بزرگترین چالش، اخبار جعلی یاهمان فیکنیوز است؛خبرهایی که با تیترهای هیجانی وتصاویر یا ویدئوهای دستکاریشده، احساسات نوجوانان را هدف میگیرند و پیش از آنکه فرصتی برای تأمل باشد، منتشر و بازنشر میشوند. نوجوانان، به دلیل تجربه کمتر و کنجکاوی و حساسیت به تأیید جمعی، بیشتر در معرض این موجند و گاه هرچه بیشتر عضو گروهها و کانالهای مختلف میشوند، از آگاهی واقعی نیز بیشتر دورتر میمانند.
خانوادهها نیز هرکدام واکنش خاص خود را دارند؛ برخی استفاده از گوشی و فضای مجازی را محدود یا حتی ممنوع میکنند، عدهای دیگر با بیتفاوتی یا اعتماد مطلق به رسانههای سنتی، تصور میکنند که تمام راه حقیقت را یافتهاند اما واقعیت این است که نه اعتماد یکجانبه و نه محدودیت بیرویه، هیچکدام کافی نیست؛ آنچه نیاز جامعه امروز است، تربیت ذهن تحلیلگر و منتقد در نوجوان و البته والدین است.
قدم اول، یادگیری توقف و تأمل در مواجهه با هر خبر است. نوجوان باید بداند که وظیفه دارد قبل از پذیرش یا بازنشر یک پیام، سه سؤال بپرسد:
این خبر از چه منبعی آمده؟ آیا منبع آن معتبر است؟ آیا احساسات من را نشانه رفته یا اطلاعات عینی ارائه میدهد؟
این قانون ساده «سه توقف»، سپری مؤثر در برابر بسیاری از شایعات و روایتهای ساختگی است.
گام بعدی، آشنایی با نشانههای اخبار جعلی است؛ خبرهایی با تیترهای عجیب و اعلام «فوری»، ارجاع به منابع نامشخص یا ناشناس، استفاده زیاد از تصاویر احساسی و فقدان اطلاعات اصلی (مثل زمان و مکان یا نام واقعی افراد و نهادها). آموزش نمونههای واقعی و حتی مقایسه اخبار تلویزیونی با بازتاب آنها در شبکههای مجازی، میتواند تمرین خوبی برای خانواده باشد.
نقش والدین اینجا بسیار برجسته میشود؛ والدین باید با فرزند خود وارد گفتوگو و تحلیل شوند، سوال کنند و به بررسی منبع خبر و راستیآزمایی مشترک بپردازند، آنگاه نوجوان هم به مرور ذهن تحلیلگر پیدا میکند. حتی میتوان درباره گزارشهای خبری تلویزیون و دنیای مجازی به شکل مقایسهای صحبت کرد تا دید انتقادی تقویت شود.
مدرسه هم باید سهم خود را ایفا کند؛ کارگاههای آموزش سواد رسانهای، معرفی ابزار راستیآزمایی ساده یا تمرین تشخیص تصاویر جعلی، از اقدامات ضروری برای نوجوانان است. آموزگاران و مشاوران، با برگزاری بحث و پروژههای گروهی درباره اخبار روز، میتوانند مهارت جستوجوگری، منبعشناسی و تفکیک واقعیت از شایعه را نهادینه کنند.
درنهایت، نمیتوان جلوی موج اطلاعات را گرفت اما میتوان نوجوانانی مجهز به ذهنی پرسشگر و تحلیلی پرورش داد. سواد رسانهای یعنی پیش از باور هر گفته یا تصویری، دستکم یکبار آن را به بوته تردید بسپاریم؛ یعنی خودمان داور حقیقتجویی باشیم، نه صرفا مصرفکننده اطلاعات دیگران. اگر مدرسه، خانواده و رسانهها در این راه همراه باشند، نوجوان امروز و شهروند فردا، کمتر اسیر دروغ، شایعه و فریب خواهد شد.