عنوان بازی: Call of Duty: Advanced Warfare
پلتفرم: Xbox360، Xbox One، PS3، PS4، PC
ناشر: Activision
سازنده: Sledgehammer Games
سبک: شوتر اول شخص
امتیاز: 8
مجموعه «ندای وظیفه» سالهاست که دل گیمرها را ربوده و موقعیت خود را به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای عرصه سرگرمی تثبیت کرده است. اما به هر حال، هر چیزی که دوستان زیادی داشته باشد، دشمنان زیادی هم دارد. سری ندای وظیفه نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ همانقدر که گیمر مشتاق برای نسخههای سالانه این بازی وجود دارد، کم و بیش کسانی هستند که آن را معیار «نوب» بودن و کجسلیقگی هوادارانش بدانند. در این رابطه نمیتوان حق را به تمام و کمال به یکی از طرفین داد. سری ندای وظیفه از آن بازیهایی است که عرصه بازیهای ویدئویی را دگرگون کرد؛ «مدال افتخار» (Medal of Honor) را از تخت حکومت به زیر کشید و نوعی گیمپلی سرعتیتر و سینماییتر را به سبک شوترهای اول شخص معرفی کرد. برای یک منتقد خشک، صحنههای سینمایی ندای وظیفه، یادآور فیلم «نجات سرباز رایان» بود و کسانی که دیدگاه معتدلتری داشتند، قدرت پیادهسازی خوب آن صحنهها عنوان کردهاند.
بیش از یک دهه از عرضه اولین قسمت ندای وظیفه میگذرد. این سری به یک محصول سالانه تبدیل شده که هر بار با فروشی چشمگیر روبهرو میشود. شاید بتوان گفت صحنههای سینمایی بخصوص این سری و QTEهای معروف، دو تا از نخنماشدهترین تکنیکهای به کار گرفته شده در بازیهای ویدئویی است که این روزها مثل تیغی دولبه میماند. استفاده ناشیانه از آنها راحت میتواند به فاجعه منجر شود. در چنین حالتی، قطعا این سری هر سال به خانهتکانی اساسی نیاز دارد. چند سال پیش این خانهتکانی با Modern Warfare صورت گرفت و امروز شاهد عرضه Advanced Warfare هستیم؛ اولین عنوان از این سری که به استودیوی Sledgehammer سپرده شده و آغازی برای چرخه سه ساله تغییر استودیوی این سری است که خط بطلانی بر بسیاری از قضاوتهای نادرست راجع به اکتیویژن کشیده است.
از نسل هفتم به بعد، سری بازیهای اصلی ندای وظیفه بین دو استودیوی Treayarch و Infinity Ward (خالق اصلی سری) تقسیم شد. هرچند عناوین Treyarch در روایت برتری داشتند، اما سریIW از برتری فنی برخوردار بود. Black Ops 2 اوج داستانپردازی این سری بازی بود؛ در حالی که عناوین IW با بهکارگیری صحنههای تکاندهنده و استفاده از Shock Value توجهها را به خود جلب کرد.
شاید هنوز برای قضاوت زود باشد، زیرا اولین بازی Sledgehammer از این سری است و اولین قسمت از سری ندای وظیفه که در آینده رخ میدهد، اما ظاهرا Sledgehammer دنبالکننده مسیر IW است. در این قسمت سعی شده به تقلید از Treyarch یک داستان خوب و جذاب به بازیکن ارائه شود. حتی در این راه از بازیگر قابلی مثل کوین اسپیسی دعوت به همکاری شده است، اما بخش تکنفره بازی آنطور که باید در جذب مخاطب موفق نیست. این نظر تقریبا تمام منتقدان مطرح صنعت بازی راجع به این بازی است. دیالوگها بیش از حد سطحی و کلیشهای است و اگر اهل فیلم و سرگرمیهای مشابه باشید، خیلی زود از فرط سطحی بودن آنها دلزده میشوید.
البته با وجود دیالوگنویسی کلیشهای و بسیار عامهپسند، شاهد خوشفکری فزآیندهای هستیم که در بطن بازی ریشه دوانده است. داستان بازی در آیندهای نزدیک رخ میدهد. دنیا درگیر جنگی تازه میشود و در این بین عرصهای نو برای عرض اندام ارتشهای خصوصی فراهم میشود. ناگهان همه چیز به هم میریزد. ایدهپردازان بازی با مهارتی ستودنی توانستهاند بین ایدههای خود تعادل برقرار کرده و دنیای بازی را به طرزی غافلگیرکننده باورپذیر کنند. سلاحهای فراوانی در بازی وجود دارد که بیشتر آنها بر مبنای فناوریهای روز و با دیدی آیندهنگرانه خلق و پیادهسازی شده است.
گرافیک بازی در حد قابل قبولی است. اگر بعضی از انیمیشنهای دفرمه دویدن همراهان حتی در بخش تکنفره و برخی موارد دیگر برای حفظ سرعت بازی در 60 فریم (مثل فدا کردن عناصر فیزیک) را نادیده بگیریم، با گرافیک خوبی طرف هستیم.
گیمپلی بخش تکنفره، بیش از حد از سبک و سیاق عناوین قبلی این سری وام گرفته است. نقشهها جای مانور زیادی دارند. همین جاهطلبی باعث برهم زدن توازنی نسبی شده است و بازیکن را از آزمودن بعضی از عناصر بازی دلسرد میکند. برای مثال، اکزوسوتها (Exosuit) یا نفربرهای رزمی مکانیکی، در بحبوحه نبرد و ازدیاد فضا برای مانور گم میشوند و رغبت بازیکن را برای استفاده از بین میبرند.
بخش ابتدایی بازی در سئول با استادی پیاده شده است و نوید یک کمپین فوقالعاده و پر افت و خیز را میدهد. سراسر این بخش پر است از استفادههای گوناگون از تکنولوژی و سلاحهای پیشرفته. متاسفانه این افت و خیز پس از اندک زمانی رنگ میبازد و بقیه بازی، به استثنای چند بخش که بازیکن را وادار به استفاده از یک فناوری خاص میکند، همان گیمپلی و رویکرد قدیمی حاکم بر سری را پی میگیرد.
در طول بخش یک نفره چند قسمت برای تنوع قرار داده شده است. یکی از این قسمتها بازیکن را سوار بر جت اسکی با قابلیت زیرآبی رفتن میکند که در نوع خود جالب است، اما دیگر لحظات مشابه از جذابیت کافی برخوردار نیستند.
بخش چندنفره بازی یک قدم رو به جلو برای سری ندای وظیفه تلقی میشود. انواع حرکات، مانند پرشهای دوبل یا سر خوردن، قابلیت ترکیب با یکدیگر را دارند که در نهایت موجب خلق نبردهایی فوقالعاده میشوند. به دلیل وجود اکزوسوتها، نقشههای این قسمت از بازی تفاوت محسوسی با گذشته دارند و فضای عمودی قابل توجهی را عرضه میکنند.
سیستم ده انتخابی Black Ops 2 به 13 انتخاب ارتقا یافته است. این بار دیگر نقشهها برای تجربههای خاص بهینه نشدهاند و این بازیکن است که باید تجهیزات و تواناییهای خود را با نقشه مورد نظر وفق بدهد.
بخش چند نفره و پیشرفت در آن یک تجربه چندلایه ارائه میکند. سازنده از جذابیت بستههای شانس استفاده کرده است. این جعبهها که در قالب محمولههای هوایی ارائه میشوند، آیتمهایی را به طور تصادفی به بازیکن ارائه میکنند. خوشبختانه احتمال کشف آیتمهای تکراری خیلی پایین است و گزینه تبدیل آنها به تجربه هم وجود دارد که مایه خرسندی بعضی از گیمرها خواهد بود.
به طور کلی این قسمت از سری بازیهای ندای وظیفه، همسنگ بیشتر قسمتهای نسل هفتم این سری بوده و همچنان که در بخش آنلاین عالی کار شده است، در بخش تک نفره مملو از کلیشه و نتهای تکراری است.
سیاوش شهبازی / کلیک (ضمیمه یکشنبه روزنامه جام جم)
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد