نگاهی به پیشینه نام خلیج فارس در اسناد تاریخی

حک شده بر تاریخ

قدمت تاریخ نام خلیج فارس درخشش تابناکی در پهنه تاریخ ایران دارد و به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را انکار کرد. این تاکید در بسیاری از منابع مکتوب تاریخی، جغرافیایی، سیاسی و حقوقی در دوران‌های مختلف وجود داشت و همواره این نقطه از جغرافیا با عناوینی چون خلیج فارس، خلیج عجم، دریای فارس یا بحر فارس شناخته می‌شد. این روند حتی در برهه‌هایی از تاریخ که تمامیت ارضی ایران از سوی کشورهای همجوار یا فرامنطقه‌ای مورد تهدید قرار می‌گرفت هم مورد خدشه و انکار قرار نگرفت.
کد خبر: ۱۱۳۸۴۰۸
حک شده بر تاریخ

خلیج فارس طی ادوار مختلف تاریخی از مهم‌ترین مسیرهای تجاری در دوران کهن و جدید بود و رابطه تنگاتنگی با موفقیت فرهنگی و تمدنی ایران دارد.

مجموعه‌ای که ما به عنوان خلیج فارس تاکید و بر حقانیت و رسمیت این نام اصرار داریم در دوره سوم زمین‌شناسی زایش پیدا کرد. تا پیش از مهاجرت آریایی‌ها و در زمان حضور اقوام گذشته این آبراه را با عنوان نارموتو یا آبراه تلخ می‌شناختند. اما بعد از حضور آریایی‌ها و پراکندگی آنها در نجد ایران، قوم پارس در جنوب ایران ساکن شد و نام خود را بر این آبراهه نهاد. از آن پس این آبراه با عنوان خلیج فارس یا دریای پارس شناخته شد. در منابع ایرانی نیز خلیج فارس جایگاه اصلی و واقعی خود را دارد و هیچ‌گاه به نامی غیر از فارس خوانده نمی‌شده است؛ چنانچه در برخی از اسناد مکتوب و کتیبه‌های موجود آمده: زمانی که داریوش اول پادشاه هخامنشی در مصر به سال 518 تا 515 قبل از میلاد در تدارک حفر کانال سوئز برآمد و در مورد این اقدام در سنگ نوشته‌ای گزارش کار خود را ارائه داد، به وجود دریایی که در کنار پارس قرار دارد اشاره کرده است. باز هم به گواهی این کتیبه‌ها، ایرانیان روزگار هخامنشیان این دریا را با نام پارسا درایا می‌خواندند.

در کتیبه دیگری که از داریوش هخامنشی از تنگه هرمز به دست آمده، عبارت پارس رود به چشم می‌خورد که بر دریای جنوب ایران اطلاق می‌شده است.

در آن روزگار میان ایرانیان و یونانیان مراوداتی گاهی به صلح و گاهی به جنگ برقرار بود. دقت در منابع و نوشتارهایی که از یونانیان به جا مانده حاکی از این است که نام این آبراهه از سوی آنان با عنوان دریای پارس رسمیت پیدا کرده است. در منابع کهن یونانی و رومی در قرن‌های هفتم و هشتم پیش از میلاد بسیاری از مورخان از جمله آناکسی ماندر، هکاتوس، هردوت، اراتوستن، هیپارک، استرابو، بطلمیوس و... نام خلیج فارس آمده است.

در منابع جغرافیایی و تاریخی اسلامی بویژه در نوشته‌های جهانگردان و مورخانی مثل محمدبن موسی الخوارزمی، ابوزید بلخی، ابن رسته، ابن فقیه، قدامه، ابن فضلان، مسعودی، اصطخری، ابن حوقل، مقدسی، ناصرخسرو و... نیز دریایی که در جنوب ایران واقع شده است به نام‌های خلیج فارس، خلیج پارس، دریای فارس، بحرالفارس، سینوس پرسیکوش و ماره پرسیکوس نامیده شده است.

در میان اقوام دیگر، یونانیان اولین قومی بودند که مورخان و جغرافی‌نگاران آن چون هردوت، کتزیاس، گزنفون و استرابن به نام پارس اشاره کردند. در این منابع نام این خلیج با عناوینی چون پارسه یا پرسای آمده است. در نقشه‌های باستانی تهیه شده از سوی این جغرافی‌دانان نیز به تصریح از عنوان دریای پارس استفاده شده است، از جمله بطلمیوس جغرافی‌نگار مشهور در کتابی که تحت عنوان جغرافیای عالم به زبان لاتین نوشته و نقشه‌هایی برای معرفی بیشتر خوانندگان با جغرافیای آن روز کشیده، نام خلیج فارس با اسم پرسیکوس سینوس آمده است.

در دوره اسلامی نیز نام خلیج فارس همچنان اعتبار خود را حفظ کرده است. حدودالعالم از مولفی ناشناخته در قرن چهارم هجری، قدیمی‌ترین کتاب جغرافیایی است که بعد از ورود اسلام به ایران نگاشته شده است. در بخشی از این کتاب نیز به جغرافیای خلیج فارس اشاره شده است: خلیج پارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند .

در آثار مربوط به دوره اسلامی و آثار نویسندگان عربی نیز می‌توان بیش از 30 کتاب جغرافیایی، تاریخی، ادبی یا کتاب‌های تفسیر اصول اخلاقی و حقوقی، از دانشمندان مسلمان و عرب زبان مورد شناسایی قرار داد که برای توصیف این منطقه از «خلیج فارس» استفاده کرده‌اند. از جمله این کتاب‌ها می‌توان به البلدان، تاریخ یعقوبی، المغاری، فتوح الشام، فتح العجم نوشته محمد بن عمر (سال 70 هجری قمری)، تاریخ مقیمی، تاریخ الرسل و الملوک (محمد بن جدید طبری)، تاریخ بلعمی، ابن فقیه همدانی، مسعودی، مقدسی، ابن حقول، قزوینی، طاهر مروزی، ناصرخسرو، شمس‌الدین دمشقی، قدامه ابن جعفر، ابن یعقوب، ابن رسته، شهریار رامهرمزی، ابن بلخی، ادریسی، بکران خراسانی، یاقوت حمودی، ابوالفدا، نوبری، جووینی، حاجی خلیفه( چلبی) و جورجی زیدان نام برد که همگی به اتفاق از نام خلیج فارس و عناوین مترادف با آن در کتاب‌هایشان از سال 207 هجری قمری به بعد برای توصیف این منطقه استفاده کرده‌اند. گذشته از متقدمان نامبرده می‌توان از نویسندگان عرب متأخر نیز نام برد که در آثار خود از نام خلیج فارس بدون کم و کاست یاد کرده‌اند.

ریشه واژه مجعول

اصطلاح مجعول «خلیج عربی» برای نخستین‌بار از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیج فارس به نام «سر چارلز بلگریو» عنوان شده و در واقع او بوده است که در راستای سیاست‌های فتنه‌انگیزانه و توسعه‌طلبانه انگلیس، به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب و بهره‌برداری از این تفرقه، این تخم لق را در دهان اعراب شکسته است. سر چارلز بلگریو که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که عرب‌ها ترجیح می دهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند. این نماینده قطعا قبل از انتشار کتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبی خلیج فارس این فکر را به آنها القا کرده است و تصادفی نیست که بلافاصله پس از انتشار کتاب سر چارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر کتاب خود نهاده، اصطلاح خلیج عربی در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «آرابیان گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی پرشین گلف می شود. اما این تردستی‌ها هیچ‌گاه باعث نشد این عنوان در عرصه بین‌الملل مورد توجه قرار گیرد و گرچه برای عمومی کردن استفاده از چنین عنوان مجعولی تلاش های گسترده‌ای صورت می‌گیرد اما با توجه به بسیاری از مقاولات و معاهدات رسمی و بین‌المللی و اسناد مکتوب در سازمان ملل متحد و هر نهاد حقوقی این تلاش راه به جایی نخواهد برد و نام خلیج‌فارس تا ابد بر تارک این قطعه از موقعیت جغرافیایی ایران و جهان باقی خواهد ماند.

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها