از دیگر سو، نمی توان روند افزایش آنتهای بشقابی و استفاده از آن را طی چند سال اخیر در ایران نادیده گرفت. توسعه بهره مندی از اینترنت توجه بی.بی.سی را به طراحی و ایجاد یک سایت قوی و موثر سوق داد.
و هم اکنون با افزایش آنتهای بشقابی و علاقه مردم به دیدن برنامه های ماهواره ای ، آنها را به فکر ایجاد رسانه ای انداخته است که مخاطبان بیشتری را پوشش دهد.نکته قابل ذکر این است که هم اکنون بسیاری از مخاطبان داخل کشور که دارای امکانات بهره مندی از برنامه های ماهواره ای هستند، مخاطب برنامه های شبکه فارسی جام جم ایران می باشند. این اتفاق برای برنامه سازان و مدیران رسانه ملی باید به دقت بررسی شود؛!
یکی از معانی این رخداد، این است که برنامه های شبکه های داخلی برای مخاطب داخل کشور نیاز به بازنگری جدی دارد. در واقع تغییر، پویایی و تحول موجود در شبکه های داخلی برای جلب و جذب مخاطب از سرعت و اثر لازم برخوردار نیست. براستی چنانچه در یک شرایط رقابتی و آزاد، امکان انتخاب برای مخاطبان داخلی فراهم شود، چند درصد از برنامه های شبکه های داخلی از روی امواج ماهواره ای دیدنی می شود؛
اگر بی.بی.سی به فکر تاسیس تلویزیون فارسی زبان افتاده است ، به طور قطع با شکار سلیقه و ذائقه مخاطب و بررسی نیازها و شرایط موجود و رفتارشناسی مخاطبان فارسی زبان در منطقه ، توانسته است ، توجیهی منطقی بیابد. با این وصف ، ما باید در نگاه به مخاطب و درک شرایط و نیازهایش تاملی دوباره داشته باشیم و نگذاریم فرصت برای حضور بی.بی.سی فارسی در عرصه تصویر فراهم و مهیا شود.
پیش از این یعنی در تابستان سال 82 هنگام طراحی و پخش برنامه دختران که در کنار برنامه پسرای ایرونی توانسته بود مخاطبان جوان بسیاری را جلب و جذب نماید، نقدهای بسیاری را تحمل می کردیم. اما همان موقع استدلال و منطق جاری درباره محتوا و ساختار برنامه دلربایی از مخاطب جوان و درک نیازها و سلایق آنها بود. با این چشم انداز که چارچوب های ارزشی و اعتقادی باید در چنین بستری به جوانان ارائه شده و آنها را به تفکر وادارد. امروز، پس از گذشت چند سال که تقریبا تمامی برنامه های جوان پسند از آن ساختار پیروی و تقلید می کنند، درستی و روشنی این استدلال به خوبی نمایان شده است.
برنامه مردم ایران اسلام ، یکی دیگر از مثالهای روشن برای فکر کردن به مخاطب به گونه ای متفاوت است . این که بر مبنای فکر، طراحی و برنامه ریزی به مخاطب بیندیشیم و برنامه بسازیم ؛ موضوعی که در عرصه رسانه های تصویری ما کمی از یاد رفته است.
پیام و بسته بندی آن در رسانه دارای چارچوبی علمی و تجربی است . توجه به برنامه خبری 20.30 که به رویدادها متفاوت نگاه می کند و با قدم گذاشتن در حاشیه ها آنها را به متن در ارائه خبر تبدیل می کند، از دیگر مثالهای گفتنی در این زمینه است.
بخشهای رادیو بی.بی.سی یا سایت آن ، به گونه ای حرکت کرده است که همواره توانسته است پیامی جذاب ، شنیدنی و یا خواندنی برای مخاطب داشته باشد. در این خصوص ارائه اخبار نیز با توجه به قید سرعت ، جانبدارانه ، اما به گونه ای بی طرفانه نگارش می شود تا این گونه به نظر برسد که همه دیدگاه ها طرح و بحث می شود. این معنا اگرچه درست نیست ، اما تصوری است که با قدرت القائ می شود. توجه به تحقیق و برنامه سازی براساس اسناد و مدارک سبک تاریخی کلیدی است که بی.بی.سی به تجربه و یا به هوشمندی توانسته است از آن به نحو مطلوبی استفاده ببرد.
جنگ جهانی اول را جنگ روزنامه ای ، جنگ جهانی دوم را جنگ رادیویی ، جنگ ویتنام را جنگ تلویزیون های سیاه و سفید، جنگ اول خلیج فارس را جنگ تلویزیون های ماهواره ای و جنگ دوم خلیج فارس به طور قطع جنگ رسانه های جایگزین بوده است و امروز ما با تلفیق تلویزیون های ماهواره ای و رسانه های جایگزین (اینترنت) روبه رو هستیم. شرایطی که رسانه های انبوه تبدیل به مخاطبان انبوه می شوند. مخاطبان گونه گونی که از طریق رسانه با هم در ارتباطند و در واقع بخشی از فرآیند برنامه سازی به حساب می آیند نه روبه روی آن.