روزنامه خندان

استـاتـوس بـاز

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند. حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.
کد خبر: ۸۴۲۹۷۹
استـاتـوس بـاز

سیاست روز : مانکن‌های کنار خیابان و انظار عمومی!

باور بفرمایید اگر رفتیم و معتاد شدیم تقصیر خودمان نیست. با این امکاناتی که برادر "افشار" معاون مشارکت‌های مردمی‌و کاهش تقاضای ستاد مبارزه با مواد‌مخدر در اختیار برادران و خواهران معتاد گذاشته آدم هوس می‌کند که یک دودی بگیرد یا لااقل "حب" بالا بیندازد.
راستش اول قصد نداشتیم وسط فرمایشات ایشان "تک مضراب" بزنیم ولی با خودمان گفتیم بعد از مصرف مواد شاید حالش را نداشته باشیم فلذا الان زدیم.
آقای معاون: بر‌اساس آمار، بیش از ۶۵ درصد از جمعیت بین ۱۵ الی ۶۵ سال مبتلا به مواد‌مخدر هستند که برای کشور ما چندان قابل قبول نیست.
ننجون: به هر حال از گذشته هم گفته‌اند که "هنر" نزد ایرانیان است و "بست"!!
به‌طوری که حدود ۷۵ الی ۹۰ درصد مواد‌مخدر دنیا را افغانستان تولید می‌کند.
ننجون: به امید روزی که در این پروژه "غنی‌سازی" هم خودکفا بشویم.
هر چه دسترسی به مواد‌مخدر در یک جامعه بیشتر باشد، احتمال اینکه افراد به سمت و سوی مواد‌مخدر بروند بیشتر خواهد شد.
ننجون: اتفاقا یکی از حکیمان یونانی هم اعتقاد دارد که هیچ آبی به جز آبلیمو مزه‌ی آبلیمو ندارد.
علت حضور معتادین در کنار خیابان‌ها و انظار عمومی، یکی تامین قوت لایموت و دیگری خرده‌فروشی مواد‌مخدر است.
ننجون: ما تا امروز فکر می‌کردیم اینها "مانکن" هستند و قصد دارند کنار خیابان و انظار عمومی، هیکل میزان خود را به نمایش بگذارند.
وقتی مدیریت مصرف مواد در دست قاچاقچیان باشد، به راحتی با آن بازی می‌کنند.
ننجون: واقعا چه معنا دارد که مدیریت مصرف مواد در دست قاچاقچیان باشد؟ پس این شورای آرد و نان چکاره است؟ پس مسئولان اداره آبخیزداری چکار می‌کنند؟!
بحث اتاق امن تزریق از موضوعاتی بوده که برای راه‌اندازی آن اصرار داریم.
ننجون: قربان دست‌تان! فقط لطفا بالشت‌های نرم و تشکچه و چای قندپهلو را فراموش نکنید و یک مطرب هم بیاورید که ساز و آوازی هم راه بیندازیم که مواد‌مخدر گوشت بشود بچسبد به تن ما!
در یک جامعه دانش‌آموزی ۱۴ میلیونی‌مان تقریباً حدود ۷۰ هزار نفر سابقه مصرف شیشه دارند.
ننجون: التماس دعا! چشم‌های شما و وزیر آموزش و پرورش، روشن برادرجان!
آرایشگاه، آرایشگاه هست و داروخانه نیست.
ننجون: به جان خودم اگر به خاطر همین جمله حکیمانه، جایزه نوبل پزشکی امسال را به شما ندهند، نامردی کرده‌اند.

شرق: تشت نوبل از بام غرب افتاد

در خبرها خواندیم «مؤسسه بین‌المللی تحقیقات صلح استکهلم در سوئد، محمدجواد ظریف و جان کری، وزرای خارجه ایران و آمریکا را به دلیل نقش‌آفرینی در انعقاد توافق تاریخی هسته‌ای، به‌عنوان نامزد دریافت جایزه صلح نوبل سال ٢٠١٦ معرفی می‌کند». بعد از اعلام این خبر ١٦ نفر خودشان را آتش زدند و گفتند جایزه صلح نوبل به ظریف، دستمزد غرب به اوست که برای اینکه تابلو نشود حقوق ظریف را در جعبه جایزه می‌دهد. همچنین ١٧ نفر اعلام کردند رفتار صلح‌آمیزی را که جایزه صلح بدهند عین اعلان جنگ است. چون از قدیم گفتند منفی در منفی مثبت. از طرفی عده‌ای ١٨نفره با دراندن پیراهن خود شعار دادند چرا صلح‌آمیز جایزه داره، ولی جنگ‌افروز جایزه نداره؟ به‌راستی اگر آتش‌بیاری ما نبود، صلح شما معنی می‌داد؟

از سوی دیگر ١٩ نفر با امضای طوماری موسوم به «طومار ٩٠ میلیون امضا» گفتند حالا آنها بدهند هر کی داد که شما نباید بگیری. این عده با ندیدبدیدخواندن ظریف سعی در تربیت او کردند. همچنین روزنامه وطنم امروز درد می‌کند تیتر زد: تشت نوبل از بام غرب افتاد. روزنامه کهکشان نوشت: ظریف پیش از آنکه زمخت شود جایزه را باز نکرده پس بفرستد. صادق زیباکلام اما در روزنامه «شرق» تنها راه برون‌رفت از وضعیت را هاشمی‌رفسنجانی معرفی کرد و گفت هرچند روحانی دارد راه برون‌رفت را پیش می‌رود اما از آن‌ور، یعنی سمت رفسنجان، راه میانبر هست، پس چه‌کاری است؟ پوریا عالمی اما در راستای پیشنهاد جایزه نوبل ظریف گفت اما تا قضیه سلین دیون و خاوری روشن نشود من از افقی که رفتم توش گم شدم بیرون نمی‌آیم.

قانون: استـاتـوس بـاز

کتاب «استاتوس باز» مجموعه ای است از استاتوس‌های متنوع فضای مجازی که به همین سبک و سیاق از سال 91 تا 93 گرد‌‌‌‌‌‌آوری شد‌‌‌‌‌‌ه است.
خونه وقتی مامان نیست مثل کامپیوتریه که به اینترنت وصل نیست.

ﺍﮔﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ می‌کنید‌‌‌‌‌‌ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ... ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻷﻥ ﭼﺮﺍغ‌های ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻨﯿﺪ، ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺒﻞ ﺑﺸﯿﻨﯿﺪ ﻭ ﯾﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﺗﺮﺳﻨﺎﮎ ﺑﺬﺍﺭﯾد‌‌‌‌‌‌، ﺑﻌﺪﺵ د‌‌‌‌‌‌یگه حس نمی‌کنید‌‌‌‌‌‌ تنها هستید‌‌‌‌‌‌!
می‌گن رفیقای فیثاغورث هر وقت می‌د‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌نش می‌پرسید‌‌‌‌‌‌ن :راستی اون قضیه چی شد‌‌‌‌‌‌؟

برگ برگ آب ریکا چیست؟ ....همان مرگ بر آمریکاست که د‌‌‌‌‌‌ختر همسایه مون با بینی عمل کرد‌‌‌‌‌‌ه میگه!
د‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌ی بیسکویت می‌زنی تو چایی همش باید‌‌‌‌‌‌ حواست باشه وا نره؟ حالا ساقه طلایی رو زد‌‌‌‌‌‌م انگار نه انگار. لیوان خشک شد‌‌‌‌‌‌!
یعنی از یه ایرانی بپرس چند‌‌‌‌‌‌ سالته؟ اگر جواب ند‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌ چند‌‌‌‌‌‌ می‌خوره!؟ تف کن تو صورت من!
چقد‌‌‌‌‌‌ر سرعت نت افتضاحه چیست؟ ترفند‌‌‌‌‌‌ پسرا وقتی که همزمان با چند‌‌‌‌‌‌ نفر چت می‌کنن و نمی‌تونن پیام‌هارو زود‌‌‌‌‌‌ جواب بد‌‌‌‌‌‌ن! امروز از د‌‌‌‌‌‌انشگاه زنگ زد‌‌‌‌‌‌ن بیا ثبت نام کن تعجب کرد‌‌‌‌‌‌م گفتم من که ثبت نام آزمون شرکت نکرد‌‌‌‌‌‌م گفت اون روز تو تلگرام به د‌‌‌‌‌‌وستت گفتی شاید‌‌‌‌‌‌ تو آزمون ارشد‌‌‌‌‌‌ شرکت کنی، ما ثبت نامت کرد‌‌‌‌‌‌یم، آزمون هم جات د‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌یم، الان ترم د‌‌‌‌‌‌و هستی، نگران نباش د‌‌‌‌‌‌رست خوبه، فقط شهریه بد‌‌‌‌‌‌هکاری!

جمله‌ای که من هر وقت یه آد‌‌‌‌‌‌م پولد‌‌‌‌‌‌ار می‌بینم واسه آروم کرد‌‌‌‌‌‌ن خود‌‌‌‌‌‌م میگم: آرامشی که ما د‌‌‌‌‌‌اریمو اونا ند‌‌‌‌‌‌ارن! خود‌‌‌‌‌‌م می‌د‌‌‌‌‌‌ونم د‌‌‌‌‌‌ارم زر می‌زنم!
ﺩ‌اشتم ﻓﯿﻠﻢ ﭼﯿﻨﯽ می د‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌م همین که رومو کرد‌‌‌‌‌‌م اونور ببینم مامانم چی میگه ﻧﻘﺶ ﺍﻭﻟﺸﻮ ﮔﻢ ﮐﺮﺩ‌ﻡ! د‌‌‌‌‌‌یگه نفهمید‌‌‌‌‌‌م مرد‌‌‌‌‌‌ زند‌‌‌‌‌‌ه موند‌‌‌‌‌‌... به عشقش رسید‌‌‌‌‌‌. نرسید‌‌‌‌‌‌!
خر نشی الاغ چیست؟ اوج راهنمایی‌های پسران به یکد‌‌‌‌‌‌یگر د‌‌‌‌‌‌ر مورد‌‌‌‌‌‌ ازد‌‌‌‌‌‌واج!
اینایی ﮐﻪ ﺗﻮ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺩ‌ﻭﺳﺖ ﺩ‌ﺍﺭﯼ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯽ آﺧﺮ ﺑﻐﻠﺖ می‌کنن ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎﺷﻪ ﻓﻘﻂ ﺗﻮ آﺭﻭﻡ ﺑﺎﺵ، ﻣﻦ ﺍﺯ اﯾﻨﺎم! کسی نمی‌خواد‌‌‌‌‌‌ منو؟
ﻫﻤﯿﻦ ﺍلاﻥ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮنه ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺳﯿﻨﯽ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺮ ﺁﺏ ﻧﺒﻮﺩ‌ ﺗﻒ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ پست!

از تفریحات بچگی من این بود‌‌‌‌‌‌ که آب بریزم رو بخاری صد‌‌‌‌‌‌ای تییییییییسسس بد‌‌‌‌‌‌ه، خر کیف بشم اون موقع که آیپد‌‌‌‌‌‌ نبود‌‌‌‌‌‌ که بازی کنیم با این چیزا سرگرم می‌شد‌‌‌‌‌‌یم!
استاد‌‌‌‌‌‌م گفت: چرا تو ارزشیابی اساتید‌‌‌‌‌‌ بهم 12 د‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌ی؟ بهش گفتم: من به شما 12 ند‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌م شما خود‌‌‌‌‌‌ت 12 گرفتی!
یعنی اصلا امکان ند‌‌‌‌‌‌اره یه نفر یه نوشابه بذاره توی فریزر؛ بعد‌‌‌‌‌‌ یاد‌‌‌‌‌‌ش بمونه که نوشابه رو به موقع د‌‌‌‌‌‌ر بیاره!

د‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌ین تابستون چه زود‌‌‌‌‌‌ تموم شد‌‌‌‌‌‌، از ۳ ماه فقط د‌‌‌‌‌‌و روزش موند‌‌‌‌‌‌ه! حالا اگه مهر بود‌‌‌‌‌‌ الان تازه زنگ د‌‌‌‌‌‌وم بود‌‌‌‌‌‌!
سکوتت را ند‌‌‌‌‌‌انستم، نگاهم را نفهمید‌‌‌‌‌‌ی، نگفتم گفتنی هارو، تو هم هرگز نپرسید‌‌‌‌‌‌ی.... کلا ما د‌‌‌‌‌‌وتا بی‌شعوریم که خورد‌‌‌‌‌‌یم به پست هم!
اگه میخواین کسی به حرفتون توجه کنه با این جمله شروع کنید‌‌‌‌‌‌: «نمی‌د‌‌‌‌‌‌ونم اینو بهت بگم یا نه؟!»
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘی ﺳیﮕﺎﺭی کﻪ ﺻﺎﺩ‌ﻗﺎﻧﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺯا.... ﻧﻪ ﺁﺑﻤیﻮﻩ‌ای کﻪ گستاخانه ﺯﺩ‌ﻩ 100د‌‌‌‌‌‌رصد‌‌‌‌‌‌ ﻃﺒیﻌی!
پسرا قبل از ازد‌‌‌‌‌‌واج همه زورشون رو می‌زنن که نشون بد‌‌‌‌‌‌ن پولد‌‌‌‌‌‌ارن، بعد‌‌‌‌‌‌ از ازد‌‌‌‌‌‌واج هم د‌‌‌‌‌‌و برابر همین زور رو
می زنن که بگن آه د‌‌‌‌‌‌ر بساط ند‌‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌‌!

چیزنا: پنج کاری که نباید موقع زلزله کرد

یکم: تو آشپزخونه نروید. بابا تکونه دیگه. تکونم یکهو شدید می‌شه. هزار تا ابزار ده پونزده سانتی هم دم دسته… با هر تکون یکیش بپره سمتتون… چهار تاش رو جاخالی بدین… ده تاش رو جاخالی بدین… پونزدهمیش بالاخره یه جا می‌ره که. بعد الان وسط زلزلس… قراره خودتون رو نجات بدین، بندری که نمی‌خواین برقصین.
دوم: نپرین تو توالت. باور کنید هیچی به هیچی نمی‌شه، فقط چهار ریش‌تر تکون می‌خوره زمین و کلا از تمام خسارت وارده چاه توالت ریزش می‌کنه و شما زارتی می‌افتین تو چاه و حالا علاوه بر تحمل فضای رویایی که وجود داره باید بیان از اونجا درتون هم بیارن!
سوم: زیر میز نروید. فقط کافیه یه چیز بیافته رو میز و بشکنه، حالا خدا نکنه پایه‌هاش خورد بشه، اما هر جاییش شکسته بشه لامصب تیزه، اونوقت ممکنه بره یه جاییتون، خودش موجب درد و داد و بیداد که هست هیچی، کلا اسباب خجالتم بشه تهش.

چهارم: تو راهرو نروید. عزیز من یکی ممکنه تو حموم باشه، یکهو دیده داره زمین می‌لرزه همون‌طور صابون به دست پریده بیرون. حالا می‌دونم تصویرسازیتون خیلی بی‌نقصه… اما باور کنید همیشه هم اونطوری نیست! ینی نود و نه درصد مواقع اونطوری نیست… باورتون نمی‌شه؟ زلزله اومد بپرید تو راهرو ببینید کِی گفتم!
پنجم: تو اطاق خواب نروید. خدا نکرده ریشترش قوی باشه دو تا تکون بخوره و سقف بترکه و بیافتین طبقه پایین چی؟ ینی چه اتفاقی می‌افته؟ فک کن نیافتین پایین اصلا، (البته شاعر در اینجا می‌فرماید «بیافتین پایین از خیلی لحاظ بهتره». ببخشید شاعر شعرش رو فراموش کرده بود تعریفش کرد) حالا یکی بیافته پایین چی کار کنیمش؟ بچه بیافته یه داستانیه… زن بیافته که نگو… مرد بیافته که داستان نیست… رمان می‌شه!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها