جنگها تنها مناسبات میان دولتها را دگرگون نمیکنند، بلکه آثار عمیقی بر ساختار سیاسی، انسجام اجتماعی و مشروعیت داخلی دولتهای درگیر نیز بر جای میگذارند. در بسیاری از موارد، هزینههای یک جنگ ابتدا در عرصه داخلی آشکار میشود؛ جایی که اختلاف میان نخبگان سیاسی، کاهش اعتماد عمومی، افت محبوبیت رهبران و تشدید شکافهای اجتماعی، توان تصمیمگیری دولت را تحت تأثیر قرار میدهد. گزارش هایی که از نظر می گذرد، تصویری از این برداشت را ارائه میکند که جنگ علیه ایران، بهجای ایجاد اجماع سیاسی در آمریکا و اسرائیل، زمینه تشدید اختلافات داخلی و افزایش فشار بر رهبران سیاسی دو کشور را فراهم کرده است.
نخستین محور این تحولات، گسترش اختلاف میان نخبگان سیاسی و امنیتی آمریکا است. در این مجموعه، طیف گستردهای از شخصیتهای سیاسی، از سناتورها و اعضای کنگره گرفته تا مقامات پیشین اطلاعاتی، نظامی و دیپلماتیک، نسبت به اهداف، شیوه مدیریت و پیامدهای جنگ انتقاد کردهاند. هنگامی که رؤسای پیشین سازمانهای اطلاعاتی، وزیران سابق، فرمانداران ایالتها و نمایندگان کنگره در کنار ژنرالهای بازنشسته، کارآمدی سیاستهای جنگی را زیر سؤال میبرند، این امر نشان میدهد که اختلاف صرفاً میان احزاب سیاسی نیست، بلکه به بخشی از ساختار تصمیمسازی آمریکا نیز سرایت کرده است. چنین شکافی، توان دولت را برای استمرار یک راهبرد بلندمدت کاهش میدهد.
دومین محور، کاهش محبوبیت رهبران سیاسی است. مجموعه نظرسنجیهای نقلشده در متن، از کاهش اعتماد عمومی به دولت، افت محبوبیت رئیسجمهور، افزایش نارضایتی از مدیریت اقتصادی و مخالفت اکثریت قابل توجهی از مردم آمریکا با ادامه جنگ حکایت دارد. در نظامهای مردمسالار، افکار عمومی یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی است. هر اندازه هزینههای جنگ بر زندگی روزمره شهروندان بیشتر شود، فشار اجتماعی برای تغییر سیاستها نیز افزایش مییابد. به همین دلیل، بسیاری از دولتها ناچار میشوند میان اهداف راهبردی و مطالبات داخلی توازن برقرار کنند.
محور سوم، چالشهای حقوقی و نهادی است. در بخشی از این گزارشها، مشروعیت حقوقی آغاز یا ادامه جنگ مورد پرسش قرار گرفته و بر نقش کنگره در تصمیمگیری درباره جنگ تأکید شده است. این موضوع نشان میدهد که بحران، تنها در عرصه سیاست خارجی باقی نمانده، بلکه به مباحث مربوط به قانون اساسی، تفکیک قوا و حدود اختیارات رئیسجمهور نیز کشیده شده است. در نتیجه، جنگ میتواند به موضوعی برای رقابت سیاسی و اختلافات نهادی در داخل آمریکا تبدیل شود.
در اسرائیل نیز روندی مشابه مشاهده میشود. انتقاد فرماندهان پیشین ارتش، مقامات امنیتی، نمایندگان کنست و رسانههای داخلی از عملکرد دولت، نشان میدهد که جنگ نتوانسته اجماع سیاسی پایداری ایجاد کند. هنگامی که شخصیتهای برجسته نظامی نسبت به راهبردهای دولت هشدار میدهند یا از ضرورت تغییر رهبری سیاسی سخن میگویند، این امر بیانگر افزایش فاصله میان نهادهای امنیتی و تصمیمگیران سیاسی است. چنین شکافی میتواند بر توان تصمیمگیری، انسجام داخلی و مدیریت بحرانهای آینده تأثیرگذار باشد.
از سوی دیگر، افکار عمومی اسرائیل نیز در این گزارشها به عنوان یکی از مهمترین متغیرهای سیاسی مطرح شده است. نتایج نظرسنجیهای نقلشده، در صورت صحت، از کاهش اعتماد به دولت، تردید نسبت به تحقق اهداف جنگ و نگرانی درباره امنیت آینده حکایت دارد. کاهش اعتماد عمومی به رهبران سیاسی، در جامعهای که با تهدیدهای امنیتی مستمر مواجه است، میتواند پیامدهای بلندمدتی بر ثبات سیاسی و اجتماعی داشته باشد.
نکته مهم دیگر، تفاوت منافع سیاسی میان آمریکا و اسرائیل است. برخی گزارشها به اختلاف در اولویتهای رهبران دو کشور اشاره میکنند؛ به گونهای که استمرار یا پایان جنگ میتواند برای هر یک پیامدهای متفاوتی در عرصه سیاست داخلی داشته باشد. این مسئله نشان میدهد که حتی در میان متحدان نزدیک نیز، الزامات سیاست داخلی میتواند بر تصمیمات سیاست خارجی سایه افکند و هماهنگی راهبردی را با چالش روبهرو سازد.
همچنین، مجموعه دادهها بر افزایش دوقطبی سیاسی و اجتماعی در آمریکا تأکید دارد. کاهش اعتماد به نهادهای حکومتی، افت سرمایه اجتماعی، تضعیف اعتماد به دموکراسی و سرمایهداری و گسترش انتقادها از عملکرد دولت، همگی نشان میدهد که هزینههای جنگ صرفاً اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه میتواند بر انسجام اجتماعی و مشروعیت سیاسی نیز اثر بگذارد. در چنین شرایطی، توان دولت برای بسیج افکار عمومی و مدیریت بحرانهای بعدی نیز کاهش مییابد.
در مجموع، این دادهها این برداشت را تقویت میکند که یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، انتقال بخشی از بحران از عرصه بینالمللی به درون ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشورهای درگیر است. هنگامی که اختلافات سیاسی، کاهش اعتماد عمومی، انتقاد نخبگان و فشار افکار عمومی همزمان افزایش مییابد، تصمیمگیری در حوزه سیاست خارجی نیز با محدودیتهای بیشتری روبهرو خواهد شد.
نمایه هایی از گزارش های رسیده ذیلاً از نظر می گذرد
اختلافات و شکافهای داخلی در آمریکا و اسرائیل
(شامل انتقادات از ترامپ و نتانیاهو، کاهش محبوبیت، بحرانهای سیاسی و اجتماعی)
سناتور آمریکایی: «این جنگ باعث نزدیکتر شدن روابط چین وایران شده ،تاکتیک های ما درقبال ایران درحال شکست خوردن هستند وبه همین دلیل است که ایران دارد موفق می شود.»
دریاسالار بازنشسته آمریکا: «ترامپ با اقداماتش ما را در مقابل فرزندانمان شرمنده کرد، ما را درصحنه جهانی تحقیر کرد و از همه بدتر ،مارا و ملت ما را دچار تفرقه کرد .»
جان برنان (رئیس پیشین سیا): «ترامپ باید برکنارشود...او به صورت آشکارا و واضحی اختلال ذهنی و عقلی دارد .»
وبگاه آمریکایی پولتیکو: «با اشاره به استراتژی تهاجمی ترامپ به دوست و دشمن نوشت این سیاست ها دنیا را به سمت" عصر فراهژمونی آمریکا " سوق می دهد.»
بلینکن (وزیر خارجه دولت پیشین آمریکا): «ترامپ با شروع جنگ علیه ایران خود را در شرایطی بسیار سخت قرارداد که خروج از این وضعیت بسیار سخت است ( ترامپ خود را در گوشه رینگ گرفتار کرد ).»
هیلاری کلینتون: «ترامپ کاملا دچار اختلال روانی شده ، هذیان گویی های افسار گسیخته ترامپ واقعا مایه شرمساری است (تهدید نسل کشی تمدنی ،تهدید پاپ ، تهدید ارزش ها و.. ).»
تیم والز (فرماندار دموکرات مینه سوتا): «ترامپ مارا درجنگی غرق کرد که هیچ تهدیدی درآن وجود نداشت.»
مارک وانر (سناتور آمریکایی) درباره اهداف شکست خورده ترامپ: «- تغییر نظام ؟واقعا نه - نیروی دریایی ایران نابود شد ؟ خیر -- تمام توانمندی هسته ای ایران از بین رفت ؟ این هم خیر، ما میلیاردها دلار را صرف جنگی کرده ایم که جان آمریکایی ها را گرفته وبه هیچ یک از اهداف خود نرسیده است .»
دان حالوتس و موشه یعالون (روسای سابق ستاد ارتش رژیم صهیونیستی): «در مقاله ای در روزنامه هاآرتص: نتانیاهو اسرائیل را ربوده و منابع دولت را ملک شخصی خود می داند و درجنگ علیه ایران شکست خورده است .»
سارا جیکوبز (نماینده کنگره): «جنگ ترامپ علیه ایران از روز اول غیر قانونی بود و کنگره هرگز آن را تصویب نکرد.»
برند بویل (نماینده دموکرات کنگره آمریکا): «جنگ غیر ضروری و بی محابای ترامپ در ایران همراه با تعرفه های مالیتی اش هزینه هارا برای مردم به شدت بالا برده است ،هیچ رئیس جمهوری در تاریخ آمریکا تا این حد نسبت به زندگی مردم عادی بی اعتنا نبوده است .»
هاآرتص: «ترامپ از اینکه ایران تسلیم نمی شود عصبانی است.»
اسحاق بریک (ژنرال صهیونیست): «تنها راه پیش روی ما برای نجات از این وضع که موجودیت اسرائیل را تهدید می کند ، تغییر فوری سران سیاسی و نظامی است، در غیر اینصورت به صدمین سالگرد تاسیس اسرائیل نخواهیم رسید.»
اسحاق بریک (ژنرال رژیم صهیونیستی): «اینطور نیست که بخواهیم و بشود ما اصلا نمی توانیم در برابر ایران و جبهه مقاومت پیروز شویم ، ما نه حزب الله ، نه حماس و نه حتی ایران را شناختیم و نه توانستیم شکستشان بدهیم ، ترامپ در باب ایران عقب نشینی کرد و تسلیم شد .»
جو کنت (مدیر پیشین مرکز ملی ضد تروریست آمریکا): «راه حل نظامی برای درگیری ها با ایران وجود ندارد ،آمریکا ناگزیر است در نهایت به دنبال توافق با ایران برود.»
نیو یورک تایمز: «تصور ترامپ مبنی بر اینکه تاکتیک های او منجر به تسلیم ایران خواهد شد اشتباه است و نشان دهنده درک نادرست او از استراتژی تهران است.»
الکس (خبرنگار وال استریت ژورنال): «ترامپ امروز روشن کرد که از جنگ بیشتر خسته شده ، همه نشانه ها حاکی است که ترامپ قصد دارد دست از کار بکشد، اعلام پیروزی کند و برودپی کارش.»
برنی سندرز (سناتور دموکرات): «از جنگ های بی پایان ترامپ و نتانیاهو به ستوه آمده ایم .»
اسحاق بریک (سرلشگر بازنشسته ارتش اسرائیل): «نتانیاهو در نظر بخش های وسیعی از افکار عمومی آمریکا و جهان به عنوان یکی از جنجالی ترین ومنفور ترین رهبران نگریسته میشود.»
هیل (رسانه آمریکایی): «نگاه افکار عمومی در مورد عملکرد ترامپ در حوزه اقتصاد و تورم وحشتناک است ، 70 در صد از مردم آمریکا با نحوه مدیریت او در زمینه تورم مخالفند.»
ترامپ و نتانیاهو (اختلاف): آکسیوس (از قول یک مقام آمریکایی): «نتانیاهو برای زنده ماندن سیاسی در اسرائیل نیاز دارد که جنگ ادامه یابد و ترامپ برای زنده ماندن سیاسی درآمریکا نیاز دارد که جنگ پایان یابد.»
جی دی ونس (معاون رئیس جمهور آمریکا): «اگرچه آمریکا و رژیم صهیونیستی منافع مشترک زیادی دارند اما می تواند در مورد ایران متفاوت باشد.»
کیس مورفی (سناتور دموکرات آمریکا): «این جنگ ترامپ و به طور کلی برای قدرت آمریکا تحقیر آمیز بوده ، ترامپ مدت ها است که به طور کامل کنترل این جنگ را از دست داده است .»
دنیل دیوس (سرهنگ بازنشسته آمریکا): «در پاسخ به ادعای "تام کاتن سناتور" آمریکایی که مدعی تضعیف ایران بود گفت : تو می توانی تمام روز به خودت دروغ بگویی اما ایران امروز به طور محسوسی قوی تر از زمانی است که ما این جنگ احماقانه را آغاز کردیم و ما به طرز دردناکی تضعیف شده ایم ، هزینه این شکست برای ما بسیار زیاد بوده است .»
نشریه اکونومیست و مؤسسه یوگاو: «۶۸ درصد از مردم آمریکا معتقدند ایالات متحده باید «در اسرع وقت» به جنگ با ایران پایان دهد و به دنبال توافق دیپلماتیک با این کشور باشد. کنگره آمریکا با رأی ۲۱۵ در برابر ۲۰۸ طرحی را تصویب کرده که توانایی ترامپ برای ادامه جنگ با ایران بدون مجوز کنگره را محدود میکند.»
جیک اوچینکلاس (نماینده مجلس نمایندگان آمریکا): «آمریکا باید به جنگهای بیپایان خاورمیانه پایان دهد و کنگره نباید اجازه دهد رئیسجمهور بدون محدودیت جنگ آغاز کند.»
روزنامه هیل: «61 درصد آمریکایی ها می گویند جنگ با ایران اشتباه بوده است .»
سیانان: «70 درصد آمریکایی ها از عملکرد اقتصادی ترامپ ناراضی هستند .»
نیوزویک: «با خشم شدید کشاورزان آمریکایی محبوبت ترامپ در میان ساکنان مناطق روستایی که بخش سنتی رای او محسوب می شود برای اولین بار از سال 2025 کاهش یافته ومنفی شده .»
مؤسسه امرسون: «محبوبیت ترامپ به ۳۹ درصد رسیده که پایینترین رقم در نظرسنجیهای ماهانه این مؤسسه است.»
اکونومیست (بر اساس دادههای مؤسسه یوگاو): «میزان رضایت محض از عملکرد ترامپ در دوران جنگ ایران و تورم مداوم به منفی ۲۵ درصد رسیده که پایینترین سطح ثبتشده برای هر رئیسجمهور آمریکا از زمان آغاز این شاخص در سال ۲۰۰۹ محسوب میشود.»
معاریو: «اسرائیل دیگر استثنا نیست؛ تغییر چشمگیر در روابط ترامپ و اسرائیل. رژیم صهیونیستی جایگاه ویژه خود را در دولت ترامپ از دست داده است.»
نظرسنجی جدید فاکس نیوز: «کاهش بیسابقه اعتماد به دولت در میان آمریکاییها -اعتماد عمومی به دولت فدرال آمریکا به پایین ترین سطح خود در بیش از دو دهه اخیر رسیده است (25 درصد).»
سناتور مورفی: «بزرگترین تهدید برای آمریکا... دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکاست او تلاش میکند دموکراسی آمریکا را نابود کند.»
یدیعوت آحارانوت: «۷۳درصد اسرائیلیها ادعای نتانیاهو درباره ایران را دروغ میدانند.»
نظرسنجی دانشگاه عبری (ژوئن ۲۰۲۶): «۹۲٪ اسرائیلیها ایران را پیروز جنگ میدانند و ۸۳٪ معتقدند امنیت بلندمدت اسرائیل تضعیف شده است. ۸۸٪ معتقدند اهداف جنگ محقق نشده و ۷۲.۵٪ به نتانیاهو اعتماد ندارند.»
والاستریت ژورنال و NORC: «اعتماد آمریکاییها به دو پایه اصلی جامعه آمریکا یعنی سرمایهداری و دموکراسی بهطور محسوسی کاهش یافته است.»
تاکر کارلسون (مجری مطرح آمریکایی): «جنگ ایران، سرآغاز پایان سیاسی ترامپ است: این جنگ قطعاً و یقیناً پایان کار دونالد ترامپ است.»
برنی سندرز: «ترامپ را به عنوان فردی اقتدارگرا، خودشیفته، و بیتوجه به اصول قانون اساسی و حاکمیت قانون توصیف کرد.»
لیبرمن: «بنیامین نتانیاهو را به دروغگویی درباره ادعای در اختیار داشتن سلاح هستهای از سوی ایران متهم کرد.»
گیلعاد کاریو (نماینده کنست): «نتانیاهو یک دروغگو است؛ او اعتبار بینالمللی و دیپلماتیک اسرائیل را در دنیا تضعیف کرد.»
بر اساس مجموعه مطالب ارائهشده، جنگ علیه ایران تنها یک چالش نظامی یا دیپلماتیک نبود، بلکه به عاملی برای تشدید شکافهای سیاسی و اجتماعی در آمریکا و اسرائیل نیز تبدیل شد. افزایش اختلاف میان نخبگان، کاهش محبوبیت رهبران، تضعیف اعتماد عمومی، گسترش انتقادهای حقوقی و سیاسی و افزایش فشار افکار عمومی، نشان میدهد که پیامدهای داخلی جنگ میتواند به اندازه آثار خارجی آن اهمیت داشته باشد. در نظامهای سیاسی معاصر، موفقیت راهبردهای امنیتی تنها به نتایج میدانی وابسته نیست، بلکه به حفظ انسجام داخلی، اعتماد شهروندان و توان ایجاد اجماع سیاسی نیز بستگی دارد. از این منظر، هر جنگی که به تضعیف این مؤلفهها بینجامد، میتواند آثار بلندمدتی بر ثبات سیاسی و ظرفیت حکمرانی کشورها بر جای گذارد، حتی اگر اهداف کوتاهمدت نظامی آن تا حدی محقق شده باشد.
متخصصان در گفتوگو با جامجم از پیشگیری تا درمانهای نوین نابینایی میگویند