به گزارش
جام جم آنلاین، نظرسنجی شبکه تماشا برای انتخاب سریالهای خارجی، فرصتی برای مرور مجموعههایی فراهم کرده که هرکدام با داستان و فضای متفاوتی در خاطر مخاطبان ماندهاند. «دوران کهن» با کسب ۱۶ درصد آرا و قرار گرفتن در رتبه سوم این نظرسنجی، بهانهای است برای بازگشت به سریال بریتانیاییای که ماجرای ورود موجودات ماقبل تاریخ به دنیای امروز را دستمایه داستان خود قرار داد. در این گزارش، نگاهی داریم به قصه، روند تولید و بازخوردهای این مجموعه.
شکافی در زمان و دردسرهای دنیای امروز
برای بار اول «دوران کهن» با عنوان اصلی Primeval، در سال ۲۰۰۷ از شبکه آیتیوی بریتانیا پخش شد. قصه با ظهور پدیدههایی غیرعادی پیش میرود که راه ورود جانوران متعلق به دورههای مختلف زمینشناسی را به زمان حال باز میکنند. گروهی از دانشمندان مأمور بررسی این رخدادها هستند؛ آنها باید بفهمند این شکافها چگونه شکل میگیرند و چطور میتوان از گسترش خطر جلوگیری کرد. شخصیت محوری فصلهای نخست، پروفسور نیک کاتر با بازی داگلاس هنشال است. کاتر و همکارانش در هر مأموریت با موجودی روبهرو میشوند که رفتار و زیستگاهش به دورهای متفاوت از تاریخ زمین تعلق دارد. مواجهه با این جانوران، گاهی به تعقیبوگریز و عملیات نجات میرسد و گاهی پرسشهایی درباره منشأ ناهنجاریها ایجاد میکند. در کنار ماجراهای هر قسمت، رازهای مربوط به شکافهای زمانی و زندگی شخصیتها نیز خط روایی اصلی را پیش میبرند. تفاوت موقعیت داستانی سریال با یک روایت معمول درباره دایناسورها در همینجاست. جانوران منقرضشده در زیستگاه بازسازیشده خود باقی نمیمانند؛ آنها وارد محیطهای آشنای انسان امروز میشوند. حضورشان در جاده، جنگل یا محدودههای شهری، شرایطی میسازد که شخصیتها برای مقابله با آن فرصت چندانی ندارند. تماشاگر هم بهتدریج با قواعد این پدیده و محدودیتهای گروه تحقیقاتی آشنا میشود.

از مستندهای حیاتوحش تا داستانی پرهزینه
تیم هینز و آدریان هاجز سازندگان «دوران کهن» بودند. هینز پیش از این پروژه در تولید مستندهای حیاتوحش و برنامههای بازسازیشده درباره دایناسورها فعالیت داشت. تجربهای که میتوان رد آن را در انتخاب موضوع و توجه به طراحی موجودات مجموعه دید. با این حال، «دوران کهن» مستند علمی نیست؛ جانوران و اطلاعات مربوط به دورههای زمینشناسی در خدمت داستانی تخیلی قرار گرفتهاند و روایت برای پیشبرد ماجرا، آزادیهای دراماتیک خود را دارد. تولید چنین مجموعهای به جلوههای ویژه گسترده نیاز داشت. موجودات باید در اندازهها و محیطهای متفاوت باورپذیر به نظر میرسیدند و حضورشان با بازیگران و فضای واقعی صحنه هماهنگ میشد. این کار، بخش مهمی از هزینه و زمان تولید را به خود اختصاص میداد. در مقابل، نمایش جانورانی که معمولاً در مستندها یا فیلمهای سینمایی دیده میشدند، در قالب یک مجموعه تلویزیونی چندفصلی به سازندگان امکان میداد هر بار موقعیتی تازه طراحی کنند. البته جلوههای ویژه بهتنهایی برای نگه داشتن مخاطب در یک مجموعه بلندمدت کافی نیست. فیلمنامه باید برای هر مواجهه دلیل داستانی داشته باشد و شخصیتها نیز در جریان ماجرا تغییر کنند. «دوران کهن» این دو مسیر را کنار هم پیش برد: در هر قسمت تهدیدی تازه وارد میشد و در امتداد آن، اطلاعات بیشتری درباره ناهنجاریهای زمانی و روابط میان اعضای گروه آشکار میشد. با این همه، در برخی ارزیابیها از تکرار الگوهای داستانی و محدودیت شخصیتپردازی انتقاد شده است.

توقف تولید و بازگشت به تلویزیون
«دوران کهن» در سه فصل نخست ۲۳ قسمت داشت. در سال ۲۰۰۹، آیتیوی اعلام کرد تولید سریال ادامه پیدا نمیکند. هزینههای مجموعههای پرخرج و نیاز به جلوههای ویژه از عواملی بودند که ادامه کار را دشوار کرده بودند. تصمیم شبکه به معنای پایان فوری همه تلاشها برای ساخت قسمتهای تازه نبود؛ مذاکرات و همکاری میان شرکتهای تولیدی و شبکههای دیگر، امکان بازگشت مجموعه را فراهم کرد.
فصل چهارم در سال ۲۰۱۱ پخش شد و فصل پنجم نیز همان سال به دنبال آن آمد. در مجموع، سریال با ۳۶ قسمت به پایان رسید. این وقفه و بازگشت، از فراز و نشیبهای تولید مجموعه بود؛ مسیری که نشان میداد ادامه یک سریال علمیتخیلی با جلوههای ویژه، علاوه بر استقبال مخاطب، به امکان تأمین هزینهها و توافق میان تولیدکنندگان هم وابسته است.
در همین دوره، ترکیب بازیگران نیز تغییر کرد. داگلاس هنشال، بازیگر نقش نیک کاتر، پس از فصل سوم از سریال جدا شد و شخصیتهای دیگری در ادامه داستان جایگاه پررنگتری پیدا کردند. خروج شخصیت محوری میتوانست پیوند مخاطب با قصه را تحت تأثیر قرار دهد؛ زیرا کاتر در فصلهای نخست نقطه اتصال بسیاری از رخدادها و پرسشهای اصلی بود. ادامه مجموعه پس از جدایی او به این معنا بود که نویسندگان باید مرکز ثقل داستان را تغییر دهند و گروه تازهای از شخصیتها را در مسیر روایت قرار دهند.
در این زمینه بخوانید:
جلوههای ویژه در برابر محدودیتهای فیلمنامه
بازخوردها به «دوران کهن» یکدست نبود. جلوههای ویژه، طراحی موجودات و ریتم ماجراجویانه در شماری از نقدها مورد توجه قرار گرفتند، اما درباره عمق شخصیتها و کیفیت بعضی خطهای داستانی ارزیابیهای انتقادی نیز وجود داشت. متاکریتیک بر پایه نقدهای ثبتشده، امتیاز ۷۲ از ۱۰۰ را برای مجموعه درج کرده است؛ این امتیاز در دسته ارزیابیهای عموماً مثبت این وبسایت قرار میگیرد. البته این عدد به معنای اجماع کامل منتقدان نیست. در مجموعهای که بخش مهمی از جذابیتش بر نمایش موجودات رایانهای و موقعیتهای خطرناک استوار است، کیفیت فیلمنامه و پرداخت شخصیتها میتواند تعیین کند که هیجان صحنهها تا چه اندازه در طول چند فصل دوام میآورد. «دوران کهن» در بعضی قسمتها از ایده اصلی خود برای ایجاد تعلیق بهره میبرد، اما تکرار الگوی ورود یک موجود تازه و مقابله با آن میتوانست امکان پیشبینی مسیر ماجرا را برای تماشاگر فراهم کند. در آیامدیبی نیز امتیاز کاربران به سریال ۷٫۲ از ۱۰ گزارش شده است. این امتیاز، ارزیابی کاربران آن وبسایت است و باید از نقد حرفهای و نیز نتیجه نظرسنجی شبکه تماشا جدا نگه داشته شود.

جایگاه «دوران کهن» در نظرسنجی شبکه تماشا
در نظرسنجی شبکه تماشا، «دوران کهن» با ۱۶ درصد آرا رتبه سوم را به دست آورد. «فرار از زندان» با ۵۲ درصد در رتبه نخست قرار گرفت و «رودخانه برفی» با ۲۰ درصد دوم شد. این ارقام سهم هر مجموعه از آرای نظرسنجی را مشخص میکنند، اما بهتنهایی نشان نمیدهند شرکتکنندگان به چه دلیل یک سریال را ترجیح دادهاند. «دوران کهن» برای روایت خود سراغ ایدهای رفت که امکان خلق موقعیتهای متعدد را در اختیار نویسندگان قرار میداد؛ موجوداتی از دورههای دور زمینشناسی به زمان حال میآمدند و دانشمندان باید هم با تهدید فوری روبهرو میشدند و هم علت رخدادها را میجستند. سریال در مسیر تولید با توقف و تغییر بازیگران مواجه شد، اما توانست داستانش را در پنج فصل به پایان برساند. نتیجه نظرسنجی شبکه تماشا فرصتی برای بازگشت به همین مجموعه است؛ سریالی که تلاش کرد ظرفیت جلوههای ویژه را در قالب یک داستان تلویزیونی چندفصلی به کار بگیرد.