حضور مردم؛ انزوای استعمار دیجیتال

در تحلیل‏‌های انجام‏‌شده همواره این اصل پذیرفته شده است که هیچ رخدادی تنها از یک زاویه قابل فهم نیست. هر واقعه‌‏ای در بستر پیچیده‏ای از عوامل نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی شکل می‏گیرد و به‏همین‌دلیل درباره آن تفسیر‌های گوناگونی پدید می‏ آید؛ از همین‏رو جنگ رمضان نیز می‏تواند از ابعاد مختلفی تحلیل شود.
کد خبر: ۱۵۵۵۶۴۴
نویسنده دکتر منوچهر صابر - نویسنده و پژوهشگر

برخی آن را در چارچوب تحولات ژئوپلیتیکی منطقه‏ای بررسی می‏کنند؛ گروهی دیگر هدف از آن را تسلط بر منطقه و تجزیه ایران می‏دانند؛ برخی تقابل‏های فرهنگی و هویتی را مد نظر قرار می‏دهند؛ و دسته‏ای دیگر آن را نمونه‏ای از تغییر موازنه‌های قدرت در عصر فناوری‏های ارتباطی قلمداد می‏کنند. با‌این‌حال، در میان همه این قرائت‏ها، یک زاویه تحلیلی که به بررسی نسبت میان رسانه و واقعیت اجتماعی و شکل‏گیری روایت‏‌های جهانی می‏پردازد، از نظر این نوشتار، اهمیت ویژه‏ای دارد. 
در جهان معاصر، رسانه دیگر صرفا ابزاری برای جمع‏آوری اطلاعات و انتقال خبر نیست بلکه به یکی از مهم‌ترین سازوکار‌های تولید واقعیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. بسیاری از نظریه‏پردازان ارتباطات معتقدند که در عصر دیجیتال، آن‏چه مردم از جهان می‏شناسند نه لزوما خود واقعیت، بلکه بازنمایی رسانه‏ای آن است. در چنین شرایطی، قدرت رسانه‏ای می‏تواند نه‏تنها افکار عمومی را شکل دهد، بلکه چارچوب فهم و ادراک جامعه جهانی از رخداد‌ها را نیز تعیین کند. این وضعیت با گسترش پلتفرم‏های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و الگوریتم‏های هوشمند به مرحله‏ای رسیده که برخی پژوهشگران از آن با عنوان «استعمار دیجیتال» یاد می‏کنند؛ وضعیتی که در آن ساختار‌های فناورانه و رسانه‏ای متمرکز قادرند جریان اطلاعات، اولویت‏های خبری و حتی احساسات جمعی را هدایت کنند. 
اما تاریخ ارتباطات نشان داده است که هیچ نظام رسانه‏ای، هرچند قدرتمند، نمی‏تواند برای همیشه فاصله‏ای پایدار میان واقعیت اجتماعی و روایت رسانه‏ای ایجاد کند. در لحظاتی خاص از تاریخ، هنگامی که واقعیت میدانی با شدتی کم‏سابقه در عرصه نظامی، سیاسی و اجتماعی حضور می‏یابد، رسانه ناگزیر می‌شود خود را با آن واقعیت تطبیق دهد. این لحظه همان نقطه‏ای است که می‏توان آن را «امتزاج رسانه و واقعیت» نامید؛ لحظه‏ای که در آن روایت‏های رسمی و ساختار‌های رسانه‏ای دیگر قادر نیستند واقعیت را نادیده بگیرند و ناچار می‌شوند آن را در چهارچوب بازنمایی خود بپذیرند. 
در چارچوب چنین تحلیلی، تصویر حقیقی «جنگ رمضان» در لحظه‏ای شکل می‏گیرد که در آن قدرت نظامی در کنار حضور اجتماعی گسترده، ایستادگی جمعی و تجربه زیسته مردم قرار می‏گیرد و دیگر هیچ رسانه‏ای، حتی قدرتمندترین سازوکار‌های رسانه‏ای، نمی‏توانند آن را پنهان کنند. در چنین شرایطی، رسانه‌ها که پیشتر می‏کوشیدند روایت خاصی را تثبیت کنند با حجم گسترده‏ای از تصاویر، روایت‏ها و تجربه‌های مردمی مواجه می‌شوند که از درون جامعه تولید و در فضای ارتباطی جهانی منتشر می‌شود. 
یکی از مهم‌ترین ویژگی‏های عصر دیجیتال آن است که مرز میان تولیدکننده و مصرف‏کننده رسانه به‏تدریج از میان رفته است. در گذشته، تولید روایت‏های رسانه‏ای عمدتا در اختیار نهاد‌های بزرگ خبری قرار داشت، اما در عصر شبکه‌های اجتماعی هر فرد می‏تواند حامل و تولیدکننده روایت باشد. این تحول، اگرچه در ابتدا به‏عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ ساختار‌های رسانه‏ای بزرگ تلقی می‏شد، در شرایط خاص تاریخی کارکردی متفاوت پیدا ‏کرد. زمانی که واقعیت نظامی و سیاسی و اجتماعی با شدت در میدان و خیابان نمایان می‏شود، شبکه‌های دیجیتال به بستری برای انتشار روایت‏های مردمی تبدیل می‌شوند و همین امر ساختار‌های رسانه‏ای متمرکز را با چالشی جدی مواجه می‏سازد. 
در چنین وضعیتی آن‏چه رخ می‏دهد صرفا یک رقابت رسانه‏ای نیست، بلکه نوعی دگرگونی در منطق تولید روایت است. روایت رسمی که برپایه مدیریت جریان اطلاعات شکل گرفته بود، با سیلی از روایت‏های میدانی روبه‏رو می‌شود که از دل تجربه اجتماعی برآمده‏اند. این روایت‏ها اغلب حامل عناصر عاطفی، اخلاقی و انسانی هستند که قدرت تاثیرگذاری آن‏ها را افزایش می‏دهد. هنگامی‏که چنین روایت‏هایی در مقیاس گسترده منتشر می‌شوند، حتی ساختار‌های الگوریتمی، که برای هدایت توجه عمومی طراحی شده‏اند، ناچار به بازتاب آن‏ها می‏شوند. 
در این مرحله، پدیده‏ای رخ می‏دهد که می‏توان آن را «انزوای استعمار دیجیتال» نامید. منظور از این تعبیر آن نیست که ساختار‌های رسانه‏ای قدرتمند از میان می‏روند بلکه توان آن‏ها برای تحمیل یک روایت واحد کاهش می‏یابد. ابزار‌هایی که زمانی برای مدیریت افکار عمومی طراحی شده بودند، اکنون به‌عنوان کانال‏هایی برای انتشار روایت‏های متنوع و انسانی به‏کار می‏روند. به بیان دیگر، همان شبکه‌ها و فناوری‏هایی که قرار بود ابزار سلطه باشند، در شرایط خاص، به بستری برای آشکار‌شدن واقعیت‏های اجتماعی بدل می‏شوند. 
این تحول، پیامد‌های فرهنگی و اجتماعی عمیقی دارد. هنگامی‏که روایت‏های مردمی در سطح جهانی پخش می‌شوند، نوعی هم‏دلی و هم‏بستگی فراملی شکل می‏گیرد. انسان‏ها در نقاط مختلف جهان، فارغ از مرز‌های جغرافیایی، تجربه‌های بازنمایی‏شده را با احساس مشترک می‏پذیرند. این امر می‏تواند موج‏هایی اجتماعی و جهانی بیافریند که گاه از چارچوب‏های رسمی سیاست فراتر می‏روند. 
از این منظر، «جنگ رمضان» نه‌صرفا یک تقابل سیاسی و نظامی، بلکه نمادی از دگرگونی در نظم ارتباطی جهان است. این دگرگونی نشان می‏دهد که قدرت در عصر شبکه‏ای، تنها در ابزار رسانه‏ای خلاصه نمی‏شود، بلکه با حضور اجتماعی و حقیقت میدانی پیوند خورده است. هنگامی که این حقیقت با بستر رسانه‏ای امتزاج می‏یابد، نیرویی پدید می‏آید که توان تغییر روایت جهانی را دارد. 
در نهایت، مفهوم «انزوای استعمار دیجیتال» را باید در همین چارچوب فهم کرد؛ لحظه‏ای که در آن سلطه رسانه‏ای، با همه پیچیدگی‏اش، دیگر قادر نیست مرز میان واقعیت و روایت را به‏طور کامل کنترل کند. واقعیت اجتماعی با تکیه بر حضور مردمی، آرام‏آرام روایت را بازپس می‏گیرد و رسانه را از ابزار سلطه به آئینه حقیقت تبدیل می‏کند. 
در چشم‏انداز نهایی این تحولات، «جنگ رمضان» به نمادی از پیروزی روایت حضور بر روایت سلطه تبدیل می‏شود. نوعی پیروزی‏ که نه از مسیر تقابل سخت، بلکه از مسیر غلبه حقیقت بر تحریف و نیز با انباشت آرام و پیوسته تجربه‌های انسانی حاصل می‏شود. وقتی واقعیت اجتماعی به چنان وضوحی می‏رسد که دیگر نمی‏توان آن را پنهان کرد، استعمار دیجیتال، با همه گستردگی‏اش، ناچار به عقب‏نشینی می‌شود که در حقیقت نوعی شکست در میدان معناست. 
پیروزی در این‏جا پیروزی در بازپس‏گیری روایت است؛ رسانه که زمانی ابزار سلطه بود ناگزیر به آئینه‏ای شفاف تبدیل می‏شود. حضور آرام مردم ساختار روایت را بازتولید می‏کند و نشان می‏دهد که قدرت تاریخ‏ساز همیشه در دل جامعه نهفته است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها