در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پولیلی این درخواست را قبول کرد، زیرا برای نقش اصلی مجموعه خود به یک بازیگر قوی و نسبتا قدیمی نیاز داشت که مورد توجه عموم تماشاگران تلویزیون هم باشد. آمندولا بازیگری را از سال 1982 شروع کرده و تا به حال در تعداد زیادی فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی بازی کرده است.
پس از آن که این بازیگر بازی در 48 ساعت را قبول کرد، پولیلی تغییراتی در روحیات و وضعیت کلی شخصیت دیهگو مونتاگیا ـ که قرار بود آمندولا نقش آن را بازی کند ـ ایجاد کرد تا مورد قبول بازیگر مورد نظر قرار گیرد.
به گفته پولیلی این تغییرات چندان هم زیاد نبود و در کل به نفع این شخصیت و کلیت قصه مجموعه درآمد. برای سازندگان 48 ساعت که میخواستند قصه مجموعه خود را تا حدود 13 اپیزود ادامه دهند، لازم بود که شخصیتپردازی خوبی در رابطه با چند شخصیت اصلی مجموعه (و بویژه شخصیت دیهگو مونتاگیا) داشته باشند. کلید فیلمبرداری مجموعه در سال 2005 زده شد و کل صحنههای آن طی 7 ماه در رم و چند شهر بزرگ دیگر ایتالیا گرفته شد.
خط اصلی قصه 48 ساعت درباره یکی از واحدهای ویژه پلیس ایتالیا به نام واحد ردیابی است. کار این واحد با 5 کارمند سختکوش و دقیقی که دارد، ردیابی مظنونان به قتل، جنایت و فساد است. باند تبهکار مایو کروتن در سطح کشور مشغول انجام فعالیتهای غیرقانونی و خرابکارانه خود است و اداره پلیس سخت به دنبال آن است تا با دستگیری رهبر و اعضای اصلی باند، فعالیتهای آنان را محدود و کل کارهای آنان را به بنبست برساند. تلاش ماموران پلیس به نتیجه میرسد و آنها موفق به دستگیری جینو جوفره یکی از اعضای مهم باند میشوند. جوفره قول میدهد به شرط بخشودگی در دادگاه، رئیس باند تبهکار و بقیه اعضای آن را لو بدهد، اما او قبل از حضور در دادگاه موفق به فرار از زندان میشود و کار واحد ردیابی از اینجا شروع میشود.
سازندگان این مجموعه درام اکشن و جنایتکارانه سعی کردند حال و هوای شهری قصه را حفظ کنند و معماری شهر، نقش مهمی در قصه و خطوط اصلی و فرعی آن دارد. سالوادور دمولا و لیوناردو فاسولی نویسندگان فیلمنامه هنگام نگارش آن به این نکته توجه داشتند که نوشته آنها دنبالهرو دیگر فیلمنامههای مجموعههای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی پلیسی باشد و از همان اصول همیشگی و قواعد قدیمی ژانر پلیسی استفاده کنند. به گفته دمولا، هر کار پلیسی یک سری قواعد و احکام خاص دارد که هنگام نگارش فیلمنامه باید به آنها دقت کرد. در این جور کارها، ما معمولا با یک مامور وظیفهشناس پلیس سر و کار داریم که با یک سری مشکلات شخصی روبهروست و همزمان با تلاش برای حل مشکلات کاری و اداری، سعی دارد به زندگی خودش هم سر و سامانی بدهد و مشکلات شخصی خودش را نیز حل کند. من و فاسولی همزمانی که قرار شد فیلمنامه 48 ساعت را بنویسیم، تصمیم گرفتیم مبنای کار را روی همین مساله بگذاریم و شخصیتی را معرفی کنیم که در 2 دنیای مختلف درگیر است و سعی دارد بین آنها یک تناسب خوب و درست ایجاد کند.
دمولا فیلمنامه 48 ساعت را در سال 2004 به پولیلی ارائه کرد و این کارگردان مطرح تلویزیون ایتالیا بلافاصله جذب آن شد. از همان زمان که بحث تولید مجموعه پیش آمد، این شایعه مطرح شد که 48 ساعت با الهام از فیلم اکشن و پلیسی معروف و پرفروش نیک نولتی و ادی مورفی به همین نام (محصول سال 1982) نوشته شده و حال و هوایی شبیه آن خواهد داشت، اما قصه این مجموعه ایتالیایی هیچ شباهتی به قصه فیلم نولتی و مورفی و همچنین قسمت دوم آن در سال 1990 نداشت. در حقیقت، تنها چیزی که این مجموعه را با آن فیلم مشترک میکرد، نام آن بود. پولیلی به دمولا پیشنهاد کرد خطوط اصلی و فرعی قصه فیلمنامهای را که نوشته گسترش دهد و آن را تبدیل به یک کار 13 اپیزودی کند. دمولا هم با اضافهکردن چند شخصیت تازه و تعدادی قصه فرعی، فیلمنامه 6 قسمتی خود را تبدیل به یک کار 13 قسمتی کرد. حاصل کار مورد رضایت پولیلی قرار گرفت و وی آن را با اندک تغییرات (به درخواست آمندولا بازیگر نقش اصلی) جلوی دوربین برد. نکته جالب این است که دمولا هم در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام کرد، زمان نگارش فیلمنامه آن را برای چند بازیگر نوشته بود که آمندولا هم یکی از آنها بوده است.
سینما، رویای همیشگی
پولیلی که متولد سال 1973 شهر رم است، فیلمسازی را در دانشکده سینمایی همین شهر آموخت و فیلمسازی را از سال 1995 با ساخت تعدادی فیلم کوتاه شروع کرد. پس از 5 فیلم کوتاه، پولیلی در سال 2000 فیلم سینمایی «دورم» را ساخت که نمایش عمومی چندان موفقیتآمیزی در جدول گیشه نمایش نداشت. او در فاصله سالهای 2001 تا 2004 دو فیلم سینمایی دیگر هم کارگردانی کرد که موفقیت زیادی برایش به ارمغان نیاوردند. 48 ساعت اولین مجموعه تلویزیونی پولیلی است که وی بعد از این دو فیلم سینمایی برای رسانه تلویزیون ساخت. 2 سال تلاش این کارگردان برای خلق یک کار تماشایی و جذاب، به نتیجه رسید و تماشاگران تلویزیونی استقبال بالایی از 48 ساعتکردند. این استقبال و نقدهای مثبتی که منتقدان برای مجموعه پولیلی نوشتند، وی را تشویق (و در عین حال متقاعد) کرد که وی برای کار تلویزیون مناسبتر است تا سینما. همین مساله باعث شد تا او با یک چرخش کلی مسیر زندگی حرفهایاش را تغییر داده و ساکن رسانه تلویزیون شود.
نکته: خط اصلی قصه 48 ساعت درباره یکی از واحدهای ویژه پلیس ایتالیا به نام واحد ردیابی است. کار این واحد با 5 کارمند سختکوش و دقیقی که دارد ردیابی مظنونان به قتل، جنایت و فساد است
پولیلی با یادآوری خاطرات روزهای ساخت و نمایش 48 ساعت میگوید: «سینما رویای همیشگیام بود و میخواستم کارگردان فیلمهای سینمایی باشم. ولی زمانی که متوجه شدم سینما با من سر ناسازگاری دارد، تصمیم گرفتم راهی تلویزیون شوم. در بدو ورود دید مشخصی نسبت به کار در تلویزیون نداشتم و نمیدانستم آیا میتوانم در آنجا تاب بیاورم یا نه. ولی وقتی کار تولید 48 ساعت شروع شد، متوجه شدم که تا به حال اشتباه کردهام و خیلی زودتر از اینها باید راهی کار در این رسانه میشدم. خوشبختانه در تلویزیون با مشکلی بهنام سرمایه و بودجه طرف نیستیم و میتوانیم از نظر اقتصادی با خیال راحت کار خود را انجام دهیم. هزینه تولید 48 ساعت، حدود 15 میلیون دلار شد که برای یک کار تلویزیونی پلیسی معاصر در قاره اروپا، رقم بالایی به شمار میرود. ولی تهیهکنندگان مجموعه با سخاوت تمام، هزینههای بالای آن را به عهده گرفتند و تمامی امکانات لازم را در اختیارمان گذاشتند. این گشادهدستی باعث شد تا ما بتوانیم مجموعه را به بهترین شکل ممکن تهیه کنیم.
زحمتی که از نظر مالی و تکنیکی برای 48 ساعت کشیده شده، خودش را خیلی خوب در کاری که به روی آنتن رفته است، نشان میدهد.
سینما با تلویزیون فرقی ندارد
کلودیو آمندولا بازیگر 48 ساله «48 ساعت» زمانی قرارداد بازی در این مجموعه را امضا کرد که قبل از آن در فاصله سالهای 2003 تا 2006 در حداقل 3 فیلم سینمایی تلویزیونی بازی کرده بود. این بازیگر فعالیت هنری حرفهای خود را از سال 1982 با حضور در یک مجموعه تلویزیونی آغاز کرد و بلافاصله جذب کار در فیلمهای سینمایی شد. او به دلیل ارائه بازیهای خوب زیرپوستی توانست خیلی سریع تبدیل به یکی از چهرههای مطرح جوان روز سینما و تلویزیون ایتالیا بشود. اما با وجود موفقیتهایی که آمندولا در دنیای سینما به دست آورد، هیچ وقت همکاری او با رسانه تلویزیون قطع نشد و وی به صورت متناوب در پروندههای سینمایی و تلویزیونی ظاهر شد.این بازیگر میگوید: «سینما یا تلویزیون فرقی نمیکند، همانطور که بازی در ژانرهای مختلف و متفاوت هم برایم فرقی نمیکند. اصل اول، خوب بودن فیلمنامه و کیفیت کلی آن است. پس از آن، برایم اهمیت خیلی زیادی دارد که ببینم آن کار را چه کسی کارگردانی میکند. وقتی فیلمنامه جذاب و باکیفیت باشد و نقش خوبی هم برایم در نظر گرفته باشند، بدون چون و چرا بازی در آن پروژه را قبول میکنم. البته همیشه قبل از شروع کار، نکاتی را برای سازندگان مطرح کرده و از آنها میخواهم تغییراتی در کلیت نوشته و شخصیت من را در آن (البته اگر ضرورت چنین کاری حس شود) به وجود بیاورند. دلم میخواهد شخصیتی که روی پرده سینما یا صفحه تلویزیون ارائه میدهم، ملموس و قابل باور باشد و طوری آنها را بازی میکنم که تماشاچی بهراحتی آنها را قبول کند.
در مورد 48 ساعت آنچه مرا جذب خودش کرد، حال و هوای جذاب و جدید پلیسی آن بود. ما به اندازه کافی مجموعه تلویزیونی داخلی و خارجی پلیسی داریم. به همین دلیل، بهنظر من وقتی قرار باشد یک کار پلیسی جدید تولید شود، حتما باید حرفی برای گفتن داشته باشد. این نکتهای است که در زمان نوشتن فیلمنامه 48 ساعت کاملا رعایت شده بود. اکثر کارهای تلویزیونی در بسیاری از نقاط جهان حال و هوای پلیسی و حادثهای دارند و آن، به این دلیل است که عموم تماشاگران این نوع کار را بیشتر میپسندند. ولی من میخواهم همیشه بازیگر کارهایی باشم که ماندگار هستند و پس از پایان پخش، بلافاصله به دست فراموشی سپرده نشوند. 48 ساعت از اینجور کارهاست که گذشت زمان باعث نمیشود تا یاد و خاطره آن را از یاد ببریم.
سایت آیامدیبی
مترجم : کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: