گفت و گو با حسین محجوبی؛ عارفی که نقاش شد

پیرمردی که با اسب‌ها می‌دود

شهریور ماه بود که جدیدترین تابلوی استاد حسین محجوبی رونمایی شد. تابلویی که «آرامش در طبیعت پاک» نام داشت و ابعاد آن دو متر در دو متر بود. زیبایی و بزرگی این تابلو همه را شگفت‌زده کرد، ذهن نقاش 88 ساله و نوگرا هنوز هم قلم بر رنگ می‌زند و با رنگ‌هایش آرامش را به ما هدیه می‌دهد.
کد خبر: ۱۱۷۷۲۰۲
پیرمردی که با اسب‌ها می‌دود
اگر تاکنون نقاشی‌های استاد را در نمایشگاهی از نزدیک تماشا نکرده‌اید، پیشنهاد می‌کنم در اینترنت آنها را جست‌وجو کرده و از تماشای آنها لذت ببرید. درخت و اسب دو عنصر اصلی تابلوهای استاد محجوبی است که در فضایی سیال و خیال‌گون روی بوم نقش بسته است. از نگاه او همه چیز دوار است، انگار در دایره‌ای دست‌به‌دست می‌چرخد. آثار محجوبی به نوعی یادآور آثار ون‌گوک است؛ همان آرامش، همان رهایی و همان خطوط نرم و روایتی متفاوت از طبیعت.

شماره تلفن خانه استاد را می‌گیرم، بعد از سه زنگ جواب می‌دهد، مهربان و پر انرژی و خندان با لهجه گیلکی، سلام و احوالپرسی می‌کند. زاده لاهیجان مهربانانه می‌گوید: جان دلم... و شنبه من با این حجم از خوبی شروع می‌شود. حسین محجوبی در لابلای صحبت‌هایش بیتی از مولانا هم می‌خواند، فقط می‌توان در ذهن تجسم کرد، مقابل تابلوهای استاد ایستاده باشی،خیره به طبیعتی آبی فیروزه‌ای و پیرمرد با حافظه‌ای عجیب زمزمه کند: اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند / بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند. . .

در این هوای پاییز و این همه بارانی که بارید چه می‌کنید؟

باران که ارزشمند است و باریدنش را هیچ قیمتی نمی‌توان گذاشت. من هم با پررویی تمام زندگی را ادامه می‌دهم. تابستان امسال نمایشگاهی برگزار کردم آن هم در 88 سالگی(می‌خندد) خیلی‌ها گفتند، هنوز ادامه می‌دهی؟ بله تا درخت باشد باید ادامه داد. آخرین تابلویم، اسب و درخت است؛ برای طبیعت باید کاری کرد، طبیعتی که در حال از بین‌رفتن است.

گفتید با پررویی زندگی را ادامه می‌دهید و نقاشی می‌کشید،به گُمانم این عشق به زندگی است و تداوم حال خوب...

چندین دهه است عاشق عالم شده‌ام. سال‌هاست هر جا می‌نگرم قامت رعنای خداوند را می‌بینم. همه عالم از اتم تشکیل شده و همه چیز در حال رقص و سماءاست. 118 عنصر عالم را ساخته‌اند. اتم‌ها با هم ترکیب می‌شوند و آب، باد و... را می‌آفرینند. من عظمت را در همه عناصر دیدم و عاشق عالم شدم. اگر همه نقاشان و معماران عالم دور هم جمع شوند، نمی‌توانند ذره‌ای کوچک از آفریده‌های عالم را خلق کنند. هنرمند کمی از روح جهان را می‌بیند و آن را دوباره‌سازی می‌کند. انسان تنها موجودی است که روی دوپا راه می‌رود و تنها موجودی است که مقام این را یافته که خداوندگار را بشناسد. گرفتاری‌های عالم را نیز همین موجود دو پا به وجود می‌آورد، آن هم با حرص و طمعش که سیری‌ناپذیر است. این انسان انرژی‌های زمین را به تسخیر درآورده و با آن کاری نمی‌کند جز مردم آزاری.

از عناصر گفتید؛ آب، آتش، باد، خاک... چهار عنصر اصلی. شما کدام‌یک هستید؟

همه یکی هستیم! به قول مولانا، عاشقان را جستجو از خویش نیست / در جهان جوینده جز او بیش نیست.... بزرگانی مانند مولانا همه عالم را می‌دیدند، آنها قبل از این که شاعر باشند، دانشمند بودند و می‌دانستند که کل عالم از یک اتم تشکیل شده است. به همین دلیل مولانا می‌سراید: اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند / بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند...

با دیدن آثار شما احساس می‌کنم شما « باد» هستید...

همه عالم در حال حرکت است، آمدن و رفتن فصل‌ها، شب و روز و همه پدیده‌های طبیعی نشان از حرکت مداوم دارد. آفرینشی که اگر همه اقیانوس‌ها مرکب شوند، نمی‌توان عجایب آن را به تصویر کشید، عالم جمال خداست، دقیق و زیبا. همه دنیا پر از عناصر است؛ گاز، مایع، جامد. گازها را نمی‌بینیم، همان‌ها که حرکتشان مخفی است و آخر زیبایی و جمال خداوند هستند.

در آثارتان همه چیز در چرخش است. دایره در زبان و بیان عرفا مفاهیم زیادی دارد...

به نکته‌ای ظریف اشاره کردی دختر! اهل کجایی که چنین هوشیاری؟

اهل نیشابور...

بگو از سرزمین عطار و خیام...! چند سال قبل رفتم نیشابور و کنار آرامگاه خیام زانو زدم! البته چشمم افتاد به گوشه بنای آرامگاهش دیدم که دارد خراب می‌شود، آن زمان هنوز استاد سیحون زنده بود، زنگ زدم به آمریکا و به او گفتم کاری بکن تا این اثر از بین نرفته است... بگذریم! این دانشمندان که شاعر هم بودند واقعیت دنیا را می‌دیدند و در شعرشان آن را روایت می‌کردند. عظمت زبان فارسی و ادبیات ما را نباید دست‌کم گرفت. در دنیای ادبیات فارسی شاعران ایرانی از قدیم‌الایام به گِرد بودن دنیا و این که همه چیز از یک ذره به نام اتم پدید آمده‌اند سخن گفته‌اند. حتی در معماری قدیم ایرانی می‌توان این را دید. تمدن ایران‌زمین را نباید دست‌کم گرفت. ادبیات و معماری ما همه نمایشگر اعجازهای خداوندی است.

در آثار شما، اسب‌ها حضوری فعال دارند، اسب‌های در حال حرکت...

اسب سمبل انرژی است! انرژی را با قدرت اسب می‌سنجند. در امپراتوری ایران، اسب‌های قدرتمندی وجود داشتند که در زمانی بسیار کم از سرزمینی به سرزمین دیگر می‌رفتند! اسب را نمی‌توان نادیده گرفت.

و می‌گویند نجابت مختص اسب است...

دقیقا! عاطفه، صبر و نجابت اسب بی‌نظیر است. این حیوان از روزگارهای خیلی دور به انسان خدمت کرده و همچنان می‌کند...

در درون شما دو پدیده فعال است؛ یکی درخت که ریشه در زمین دارد و شاخه در آسمان و دیگری اسب که سمبل انرژی است و نجابت... با این احوال در روزگاری که دست و پا می‌زنیم برای کمی حال خوب، چه پیشنهادی برایمان دارید؟

از زمانی که «آدم» خلق شد و 124هزار پیامبر برای هدایت او آمد، آیا شما «آدم» می‌بینی!؟ دعا کنیم خدا آدم‌مان کند! چرا آدم نشدیم؛ طمع و حرص. آرزو کنیم که دانشمندان راهی پیدا کنند که آدم‌های بخیل و حریص به‌دنیا نیایند تا دنیا حالش خوب شود! اگر جلوی تولد اینها گرفته شود دیگر بمبی در دنیا منفجر نمی‌شود و این‌همه خرابی بار نمی‌آید و حالمان نیز خوب خواهد شد.

طاهره آشیانی

روزنامه‌نگار

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها