ادموند اختر در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین:

از ویترین جام جهانی استفاده کنیم | لیگ را برای ۲ سال تعطیل کنید

«تیم ملی در جام جهانی حالت متوسط نخواهد داشت. امیدوارم که آن حالتی که تیم ملی در جام جهانی نشان می‌دهد حالتی عالی باشد.» این را ادموند اختر میگوید، ستاره اسبق استقلال و کارشناس این روز‌های فوتبال که اعتقاد دارد تعطیلی لیگ بزرگ‌ترین موهبت به تیم ملی بود تا آماده باشد و دچار فرسودگی ناشی از لیگ نشود.
«تیم ملی در جام جهانی حالت متوسط نخواهد داشت. امیدوارم که آن حالتی که تیم ملی در جام جهانی نشان می‌دهد حالتی عالی باشد.» این را ادموند اختر میگوید، ستاره اسبق استقلال و کارشناس این روز‌های فوتبال که اعتقاد دارد تعطیلی لیگ بزرگ‌ترین موهبت به تیم ملی بود تا آماده باشد و دچار فرسودگی ناشی از لیگ نشود.
کد خبر: ۱۵۵۵۷۵۱
او به روزنامه جام جم آمد تا در آستانه جام جهانی شرایط استقلال را بررسی کند و البته بررسی شرایط استقلال را هم فراموش نمی‌کند.
 
تیم ملی فوتبال ایران با شرایط خاصی به جام جهانی ۲۰۲۶ رفته است. در کل ارزیابی شما از این شرایط خاص چیست؟
اگر تصمیم‌گیرنده بودم با توجه به اتفاقات و مشکلاتی که برای مردم و ورزش ایران رخ داده و فشار‌ها و محدودیت‌هایی که وجود داشته است شاید حتی به عدم حضور در این رقابت‌ها نیز فکر می‌کردم. با این حال معتقدم تیم ملی ایران از جهاتی می‌تواند در این دوره موفق باشد.
یکی از مهم‌ترین دلایل این خوش‌بینی شرایط آماده‌سازی تیم است. لیگ برگزار نشد و نیمه تمام ماند و به همین دلیل فشار مضاعفی بر بازیکنان وارد نشد و همه فرصت کافی برای استراحت، بازسازی بدنی و تمرین داشتند، برخلاف سایر تیم‌های حاضر در جام جهانی. به نظر من تیم ملی ایران در مقایسه با بسیاری از ادوار گذشته آماده‌تر از همیشه وارد جام جهانی خواهد شد. بازیکنان نیز با تمام توان به میدان می‌روند، هم برای موفقیت تیم ملی و هم برای آنکه بتوانند فرصت انتقال به باشگاه‌های بزرگ‌تر را به دست آورند.
 
بازیکنان حاضر در جام جهانی هم خود جداگانه جای بحث مفصل دارد. در کل شما چه نظری درباره فهرست نهایی تیم ملی دارید؟
معتقدم ابتدا باید به نظر سرمربی احترام گذاشت، زیرا در نهایت او پاسخگوی نتایج خواهد بود. با این حال به باور من در جام جهانی باید از بازیکنان باتجربه بهره گرفت. البته همه ما می‌دانیم که انتظار فعلی از تیم ملی صعود از مرحله نخست مسابقات است. در واقع جام جهانی برای ما از مراحل حذفی آغاز می‌شود.
فرمت جدید جام جهانی با حضور ۴۸ تیم نیز شرایط متفاوتی ایجاد کرده است. تیم‌هایی مانند هاییتی، اردن، نیوزیلند و بسیاری دیگر به این رقابت‌ها راه یافته‌اند و به نظر می‌رسد فیفا نیز از این افزایش تعداد تیم‌ها اهداف اقتصادی، از جمله درآمد‌های بیشتر ناشی از پخش تلویزیونی و سایر منابع مالی را دنبال می‌کند.
با وجود همه مسائل و حواشی که پیرامون تیم ملی وجود داشته همچنان معتقدم ایران می‌تواند موفق باشد، آن هم به این دلیل که زمان کافی برای آماده‌سازی در اختیار داشته و بازیکنان از نظر بدنی در شرایط مطلوبی قرار دارند.
 
البته مشکلات دیگری نیز وجود دارد. وضعیت سفر‌ها و جابه‌جایی‌های تیم چندان مناسب نیست. اینکه تیم مجبور باشد از مکزیک به لس‌آنجلس برود، همان روز مسابقه برگزار کند و دوباره برگردد قطعاً روی شرایط روحی و روانی بازیکنان تأثیرگذار خواهد بود.
 اگر تصمیم با من بود شاید حتی ترجیح می‌دادم در چنین شرایطی در مسابقات شرکت نکنیم و محرومیت را بپذیریم. ایتالیا سه دوره از حضور در جام جهانی بازمانده است.
واقعیت این است که در شرایطی وارد مسابقات می‌شویم که بسیاری از امور در اختیار خودمان نیست و تصمیمات از سوی نهاد‌های بین‌المللی گرفته می‌شود. این رفت‌وآمد‌ها و شرایط تحمیلی می‌تواند بر روحیه تیم اثر منفی بگذارد. با این حال بازیکنان با تمام توان بازی خواهند کرد و به نظر من نتیجه نیز خواهند گرفت و از این مرحله عبور می‌کنند. اما اگر چنین اتفاقی رخ ندهد، دیگر توجیهی باقی نخواهد ماند.
باز هم تاکید می‎کنم‌ای کاش تعداد بیشتری از بازیکنان جوان در ترکیب تیم حضور داشتند. البته اکنون نیز بازیکنان جوانی در تیم ملی وجود دارند، اما امیدوارم از روز نخست فرصت بازی به آنها داده شود تا بتوانند خود را نشان دهند و زمینه انتقالشان به تیم‌های خارجی فراهم شود.
 
درباره کدام بازیکن جوان صحبت می‌کنید؟ ما پیرترین تیم جام جهانی هستیم!
مشکل اینجاست که تعریف ما از «بازیکن جوان» با استاندارد‌های فوتبال دنیا تفاوت دارد. در فوتبال جهان و به‌ویژه اروپا بازیکنان ۱۶، ۱۷ و ۱۸ ساله در سطح حرفه‌ای بازی می‌کنند، اما در ایران گاهی بازیکنان ۲۵ یا ۲۶ ساله را جوان می‌نامیم. ما عملاً اعتقاد چندانی به بازیکنان ۲۰ یا ۲۱ ساله نداریم و این مسئله یکی از مهم‌ترین نقد‌هایی است که به فوتبال و تیم ملی وارد می‌شود.
 
البته برخی معتقدند نسبت به شرایط فوتبال ایران باید قضاوت کرد و بازیکنی که در ۲۵ سالگی نخستین فصل حضورش در لیگ برتر را تجربه می‌کند، همچنان جوان محسوب می‌شود. اما واقعیت این است که در مقایسه با فوتبال روز دنیا، ما عملاً بازیکن جوان زیادی نداریم و حتی می‌توان گفت تیم ملی بیش از آنکه متکی به جوانان باشد، از بازیکنان باتجربه استفاده می‌کند.
هر فردی دیدگاه خاص خود را دارد. در نهایت باید به تصمیم سرمربی احترام گذاشت، زیرا مسئولیت نتایج بر عهده اوست. شاید اگر فرد دیگری هدایت تیم را بر عهده داشت برخی از بازیکنان باتجربه کنونی اصلاً به تیم ملی دعوت نمی‌شدند. اما پیش از هر چیز باید مشخص کنیم که از حضور در جام جهانی چه هدفی داریم. واقع‌بینانه اگر نگاه کنیم رسیدن به جمع ۱۶ تیم برتر جهان کار بسیار دشواری است. اما می‌توان از ویترین جام جهانی برای معرفی و انتقال چندین بازیکن جوان به فوتبال اروپا استفاده کرد، موضوعی که در آینده و به‌ویژه برای موفقیت در جام ملت‌های آسیا می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.
البته واقعیت این است که هر نتیجه‌ای در جام جهانی رقم بخورد بخش قابل توجهی از بازیکنان فعلی در چند سال آینده دیگر در تیم ملی حضور نخواهند داشت و زمان زیادی تا رقابت‌های مهم بعدی باقی نمی‌ماند.
 
لیگ برتر چقدر میتوانست به تیم ملی کمک کند؟
لیگ فوتبال ایران از کیفیت مطلوب برخوردار نیست. در سال‌های اخیر شاهد حضور برخی بازیکنان خارجی در باشگاه‌های بزرگ، به‌ویژه استقلال و پرسپولیس، بوده‌ایم که نتوانسته‌اند انتظارات را برآورده کنند. درباره استقلال، همواره این پرسش مطرح بوده که مبالغی که بابت جذب برخی بازیکنان و پرداخت پورسانت‌ها هزینه شده چگونه و بر چه اساسی پرداخت شده است. امیدوارم روزی درباره این مسائل شفاف‌سازی شود. بسیاری از این بازیکنان حتی در حد مبلغ رضایت‌نامه‌ای که برای آنها پرداخت شده نیز ظاهر نشده‌اند.
به عنوان یک پیشکسوت وقتی نام برخی بازیکنان خارجی را به سختی به خاطر می‌آورم نشان می‌دهد که چه اندازه از نظر فنی تأثیرگذاری محدودی داشته‌اند. از بازیکنانی که برای آنها تبلیغات فراوان شد و مبالغ قابل توجهی دریافت کردند تا نفراتی که در سنین بالای ۳۰ سال با قرارداد‌های سنگین جذب شدند همگی بخشی از مشکلات ساختاری فوتبال ایران را نمایان می‌کنند. از ابتدای فصل بار‌ها گفته شد که خصوصی‌سازی می‌تواند شرایط فوتبال را بهبود ببخشد، اما بسیاری معتقدند دست‌کم در برخی موارد نتیجه نهایی بیش از آنکه به سود فوتبال باشد به نفع افرادی بوده که از قرارداد‌ها و نقل‌وانتقالات سود‌های کلان برده‌اند. طبیعی است که با ادامه این روند باز هم بازیکنان خارجی جدید با قرارداد‌ها و پورسانت‌های جدید وارد فوتبال ایران شوند.
یکی از مشکلات اصلی فوتبال ما این است که بسیاری از امور در جای درست خود قرار ندارند. به همین دلیل معتقدم حتی اگر لیگ فوتبال ایران برای مدتی تعطیل شود و تمرکز صرفاً بر رده‌های پایه، نوجوانان، جوانان و امید باشد اتفاق منفی خاصی رخ نخواهد داد. حتی می‌توان لیگ بزرگسالان را برای مدتی با تیم‌های امید برگزار کرد تا استعداد‌های جوان فرصت بیشتری برای رشد پیدا کنند.
 
یعنی لیگ برتر را تعطیل کنیم تا فوتبال رشد کند؟
بله، اکنون ۱۸ تیم در لیگ برتر حضور دارند. تصور کنید همین ۱۸ تیم با بازیکنان امید خود رقابت کنند. در چنین شرایطی بسیاری از استعداد‌هایی که امروز فرصت دیده شدن ندارند می‌توانند توانایی‌های خود را نشان دهند.
برخی از بازیکنان تیم ملی را در نظر بگیرید. اگر الان از تیم خود جدا شوند کجا میخواهند بروند؟
پرداخت دستمزد‌های بالا به بازیکنان بدون ایجاد ارزش فنی متناسب به معضلی جدی تبدیل شده است.
نمونه این مسئله را می‌توان در مقایسه برخی بازیکنان شاغل در فوتبال اروپا با شرایط مالی فوتبال ایران مشاهده کرد. گاهی بازیکنی که در تیمی نه‌چندان موفق در اروپا حضور دارد در صورت بازگشت به ایران می‌تواند درآمد بیشتری کسب کند. همین مسئله باعث شده انگیزه انتقال و پیشرفت حرفه‌ای در برخی موارد کاهش یابد.
مشکل دیگر فوتبال ایران ناتوانی در جذب بازیکنان خارجی باکیفیت و در سن مناسب است. ما همچنان در مواردی به سراغ بازیکنان مسن‌تر می‌رویم و انتظار داریم حضور آنها موجب پیشرفت فوتبال کشور شود.
 
البته که خارجی ‎های بی کیفیت همیشه معضل فوتبال ایران بوده ‎اند.
فوتبال ایران بیش از هر چیز به حضور بازیکنان خارجی باکیفیت نیاز دارد. بازیکن خارجی باید به لیگ ایران بیاید تا سطح فنی فوتبال ما را بالا ببرد و بازیکنان داخلی بتوانند از او یاد بگیرند. سؤال اینجاست که چند نفر از بازیکنان خارجی فعلی واقعاً چنین تأثیری داشته‌اند؟ بازیکن خارجی باید آن‌قدر توانمند باشد که حضورش به پیشرفت فوتبال ایران کمک کند نه اینکه صرفاً یک قرارداد دیگر به فهرست هزینه‌های باشگاه‌ها اضافه شود.
 
امروز قیمت بازیکنان و رقم قرارداد‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. البته تورم و شرایط اقتصادی امروز با سال‌های گذشته قابل مقایسه نیست، اما چه کسانی باعث شده‌اند ارقام قرارداد‌ها تا این اندازه افزایش پیدا کند؟
پول همیشه در فوتبال وجود داشته، اما در سال‌های اخیر نقش واسطه‌ها، دلالان، برخی مدیران و حلقه‌های پیرامون آنها در افزایش بی‌رویه هزینه‌ها بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
اگر بازیکنانی مانند روزبه چشمی، سیدحسین حسینی، عارف آقاسی یا رامین رضاییان از باشگاه فعلی خود جدا شوند، چند باشگاه در فوتبال ایران توانایی پرداخت قرارداد‌هایی در همان سطح را خواهند داشت؟ استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور ظرفیت‌های مشخصی دارند و پس از آن گزینه‌های محدودی باقی می‌ماند. این موضوع نشان می‌دهد که بازار فوتبال ایران تا چه اندازه دچار عدم توازن شده است.
وقتی قرارداد‌هایی با ارقام ۳۰، ۴۰، ۵۰ یا حتی ۸۰ میلیارد تومان منعقد می‌شود طبیعی است که بحث پورسانت‌ها و هزینه‌های جانبی نیز مطرح شود. گردش مالی فوتبال به شکل چشمگیری افزایش پیدا می‌کند و همین مسئله زمینه‌ساز انتقاد‌های فراوانی شده است.
برای یک بازیکن ۱۰۰ میلیارد قرارداد می‌بندند. ۳۰ نفر آدم این ۱۰۰ میلیارد را بین خودشان تقسیم میکنند که رقم قابل توجهی می‌شود و هر یک از این افراد را تا پایان عمر تامین میکند.
زحمت و تلاش اصلی را فوتبالیست‌ها در زمین مسابقه می‌کشند، اما سهم اصلی از منافع و بهره‌برداری مالی نصیب افراد کت‌وشلواری خارج از زمین می‌شود.
واقعیت این است که بیشترین زحمت را بازیکنان می‌کشند، اما در بسیاری از موارد کمترین سهم را از گردش مالی فوتبال دارند. در مقابل افرادی که خارج از زمین فوتبال فعالیت می‌کنند با زحمت کمتر به درآمد‌های بیشتری دست پیدا می‌کنند. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند شرایط حتی از این هم بدتر خواهد شد.
فوتبال ایران نیازمند یک بازنگری جدی است. اگر قرار باشد تغییری اساسی رخ دهد بهتر است تمرکز اصلی روی رده‌های نونهالان، نوجوانان، جوانان و امید باشد. بازیکنانی که امروز قرارداد‌های سنگین دریافت می‌کنند اگر واقعاً در سطح بالایی قرار دارند می‌توانند در لیگ‌های دیگر به فوتبال خود ادامه دهند. مگر همین ستاره‌ها و سن بالا‌ها نمیگویند ما ۱۰ پیشنهاد خارجی داریم، پس بروید دیگر!
در فوتبال امروز جهان نیز معمولاً باشگاه‌ها برای بازیکنان بالای ۲۲ یا ۲۳ سال با احتیاط بیشتری سرمایه‌گذاری می‌کنند.
 
استقلال فصل گذشته ۶ بار مربی عوض کرد. چقدر این مشکل را در ناکامی‌های اخیر استقلال دخیل می‌دانید؟
تیمی که در یک فصل چندین بار سرمربی خود را تغییر می‌دهد طبیعتاً نمی‌تواند به ثبات و موفقیت پایدار برسد. سؤال اینجاست که مشکل اصلی در فوتبال کجاست، در ثبات و برنامه‌ریزی یا در تغییرات مداوم؟
برای درک بهتر این موضوع می‌توان به بازار‌های دیگر نگاه کرد. زمانی که یک معامله انجام می‌شود، یک بار پورسانت پرداخت می‌شود؛ اما وقتی خرید و فروش‌های متعدد و پی‌درپی صورت می‌گیرد، طبیعی است که تعداد بیشتری از افراد از این جابه‌جایی‌ها منتفع شوند. در فوتبال نیز هر تغییر، هر قرارداد جدید و هر جابه‌جایی، گردش مالی تازه‌ای ایجاد می‌کند.
در سال‌های اخیر بار‌ها درباره انتخاب و تغییر سرمربیان استقلال بحث شده است. از جواد نکونام گرفته تا سهراب بختیاری‌زاده و ریکاردو ساپینتو؛ هر بار تصمیمی گرفته شده و مدت کوتاهی بعد تصمیم دیگری جای آن را گرفته است. این چرخه مداوم تغییرات، خود به یکی از مشکلات اصلی باشگاه تبدیل شده است. اصلا برای چه سیدورف را آوردند؟ ابرام چرخی از سیدورف بهتر فوتبال می‌فهمد!
 
از بحث جام جهانی و تیم ملی دور شدیم. تیم ملی در جام جهانی بازیکنان پا به سن گذاشته‌ای مثل احسان حاج صفی دارد. او و یا شجاع و رامین چقدر میتوانند به تیم ملی کمک کنند؟
تجربه همیشه کارساز است. ابتدا باید مشخص کنیم از حضور در جام جهانی چه هدفی را دنبال می‌کنیم. بازیکنانی که به تیم ملی دعوت شده‌اند قطعاً با نظر سرمربی انتخاب شده‌اند و به همین دلیل باید به تصمیم کادر فنی احترام گذاشت. مسئولیت نتایج نیز بر عهده سرمربی است.
البته این به آن معنا نیست که نقدی وجود نداشته باشد. اگر قرار بود خودم درباره فهرست تیم ملی تصمیم بگیرم احتمالاً از همان ابتدا تعداد قابل توجهی از بازیکنان فعلی را دعوت نمی‌کردم. این صرفاً یک دیدگاه شخصی است، اما در شرایط فعلی باید به انتخاب‌های سرمربی احترام گذاشت.

چه چیزی را بزرگ‌ترین نقطه قوت تیم ملی می‌دانید؟
شرایط بدنی بازیکنان و فرصت کافی برای استراحت و آماده‌سازی. لیگ برگزار نشد و بازیکنان برخلاف بسیاری از رقبای خود با خستگی ناشی از یک فصل فشرده وارد مسابقات نمی‌شوند.
تنها مزیت موجود این بوده که بازیکنان فرصت استراحت، بازسازی و تمرین داشته‌اند و از نظر بدنی شرایط بهتری پیدا کرده‌اند.
 
در مورد بازیکنانی مانند رامین رضاییان و شجاع خلیل‌زاده هم باید گفت که آنها برای سطح لیگ ایران بازیکنان مؤثر و قابل احترامی بوده‌اند و عملکرد قابل قبولی در فوتبال داخلی داشته‌اند.
 
بازی‌های مرحله گروهی تیم ملی را چطور می‌بینید؟
به نظر من مسابقه نخست برابر نیوزیلند مهم‌ترین و دشوارترین بازی ایران خواهد بود. اگر ایران بخواهد شانس صعود داشته باشد باید نیوزیلند را شکست دهد و از سوی دیگر نیوزیلند نیز دقیقاً با همین ذهنیت وارد مسابقه خواهد شد و ایران را رقیب مستقیم خود برای صعود می‌داند.
در فوتبال امروز هیچ نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده نیست. روی کاغذ ممکن است برخی تیم‌ها شانس بیشتری داشته باشند، اما فوتبال بار‌ها ثابت کرده که قابل پیش‌بینی نیست. اگر ایران بتواند از این گروه صعود کند حداقل به چهار امتیاز نیاز خواهد داشت و کلید این مسیر نیز نتیجه دیدار نخست خواهد بود. تکلیف دیدار با بلژیک هم مشخص است. تیم ملی بلژیک واقعا عالی است.
 
درباره تیم ملی مصر چه نظری دارید؟
درباره مصر نیز معتقدم ایران توانایی کسب نتیجه و حتی متوقف کردن این تیم را دارد. جام جهانی جام شگفتی‌هاست و هر اتفاقی ممکن است در آن رخ دهد. تاریخ فوتبال نیز پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد هیچ نام بزرگی تضمینی برای موفقیت ندارد. همان‌طور که تیمی مانند ایتالیا در سال‌های اخیر از حضور در جام جهانی بازمانده است.
 
کدام تیم شانس اصلی قهرمانی است؟
از نگاه من اسپانیا جدی‌ترین شانس قهرمانی را دارد. این تیم ترکیبی از بازیکنان جوان و باتجربه را در اختیار دارد و طی سال‌های اخیر نیز روند رو به رشدی را پشت سر گذاشته است.
 
شانسی برای فرانسه قائل نیستید؟
چندان خوش‌بین نیستم. این تیم دو دوره متوالی به فینال جام جهانی رسیده و از نظر من با وجود برخورداری از ستاره‌های فراوان ممکن است با چالش‌های درون‌تیمی و اشباع انگیزشی مواجه شود.
 
آلمان هم میتواند یک مدعی باشد؟
آلمان، اما همچنان آلمان است. تیمی که فارغ از شرایط مقطعی همواره در جمع مدعیان قرار می‌گیرد و نمی‌توان آن را از فهرست نامزد‌های قهرمانی کنار گذاشت.
 
مدعی بودن تیمی مثل انگلیس را قبول دارید؟
خیر. هرچند از نظر فردی بازیکنان بسیار باکیفیتی در اختیار دارد، اما صرف داشتن ستاره‌های فراوان تضمینی برای موفقیت نیست و هماهنگی تیمی همچنان مهم‌ترین عامل در مسیر قهرمانی محسوب می‌شود.
 
برزیل هم میتواند مثل همیشه مدعی قهرمانی باشد؟
نیمار به تنهایی این تیم را از هم پاشیده است. نوعی بازیکن‌سالاری در این تیم شکل گرفته که در نهایت به ضرر ساختار تیم ملی تمام شده است. نیمار بازیکنی تماشاگرپسند است و شاید برای هواداران جذاب باشد، اما همواره این بحث وجود دارد که سبک بازی او لزوماً مورد تأیید کامل کارشناسان و مربیان نیست. در فوتبال امروز صرفاً محبوبیت نزد تماشاگر کافی نیست و هماهنگی با ساختار تیمی و نظر کادر فنی اهمیت بیشتری دارد.
 
آرژانتین میتواند از عنوان قهرمانی اش دفاع کند؟
این تیم همواره از تیم‌های قدرتمند فوتبال جهان بوده است، اما با وجود مسی الان دیگر ۱۰ نفره است. درست مثل پرتغال. پرتغال هم با رونالدو در واقع ۱۰ نفره مقابل حریفان بازی می‌کند.روی هم رفته. من همچنان شانس اسپانیا را در میان مدعیان جام جهانی بیشتر از سایر تیم‌ها می‌دانم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها