گفت و گوی جام جم با بانوی ارمنی که چهره شهدا را نقاشی می‌کند

از خون جوانان وطن...

مهربانی‌اش از کیلومترها دورتر پَر می‌کشد و می‌نشیند به دل مخاطبش. صدایش جوان است و خودش 65 ساله،‌ یک بانوی مهربان از علی‌آبادکتول که چند ماهی است کاری می‌کند کارستان. اگر ندانی او تاکوهی هارطونیانس یا بانو چولاکیان (نام خانوادگی همسرش) از ارامنه استان گلستان است حتما با یک مسلمان ایرانی اشتباهش می‌گیری به‌واسطه دریا.
کد خبر: ۱۱۳۵۷۴۶
از خون جوانان وطن...
دریا به شهدای پاکباخته جنگ تحمیلی و شهدای حرم ارادتی دارد. بانو تاکوهی اما همه این مرزبندی‌ها را برداشته و به‌عنوان یک عاشق وطن، دست‌های هنرمندش را روی کاغذ برده تا نقاشی‌هایی خلق کند که هم یک دنیا داستان در دلشان نهفته است و هم وقتی به دست خانواده شهدا می‌رسد یک دنیا داستان خلق می‌کند. تا امروز او چهره 12 شهید را نقاشی کرده و یک لیست بلند بالا از شهدا نیز در صف انتظار مانده‌اند که کی با دست‌های هنرمند او تولدی دوباره می‌گیرند.

این همه ارادت شما به شهدا از کجا می‌آید؟

این ارادت من قلبی است و سال‌هاست در وجودم جریان دارد. ولی این‌که تصمیم گرفتم چهره شهدا را نقاشی کنم برمی‌گردد به شناخت من از یک جوان در گذشته. سال‌ها پیش پسردایی شوهرم که در رامیان زندگی می‌کرد با جوانی مومن و انقلابی کار می کرد که اتفاقا چهره‌ای بسیار جدی داشت و این جدیت همیشه برای ما جای سوال بود. سال‌ها گذشت و از این جوان خبری نداشتیم تا این که من از پسر‌دایی شوهرم سراغ او را گرفتم و در کمال ناباوری متوجه شدم شهید شده است. وقتی خبر شهادتش را شنیدم خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و آن قدر پرس و جو کردم تا برادرش را که جانباز شده در رامیان پیدا کردم. من از او خواستم یکی از عکس‌های حمید را برایم بفرستد تا چهره‌اش را نقاشی کنم. من 20 سال قبل کلاس نقاشی رفته بودم، اما به علت مشغله‌های زندگی آن را کنار گذاشته بودم. برای همین فکر نمی‌کردم بتوانم نقاشی خوبی از چهره حمید داشته باشم. ولی به هر حال امتحان کردم و اتفاقا کار خوبی هم از آب درآمد. همین انگیزه‌ای شد تا کم کم در اینترنت جست‌وجو کنم و وصیتنامه شهدای مختلف را بخوانم. این باعث آشنایی من با شهید علی شاه‌آبادی شد که وقتی چهره معصومش را دیدم تصمیم گرفتم صورت او را هم نقاشی کنم.

شما بالای هر نقاشی یک تصویر پرچم ایران و یک کبوتر هم نقاشی می‌کنید. علت خاصی دارد؟

بله، چون پرچم برای همه ما ایرانیان مقدس است و کبوتر هم که نشانه آزادی و شهادت است. بالای تصویر هر شهید یک جمله با خط خوش هم می‌نویسم، مثلا برای شهید حمید رجبلو نوشتم «شهادت شهد شیرین رضای حق است» و برای شهید شاه‌آبادی نوشتم «ای شهید آن‌قدر بزرگ و عزیزی که برای بردن نامت باید وضو داشت.» بتدریج چهره شهید احمد هدایتی و شهید خلیل علی‌آبادی را هم کشیدم و به خانواده‌شان دادم. بتازگی تصویر دوازدهمین شهید را هم نقاشی کردم و تقدیم خانواده شهید داود شیخ کردم. قصد دارم چهره شهید مدافع حرم شهیدغلامی را نیز بکشم. اگر خدا توفیق بدهد تصویر رهبر را هم نقاشی می‌کنم و آرزو دارم آن را با دست خودم تقدیمشان کنم.

جالب است شما به شهدای مدافع حرم هم ارادت دارید!

اگر شهدای مدافع حرم نبودند امروز ما آسایش نداشتیم و داعش زندگی‌مان را از بین می‌برد. درست است که این مدافعان از حرم حضرت زینب(س) دفاع می‌کنند، ولی در واقع اجازه نمی‌دهند دشمن یک قدم به خاک کشورمان وارد شود.

شما ملاک خاصی برای انتخاب شهدا دارید؟

من با این که ارمنی‌ام اما تابه حال چهره هیچ شهید ارمنی را نقاشی نکرده‌ام، چون برای من شهید، شهید است و همه شهدا برایم باارزش هستند. اما در کل چهره هر شهیدی را که به دلم بنشیند و بتوانم ارتباط نزدیکی با او برقرار کنم، می‌کشم. برخی شهدا چهره‌های روحانی و عرفانی دارند.

چرا چهره شهید ارمنی نمی‌کشید؟

آخر من بین دین شهدا مرزبندی نمی‌کنم. شاید من بیشتر با شهدایی ارتباط برقرار کرده‌ام که هر روز تصاویر آنها را روی دیوارهای شهر می‌بینم.

نقاشی‌ها را با مداد رنگی می‌کشید، درست است؟

20 سال پیش من با رنگ روغن کار می‌کردم، ولی حالا این رنگ‌ها خیلی گران است و من که شوهرم را از دست داده‌ام و با حقوق بازنشستگی زندگی می‌کنم توان خرید رنگ روغن را ندارم. البته مداد رنگی‌هایی که استفاده می‌کنم هم قیمت‌شان کم نیست، اما درمجموع نقاشی با مداد رنگی ارزان‌تر تمام می‌شود. دلم می‌خواهد از هر شهری تصویر یک یا دو شهید را نقاشی کنم و تقدیم خانواده‌ها کنم. من که نمی‌توانم پاسخ خون شهدا را بدهم و قدردان باشم، یک نقاشی کشیدن از دستم برمی‌آید که دوست دارم انجام دهم.

کشیدن هر نقاشی چقدرطول می‌کشد؟

چون هر روز تا ظهر مشغول کار اداری هستم و مربیگری ورزش هم انجام می‌دهم، روزی دو سه ساعت بیشتر کار نمی‌کنم. البته اگر هیچ کاری انجام ندهم دو روزه هر نقاشی را تمام می‌کنم ولی چون مشغله دارم کمی بیشتر از دو روز طول می‌کشد. نقاشی چیزی نیست که با خستگی و بی‌حوصلگی انجام شود چون خوب درنمی‌آید.

کار کشیدن چهره شهدا را از کی شروع کردید؟

آذر پارسال خوابی دیدم که مرا متحول کرد. من شهید حمید رجبلو را با همان چهره قدیمی‌اش که در ذهن داشتم در خواب دیدم. با پسردایی شوهرم که صحبت کردم گفت حمید بعد از ازدواج به جبهه رفت و به طرز فجیعی شهید شد، حتی گفت همه ناخن‌هایش را کشیدند، پوست صورت و پاهایش را کندند و بدنش را تکه تکه کردند. برادر شهید حمید می‌گفت قبل از این‌که او به جبهه برود به زیارت امام رضا(ع) رفته بود و خواسته بود کبوتر حرم شود. اینها مرا خیلی زیاد متاثر کرد و باعث شد تصمیم بگیرم هرطور شده چهره شهید حمید را بکشم تا شاید روحم آرام شوم .

وقتی چهره شهدا را می‌کشید به چه چیز فکر می‌کنید؟

به این که این شهدا سن و سال زیادی نداشته‌اند حتی نوجوان بوده‌اند، ولی آن‌قدر وطنشان را دوست داشته اند که به جنگ رفته‌اند. اینها فرشته‌هایی بودند که حالا نمی‌شود شبیه آنها را پیدا کرد.

در دین مسیحیت هم از شهدا حرف زده شده؟ درباره کسانی که جانشان را در راه خدا از دست می‌دهند چه توصیفی شده؟

بله، ما معتقدیم حضرت عیسی(ع) به خاطر آزادی و دین اش شهید شد. ما به این قبیل افراد می‌گوییم فرشته که یک روح والا و ملکوتی دارند،‌ نعمتی که نصیب هر کسی نمی‌شود.یک شهید حتما از گناه پاک می‌شود و به محض شهادت به دستور خداوند راهی بهشت می‌شود. من از شهدا می‌خواهم دست مرا هم بگیرند، البته اگر لایق باشم.

وقتی نقاشی‌هایی که می‌کشید به دست خانواده شهدا می‌رسد حتما واکنش‌هایی دارند. تا به حال با شما تماس گرفته‌اند؟

بله. نقاشی چهره شهید جعفر رجبلو را که برای خانواده‌اش در رامیان ارسال کردم مادر شهید با من تماس گرفت و گفت دخترم! آن‌قدر دوست دارم ببینمت چون تو جعفر مرا زنده کردی. وقتی این نقاشی را دیدم فکر کردم جعفر از خودش عکس گرفته و برایم فرستاده. زنان رامیان بسیار هنرمندند و کارهای زیبای ابریشمی تولید می‌کنند اما این مادر شهید به من گفت دیگر چشم دوختن ندارد اما از توی صندوقش به عنوان یادگاری دو پارچه ابریشمی به من داد.هدیه‌های او واقعا قشنگ بود. مادر یکی دیگر از شهدا هم مدالی را که دریافت کرده بود به من هدیه کرد. خانواده‌های دیگر هم همه تلفن می‌کنند و بسیار به من لطف دارند.

شما در مسیر خاصی قرار گرفته‌اید، فکر می‌کنید این کار را تا چه زمانی ادامه دهید؟

تا وقتی زنده‌ام و توان دارم چهره شهدا را نقاشی می‌کنم.

مریم خباز

جامعه

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها