گام دوم، تقویت پیوندهای قلبی و معنوی است؛ در شرایط بحران، اعتماد و همدلی بهاندازه امکانات مادی اهمیت دارند. گام سوم، فعالسازی شبکههای اجتماعی امیدآفرین است؛ شبکههایی که هم میتوانند به ابزار انتشار اضطراب و شایعه تبدیل شوند، هم به شبکهای برای انتقال حقیقت، همدلی و امید. مدیریت هوشمندانه ارتباطات اجتماعی در بحران، بخشی از مدیریت خود بحران است. گام چهارم، ترسیم اهداف روشن است؛ جامعه باید بداند برای چهچیزی تلاش میکند. هدف متعالی، سوخت معنوی تابآوری است. انسانی که میداند برای چهچیزی ایستاده است، توان بیشتری برای تحمل دشواریهای مسیر دارد. گام پنجم، آموزش صبر و مدیریت هیجان است؛ باید مهارتهای مدیریت ترس، خشم، اضطراب، شایعه و واکنشهای هیجانی در جامعه تقویت شود تا هیجان فردی به بحران اجتماعی تبدیل نشود. گام ششم، سنجش تابآوری اجتماعی است؛ صبر جمعی، استقامت اجتماعی، اعتماد عمومی، امید و حتی برخی ابعاد توکل باید از سطح مفاهیم انتزاعی فراتر روند و تا حد امکان به شاخصهای روشن و قابل درک تبدیل شوند.
گام هفتم، برافراشتن پرچم توحید است؛ جامعه در شرایط بحران به نقطهای مشترک برای همگرایی نیاز دارد و توحید میتواند چنیننقطهای باشد. گام هشتم، پیوند توکل و تدبیر است؛ توکل نباید جای برنامهریزی را بگیرد؛ بلکه باید به برنامهریزیها روحومعنا ببخشد. باید اندیشید، برنامهریزی کرد، با سازماندهی دست به اقدام زد و از همه ظرفیتهای موجود بهره گرفت؛ و درعینحال، دل را به خدا سپرد. توکل یعنی همه توان خود را بهمیدانآوردن و نتیجه را بهخداسپردن.
بحرانها فقط میدان آزمون امکانات یک جامعه نیستند؛ میدان آزمون روح یک جامعه نیز هستند. بحران میتواند ترس ایجاد کند، اما شجاعت را نیز میتواند بیدار کند. میتواند فاصلهها را بیشتر کند، اما میتواند دلها را نیز به یکدیگر نزدیکتر سازد. تابآوری عرفانی یعنی جامعه دربرابر سختی، نه تسلیم شود و نه واقعیت را انکار کند؛ درد را ببیند، بحران را درست بشناسد، عقل را بهکارگیرد، دست یاری بهسوی یکدیگر دراز کند، هم تلاش و هم دعا کند و امید را زنده نگه دارد.
ازاینمنظر، صبر، آرامش جامعه است؛ استقامت، ستون فقرات اراده جمعی است؛ و توکل، افق امیدواری اجتماعی است. اینسه اگر در جان جامعه جاری شود، تابآوری دیگر صرفا یک مفهوم نظری نخواهد بود؛ بلکه به یک فرهنگ اجتماعی و سرمایه معنوی تبدیل خواهد شد. هیچ جامعهای نمیتواند همه طوفانها را متوقف کند، اما میتواند تصمیم بگیرد در برابر طوفان چگونه بایستد.
جامعهای که صبر دارد، فرو نمیریزد؛ جامعهای که استقامت دارد، تسلیم نمیشود؛ و جامعهای که با توکل حرکت میکند، حتی در تاریکترین لحظات نیز افق گشایش را پیشروی خود میبیند. تابآوری، فقط ماندن نیست؛ تابآوری، دوباره برخاستن است؛ و اراده جمعی عرفانی، هنر دوبارهبرخاستن یک ملت با تکیه بر ایمان، عقل، همدلی و امید است.