روشهای سنتی کاشت دستی نهال، کندتر از آن هستند که با سرعت تغییرات اقلیمی رقابت کنند. اینجاست که نسل جدیدی از فناوری وارد میدان میشود؛ از «رباتهای ششپا» که از صخرهها بالا میروند تا «اینترنت درختان» که صدای بازگشت حیات را میشنود. به عصر «احیای هوشمند» خوش آمدید.
امید ششپا در شیبهای مرگبار
یکی از جذابترین نوآوریهای اخیر در پرتغال ظهور کرده؛ کشوری که طبق گزارشهای جدید، ۵۴درصد از خاک آن بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۳ طعمه حریق شده است. دو مخترع جوان ۱۹ساله، مارتا برناردینو و سباستیائو مندونکا، با درک یک حقیقت تلخ دست به کار شدند. در زمینهای سوخته، «زمین خودِ دشمن است». خاک پس از آتشسوزی سست است و شیبهای تند جنگلی، اعزام تیمهای انسانی یا ماشینآلات سنگین را غیرممکن و خطرناک میکند. پاسخ این دو جوان، رباتی ششپا (Hexapod) که شبیه یک حشره غولپیکر طراحی شده تا بتواند از شیبهای ۴۵درجه بالا برود، بدون اینکه (برخلاف تراکتورها) خاک حساس را فشرده و تخریب کند.
بر اساس گزارش Smithsonian Magazine، این ربات مجهز به هوشمصنوعی است که موانع را شناسایی و مسیر خود را در لحظه اصلاح میکند. تروبادور قادر است ۲۰۰ نهال را در هر ساعت با دقت جراحی در زمین بکارد. نکته شگفتانگیز، نرخ بقای ۹۰ درصدی نهالهای کاشتهشده توسط این ربات است که بسیار بالاتر از روشهای سنتی است. این رباتها، سربازان پیادهنظام در مناطقی هستند که انسان جرأت پا گذاشتن در آن را ندارد.
تکتیراندازان هوایی
درحالیکه رباتها روی زمین میجنگند، آسمان در اختیار پهپادهاست. پلتفرمهایی مانند Evertreen و استارتاپهای مشابه، مفهوم «جنگلبانان هوشمصنوعی» (AI Rangers) را معرفی کردهاند. این پهپادها دیگر فقط ناظر نیستند؛ آنها اکنون ماشینهای کاشت فوقسریع به حساب میآیند که میتوانند روزانه تا صدهزار درخت بکارند؛ اما این فرآیند صرفا پاشیدن بذر نیست. سیستمهای مدرن ابتدا با استفاده از دادههای ماهوارهای و تحلیل طیفی خاک، نقاطی را که دارای رطوبت و مواد مغذی کافی برای رشد بذر هستند (Micro-sites) شناسایی میکنند. سپس پهپادها کپسولهای زیستتخریبپذیری را شلیک میکنند که حاوی بذر جوانهزده و مواد مغذی اولیه است. این کپسولها مانند یک «بسته حمایتی»، شانس زندهماندن بذر را در خاک سوخته و خشن بهشدت افزایش میدهند.
شنیدن صدای حیات
کاشتن درخت تنها نیمی از راه است و نگهداری از آن چالش اصلی محسوب میشود. شرکت Veritree با معرفی سامانه ROOT (مشاهده بلادرنگ درختان)، مفهوم جنگلهای هوشمند را به سطح کاملا جدیدی ارتقا داده است. در پروژههایی مانند احیای منطقه «دریاچه ساول» در کانادا، این شرکت شبکهای پیچیده از حسگرها را در جنگل سوخته نصب کرده است.این شبکه شامل دندرومترهای هوشمند برای سنجش رشد فیزیکی تنه درختان جوان و حسگرهای رطوبت خاک برای پایش وضعیت آبرسانی به ریشههاست. اما شاید شاعرانهترین بخش این فناوری، حسگرهای بیوآکوستیک باشد که به «صدای جنگل» گوش میسپارند. هوش مصنوعی با تحلیل صداهای محیطی، بازگشت پرندگان، حشرات و دیگر گونههای جانوری را تشخیص میدهد. بازگشت این صداهای خاص، حتی پیش از آنکه چشم انسان قادر به مشاهده باشد، موفقیتآمیز بودن احیای اکوسیستم را نشان میدهد.
درسگرفتن از خاکستر
همیشه دخالت انسان لازم نیست؛ گاهی طبیعت خود را ترمیم میکند و ما فقط باید بدانیم «کجا» دخالت نکنیم. محققان دانشگاهUC Davis با استفاده از تکنیک فوتوگرامتری پهپادی و الگوریتمهای یادگیری ماشین، پروژهای را برای مقایسه تصاویر قبل و بعد از آتشسوزی آغاز کردهاند. این سیستم هوشمند با دقت پیکسلی، تفاوت بین گیاهان بومی (مثل بلوطها) و علفهای هرز مهاجم را تشخیص میدهد. هوش مصنوعی به مدیران جنگل میگوید که کدام مناطق بهطور طبیعی در حال بهبود هستند (سبز میشوند) و کدام مناطق به کمک یا کاشت دستی نیاز دارند. این ابزار که مانند یک «جعبهابزار تابآوری» عمل میکند، جلوی هدررفتن منابع در جاهایی که طبیعت خود کارش را بلد است میگیرد.
از خاکستر تا امید
فناوریهای نوین درحال تغییرروایت ما ازآتشسوزیهای جنگلی هستند.اگر درگذشته آتشسوزی به معنای پایان یک جنگل برای چندین دهه بود، امروز با کمک تروبادورهای مکانیکی، بذرپاشهای هوایی و گوشهای الکترونیکی، میتوانیم زمان احیا را به طرز چشمگیری کاهش دهیم. ما دیگر فقط ناظران سوگوار نیستیم؛ بلکه به معماران اکوسیستم تبدیل شدهایم که با تلفیق بیولوژی و سیلیکون، به خاکستر فرمان زندگی میدهیم.همانطور که مارتا برناردینو، مخترع جوان پرتغالی میگوید: «ماسیستمهای ناقص گذشته رادیدیم وتصمیم گرفتیم راهحلی بسازیم که بهجای مبارزه با طبیعت خشن، با آن سازگار شود.»