گود زورخانه ها خالی است

پس از 52 سال زندگی با ورزش باستانی ، امروز آمده بود سکوت خود را بشکند و از درددلش صحبت کند. درد دلی که تنها ذکر یاعلی او را همچون کوه استوار و خستگی ناپذیر نگه داشته بود.
کد خبر: ۱۲۹۵۹۵

اصغر شیرخدا ، مرشد نام آشنای زورخانه های تهران و مدیر زورخانه شیرخدا ، 52 سال از زندگیش را صرف خدمت به این ورزش کرده و امروز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. او پس از برادر بزرگترش ، حاج جعفر به عنوان دومین مرشد و مروج ورزش باستانی در رادیو خدمت کرد و همه روزه ، پیشکسوتان و مردمان عادی بسیاری را با ذکر یاعلی روانه کار و زندگی نمود. همه او را بخوبی می شناسند ، حتی نسل امروز که دور از صدای ضرب زورخانه ها هستند.

آقای شیرخدا متولد چه سالی هستید؛
سال 1306 ، 79 سال سن دارم. سلامتی و تندرستی ام را مدیون لطف الهی و سپس ورزش باستانی هستم. 16 ساله بودم که ورزش باستانی را از باشگاه آهن سابق شروع کردم و پس از قهرمانی در رقابت های 75 کیلوگرم ، کشتی را رها و در نقش مرشدی در کنار برادرم فعالیت کردم. الان حدود 52 سال از آن روزها می گذرد و من در تمام این مدت مرشدی کردم.

مشوق اصلی شما در انتخاب رشته باستانی چه کسی بود؛
علاقه به فعالیت در رشته باستانی در خانواده ما موروثی بود ؛ اما برادر بزرگم در خانواده ما مشوق اصلی من و برادر کوچکترم بود.

از خاطرات اولین زورخانه ای که در آن قدم گذاشتید ، بگویید.
یک زورخانه در سه راهی دونگی بود که برای اولین بار در آنجا به گود رفتم و ورزش کردم. بیشتر خاطرات را آنجا سپری کرده ام ؛ اما آنجا هم بعدها تعطیل شد.

کمی از حاج جعفر شیرخدا بگویید.
حاج جعفر بنیانگذار رشته باستانی در رادیو بود. او سالها در رادیو برنامه صبح ورزش باستانی را به طور زنده اجرا می کرد. ما هر روز صبح ساعت یک ربع به 6 آماده اجرای برنامه بودیم. روزهایی که او نمی توانست بیاید من به تنهایی برنامه را اجرا می کردم. و کلا ما در اجرای برنامه بسیار موفق بودیم.

از آن زمان سالهای زیادی می گذرد. در شرایط کنونی راهکار شما برای منقرض نشدن ورزش باستانی و تعطیل نشدن زورخانه ها چیست؛
باتوجه به شرایط فعلی که رویکرد جوانها به ورزش باستانی تغییر کرده ، باید بخشی از بار هزینه ها را از دوش مدیران زورخانه ها برداشت.
اولین درخواست من از سازمان تربیت بدنی این است که اجازه بدهد زورخانه ها هزینه ای بابت اجاره پرداخت نکنند. زورخانه مکانی مقدس برای ورزشکاران است و می تواند مسجد دوم برای ورزشکاران باشد ؛ چرا که در آنجا یادخدا و ائمه معصوم همیشه زنده است. باید هزینه هایی را برای چنین مکانی که در آن درآمدزایی وجود ندارد و تنها هدف نزدیکی ورزش با دین است ، تخفیفاتی وجود داشته باشد.

درآمدزایی زورخانه ها چگونه است؛ و ساده تر بگویم ، اصلا زورخانه ها می توانند درآمدزا باشند؛
درآمد زورخانه ها همان پولی است که ورزشکاران در صندوق می ریزند. این پول هم بین زورخانه دار ، مرشد و خدمتگزار زورخانه تقسیم می شود که معمولا پول صندوق دخل و خرج زورخانه ها را هم نمی رساند.
البته اگر مساعدت سازمان تربیت بدنی باشد ، ما ورزش زورخانه ای را رایگان به مردم ارائه می کنیم ؛ چرا که سبک و سیاق این ورزش از قدیم کمک کردن به مردم بوده نه پول گرفتن از آنها.

با توجه به آن که در خبرها آمده بود فدراسیون ورزش باستانی و کشتی پهلوانی امسال 300 میلیون تومان برای ترمیم و بازسازی و کمک به زورخانه های کشور اختصاص داده ، اگر نصف این مبلغ برای کمک به زورخانه ها هزینه شود ، باتوجه به این که حدود 300 زورخانه در کشور هنوز تعطیل نشده اند به هر زورخانه مبلغ 500 هزارتومان می رسد که حتی کفاف مخارج یک ماه یک زورخانه را هم نمی دهد...
بله ، این خبر درست است به شرطی که بودجه 200 میلیونی که قرار بود پرداخت شود که پرداختش را بعید می دانم. باور کنید اگر تربیت بدنی کمک نکند ، این مادر ورزشها بزودی منقرض خواهد شد.

چرا برای رفع مشکلات مستقیما با آقای علی آبادی صحبت نمی کنید؛
فکر می کنید این کار را نکرده ام؛ پیش از این که آقای علی آبادی به ریاست سازمان تربیت بدنی برسد، به سازمان رفتم و به نمایندگی از طرف تمام زورخانه دارها از آقای مهرعلیزاده تقاضای کمک کردم. به او گفتم این میزها می ماند و شما می روید. پس قبل از رفتن یادگاری بزرگ برای زورخانه ها بگذارید. او هم در تایید تمام صحبت هایم می گفت چشم. اما دریغ از آن که حتی عید همان سال به پیشکسوتان عیدی بدهد.

با توجه به شرایط پیش آمده برای ورزش باستانی که برای ادامه حیات نیاز به بودجه هنگفتی دارد ، شاید چندمنظوره کردن زورخانه ها روشی مناسب برای ادامه فعالیت باشد. در این خصوص چه نظری دارید؛
بله! این پیشنهاد شاید آخرین راهکار باشد ؛ اما عملی کردن این روش هم به آسانی نیست وقتی 2 سال پیش به آقای خطیب گفتم اجازه بدهید گود را پر کنید تا حداقل ورزش های رزمی را دایر کنیم ایشان به من گفت آقای شیرخدا شما چرا این حرف را می زنید.
ورزش باستانی مال شماست. من خودم مشکلات را حل می کنم ، تا زورخانه ها تعطیل نشود. 2 سال گذشت ، نه تنها مشکلی حل نشد ، بلکه چندین برابر هم شد. باور کنید سال گذشته می خواستند 700 هزار تومان به من بدهند تا من زورخانه را به آنها بدهم که در آن مبل سازی کنند وقتی کسی نمی آید ، وقتی پولی برای دخل و خرج نیست ، وقتی حمایت نمی شود، وقتی بیمه نیست ، دیگر چه باید کرد؛

در میان تمام این مشکلات نقش فدراسیون ورزش های باستانی برای ترویج این ورزش چه بوده است؛
متاسفانه در زمان آقای سجادی ، رئیس پیشین فدراسیون که از زورخانه چیزی نمی دانست و شان این ورزش پهلوانی را نمی شناخت. بسیاری از زورخانه ها در همین دوره تعطیل شدند و رسیدگی به زورخانه ها فراموش شد. او فقط ابلاغ کرد که زنگ زورخانه ها را که از قدیم تنها برای پهلوانان به صدا درمی آمد ، برای هر کسی به صدا درآورید و این شان و ارزش جایگاه مقدس زورخانه را به هم ریخت. زنگ مال پهلوان یا پیشکسوتی است که سنش از 60 سال گذشته باشد ، ولی در زمان آقای سجادی آنقدر زنگها بی دلیل به صدا درآمد که بسیاری از پهلوانان قید زورخانه را زدند. حالا که مسوولان جدید فدراسیون ورزش باستانی و کشتی پهلوانی منصوب شده اند ، بیایند دو نفر خبره و آشنا به این ورزش را به کار بگیرند تا به همه امور آشنا باشند و با همکاری و همفکری هم بتوانند از مشکلات اهالی این ورزش کم کنند و در راه اعتلا و سربلندی آن موفق تر باشند تا به امید خدا ، این ورزش ملی مذهبی ، سنتی و آیینی به جایگاهی که شان والای آن است ، بازگردد.

آقای شیرخدا! علت رکود این رشته ورزشی در چیست؛ و اصولا متوسط مخارج یک زورخانه چقدر است؛
شاید علتش این است که فرهنگ این رشته در بین جوانان آن طور که باید جا نیفتاده و کسی جوابگوی مشکلات پیش آمده در این رشته نیست. مخارج خودم را مثال می زنم. من برای این که هفته ای 3 روز در زورخانه را باز کنم ، هفته ای 20 هزار تومان به مرشدم می دهم ، ماهی 180 هزار تومان هم اجاره زورخانه است. در کنار اینها پول آب و برق و گاز هم هست که همه اینها هر روز به 200 هزار تومان می رسد.


سارا شیرازی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها