پاسخ روشن، پرسش مبهم

تولید و پخش مجموعه تلویزیونی «وفا» در تعطیلات نوروزی پاسخ روشنی به یک پرسش مبهم در تاریخ رسانه های تصویری ایران بویژه تلویزیون بود. طی 40سال گذشته در فراز و نشیب تاریخ تلویزیون در ایران همیشه این سوال پر ابهام مطرح بود
کد خبر: ۹۲۷۵۲
آیا تنها راهکار مناسب برای جذب مخاطبان در تولید و پخش مجموعه های تلویزیون استفاده از عوامل دراماتیک ملودرام خانوادگی است؛
آیا چارچوب های گونه های دیگری مانند پلیسی ، جاسوسی ، وحشت زا یا حتی حادثه ای توان جذب مخاطبان ایرانی تلویزیون را ندارند؛
در این میان رویدادهای دیگری نیز مزید بر علت می شد که این پرسش ابهام انگیز در رسیدن به پاسخ خود همچنان در هاله ای از تردیدهای باقی بماند.
در دهه 70پخش مجموعه «سرنخ » به کارگردانی کیومرث پوراحمد و در دهه 80با پخش مجموعه «خواب و بیدار» به کارگردانی مهدی فخیم زاده گونه پلیسی توانست تا حدودی خود را از اتهام نداشتن مخاطب فراوان در مقابل گونه ملودرام خانوادگی جدا سازد.
این رویدادهای مبارک در حالی شکل گرفت که باید 2نکته را درباره آنها مدنظر داشت.
اول تلاش سازندگان این مجموعه ها برای خلق تصویری مناسب و کاملا مطابق با واقعیت برای شخصیت ها و رویدادها بود که در سایه مهارت و تجربه دست اندرکاران تا حدود چشمگیری به اهداف خود نزدیک شد.
دوم : نیاز درونی و مسوولانه مدیران وقت سازمان انتظامی و نهاد پلیس کشور برای ارتقای تصویر رسانه ای خود و با درک این نکته عمیق که تصویر واقعی از پلیس در تلویزیون بهتر از تصویر دور از واقعیت اما قدرتمند از پلیس خواهد بود و در افکار عمومی نتیجه تاثیرگذارتری به همراه خواهد داشت.
با این مقدمه وفا حاصل این دو نگرش است. در پاسخ به همان پرسش همیشگی اما این بار درباره گونه جاسوسی. مجموعه تلویزیونی وفا با پخش موفق خود در آغاز سال جدید، با جذب مخاطبان قابل توجه توانست نشان دهد که بهره گیری از تجربه و مهارت حرفه ای ها برای خلق نمونه های ایرانی گونه دست نخورده جاسوسی در تلویزیون ایران می تواند ره آورد مناسبی داشته باشد.
از سوی دیگر نمایش عمومی این مجموعه نقش خوبی در تصحیح نگرش افکار عمومی به مقوله امنیت در جامعه مدرن ایران امروز خواهد داشت. این ره آوردها علاوه بر مهارت حرفه ای ها، حاصل تعمق بیشتر مسوولان در توجه به دستاوردهای رسانه است.
در این میان وفا وظیفه رسانه ای خود و همچنین جذابیت سرگرم کننده خود را با افت وخیز حفظ می کند و سرانجام آنقدر موفق می شود که تماشای آن به حادثه ای برای مخاطبان تبدیل شود. وفا یک مجموعه جاسوسی ملودرام بود که براحتی می توان بخشهای ملودرام آن را از بخشهای جاسوسی آن تفکیک کرد.
درهم آمیختن این دستمایه ها در برخی قسمتها خوب و هوشمندانه و در برخی مواقع خام به نظر می رسید. با درک از محدودیت های موجود در ساخت و پرداخت چنین موضوعاتی در رسانه تلویزیون به نظر می رسد دقت نویسندگان مجموعه در نمونه های مشابه خارجی و حتی آثار درخشان ادبیات جاسوسی بویژه آثار فردریک فورسایت نقاط ضعف آنها را در این راه بیشتر نشان خواهد داد.
اجرای مجموعه وفا در دکوپاژ و میزانسن های محمدحسین لطیفی همچون فیلمنامه آن اوج و فرود فراوان دارد. لطیفی در سکانس های اکشن و پر زدوخورد و پرحادثه بسیار عالی کار کرده به طوری که کار سخت حفظ ریتم درونی سکانس های این چنینی به شکل ملموسی قابل بررسی جدی است.
اما لطیفی نتوانسته مانند یک دونده ماراتن نفس و وقت خود را در همه جای سریال حفظ کند. اوج و فرود کارگردانی لطیفی باعث شده که او نتواند به جایگاه اصلی و واقعی خود بویژه در تلویزیون برسد.
اگر لطیفی بتواند سخت گیری خود را در همه پلان های سریال حفظ کند، کارگردانی نمونه در این زمینه به حساب خواهد آمد. ابراهیم غفوری به عنوان تصویربردار توانسته از عهده نوع کار دربیاید و او نیز همچون لطیفی اوج و فرود فراوانی در کارش دیده می شود. به نظر می آید ترکیب بازیگران تا حدودی در شرایط عادی انجام نشده است.
پوریاپورسرخ با استقبال عمومی روبه رو نشده و به هیچ وجه نتوانست بار اصلی سریال را بر دوش بکشد. این نقش است که سریال را جلو می برد، نه بازیگر آن نقش و این ایراد بزرگی برای یک مجموعه تلویزیونی محسوب می شود.
هانیه توسلی معمولی ترین نوع اجرا از نقشش را انجام می دهد. اما فرهاد اصلانی و فرهاد قائمیان توانسته اند بخوبی از پس نقش خود برآیند و در مجموعه بازیگران این مجموعه بدرخشند. وفا مجموعه خوبی برای تجربه های تازه در تلویزیون ایران محسوب می شود. با حمایت از این گونه تجربه ها راه نزدیک شدن به مفهوم درست تر رسانه ایرانی را بیشتر باز کنیم.

علیرضا محمودی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها