دلهره‌ای برای تیم تک نفره دایی

اگر روزی رحمتی ستاره نبود...

آنچه در کنفرانس مطبوعاتی پس از مسابقه ایران مقابل تایلند از زبان علی دایی می‌شنویم، دقیقا عین واقعیتی بود که چندان به مذاق ایرانیان خوش نیامد.
کد خبر: ۲۳۳۳۷۴

علی دایی حق داشت با افتخار از کسب تک امتیاز بازی در بانکوک ابراز رضایت و بازیکنان خود را بابت این تساوی ستایش کند و البته ایرانیانی که تصور می‌کردند روز ساده‌ای را بسختی پشت سر گذاشته‌اند و امتیازی مجانی را از کف داده‌اند، با هر جمله رضایت‌بخش علی دایی برافروخته‌تر می‌شدند. شاید دلیل این تضاد را باید در چشم‌های دایی دنبال کرد. علی دایی چشمانی دارد که در طول تمرینات و در روزهای زندگی اردویی کنار تیم ملی است و اما مردمی که صرفا هوادارانه پیروزی تیم خود را مقابل یک تیم درجه دومی جستجو می‌کردند، چشم‌های خود را فقط در 90 دقیقه ملال‌آور بازی با تیم ملی با ملی پوشان همراه کردند.

علی دایی از آنچه ساخته است ابراز رضایت می‌کند؛ چون سرانجام به نقطه‌ای رسیده که نه می‌تواند مانند روزهای گذشته و بازی‌های قبلی تیم ملی خودفریبی کند و نه جریانی روانی علیه تیم داوری و حواشی میزبان به راه اندازد. او نمی‌تواند مانند روزی که در عربستان به دشواری و با درخشش خیره‌کننده رحمتی از شکست گریخت، تیم خود را برتر میدان بداند و در حالی که چشم‌های خود را به روی موقعیت‌های حریف می‌بندد، مدعی شود که فقط تیم او در زمین بازی صاحب طرح و برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده بوده است. او خواه‌ناخواه خودش را در آچمزی خود ساخته می‌بیند که زبان او را از حرکت مانند روز بازی با امارات باز می‌دارد. روزی که او انتخاب مهدی رحمتی به عنوان ستاره مسابقه را معنی دار نامید و چشم‌های خود را به روی جریان بازی بست. آیا ستاره‌ای جز رحمتی در آن بازی وجود داشت؟ رحمتی نه تنها ستایش منتقدان و کارشناسان اماراتی که تحسین تمام ایرانیان را در دبی برانگیخت.

آیا مجالی برای نقد کردن داور بازی وجود داشت؟ آیا علی دایی که روز بازی دید مهدی رحمتی تمام توپ‌های صد در صد گل اماراتی‌ها را از دروازه بیرون می‌کشد، فرصتی برای نادیده گرفتن ضعف‌های ساختار دفاعی تیم خود و پاک کردن برنامه‌های ناقص‌اش با حمله به داوری داشت؟ بی‌شک پاسخ تمامی این پرسش‌ها منفی خواهد بود.

علی دایی خودش را فریب داده است. او تیم خود را در روزهای شناسایی مقابل تیم زیر 23 سال چین به میدان می‌فرستد و با گلباران کردن سنگاپور که حتی در میان 110 تیم اول جهان هرگز صاحب جایگاهی لغزان هم نشده، به این استنباط می‌رسد که به پیشرفتی چشمگیر دست یافته است، اما در میدان عمل و روزی که باید در برابر حریفی با اسکلتی محکم‌تر قرار بگیرد، چهره‌ای دیگر از تیمش می‌بیند. دایی تا چه زمان قدرت انکار واقعیت را خواهد داشت؟ تا چه روزی می‌تواند با راه‌اندازی دعوای بی‌حاصل در کنفرانس‌های خبری‌اش، ضعف‌های تیم خود را لاپوشانی کند؟ این پلتیک رفتاری یا در حقیقت شفاهی اول شخص تیم ملی ایران از تاریخ انقضا عبور کرده است.

دایی تا چه زمان قدرت انکار واقعیت را خواهد داشت؟ تا چه روزی می‌تواند با راه‌اندازی دعوای بی‌حاصل در کنفرانس‌های خبری‌اش ضعف‌های تیم خود را لاپوشانی کند؟

معادله‌ای ساده پیش روی ما قرار می‌گیرد. علی دایی پس از سال‌ها، معضل دروازه‌بانی تیم ملی را حل می‌کند. او سرانجام رای به مهدی رحمتی می‌دهد و او را در قامت شماره یک ایران معرفی می‌کند، اما در کنار ستایش تصمیم همین مربی باید پرسید چرا همین کشف دایی، مبدل به ستاره مطلق تک تک بازی‌های او می‌شود؟ آیا غلامرضا رضایی با پیراهن ملی هم محصول دایی در تیم ملی نبود؟ آیا آرش برهانی و بازگشت باقری همگی از خواسته‌های فنی دایی به حساب نمی‌آمد؟ در تیمی که گاهی نکونام و شجاعی و روزگاری هم آندرانیک تیموریان را در تیم خود می‌دید، چرا فقط یک دروازه‌بان ستاره بی‌بدیل تیم ملی می‌شود؟ آیا همین پرسش‌های کلیدی برای رسیدن به عمق بی‌برنامگی و ضعف‌های تیم ملی نیست؟

گرفتار ضعف‌های آشکاری در خط دفاعی تیم ملی شده‌ایم. تایلند که قرار بود برای ایران فرصتی باشد برای تمرین بازی با کره جنوبی، معادله بازی را تغییر داد و خوش خدمتی بزرگی در حق اصلی‌ترین رقیب ایران در بازی‌های باقیمانده تا پایان سال خورشیدی کرد. دایی در حقیقت تایلند را در قامت تیمی دید که تمامی ضعف‌های آشکار و پنهان خط دفاعی را به مهاجمان کره‌ای نشان داد. امروز می‌توان از علی دایی پرسید وقتی مهاجمان کند و نه‌چندان سرعتی اماراتی و عربستانی بسادگی در دو بازی بیش از 15 مرتبه از لایه‌های نازک خط دفاعی ایران عبور می‌کنند و به مهدی رحمتی می‌رسند، وقتی تایلند که تا امروز در حسرت شکست ایران باقی مانده، فقط با درخشش ستاره‌ای مانند رحمتی سنت قدیمی ناکامی برابر ایران را نمی‌شکند، مهاجمان کره‌ای چه بر سر خط دفاع ایران می‌آورند؟

این جمله را از زبان دایی شنیده و باز هم تا پیش از رویارویی با کره در تهران خواهیم شنید که از تیم ملی حمایت کنید. اما تردیدی نیست که علی دایی در پس آن غرور ناگسستنی و لجاجت‌های همیشگی‌اش، این واقعیت را مانند هراسی همیشگی در وجود خود خواهد داشت که اگر روز بازی ایران برابر کره، رحمتی در سطح بازیکنانی مانند مدافعان تیم ملی قرار داشته باشد، چه بر دروازه ایران خواهد گذشت. آیا باز هم سرمربی تیم ملی مجالی خواهد یافت بر داور بازی بتازد یا تیم خود را با موقعیت‌هایی بمراتب کمتر از حریف پیروز میدان معرفی کند؟ این ترسناک است که بدانیم کره از تایلند برای شکست دادن ما درس گرفته است و البته ترسناک‌تر خواهد بود وقتی می‌شنویم مربی تیم ملی کره، 8 آنالیزور دائمی را مامور ارزیابی حریفان خود کرده است. آنها از دفاع ایران چه استنباطی خواهند داشت؟

پیام یونسی‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها