مرثیه‌ای برای هامون بی‌آب

سیستان دوباره نفسش گرفته، تنگ شده؛ خیلی هم تنگ؛ سرفه‌های پیاپی امانش را بریده؛ سرفه‌هایی که در نیمه‌های هفته گذشته به اوج رسید و صدها نفر را روانه مراکز درمانی کرد؛ سرفه‌هایی که به خاطر کمبود هوا، کمبود اکسیژن و البته هجوم ریزگردهای برخاسته از سرزمین خشک و برهوت سیستان، از سینه هموطنان دیار رستم کنده می‌شود و تمام مسیر نفس کشیدنشان؛ از ریه‌ها و نای گرفته تا حنجره و دهان و بینی را آلوده و درگیر می‌کند؛ سرفه‌هایی که تا باد و طوفان و ریزگرد هست، آنها هم هستند و امیدی به رفتنشان نیست؛ امیدی نیست، زیرا هامون و هیرمند خشک است و بی‌آب و به گفته مسئولان تا آبی نباشد، وضع همین است که هست.
کد خبر: ۱۱۵۸۶۴۷
مرثیه‌ای برای هامون بی‌آب

قصه وزش باد و توفان و زیر تلی از شن و ماسه رفتن روستاها و مسدود شدن جاده‌ها در سیستان قصه تازه‌ای نیست؛ سال‌هاست که مردم نجیب این دیار با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند، از حدود 20 سال پیش، همان زمان که آسمان خسیس شد و در دیار رستم و سهراب کمتر بارید و هرسال بر خساستش افزوده شد. از همان زمان که افغانستان هم جلوی ورود آب به هیرمند خروشان را گرفت و تالاب بزرگ هامون رفته رفته کوچک و کوچکتر شد. وزش باد و توفان در سیستان اتفاق تازه‌ای نیست، برای هزاران سال مردم این دیار تجربه همزیستی سالم در میان رقص بادهای 120 روزه را پشت سر گذاشته‌اند. بادهای 120 روزه، بومی خطه جنوب شرق کشورمان است و تا همین چند دهه پیش، نعمتی بود برای این سرزمین، وقتی که هامون پرآب بود و وزش باد و طوفان بر روی آن، هوای داغ منطقه را تلطیف و خنک می‌کرد. همین شرایط بود که بزرگ‌ترین تمدن‌ها را در آن دیار به‌وجود آورد؛ شهر متمدن جهانی سوخته و 5000 ساله را. همین شرایط بود که حیات در داغ‌ترین بخش کشورمان را تاکنون امکان‌پذیر کرده. از 20 سال پیش اما که آسمان خسیس شد و دولت همسایه دلسنگ و بی‌رحم، از 20 سال پیش که هامون بی آب شد و بی برکت، بادهای 120 روزه هم لطافتشان را از کف دادند و به تازیانه‌هایی تبدیل شدند بر گرده سیستان و سیستانی‌ها.

تالاب که خشک شود، زمین که برهوت شود، آبی که نباشد تا قوام و استحکام به خاک بدهد، بادها هرچقدر هم که لطیف و ملایم باشند، باز بخشی از خاک را جمع کرده و با خود می‌کشانند به هر جا که بروند. بادها که سریع‌تر بوزند، خاک بیشتری جمع می‌کنند و به هرچه در مسیرشان باشد، سخت‌تر می‌کوبند و ویران می‌کنند. حالا حتی بادهای 120 روزه که دیگر چند سالی است به طوفان‌های پرشن و ماسه و خاک تبدیل شده‌اند، شمارشان از 120هم فزون شده و به بیش از 200 رسیده است. این یعنی مردم سیستان 200 روز از 360 روزشان را با هوایی پرخاک، آسمانی تار و تیره، خانه‌هایی پراز گردو‌غبار و تمییزناپذیر و نفس‌هایی به شماره افتاده سپری می‌کنند؛ 200 روزی که فصل گرم تابستان و ماه‌هایی از بهار و پاییز را درگیر می‌کند.

شرایط سخت‌تر می‌شود

مردمان سیستان و بلوچستان اما در این میان هیچ چاره‌ای جز سوختن و ساختن یا مهاجرت و سرگردانی در حاشیه شهرهای دیگر استان‌های کشور ندارند.

آنها که می‌مانند باید تحمل کنند، نهایتش این‌که با ماسکی هجوم گردوغبار به سینه‌هایشان را مهار کنند؛ اگر بشود البته. بوی بهبود اما از این اوضاع نمی‌آید و شرایط سخت‌تر هم می‌شود؛ این را آمار و ارقام می‌گویند؛ آمار بارش‌ها در چند سال اخیر و بویژه در سال گذشته.

سال گذشته سیستان و بلوچستان خشک‌ترین و کم بارش‌ترین دوران عمری خود را در ده‌های اخیر پشت سر گذاشت. بارش‌ها 75درصد کاهش داشتند و عنوان خشک‌ترین استان کشور به سیستان و بلوچستان رسید. رضا اربابی، مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری سیستان و بلوچستان به جام‌جم می‌گوید: علاوه بر کاهش شدید باران، عدم ورود هیچ حقابه‌ای به هیرمند و هامون هم در خشک‌تر شدن منطقه تاثیر بسزایی داشته است.

اربابی می‌گوید از زمانی که بادهای 120 روزه سیستان شروع شده، اوج وزش این بادها را در روز سه‌شنبه هفته گذشته یعنی 16 مرداد در شهرستان‌های زابل، زهک، هامون، هیرمند و نیمروز خطه سیستان شاهد بودیم که سرعت باد به 104 کیلومتر رسید و میزان غلظت ریزگردها را به 2228 میکروگرم و شرایط هوای سیستان را به 12 برابر شرایط ناسالم رساند و 250 نفر را روانه مراکز درمانی کرد.

روزهای قبل و بعدش هم باد و طوفان همچنان سرعت داشت حال شاید کمی کمتر مثلا 70، 80 یا 90 کیلومتر. روزهای پایانی هفته اما از اوج سرعت و ویرانگری طوفان کاسته شد، اما اربابی می‌گوید که از امروز دوباره شاهد شدت گرفتن وزش باد و طوفان خواهیم بود. این یعنی دوباره سینه‌های پرسرفه، هجوم مردم به مراکز درمانی و انبوه شهروندان ماسک بر صورت زده. مدیرکل دفترمدیریت بحران استانداری سیستان و بلوچستان از شدت گرفتن وزش گردوغبار در این استان در سال جاری هم به دلیل خشکسالی و کاهش بارش‌ها خبر می‌دهد و گرچه از آمادگی کامل مراکز درمانی، بسیج امکانات و هماهنگی و همکاری همه نهادهای استان برای خدمات‌رسانی به مردم، کمک به مصدومین و کاهش خسارت‌ها سخن به میان می‌آورد، اما افقی در دور و نزدیک برای بهبود این شرایط متصور نیست.

اربابی می‌گوید این سرزمین خشک است؛ دیگر آبی ندارد و تا آب نباشد کاری از دست ما ساخته نیست و تنها باید با امکانات حداقلی موجود در استان مثل آبرسانی با تانکر، توزیع ماسک، و کمک خیرین شرایط را مدیریت کرد؛ مثل کمک از طریق کمپینی که اکنون هلال‌احمر در کشور راه‌اندازی کرده به نام کمپین نذر آب تا دست کم آب شرب مردم استان و تانکرهای مورد نیاز آبرسانی تامین شود و یا مثل کاروان‌های سلامت که اکنون 19 تای آن در استان مستقر شده تا به وضع بهداشت و درمان مردم خاک خورده و حادثه دیده برسد.

فاطمه مرادزاده

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها