سایه سنگین هوش مصنوعی بر سر سینما

درحالی‌که چراغ‌های سینماهای تهران در سرمای بهمن‌ماه ۱۴۰۴ برای میزبانی از چهل‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر روشن شده و صف‌های طولانی علاقه‌مندان به هنر هفتم شور و حرارت همیشگی را به خیابان‌ها بازگردانده است، نمی‌توان چشم بر واقعیتی بزرگ بست که فرسنگ‌ها دورتر از کاخ جشنواره، پایه‌های صنعت سرگرمی را لرزانده است. امسال، در حالی به تماشای آثار فیلمسازان داخلی نشسته‌ایم که سینمای جهان، شاید سریع‌ترین و عجیب‌ترین دگردیسی تاریخ ۱۳۰ساله خود را تجربه می‌کند.
درحالی‌که چراغ‌های سینماهای تهران در سرمای بهمن‌ماه ۱۴۰۴ برای میزبانی از چهل‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر روشن شده و صف‌های طولانی علاقه‌مندان به هنر هفتم شور و حرارت همیشگی را به خیابان‌ها بازگردانده است، نمی‌توان چشم بر واقعیتی بزرگ بست که فرسنگ‌ها دورتر از کاخ جشنواره، پایه‌های صنعت سرگرمی را لرزانده است. امسال، در حالی به تماشای آثار فیلمسازان داخلی نشسته‌ایم که سینمای جهان، شاید سریع‌ترین و عجیب‌ترین دگردیسی تاریخ ۱۳۰ساله خود را تجربه می‌کند.
کد خبر: ۱۵۴۱۹۲۹
نویسنده امیرحسین حیدری - گروه کلیک
 
صحبت از ورود یک بازیگر جدید، یک کارگردان نامرئی و یک تدوینگر خستگی‌ناپذیر است: هوش مصنوعی. اگر تا همین سه سال پیش،هوش‌مصنوعی تنها درفیلم‌های علمی ــ تخیلی به‌عنوان یک‌موضوع مطرح بود،امروز درسال۲۰۲۶ (۱۴۰۴)، این فناوری به ابزار اصلی خلق همان فیلم‌ها تبدیل شده است. گزارش پیش‌رو، تلاشی است برای درک عمیق این زلزله خاموش که از هالیوود تا سینمای مستقل اروپا و آسیا را درنوردیده و اکنون سایه‌اش برسرسینمای ایران نیز سنگینی می‌کند.
   
پایان دوران صفحه سفید
شاید بزرگ‌ترین تغییری که هوش‌مصنوعی در دو سال اخیر (۲۰۲۵ ــ ۲۰۲۴) ایجاد کرده، در اتاق‌های نویسندگان رخ داده است. جایی که پیش از این، ترس از صفحه سفید کابوس فیلمنامه‌نویسان بود. براساس گزارش‌های منتشرشده از سوی مؤسسات تحقیقاتی معتبر نظیر Vibe Central در سال ۲۰۲۵، نقش مدل‌های زبانی بزرگ در فرآیند نگارش فیلمنامه از یک ابزار تفننی به یک دستیار ضروری تبدیل شده است. امروز در استودیوهای بزرگ فیلمسازی، نرم‌افزارهای مبتنی بر هوش‌مصنوعی، نه جایگزین نویسنده، بلکه به‌عنوان شریک او عمل می‌کنند. نویسنده ایده اولیه‌ای را مطرح می‌کند: یک درام جنایی در تهران دهه ۴۰ با پایان‌بندی غیرمنتظره. در کسری از ثانیه، هوش‌مصنوعی ده‌ها ساختار روایی، پلات‌های فرعی و حتی دیالوگ‌های پیشنهادی را ارائه می‌دهد. طبق داده‌های MIT AI Film Hack، بیش از ۵۴درصد از شرکت‌کنندگان در رویدادهای فیلمسازی سال گذشته میلادی، از مدل‌های زبانی برای توسعه فیلمنامه استفاده کرده‌اند. با این ابزارها، نویسندگان می‌توانند در ساختار ماژولار داستان خود تجربه کنند؛ مثلا تأثیر تغییر تصمیم شخصیت در سکانس پنجم بر فرجام فیلم را بسنجند و از هفته‌ها کار طاقت‌فرسا برای بازنویسی رها شوند. اما این سکه روی دیگری هم دارد. منتقدان هشدار می‌دهند که اتکای بیش از حد به الگوریتم‌هایی که براساس داده‌های موجود آموزش دیده‌اند، می‌تواند سینما را به سمت کلیشه‌زدگی سوق دهد. هوش مصنوعی، استاد تکرار الگوهای موفق گذشته است، اما آیا می‌تواند آن جنون و خلاقیت انسانی را که شاهکارهایی مثل همشهری کین یا هامون را خلق کرد، شبیه‌سازی کند؟ پاسخ فعلا منفی است، اما سرعت یادگیری ماشین، این نه را لرزان کرده است.

وقتی کلمات به تصویر تبدیل می‌شوند
۲۰۲۵ سال بلوغ ابزارهای تولید ویدئو از متن بود. ابزارهایی مانند Sora محصول OpenAI ، Runway Gen-۳ و LTX Studio که زمانی تنها ویدئوهای چند ثانیه‌ای تار تولید می‌کردند، اکنون قادرند سکانس‌های سینمایی با کیفیت بالا خلق کنند. در گذشته، برای به‌تصویرکشیدن یک شهر باستانی یا یک سیاره خیالی، نیاز به صدها هنرمند کانسپت، ماکت‌ساز و متخصصان CGI بود. امروز، کارگردانان با استفاده از هوش‌مصنوعی مولد، استوری‌بوردهای متحرک می‌سازند. یعنی قبل از این‌که حتی یک دوربین روشن شود، کارگردان می‌تواند نسخه اولیه فیلمش را با تمام جزئیات نورپردازی و زاویه دوربین روی مانیتور ببیند. وبسایت Analytics Insight در گزارشی تحلیلی اشاره می‌کند که نقش‌های سنتی در حال ادغام هستند. طراحان صحنه و هنرمندان جلوه‌های ویژه اکنون باید مهندسی دستور (Prompt Engineering) بدانند. این فناوری، دموکراسی را به سینما هدیه داده است. یک فیلمساز جوان در دورافتاده‌ترین نقطه ایران، اگر خلاقیت داشته باشد، می‌تواند تصاویری خلق کند که پیش از این تنها درانحصار استودیوهای مارول یادیزنی بود. این یعنی کاهش شکاف تکنیکال میان سینمای بدنه و سینمای مستقل؛ اتفاقی که می‌تواند برای سینمای کم‌بضاعت اما خلاق ایران یک فرصت طلایی باشد.

بازیگران دیجیتال و چالش جاودانگی
یکی از بحث‌برانگیزترین ابعاد ورود هوش‌مصنوعی به سینما، مسأله بازیگران است. تکنولوژی دیپ‌فیک (Deepfake) و جوان‌سازی دیجیتال (De-aging) که زمانی پرهزینه و مصنوعی به نظر می‌رسید، اکنون به کمال رسیده است. در سال‌های اخیر شاهد بازگشت بازیگران فوت شده به پرده نقره‌ای بوده‌ایم، موضوعی که اخلاق‌مداران را نگران کرده است. هوش مصنوعی اکنون می‌تواند با اسکن چهره و صدای یک بازیگر، دوقلوی دیجیتال او را بسازد. این یعنی بازیگر می‌تواند در خانه استراحت کند، درحالی‌که نسخه دیجیتالی او در فیلمی اکشن بدلکاری یا حتی به زبان‌های دیگر صحبت می‌کند (دوبله خودکار با حفظ لحن اصلی بازیگر، یکی دیگر از دستاوردهای ۲۰۲۵ است). اما این پیشرفت، اتحادیه‌های بازیگری در سراسر جهان را به وحشت انداخته است. اعتصابات بزرگ هالیوود در سال ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ را به یاد داریم که یکی از بندهای اصلی آن، محافظت از تصویر بازیگران در برابر هوش مصنوعی بود. در سینمای امروز جهان، این سؤال مطرح است: مالکیت چهره و صدای یک هنرمند تا کجاست؟ آیا تهیه‌کنندگان حق دارند بدون اجازه بازیگر، از هوش مصنوعی برای تغییر احساسات چهره او در مرحله تدوین استفاده کنند؟ اینها سؤالاتی است که حقوقدانان هنوز پاسخ قاطعی برای آن نیافته‌اند، اما تکنولوژی منتظر قانون نمی‌ماند و با سرعت به پیش می‌تازد.

خداحافظی با کارهای طاقت‌فرسا
شاید ملموس‌ترین تأثیر هوش‌مصنوعی برای اهالی فنی سینما، در مرحله پس‌تولید باشد. تدوینگرانی که شب‌های متوالی را صرف کارهای تکراری مانند روتوسکوپی (جداکردن سوژه از پس‌زمینه) یا اصلاح رنگ می‌کردند، اکنون نفسی راحت می‌کشند. ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند با یک کلیک، سوژه را ازشلوغ‌ترین پس‌زمینه‌ها جدا کنند،نویزصدا رابا کیفیتی باورنکردنی حذف کنند و حتی بر اساس ریتم موسیقی، کات‌های اولیه را پیشنهاد دهند. نشریه علمی ScienceDirect در مقاله‌ای با عنوان تحول دیجیتال صنعت فیلم اشاره می‌کند که هوش مصنوعی در حال حذف نقش‌های صرفا فنی و سطح پایین است. دستیاران تدوین و کسانی که کارشان صرفا آماده‌سازی راش‌ها بود، بیشترین خطر بیکاری را حس می‌کنند. 

آیا ربات‌ها جایگزین تارکوفسکی می‌شوند؟
باید از خود بپرسیم که جایگاه انسان در این معادله کجاست؟ آیا سینما که قرار بود آینه‌ای از روح و عواطف انسانی باشد، به دست ماشین‌هاسپرده می‌شود؟گزارش‌های جهانی نشان می‌دهدکه هوش مصنوعی هنوز در درک عمیق عواطف، زیرمتن‌های فرهنگی و طنز پیچیده ناتوان است. هوش مصنوعی می‌تواند یک فیلم اکشن استاندارد بسازد، اما نمی‌تواند «جدایی نادر از سیمین»خلق‌کند،زیرادرکی ازدرد،تردیدواخلاق انسانی ندارد.همان‌طورکهAnalytics Insightتأکید می‌کند، هوش‌مصنوعی نمی‌تواند یک فیلم کامل را به شکل معنادار بسازد؛ هنوز به بینش و کارگردانی انسانی نیاز است. بااین‌حال، خطر واقعی میان‌مایگی است. وقتی تولیدمحتوا آسان و ارزان شود،ممکن است با سیلی از فیلم‌های متوسط، شبیه به هم و بدون روح مواجه شویم که ذائقه مخاطب راتغییردهند.خطر دیگر،حذف فرصت‌های یادگیری برای تازه‌واردان است.وقتی‌هوش‌مصنوعی کارهای ابتدایی را انجام می‌دهد، یک تدوینگر یا دستیار کارگردان جوان چگونه باید مهارت‌های خود را پله‌پله بیاموزد؟

سیمرغ ایرانی در افق هوش مصنوعی
چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی برگزار می‌شود که سینمای ایران بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد. از یک‌سو، محدودیت‌های بودجه و امکانات سخت‌افزاری همواره پاشنه‌آشیل سینمای ما بوده است. هوش‌مصنوعی با کاهش شدید هزینه‌های تولید و ارائه ابزارهای بصری قدرتمند، می‌تواند فرشته نجات سینمای ایران باشد و به فیلمسازان ما اجازه دهد رویاهای بزرگ‌تری را به تصویر بکشند که پیش از این به‌دلیل فقر تکنولوژیک محال بود.
از سوی دیگر، نبود زیرساخت‌های قانونی (قانون کپی‌رایت) و عدم آموزش آکادمیک در این حوزه، می‌تواند ما را به مصرف‌کنندگان صرف محتوای ماشینی تبدیل کند. آنچه مسلم است، هوش‌مصنوعی در سینما، نه یک موج گذرا، بلکه یک تغییر پارادایم است. سینماگر ایرانی امروز دیگر نمی‌تواند نسبت به این تحول بی‌تفاوت باشد.
شاید در دوره‌های بعدی جشنواره فجر، سیمرغ بلورین بهترین دستاورد فنی، به‌جای یک شخص، به تیمی اهدا شود که بهترین تعامل را با هوش‌مصنوعی داشته‌اند. اما تا آن روز، و تا همیشه، این نگاه فیلمساز است که به پیکسل‌ها جان می‌دهد، نه الگوریتم‌ها. هوش مصنوعی دوربین را ارتقا داده است، اما هنوز یاد نگرفته که به کجا نگاه کند؛ این وظیفه همچنان بر دوش هنرمندان باقی است.
newsQrCode
برچسب ها: هوش مصنوعی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها