و بحث طلاق رو مطرح میكنه و سند ازدواج رو برده. هر دومون مقصریم. شوهرم بی محبت است.چیكار كنم تا آشتی كنیم. لطفا راهنمایی كنید.
فرشته
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۸ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
ماخانما همیشه خودمون پاپای خودمون میریم جهنم اگه دعوات می‌کنه وعصبانیه جوابش ندید نزارید ناراحتیش سرتون خالی کنه
مهرانگیز
Afghanistan
۱۴:۰۹ - ۲۰ تير ۱۳۹۶
۰
۰
سلام
من ۱۸ سالمه .در دوران عقد هستم . نامزدم همیشه حرف منو اشتباه برداشت میكنه. چیز های كوچك را خیلی بزرگ میكنه.الان هم سر یه چیز عادی قهر كرده و منم باهاش قهرم. نمیدونم چه جوری باهاش آشتی كنم چون هیچ وقت اشتباهش رو قبول نمی كنه و تقصیر رو گردن من میندازه، ولی الان خیلی دلم براش تنگ شده...
فرشته
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۶ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
باهاش بنشین وخوب باهم حرف بزنید وسو تفاهماتون برطرف کنید
نازی
Iran (Islamic Republic of)
۰۶:۵۷ - ۰۳ مرداد ۱۳۹۶
۰
۰
سلام مدت6سال است باپسری دوست هستم .بعداز6سال موضوع راباخانواده درجریان گذاشتم ولی احساس میكنم دوستم عقب كشیده درطول این6سال خیلی خیانت وبی وفایی به من كرده وخیلی چیزاازش دیدم ولی چون پسرسختی كشیده وسرپرست خانوادشه خواستم دركش كنم وبخشیدمش هرباربرای اومدن خواستگاریم بهونه آورده ومطمئنم مشكلات زیادی داره .الانم قهركرده خبری ازش نیست .بیشترمواقع من جلومیرفتم ولی واقعادیگه كم اوردم .من 29سالمه ایشون 27سالشه وسن من برای ازدواج داره میره بالا.تمام خواستگارامو به خاطرش ردكردم موندم چیكاركنم لطفاراهنماییم كنید.
فرشته
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۴ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
مقصر شمایید این دور زمونه هر کی به فکر خودشه
Sanaz
Iran (Islamic Republic of)
۲۱:۳۰ - ۳۱ شهريور ۱۳۹۶
۲
۰
سلام من 20 سالمه ویه ساله كه عقدم من و همسرم توو این دوران خیلی باهم بحث و دعوا داشتیم و اكثراین دعواها به خاطر رفتارو حرفهای خانواده و اطرافیانمون بوده كه بعضا باعث سوءتفاهماتی برای من و همسرم شده مثلا اینكه چرا پدرت فلان حرفو زد یا برادرت فلان رفتار رو كرد (البته ناگفته نماند بعضی دعواها سراخلاقای خودمونه كه برامون قابل قبول نیست)ما انقدر بحث و دعوا و قهركردیم كه دیگه همه چی عادی شده من حس میكنم شوهرم دیگه منو مثل قبل نمیخواد و راحت دوریمو میتونه تحمل كنه، من طوری وابستش شدم و دوسش دارم كه وقتی میاد خونمون و میخواد بره دوس دارم خودمو بكشم هركاری میكنم كه نره ولی اون ریلكسه، واقعا نمیدونم چیكار كنم لطفا كمكم كنید بتونم كاری كنم كه این بحث ها و دعواها تموم شه و شوهرم بازم دوستم داشته باشه و بیاد سمتم. ممنونم .
فرشته
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۳ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
چرا به حرف مردم گوش میدین اگه اینجوری میمونید بدبخت میشید ازمن گفتم
s
Iran (Islamic Republic of)
۰۹:۳۵ - ۲۴ مهر ۱۳۹۶
۰
۰
سلام دوستان من 27 سالمه شوهرم 25 سالشه من لیسانسم و اون دیپلم الان تقریبا یه سال و 4 ماهه نامزدیم اولا شوهرم خیلی دوستم داشت خانوادش خیلی دخالت میكنن خیلی سرد شده حتی حس میكنم دوستم نداره البته پسرداییمه شوهرم.وقتی عصبی میشه به خانوادم و خودم فحش میده دوبارهم منو زده .بعدش پشیمون میشه ولی من از دلم در نمیاد سر یه چیزای بی موردی باهام دعوا میكنه بهم شك داره البته خودش مشكوكه پیش من از دخترای دیگه تعریف میكنه تو رو خدا كمكم كنید ك چكار كنم تا من انلاین بشم شر به پا میكنه بدوبیراه می گه ولی خودش همش انلاینه
فاطمه
Iran (Islamic Republic of)
۱۱:۵۵ - ۰۳ تير ۱۳۹۹
۲
۳
سلام من دوماه نامزدم عروسی دعوت بودیم نامزدم سر کار بود نیومد منم با بابام تنها رفتم هرکی دیدم گفت نامزدت کو واسه روز بعدش گفت دعوتی خونه ما گفتم نمیتونم بیام بعد اومد خونه ما اون سلامم نکرد خداحافظیم نکرد من سلام کردم دیدم بی محلی میکنه منم باش حرف نزدم و حالا چهار روز با هام حرف نمیزنه چیکار کنم
فرشته
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۴۲ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
به نظرم باهاش حرف بزنید ودلیل این کاراش بپرسید ولی مراقب رابطتون باشید زیاد بهش گیرنده که چرا بامن قهری
فرشته
Iran (Islamic Republic of)
۲۳:۳۰ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۹
۳
۲
من تازه عروسم واکثر اوقاتم باهمسرم قهرم همسرم قهر نمکند فقط کم کم دارم متوجه میشم محبتش نسبت به من کم شده

نیازمندی ها