در زمینه معرفی شهدای دانشآموز به نسل جدید، چند عامل باعث شده است که هم در شناساندن این شهدا و هم در الگوسازی برای دانشآموزان با موفقیت لازم روبهرو نباشیم. گاهی شاهدیم که الگوهای دانشآموزان کشورمان از میان افراد و چهرههای دیگری انتخاب میشوند؛ درحالیکه قهرمانان واقعی در بسیاری از موارد در میان خود دانشآموزان حضور دارند. با این حال، عواملی موجب شده است که دانشآموزان به سمت الگوهای دیگری گرایش پیدا کنند و از شناخت و توجه به قهرمانانی که در میان خودشان حضور دارند و میتوانند بهعنوان الگوهای شایسته و قهرمانان ملی معرفی شوند، غافل بمانند.
یکی از مهمترین این عوامل، کوچکانگاری دانشآموزان است. متأسفانه این تصور در بخشی از جامعه وجود دارد که چون دانشآموزان زیر ۱۸ سال و در سن قانونی نیستند، هنوز به رشد عقلی و توانمندی لازم نرسیدهاند و نمیتوانند در عرصههای مختلف نقشآفرینی مؤثری داشته باشند؛ درحالیکه چنین نگاهی اساسا نادرست است. این طرز تلقی موجب شده ارزش و جایگاه واقعی دانشآموزان آنطور که باید مورد توجه قرار نگیرد و زمینه تکریم، احترام و تقویت عزتنفس و اعتمادبهنفس آنان فراهم نشود.
برای جلوگیری از شکلگیری چنین شرایطی، پیش از هر چیز باید تغییر نگرش اتفاق بیفتد. این تغییر نگاه صرفا بر عهده آموزشوپرورش نیست؛ بلکه همه ارکان کشور و نهادهای اجتماعی، فرهنگی و حاکمیتی باید در این زمینه تجدیدنظر کنند. تنها در چنین شرایطی میتوان امیدوار بود که دانشآموزان در وهله نخست احساس عزتنفس و اعتمادبهنفس پیدا کنند و به تواناییهای خود باور داشته باشند. در مرحله بعد، این باور در آنان شکل میگیرد که خودشان نیز میتوانند قهرمان باشند و در مسیر پیشرفت و سربلندی کشور نقشآفرینی کنند.
ما در تاریخ خود قهرمانان دانشآموز و نوجوان کم نداشتهایم؛ از شهدای دانشآموز گرفته تا نوجوانانی مانند شهید علی لندی. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در پیام اخیر خود خطاب به نخبگان، از شهید علی لندی نام بردند؛ موضوعی که نشاندهنده توجه و تأکید بر ضرورت تکریم نوجوانان و بهرسمیتشناختن ظرفیتهای آنان است. انتظار میرود سایر سازمانها و نهادهای حاکمیتی نیز این رویکرد را در پیش بگیرند و با تغییر نگاه خود، زمینه حضور مؤثرتر دانشآموزان در عرصههای مختلف را فراهم کنند.
این موضوع در حالی است که برای معرفی شهدای دانشآموز و الگوسازی صحیح برای نسل جدید، پیش از هر چیز باید خود دانشآموزان را باور کنیم. قهرمانان ملی ما گاهی در همان کلاسهای درس حضور دارند؛ کافی است آنها را ببینیم، توانمندیهایشان را به رسمیت بشناسیم و فرصت بروز و شکوفایی استعدادهایشان را فراهم کنیم.
با نگاهی به تاریخ پیش از انقلاب اسلامی، شاهدیم که دانشآموزان از بصیرت و هوشیاری سیاسی برخوردار بودند و در تحولات اجتماعی و سیاسی نقشآفرینی میکردند. در دوران جنگ تحمیلی نیز شجاعت و ایثار خود را به نمایش گذاشتند. نمونه برجسته آن شهید حسین فهمیده است. یک نوجوان سیزدهساله که طبق فرمایش امام خمینی (ره) از چنان درک، آگاهی و بزرگی برخوردار بود که به الگویی برای یک ملت تبدیل شد.
پس از جنگ نیز حضور دانشآموزان در مناطق محروم و اقداماتی که برای کمک به مردم و بهبود شرایط زندگی آنان انجام دادهاند، نشاندهنده تدبیر، عقلانیت و توانمندی این قشر است. بنابراین، اگر به تاریخ همین نیمقرن اخیر کشورمان نگاه کنیم، درمییابیم که دانشآموزان در عرصههای مختلف، از بصیرت و هوشیاری سیاسی گرفته تا شجاعت، تدبیر و عقلانیت، ظرفیتها و توانمندیهای قابلتوجهی از خود نشان دادهاند.
به نظر میرسد اگر چنین نگاهی به دانشآموزان فراگیر شود و مسئولان بهجای تلقی آنان بهعنوان کودکانی که هنوز توانایی و صلاحیت لازم برای نقشآفرینی ندارند، با احترام و اعتماد به ظرفیتهایشان با آنها برخورد کنند، نوع ارتباط جامعه با این قشر نیز متحول خواهد شد. در چنین شرایطی، دانشآموزان احساس تکریم و احترام بیشتری خواهند کرد و میتوانند در فرایندهای اجتماعی و حتی اداره امور کشور مشارکت مؤثرتری داشته باشند. این مشارکت نیز میتواند به شکلگیری فعالیتهای مثبت و سازنده برای ارتقای کیفیت زندگی مردم و بهبود شرایط جامعه منجر شود.
در مقابل، هنگامی که دانشآموزان با بیاحترامی مواجه میشوند و شایستگی و توانایی آنها برای حضور جدی در عرصههای اجتماعی و اداره امور کشور به رسمیت شناخته نمیشود، ممکن است به سمت نوعی تکبعدیشدن در فرایند رشد و پرورش سوق پیدا کنند. نادیدهگرفتن ظرفیتها و مطالبات آنان میتواند زمینهساز شکلگیری احساس سرخوردگی، عصیانگری و انحراف در بخشی از این قشر شود؛ مسائلی که ممکن است در مقاطع مختلف و در بستر حوادث اجتماعی، خود را آشکار کنند. برای نمونه، میتوان به حوادث سال ۱۴۰۴ اشاره کرد که در آن، به نظر میرسد بخشی از این زخمهای کهنه و احساس تحقیر مجال بروز پیدا کرده است. از این رو، ضروری است که موضوع دانشآموزان و جایگاه آنان در جامعه با جدیت و حساسیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.
گفتوگو با فروغ زال، نویسنده
اردشیر صالحپور در گفتوگو با روزنامه «جامجم»
محمد نوازی در گفتوگو با جامجم: