jamejamonline
ورزشی فوتبال کد خبر: ۶۶۶۱۲۳   ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۳  |  ۱۰:۴۵

گفت‌وگو با پیام صادقیان، هافبک جوان پرسپولیس

پایان خوش فصل وحشتناک

پیام صادقیان پس از یک فصل پر حاشیه سرانجام به سلامت از لیگ سیزدهم گذشت و توانست نظر کارلوس کرش را به خودش جلب کند.

پایان خوش فصل وحشتناک

او حالا باید به فکر بازی در جام‌جهانی باشد، هر چند اگر این هدف بزرگ را می‌خواهد باید دور و بر حاشیه‌ها را خط قرمز بکشد و خویشتنداری را چاشنی بازی خوب و ثمربخش‌ خود کند. چه در غیر این صورت اگر بخواهد در هر بازی زود از کوره در برود و با بازیکنان حریف دست به یقه شود، خیلی زود کارت قرمز داوران را جلوی چشمان خود خواهد دید. با هافبک جوان پرسپولیس که در سال نخست حضور‌ش در این تیم پرطرفدار درخشید، گفت‌و‌گویی انجام داده‌ایم که در پی می‌آید.

نه در جام حذفی قهرمان شدید نه در لیگ؟

البته این که جام را نگرفتیم قبول دارم، اما اگر اتفاقاتی که برای ما در طول فصل به وجود آمد، کنار هم بگذارید متوجه می‌شوید که ما حتی نباید این سهمیه و نایب‌قهرمانی را هم می‌گرفتیم.

منظورت ماجرای لو رفتن فهرست کذایی قراردادهاست؟

این که یکی از مشکلات ما بود. ما از همان اولین روزهای فصل با مشکلاتی از جمله بازی در اصفهان و آن پنالتی که محسن قهرمانی برای سپاهانی‌ها گرفت سرگرم بودیم و در ادامه یک امتیاز بی دلیل از ما کم کردند. مشکلات مدیریتی به وجود آمد و آقای رویانیان از تیم جدا شد. آسیب دیدگی‌ها و موضوع ندادن بودجه از سوی وزارت ورزش هم که برای همه عیان بود تا این‌که این اواخر فهرست قراردادها را هم به آن شکل رسانه‌ای کردند تا ما اندک شانسی که برای رسیدن به جام داشتیم، از دست بدهیم. درواقع انگار ارّه برداشته بودند و می‌خواستند قلم پای پرسپولیس را ببرند تا ما تحت هیچ شرایطی به جام نرسیم که البته در این راه بالاخره موفق هم شدند.

اما خیلی‌ها این حرف پرسپولیسی‌ها را بهانه‌جویی تلقی می‌کنند و می‌پرسند وقتی استقلال، فولاد را شکست داد تا پرسپولیس مثل آب خوردن قهرمان شود، چرا خودتان از آن فرصت طلایی استفاده نکردید؟

ببینید، فوتبال و کلا هر کاری که آدم در زندگی انجام می‌دهد ارتباط مستقیم به اعصاب و روانش دارد. هر زمان که با اعصاب راحت و فکر و خیال آزاد کاری می‌کنید قطعا موفق‌تر هم هستید تا این‌که با کلی فکر درباره چک برگشت خورده، نگاه سنگین مردم و... به میدان بروید و استرس این را هم داشته باشید که مبادا قهرمانی از دست برود و تیم‌های رقیب در آن روز از شما پیشی بگیرند. بالاخره یکی از آنها کار خودش را می‌کند. اینطور نیست که فکر کنیم همه چیز روی روال کاملا طبیعی بوده و ما کم کاری کرده‌ایم.

البته برای تو که بد نشد... چون سرانجام کرش به اردوی آفریقای جنوبی دعوتت کرد.

البته من قبلا هم دعوت شده بودم، اما شاید این بزرگ‌ترین پاداش من از این فصل وحشتناک در کل فوتبالم بود.

آن روزهایی که خوب بازی می‌کردی و دعوت نمی‌شدی، چه احساسی داشتی؟

شاید آن روزها اگر تجربه سال‌ها بازی برای تیم‌های ایران در رده‌های پایه را نداشتم از فوتبال می‌رفتم و دیگر پشت سرم را هم نگاه نمی‌کردم. چون همه داشتند تائید می‌کردند که من دارم کارم را می‌کنم، اما کرش دعوتم نمی‌کرد. باور کنید تجربیات قبلی‌ام از تیم‌های نونهالان، نوجوانان، جوانان و امید در آن روزها به کمکم آمدند وگرنه بشدت افت می‌کردم.

در همان دوران که همه می‌گفتند تو خوب کار می‌کنی اما به تیم ملی دعوت نمی‌شوی، گفته بودی که قصد داری به خارج بروی و از فوتبال ایران ناراحتی. حالا که در تیم ملی هستی و شانس زیادی برای بازی در جام‌جهانی داری باز هم به اروپا رفتن فکر می‌کنی؟

دوست دارم در سن پایین بروم اروپا، چون برای فوتبالم خیلی خوب است. هر کسی جای من باشد این کار را می‌کند.

چندی پیش صحبت از موناکوی فرانسه درباره تو بود، این ماجرا و دیگر پیشنهادهایی که مطرح می‌شد تا چه اندازه جدی بود؟ عده‌ای می‌گفتند پیام دارد بازارگرمی می‌کند؟

برای چی بازار گرمی کنم؟همه مرا می‌شناسند و می‌دانند که اهل این کارها نیستم. مسلما برای من پیشنهاد هست و این را می‌توانید از مدیربرنامه‌هایم پیگیری کنید.

چرا؟ مگر تو نمی‌توانستی در یکی از همین لیگ‌ها مثل روسیه یا هلند بازی کنی؟

اگر اول فصل هم از من این سوال را می‌پرسیدند که بین اروپا و پرسپولیس کدامیک را انتخاب می‌کنی، می‌گفتم پرسپولیس. چون این تیم، تیم پرطرفداری است که در این چند سال نتیجه نگرفته بود و دوست داشتم به این تیم بیایم و فوتبالم را اینجا به مردم کشورم نشان بدهم.

یعنی آنهایی را که لباس استقلال و پرسپولیس نپوشیدند و راهی اروپا شدند، کسی نمی‌شناسد؟

این‌طور نیست. هر کسی بر اساس ایده‌ها و نظرات خودش زندگی می‌کند و من از این تصمیماتی که گرفته‌ام تا الان راضی هستم و بر اساس اعتقادات قلبی‌ام کار می‌کنم. من عاشق پرسپولیسم و دوست دارم اگر هم قرار است به اروپا بروم از طریق این تیم باشد.

به روزهای دعوت نشدنت برگردیم. آن روزها در زمین مسابقه با آرنج ضرباتی را به بازیکنان حریف می‌زدی! نکند آن رفتارهای غیر ورزشی آثار همان ناراحتی‌هایت بود؟

(خنده) نه! آن یک عادت غلط بود که داشتم و چقدر هم خوب شد که بیشتر از آن به این رفتارم ادامه ندادم. البته در این‌که از دعوت نشدن ناراحت بودم شک نداشته باشید، اما درون بازی دیگر همه چیز را فراموش می‌کردم و فقط به فوتبال می‌پرداختم. البته تا یادم نرفته این را هم بگویم که گاهی اوقات درون میدان روی خود من هم خطا‌های عجیب و غریب صورت می‌گرفت و تکرار این خطاها گاهی اعصابم را به هم می‌ریخت. من دریبل می‌زنم و فانتزی باز هستم و بعضی بازیکنان تحمل این مسأله را ندارند و درون زمین آدم را می‌زنند و من هم آدمم و یک صبری دارم و ممکن است عکس‌العمل نشان دهم.

از چه زمانی این کار را در برنامه‌هایت قرار دادی که بازیکن حریف را با آرنج بترسانی؟

قصد من ترساندن نبود. شما یک نفر را بگذارید این همه رویش خطا شود، آن وقت ببینید عکس‌العمل نشان نمی‌دهد؟ اصلا یادم نمی‌آید این کار را از چه زمانی شروع کردم و از کجا آمده بود. فقط یادم می‌آید که از چه زمانی دیگر آن را انجام ندادم (خنده). این حرف و حدیث‌هایی که برایم ساخته شد، فقط برای نابود کردنم بود.

به نظرت فولاد مستحق این قهرمانی بود؟

تنها تفاوت این تیم با ما که نایب‌قهرمان شدیم در حفظ روند حرکتی‌شان بود. ما در مقاطعی خوب کار نکردیم و اگر در آن دوران یکی دو تا برد می‌آوردیم یا یکی دو تا تساوی داشتیم حالا ما قهرمان بودیم. در مجموع به بچه‌های تیم فولاد تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.

خیلی‌ها تو را در ابتدای فصل سیزدهم لیگ برتر پدیده فوتبال ایران تصور می‌کردند. فکر می‌کنی تا چه اندازه توانستی به این تصورات جامه عمل بپوشانی؟

فصل‌ سیزدهم برای من خیلی خوب بود. درست است که در مقاطعی خیلی اذیتم کردند، اما روزهای خوبی در پرسپولیس داشتم و سعی کردم بهترین بازی‌هایم را برای این تیم انجام دهم و همان پیام ذوب آهن باشم. در کل به آنچه انتظارش را از خودم داشتم رسیدم و این‌که سرانجام توانستم نظر سرمربی تیم ملی را هم جلب کنم شاه بیت این ماجرا بود که خستگی‌ها را از تنم درآورد.

اما گفته می‌شود هنوز هم ممکن است در فهرست نهایی تغییراتی ایجاد شود؟

من تلاشم را کرده ام و تازه با لباس تیم ملی آشنا نشده‌ام. 23 سال سن دارم، اما از سیزده سالگی در رده‌های ملی بازی می‌کنم و با ده سال سابقه و کاپیتانی تیم ملی نوجوانان ایران می‌دانم که هر چیزی ممکن است رخ بدهد. پس من فقط به اتفاقات خوب فکر می‌کنم و دو برابر همیشه زحمت می‌کشم تا به جام‌جهانی برسم.

در روزهایی که داستان اردوی کیش به سوژه اصلی رسانه‌ها تبدیل شده بود، چه بر تو گذشت؟ قبول داری تا یکی دو بازی آن پیام صادقیان همیشگی نبود؟

این هم از آن مشکلات عجیبی بود که گریبانگیر ما شد. دوست ندارم درباره آن روزها حرف بزنم. فقط این را می‌گویم که از علی دایی تشکر ویژه دارم که در آن دوره بخوبی از من حمایت کرد.

چطور، حرف خاصی زد؟

وقتی این شایعات رسانه‌ای شد او مرا خواست و حدود یک ساعت با هم حرف زدیم و گفت که مرا بخوبی می‌شناسد. وقتی خواستم دلایل نفی آن ماجرا را بازگو کنم، نگذاشت حرف بزنم و گفت که به هیچ‌وجه شایعات را نپذیرفته و این حرفش مرا آرام کرد. فکر کنید در بیست و دو سالگی این مسائل تا چه اندازه می‌تواند برای یک بازیکن در این سطح شکننده باشد. آنجا دایی واقعا تجربه‌اش را نشان داد و به خاطر همین چیزهاست که تا این اندازه دوستش دارم و به کارش ایمان آورده‌ام.

غیر از آنچه دایی به تو گفت، خودت چطور با آن هجمه اخبار و اظهارنظر‌های مردم کنار آمدی؟

خب این حرف‌ها تا سه چهار بازی مرا می‌آزرد و با کمتر شدن فشار رسانه‌ها به خودم گفتم که الان تنها کسی که از این وضع ضرر می‌کند خودم هستم و به همین دلیل برای آن که دوباره خودم را ثابت کنم استارت زدم و شکر خدا جواب هم داد.

پیام تازه به شهرت رسیده، اول فصل سیزدهم با آن کسی که الان دارد حرف می‌زند از این نظر چه تفاوت‌هایی کرده است؟

خب زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. اوایل یکسری مسائل که قبلا تجربه‌شان نکرده بودم، برایم جذابیت داشتند، اما پس از مدتی متوجه شدم بیشتر از هر چیزی باعث دردسر و گرفته شدن وقتم هستند. به همین دلیل بخصوص این اواخر سعی می‌کردم بیشتر روی تمرینات و مسابقاتم تمرکز داشته باشم و زیاد هم از خانه بیرون نمی‌رفتم تا کمتر در اجتماع باشم.

پس به این زودی از شهرت دلزده شدی؟ جایی از قولت نوشته بودند که رفتی تئاتر، اما چون همه تو را شناخته بودند از دیدن تئاتر لذت نبرده بودی؟

خب انسان در اوقات فراغت می‌خواهد واقعا استراحت کند و با دوستان و خانواده‌اش راحت باشد. الان که به گذشته نگاه می‌کنم حسرت روزهای حضورم در ذوب‌آهن را می‌خورم و آرامشی که داشتم. آیا آن زمان که در ذوب‌آهن بودم شما چنین رفتارهایی درون میدان از من دیده بودید؟ آنقدر روی آدم زوم می‌کنند و همه جا دنبال آتو گرفتن از آدم هستند که کم‌کم به انسان فشار می‌آید و ممکن است کاری کند که باعث بروز مشکل برایش شود. البته من عاشق پرسپولیسم و از شهرت هم بدم نمی‌آید، اما وقتی می‌خواهی یک خوراکی معمولی را راحت بخوری، کافی است دو نفر متوجه‌ شوند و آن وقت همه زل می‌زنند توی چشمان آدم و آن آبمیوه یا ساندویچ یا هر خوراکی که باشد دیگر به آدم نمی‌چسبد. فقط همین.

حاضری از باقیمانده مطالباتت از باشگاه بگذری؟

نه، برای چی باید این کار را بکنم؟ مگر کسی می‌تواند پولی که با کسی طی کرده و طرف هم آمده کار را در مدت زمان مقرر انجام داده، ندهد؟ متأسفانه برخی در این اواخر برای ما حاشیه‌سازی کردند و هنوز هم دست از کارشان نمی‌کشند.

درباره گروه‌بندی جام‌جهانی و تیم‌های آرژانتین، بوسنی و نیجریه حرفی نمی‌زنی؟

گروهمان خیلی سخت و دشوار است. وقتی از تیم‌های سید 4، پرتغال و بوسنی مانده بود، به خودم می‌گفتم که اگر پرتغال هم در گروهمان باشد کلکسیونمان تکمیل است و باید برای رونالدو هم بعد از مسی غصه می‌خوردیم. البته از این حرف‌ها که بگذریم خیلی شانس آوردیم که در بازی اول به آرژانتین نخوردیم و با دیدی بهتر می‌توانیم برابر این تیم بازی کنیم. البته نیجریه هم تیمی گردن کلفت و قرص است که بازی با این تیم هم در نوع خود مشکل است. فکر می‌کنم اگر باهوش باشیم شاید ضریب شانس‌مان برای گرفتن امتیاز از این تیم بیشتر شود. آرژانتین که جای خودش را دارد و بدون تعارف فقط باید دعا کنیم برابر این تیم کمتر گل بخوریم. بازیکنان این تیم برای رسیدن به فینال به برزیل می‌آیند و قطعا ما و دو تیم دیگر برابر آرژانتین شب بسیار سختی را پیش رو خواهیم داشت. بوسنی هم تیم کلاسیک و اتفاقا تکنیکی است و آنها را هم نباید دست کم گرفت. آنها هم برای دومی و صعود انگیزه دارند و باید دید در نهایت تیم ملی خودمان برابرشان چه می‌کند.

محمد رضا مدنی ‌/‌ جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
خاطره شیرین گوچی و کره‌جنوبی

خاطره شیرین گوچی و کره‌جنوبی

وقتی حرف بازی ایران و کره‌جنوبی پیش می‌آید، ناخواسته یاد سال 2014 و آن بازی نوستالژیک اولسان می‌افتم که رضا قوچان‌ نژاد دروازه‌ حریف را باز کرد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

نیازمندی ها