زمستان در آئینه شعر ایرانی

زمستان که می‌آید، جهان انگار آهسته‌تر می‌شود. صداها کوتاه‌تر، رفت و آمدها کمتر و دل‌ها آماده‌تر می‌شوند برای شنیدن. در این فصل، طبیعت به سکوت پناه می‌برد و انسان هم ناخودآگاه به درون خود بازمی‌گردد. شاید همین بازگشت درونی است که زمستان را به یکی از محبوب‌ترین فصل‌ها برای شاعران ایرانی تبدیل کرده؛ فصلی که شعر در آن عمیق‌تر خوانده می‌شود.
زمستان که می‌آید، جهان انگار آهسته‌تر می‌شود. صداها کوتاه‌تر، رفت و آمدها کمتر و دل‌ها آماده‌تر می‌شوند برای شنیدن. در این فصل، طبیعت به سکوت پناه می‌برد و انسان هم ناخودآگاه به درون خود بازمی‌گردد. شاید همین بازگشت درونی است که زمستان را به یکی از محبوب‌ترین فصل‌ها برای شاعران ایرانی تبدیل کرده؛ فصلی که شعر در آن عمیق‌تر خوانده می‌شود.
کد خبر: ۱۵۴۱۲۲۶
نویسنده ساناز قنبری - دبیر چاردیواری
 
در ادبیات فارسی، زمستان تنها یک فصل از سال نیست؛حال وهوایی است آشناوآمیخته با تنهایی،انتظار وتأمل. شاعران ایرانی از گذشته، سرمای زمستان را بهانه‌ای برای گفت‌وگو با دل جامعه کرده‌اند. در این اشعار، برف و سرما تنها تصویر نیستند بلکه زبان احساسند.  
بی‌تردید یکی از ماندگارترین تصاویر زمستان در شعر «زمستان» مهدی اخوان ثالث دیده می‌شود. آنجا که می‌گوید: 
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت 
سرها در گریبان است...  
در این شعر، زمستان به نمادی از خاموشی و فاصله میان آدم‌ها بدل می‌شود.
اخوان، سرمای هوا راباسرمای روابط انسانی درهم می‌آمیزدوتصویری می‌سازدکه هنوزباگذشت سال‌ها تازه وتأثیرگذار است. 
نیما یوشیج هم زمستان را خوب می‌شناخت. 
زمستان نیما فصلی است برای صبوری؛ فصلی که باید از دل آن عبور کرد تا به روشنایی رسید. 
در شعر سهراب سپهری اما زمستان چهره آرام‌تری دارد. سهراب حتی در سردترین فصول سال هم دنبال زندگی، معنا و روشنایی است. زمستان او سکوت لطیفی دارد؛ سکوتی که در آن می‌توان صدای آب، نفس درخت و تپش دل را شنید. 
در شعر کلاسیک هم زمستان حضوری پررنگ دارد. حافظ و سعدی با اشاره به سرمای راه، شب‌های بلند و انتظار بهار، زمستان را گذرگاهی می‌دانند که بدون عبور از آن، رسیدن به شکوفه و سبزی درختان ممکن نیست. 
خواندن شعر در زمستان دارای لذتی خاص و ماندگار است.
 وقتی هوا سرد است و شب‌ها زودتر از راه می‌رسند، شعر می‌تواند پناه امنی باشد.
 این روزها می‌توان مردم را به خواندن شعر دعوت کرد؛ به مکثی کوتاه در میان هیاهوی جهان امروزی. 
شعر شاید نتواند از هیاهوی جهان بکاهد اما حتما می‌تواند دل‌ها را گرم‌تر کند و یادمان بیاورد که بعد ازهر سرما، نوبت شکفتن است.  
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها