دوست ندارم ازچشم مردم بیفتم

در دنیای سینما و تلویزیون ، بازیگران زیادی بوده اند که پس از یک دوره موفقیت ، روال کارشان به سکوت دچار شده است. این سکوت گاه خود خواسته بوده و گاه ناخواسته. گاه همیشگی بوده و گاه در پی آن موفقیت هایی از راه رسیده است.
کد خبر: ۶۰۱۸۲

پخش سریال فرار بزرگ بار دیگر بینندگان تلویزیون را با شهره لرستانی آشنا کرد. او از بازیگرانی است که در دهه 70 فعالیت خود را در سینمای ایران آغاز کرد و در ایامی که به سختی به 5 سال می رسد ، در نقش های متنوعی ظاهر شد.
فیلمهای نیاز ، پناهنده ، آذرخش ، لیلی با من است و سریال های گوهر کمال ، آوای فاخته ، امام علی ع و... بخشی از کارنامه این بازیگر کم کار است. او در رشته کارگردانی نمایش دارای مدرک کارشناسی و در رشته فیلمنامه نویسی دارای فوق لیسانس است.
سابقه ای طولانی در تئاتر دارد و در سالهای گذشته تصویری از او در سینما و تلویزیون نبوده ، حدود 12 تئاتر حرفه ای را تجربه کرده است و به گفته خودش ، پرکارترین سالهای عمرش را سپری کرده است.

بعد از سالها غیبت در سینما و تلویزیون با شخصیت لی لی به میان مخاطبان آمدید.تا آنجا که اطلاع دارم در این مدت به دنبال مجوز کارگردانی بودید و راه اندازی خانه پیشکسوتان هنر هم یکی دیگر از برنامه های کاری شما بودو اگر اشتباه نکنم آخرین کار شما بازی در فیلم محبوبه بود.

بله ، هفت سال و نیم پیش آخرین حضور مستمر من در سینما ایفای نقش در این فیلم بود. پس از آن کاری انجام ندادم تا فیلم یک روز معمولی ساخته حسن فتحی که حدود یک سال و نیم پیش تولید شد. همیشه منتظر بودم تا شرایط خوبی برایم فراهم شود و بعد کار کنم.کار دیگری هم حضور در سریال جدید داوود میرباقری است. در مختارنامه نقشی کوتاه دارم. یک زن عرب که عاشق امام حسین است و برای او گردنی می شود.

هفت سال و نیم غیبت زمان کمی نیست. در این مدت چه می کردید؛

چهار سال آخر تمام انرژی ام را بر روی به وجود آوردن خانه پیشکسوتان و راه اندازی آن گذاشتم. این طرح را خودم داده بودم. الان هم این محل کم کم راه خود را باز می کند و روی غلطک می افتد و می توانم به فعالیت های خود بپردازم. در این مدت تجربه نویسندگی هم داشتم. فیلم کوتاهی به نام ننه ساختم که در جشنواره فیلم کوتاه شانزدهم جایزه گرفت. فیلم دیگری هم به نام ای کاش ساخته ام که هنوز به جایی ارائه نشده است. تله تئاتری با نام در پوست شیر را هم کارگردانی کردم که در جشنواره سیما کاندیدای دریافت جایزه شد. مدت ها فکر می کردم که به عنوان کارگردان باید کار خاص و ویژه ای ارائه دهم ، اما امروز به این نتیجه رسیدم که فقط باید کار قابل قبولی ارائه کنم.

خیلی از بازیگرها در دوره ای از فعالیت خود برخی نقشها را می پذیرند، تا حضورشان در این حرفه تداوم داشته باشد.فکر نمی کردید اگر چندسال دیده نشوید، فراموش می شوید؛

من اصلا در دوره ای رفتم که فراموش شوم.دلم می خواست بروم و در جایی میان مردم زندگی کنم تا بنویسم ، اما مردم آنقدر لطف داشتند که علی رغم آن که سالها بود بازی نمی کردم ، امکان نداشت در جمعی ظاهر شوم و کسی مرا نشناسد. همیشه مورد لطف و محبت آنها بودم.اما معتقدم وقتی بازیگری کارش را درست انجام دهد، امکان ندارد از ذهن مخاطب فراموش شود. بازی خوب در عمق جان مخاطب نفوذ پیدا می کند، همان گونه که از کودکی خاطراتی از نقشها و بازی های خوب در ذهن ما مانده است.اگر مادری فوت کند ، آیا حضور او از ذهن اعضای آن خانواده پاک می شود؛

همین چند نقش که بازی کردید ، از لحاظ روحی شما را ارضا کرد؛

همیشه معتقدم کارهای نکرده زیادی دارم.با این چند سالی هم که بازی نکردم ، پر از حس های مختلف هستم و کاشفی می خواهم تا اینها را از معدن روح من استخراج کند.

زمانی کار سینما را آغاز کردید که سینمای ایران ستاره سالار نبود، اما در همان فیلمها نقشهای خوبی داشتید. چرا ادامه ندادید؛

من شانس نداشتم. به قول یکی از دوستانم وقتی ما بچه بودیم پدر سالاری بود. وقتی پدر شدیم ، بچه سالاری شد.

ناراحت هستید؛

اصلا. چون اگر آن موقع من ستاره شده بودم ، تصاویرم روی بیلبوردهای بزرگ رفته بود و جوایز بزرگ گرفته بودم ، شاید جلوی پیشرفتم گرفته می شد. من در این سالها تجربه هایی داشتم که در آن شرایط قطعا تجربه نمی کردم.

چرخش شما از آن نقشها به نقش لی لی چگونه اتفاق افتاد؛ از آن مادر مهربان نیاز و دختر حساس پناهنده تا لی لی....

اینها همه در من وجود دارد. من می توانم در همه نقشها حضور پیدا کنم ، اما باید شرایط مساعد شود. در بازیگر همه اینها آگاهانه است.او همه این حسها را مانند لباس در کمد خود دارد و به فراخور نقش ، آنها را بیرون می آورد و می پوشد و بعد از پایان کار آن را سر جای خود می گذارد. به همین دلیل الان دیگر لی لی نباید در من حضور داشته باشد. الان در سریال بعدی باید نقش یک کودک سر به هوا را بازی کنم. به همین دلیل با خودم کلنجارمی روم تا این لباس را پیدا کنم.

معمولا این لباسها پیدا می شود؛

برای کسی که کارش را جدی بگیرد ، سخت پیدا می شود.

لی لی بزک چی از کجای کمد شخصیت های شما پیدا شد؛

خیلی برایم سخت بود. او کاملا از من فاصله دارد ؛ مثلا من حتی یک تکه طلا هم ندارم و اصلا از این چیزها استفاده نمی کنم. ناخن هایم به خاطر کار مجسمه سازی همیشه کوتاه است ، اما در درجه اول صحبت کردن با نویسنده و کارگردان خیلی کمکم کرد و در درجه بعدی گریم خوب عاطفه رضوی و لباس متناسب آوا عربشاهی فضایی را به وجود آوردند که برای اولین بار از دیدن خودم شوکه شدم و با خودم گفتم این منم؛

لباستان اغراق شده نبود؛

ابتدا قرار بود از کلاه گیس استفاده کنیم ، اما نشد. وقتی قرار است یک زن طاغوتی نشان داده شود و حتی یک تار موی او دیده نشود ، پس باید پر گذاشته شود. باید چیزی باشد که اگر کسی او را دید ، در مقایسه با یک شخصیت خوب او را بپذیرد.



رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها