این بار به فساد و زمینخواری در آن دوران در یکی از سریالهای تلویزیونی پرداخته شده است؛ فسادی که نه از روی شرارت افراد بلکه بهطور روشمند در ساختار دوران پهلوی اول و دوم جای داشته است.
اشاره به زمینخواری در دوران پهلوی موضوع جدیدی نیست، چون ۱۳۱۴ زمانی که رضاخان هنوز بر سر قدرت بود یکی از روزنامههای فرانسوی نوشت: در ایران جانور عجیبی پیدا شده که مثل شته عمل میکند، با این تفاوت که شته برگ درختان را میخورد ولی این جانور تاجدار زمینخوار است و هرچقدر هم املاک مردم را میخورد، باز هم سیر نمیشود.
روایتی از تحولات اجتماعی
در مجموعه نمایشی گذرگاه، محسن حقیقت بعد از ده سال ناصر بهجت را پیدا میکند. این موضوع وقتی اهمیت پیدا میکند که ناصر سال ۵۷ مأمور شهربانی بود و طی تحقیق در مورد قتل یک خان در روستایی اطراف کرمانشاه به مدارکی در مورد زمینخواری دست پیدا کرده و از همان زمان ناپدید شده بود. سریال گذرگاه روایتی در بستر تحولات اجتماعی است که با تمرکز بر مفاهیمی همچون ایستادگی، عدالتطلبی و مواجهه با انتخابهای سرنوشتساز، تصویری از انسانهایی را به نمایش میگذارد که در بزنگاه تصمیم، میان ترس و باور ایستادهاند؛ سریالی که یک قهرمان مرکزی حقجو و عدالتطلب دارد که میکوشد با تکیه بر همین روحیه عدالتطلبی مسیر یک پرونده را دنبال و آن را به نتیجه برساند.
هرچند ماجرای محسن و ناصر و زمینخواری یک داستان خیالی است ولی اینچنین اتفاقاتی در دوران پهلوی واقعی بود. زمینخواری در دوره پهلوی یکی از موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی و اقتصادی ایران است و به فرآیند تصرف، انتقال یا خرید اجباری زمینها به سود دولت، دربار یا افراد نزدیک به قدرت اشاره دارد. این پدیده در هر دو دوره رضاشاه و محمدرضاشاه وجود داشت، اما شکل و شیوه بروز آن در هر دوره تفاوتهایی داشت.
در دوره رضاشاه، تمرکز قدرت سیاسی بسیار بالا بود و همین مسأله زمینه را برای گسترش مالکیت زمین توسط شخص شاه فراهم کرد. رضاشاه در طول حکومت خود به یکی از بزرگترین مالکان زمین در ایران تبدیل شد. بسیاری از مالکان محلی و خوانین در مناطق مختلف_ بهویژه در شمال ایران مانند مازندران و گرگان_ ناچار بودند زمینهای خود را با قیمتهای بسیار پایین به او واگذار کنند. در برخی موارد نیز زمینها عملا مصادره میشدند و صاحبان آنها امکان مقاومت چندانی نداشتند. ارتش و مأموران دولتی در بسیاری از این انتقالها نقش داشتند و همین موضوع باعث شد بخش گستردهای از زمینهای کشاورزی کشور به مالکیت رضاشاه درآید. گفته میشود تا پایان حکومت او هزاران روستا و صدها هزار هکتار زمین در اختیارش قرار گرفته بود.
در دوره محمدرضا شاه، زمینخواری بیشتر شکل غیرمستقیم و پیچیدهتری پیدا کرد. با گسترش شهرها، بهویژه تهران، در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ ارزش زمین بهشدت افزایش یافت. در این شرایط برخی مقامات حکومتی، نظامیان و افراد نزدیک به دربار از نفوذ و ارتباطات خود استفاده میکردند تا زمینهای اطراف شهرها را پیش از اجرای طرحهای توسعه شهری خریداری کنند و بعدا آنها را با قیمتهای بسیار بالاتر بفروشند. این نوع سوداگری زمین به یکی از جلوههای مهم زمینخواری در آن دوره تبدیل شد.
از سوی دیگر، اجرای برنامه اصلاحات ارضی در دهه ۱۳۴۰ که با هدف از میان بردن نظام ارباب و رعیتی آغاز شد نتایج پیچیدهای همراه داشت. اگرچه این برنامه در ظاهر به تقسیم زمین میان کشاورزان انجامید، اما در عمل در برخی موارد مشکلاتی ایجاد کرد. برخی مالکان بزرگ توانستند از راههای مختلف بخشی از زمینهای خود را حفظ کنند یا زمینها را به شکل صوری تقسیم کنند. در مواردی نیز زمینها به شرکتها یا افراد صاحب نفوذ منتقل شد.
نمایش زمینخواری یک خاندان روی آنتن
در این میان نهادهایی مانند بنیاد پهلوی و مؤسسات وابسته به دربار نیز در مالکیت یا اداره بخشهایی از زمینها و املاک نقش داشتند. منتقدان معتقد بودند این نهادها از امتیازات ویژه و نفوذ سیاسی برخوردار بودند و همین امر باعث میشد دسترسی بیشتری به زمین و منابع اقتصادی داشته باشند.
تمرکز مالکیت زمین و سوءاستفاده از نفوذ سیاسی در این حوزه پیامدهای اجتماعی قابل توجهی همراه داشت. از جمله این پیامدها میتوان به افزایش نابرابری اقتصادی، مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها، گسترش حاشیهنشینی در شهرهای بزرگ و شکلگیری نارضایتیهای اجتماعی در سالهای پایانی حکومت پهلوی اشاره کرد.
زمینخواری در دوره پهلوی تا حد زیادی با ساختار متمرکز قدرت و ضعف نظارتهای قانونی مرتبط بود. در دوره رضاشاه این پدیده بیشتر بهصورت تصرف مستقیم و گسترده زمینها توسط شخص شاه دیده میشود، در حالی که در دوره محمدرضاشاه بیشتر در قالب سوداگری زمین، استفاده از نفوذ سیاسی و تحولات ناشی از توسعه شهری نمود پیدا کرد. این روند اینقدر گسترده و پیچیده بود که بعید است در یک مجموعه نمایشی بتوان همه جوانب آن را به تصویر کشید. با این حال سریال گذرگاه کوشیده بخشی از این فساد را بهصورت دراماتیک نمایش دهد.