امروزه کودکان و نوجوانان ما، بهدلیل ضعفهای ساختاری عمیق در میان سازندگان داخلی، انفعال آموزشوپرورش و بنیاد ملی بازیهای رایانهای و عدم برنامهریزی دقیق نهادهای فرهنگی مرتبط، در محاصره بازیهای خشن، نامتناسب و مخرب کمپانیهای غربی قرار گرفتهاند. این محصولات که غالبا با جهانبینی مادیگرایانه و خشونتمحور طراحی شدهاند، مخاطب تشنه ایرانی را دچار تعارضات بینشی و مشکلات عدیده رفتاری میکنند. لذا آسیبشناسی این روند و ارائه راهکارهای علمی و عملیاتی جهت توسعه آموزشهای فرهنگی از طریق بازیهای رایانهای یک الزام راهبردی است.
ضرورت گذار از انفعال به استراتژی «گیمیفیکیشن»
برای مقابله با این تهاجم فرهنگی، صرفا نقد بازیهای غربی کافی نیست؛ بلکه باید به دانش روز مجهز شد. یکی از جدیدترین و کارآمدترین شیوههای مورد استفاده کمپانیهای بزرگ دنیا، مفهوم «گیمیفیکیشن» (Gamification) است؛ یعنی استفاده از شیوهها، مکانیکها و تفکر بازی در محیطهای غیرمرتبط با بازی برای افزایش انگیزه و یادگیری.
برای اثربخشی فرهنگی، تولیدات گیمیفیکیشن ایران، باید برپایههای استوارعلمی بنا شوند.کودکان بامشاهده رفتار کاراکترها در بازی، آن رفتارها را الگوبرداری و درونی میکنند. اگر قهرمان بازی یک الگوی اصیل ایرانی ــ اسلامی باشد، کودک ناخودآگاه ارزشهای او را میآموزد. الان پیامهای فرهنگی بیشتر بهصورت شعاری، منتقل میشود تا به صورت محتوایی و شکلی. همچنین محصولات ایرانی باید بتوانند توجه مخاطبان را جلب کنند و با نیازها مرتبط باشند و حس رضایتمندی و هیجان مثبت تزریق نمایند.
درحوزه آموزشهای فرهنگی، بیشترین میزان اهمیت از میان عناصر بازی مربوط به «گیمپلی» (روند بازی) و کارگردانی است. این یعنی گرافیک پرزرقوبرق بهتنهایی کارساز نیست؛ بلکه نحوه تعامل بازیکن با دنیای بازی است که فرهنگ را منتقل میکند و امکان گروهی بازیکردن با مؤلفه «برانگیختن حس رقابتپذیری» است. زیرا ترکیب «گیمپلی هدفمند» و «تعاملات چندنفره (گروهی)» بیشترین تأثیر فرهنگی را دارد. زمانی که بازی بتواند یک رقابت سالم و مبتنی بر همکاری (Co-op) را در بستر یک گیمپلی جذاب پیاده کند، ارزشهای فرهنگی نظیر ایثار، کار تیمی، جوانمردی و همیاری (که ریشه در فرهنگ پهلوانی و ادبیات فاخر و ارزشمند ایران دارند) بهصورت ناخودآگاه در مخاطب نهادینه میشوند. سازگاری محتوا و شکل بازی با فرهنگ اصیل ایرانی، باید اولویت قطعی تولیدکنندگان باشد.
ظرفیتهای عظیم کشور
جشنوارهها و نمایشگاههای ملی بازیهای رایانهای، تنها یک رویداد تجاری نیستند؛ بلکه ویترینی از ظرفیتهای عظیم کشورند. این نمایشگاهها فرصتی بینظیر برای باور جوانان ایرانی است؛ جوانی که ثابت کرده در صورت حمایت، میتواند توانمندی خود را در عرصه بینالمللی شکوفا کند. استقبال بینظیرخانوادهها و نوجوانان از نمایشگاههاوجشنوارههای داخلی، پیام روشنی دارد: جامعه ایران نیاز به «بازیهای جذاب دیگری» دارد؛ بازیهایی که نه تقلیدی کورکورانه از خشونت غرب باشند و نه آثاری ضعیف، غیرجذاب وشعاری.این توقعی است که خانواده و بازار از هنرمندان و بازیسازان ایرانی دارند تا پناهگاه امنی برای اوقات فراغت فرزندانشان بسازند.
پیشنهادهای کاربردی به مدیران فرهنگی کشور
۱. تغییر رویکرد از «توسعه گرافیکی» به «توسعه گیمپلیمحور»: بودجههای حمایتی باید به سمت استودیوهایی هدایت شود که روی «کارگردانی روند بازی» و مکانیکهای تعاملی حامل پیام جذاب فرهنگی تمرکز دارند.
۲. سرمایهگذاری ویژه بر زیرساختهای بازیهای گروهی(Multiplayer): با توجه به اهمیت رقابتپذیری جمعی در یادگیری فرهنگی، ایجاد سرورهای قدرتمند داخلی و حمایت از ساخت بازیهای آنلاین گروهی بامضامین اتحاد و همبستگی ملی ضروری است.
۳. تأسیس آزمایشگاههای «کنشگری بازیبنیان» (گیمیفیکیشن): نهادهای فرهنگی باید با الگوگیری از کمپانیهای موفق دنیا، مراکزی را برای تزریق شیوههای بازی به سیستم آموزشی کشور (مدارس و رسانهها) ایجاد کنند.
۴. اصلاح ساختار حمایتی بنیاد ملی بازیهای رایانهای: عبور از بروکراسیهای خستهکننده و اعتماد واقعی به جوانان. تخصیص یارانههای فرهنگی به بازیهایی که «فرم و محتوای» آنها با فرهنگ اصیل ایرانی ــ اسلامی سازگاری دارد.
بازی رایانهای امروز یک ابزار سرگرمی صرف نیست، بلکه خط مقدم جنگ شناختی و فرهنگی است. نیازمند یک انقلاب ساختاری درمدیریت وتولیدبازیهای رایانهای هستیم.اگرظرفیت نخبگان جوان، پشتوانه تمدن ایرانی ــ اسلامی و تکنیکهای روز دنیا نظیر «کنشگری بازیبنیان» با یکدیگر پیوند بخورند، نهتنها بساط آسیبهای روانی ناشی ازبازیهای خشن غربی برچیده خواهد شد،بلکه ایران میتواندبه قطب تولیدمحتوای تعاملی اخلاقمدار و انسانمحور درعرصه بینالمللی تبدیل شود.