گفت‌وگو با مهرداد ضیایی، بازیگر سریال‌های «عمودی‌ها» و «محکومین»

از چالش‌ها لذت می‌برم

سبک و مسیری که مهرداد ضیایی به‌عنوان بازیگر، در پیش گرفته بی‌شباهت به سیاوش طهمورث نیست؛ هر دو بازیگر با کوله‌بار تجربه‌های تئاتری به تلویزیون آمده‌اند و هر دو ید طولایی در ایفای نقش‌های منفی دارند. البته فرم چهره و جنس صدای ضیایی، بازی در نقش‌های منفی را به او تحمیل نمی‌کند و تا امروز نقش‌های مثبت هم داشته است.
کد خبر: ۱۱۱۵۴۳۸
از چالش‌ها لذت می‌برم

بعد از سال‌ها حضور روی صحنه، دیگر نمایشنامه‌ها و شرایط مالی تئاتر برای مهرداد ضیایی اغناکننده نبود و به این ترتیب او سر از بازیگری در مقابل دوربین درآورد. سریال‌هایی چون اولین شب آرامش، بی‌گناهان، یادآوری، در مسیر زاینده‌رود، خسته‌دلان، راه طولانی خانه، داوران، سرزمین کهن و محکومین حاصل فعالیت‌های او در تلویزیون هستند.

چندی پیش در یکی از اپیزودهای سریال محکومین شاهد نقش متفاوتی از ضیایی بودیم و این شب‌ها او را در سریال «عمودی‌ها» به کارگردانی حجت ذیجودی و تهیه‌کنندگی فرهاد فرج‌نظام در شبکه سه می‌بینیم. به همین بهانه گفت‌وگویی با ضیایی داشته‌ایم که می‌خوانید.

تقریبا تمام سریال‌هایی که تا امروز در تلویزیون بازی کرده‌اید از بهترین‌ها بوده‌اند، اما مردم شما را خیلی نمی‌شناسند. فکر می‌کنید چرا این‌طور است؟

برای این‌که شرایط همیشه به دلخواه ما پیش نمی‌رود. در طول این سال‌ها گاهی شرایط برای کار مهیا نبوده و گاهی هم پیشنهادهای خوبی نبوده که بپذیرم و بازی کنم. نمی‌توانم با قدرت بگویم تشکیلات یا مافیای بازیگری داریم، اما به دلایلی برخی بیش از اندازه همه جا حضور دارند و برخی دیگر به اندازه توانایی‌هایشان فرصت فعالیت پیدا نمی‌کنند.

شاید کمی هم به خودتان مرتبط باشد؛ به این‌که چطور و چقدر خود را معرفی می‌کنید و چقدر در معرض انتخاب هستید. مثلا هیچ سایت یا صفحه‌ای در اینترنت وجود ندارد که بیوگرافی و سابقه کاری شما را بتوان در آن جست‌وجو کرد!

قبول دارم که خیلی کم خودم را معرفی کرده‌ام و معمولا خیلی در جریان امور نیستم در حالی که این امر بخشی از کار ماست و متاسفانه من در این زمینه ضعف دارم. البته اگر در معرفی خودم کم کاری کرده باشم، در عوض به جرات می‌گویم که در ایفای نقش‌هایی که به من سپرده شده، از همه توانم مایه گذاشته‌ام و امیدوار بودم همین مساله بتواند در کارنامه کاری‌ام تاثیرگذار باشد.

بعد از سال‌ها بازی در تئاتر، اولین سریالی که بازی کردم، اولین شب آرامش بود و بلافاصله در سریال بعدی ظاهر نشدم. شاید بهتر می‌بود که حضور مستمر‌تری می‌داشتم و بیشتر خودم را معرفی می‌کردم.

شباهت اسم شما و سیدمهرداد ضیایی هم دلیل مضاعف شده که اخبار مربوط به فعالیت‌های شما زیر سایه او قرار بگیرد.

بله ایشان، هم دوست خوبی است و هم بازیگر توانمندی. همچنین معمولا تاکید می‌کند که نامش سیدمهرداد ضیایی است تا به این ترتیب تفاوت اسم ما دو نفر کمی محسوس شود اما این تشابه هم بی‌تاثیر نیست.

در سریال عمودی‌ها نقش اصلی را برعهده دارید اما شخصیت تیمور شکاری به قدری آزاردهنده است که باید پرسید اصلا چرا این نقش را قبول کردید؟

من برای نقش‌هایی که بازی می‌کنم، حریم و محدوده تعیین نکرده‌ام. به نظرم نقش‌هایی مانند تیمور، چالش‌های جذابی برای بازیگر ایجاد می‌کند و من همیشه از چالش‌ها لذت می‌برم.

تعداد نقش‌های منفی در کارنامه من خیلی بیشتر از نقش‌های مثبت است. همیشه عده‌ای به من انتقاد کرده‌اند که چرا اینقدر نقش منفی بازی می‌کنی ولی فکر می‌کنم نقش‌های منفی هم سخت‌تر است و هم اگر بتوان آنها را خوب بازی کرد و حس بد و نفرت را در مخاطب ایجاد کرد، موفق‌تر خواهیم بود. به نظرم توانسته‌ام این کار را در سریال عمودی‌ها انجام دهم و خوشبختانه دیگر مردم شخصیت بازیگر را براساس نقش‌هایش، قضاوت نمی‌کنند.

تیمور شکاری، آواز می‌خواند و تکیه‌کلام‌هایی دارد که شخصیتش را به واقعیت نزدیک کرده است. این ایده شما بوده یا در فیلمنامه وجود داشت؟

برخی رفتارهای تیمور مانند همین آوازخواندن‌ها و تکیه‌کلام‌ها در فیلمنامه نبود. کارگردان سریال اعتماد کرد و به من میدان داد که بتوانم با تکیه کلام‌هایی مثل روز عالی پرتغالی، نیستی برف اومده خیسی و امثال آن به این شخصیت رنگ بدهم و جذابیت‌هایی برایش ایجاد کنم که کمی از تلخی و نچسبی او بکاهد.

احساس خودتان به آدمی مثل تیمور شکاری چیست؟ اعصابتان را به هم نمی‌ریزد؟

متاسفانه تیمورهای زیادی در جامعه داریم. هر وقت امکان تازه‌ای مانند رایانه، تلفن همراه، آپارتمان، خودرو و تلفن وارد کشورمان شده و فرهنگ استفاده از آنها آموزش داده نشده، آدم‌هایی مانند تیمور ظاهر شده‌اند! فرهنگ استفاده از این امکانات باید به مردم آموزش داده شود. یکی از نهادهای مسئول، صداوسیماست و یکی از راهکارهای آن تولید سریال است که عمودی‌ها یک نمونه از این آثار تلویزیونی است.

تیمور شکاری وارد آپارتمان شده بدون این‌که فرهنگش را بشناسند یا درباره آپارتمان‌نشینی چیزی بداند، دریافتی داشته باشد یا حتی در این باره مطالعه کرده باشد.

واقعیت این است که تیمور و امثال او، اصلا آدم‌های بدی نیستند و من فکر نمی‌کنم او قصد آزار کسی را داشته باشد. تیمور حتی جوانمردی‌ها و لوطی‌هاگری‌ها و معرفت‌ خاص خودش را هم دارد که برخی از آنها در این دوره و زمانه، قصه و افسانه شده‌‌اند ولی در عین حال او نمی‌داند در یک مجتمع آپارتمانی چطور باید زندگی کند و همسایه‌ها چه حقوقی بر گردن هم دارند. برخلاف نظر شما، مردم رابطه خوبی با این نقش برقرار کرده‌اند چون شاید از هر ده آپارتمان مسکونی، هشت‌تای آنها یک تیمور شکاری دارد که دیگران را آزار بدهد.

جالب این است که او خودش را خیلی هم فاضل و باشعور و دانا فرض می‌کند!

بله همین طور است. چنین شخصیت‌هایی معمولا فکر می‌کنند عقل کل هستند و هر کاری می‌کنند درست است. مساله اصلی آدم‌هایی مانند تیمور دقیقا همین است، چون باعث می‌شود آموزش‌پذیر نباشند. البته جامعه و نهادهای متولی هم در آموزش دادن به این افراد کم‌کاری کرده‌اند.

در سریال محکومین هم نقش مردی را بازی می‌کردید که با وجود مشکلات مالی هفت فرزند داشت. در چند تئاتر هم شما را در نقش مطرب و کارتن‌خواب دیده‌ام. این قشر از جامعه و سطح فرهنگی آنها برای شما جذاب است؟

من نقش‌ها، قشر و طبقه آنها را تقسیم‌بندی نمی‌کنم اما به طور طبیعی وقتی کسی از نظر فرهنگی، اجتماعی، سواد و تحصیلات سطح پایین‌تری از متوسط جامعه داشته باشد، خصوصیاتی پیدا می‌کند و رفتارها و کنش‌هایی از خودش بروز می‌دهد که به لحاظ نمایشی جذابیت دارد و بازیگران را وسوسه می‌کند. مثلا من با تیمور شکاری به لحاظ شخصیتی فاصله دارم و برای همین از نزدیک شدن به او لذت می‌برم. این شخصیت برای من غریبه است، تصویرهایی از او در ذهن دارم و تلاش می‌کنم مثل یک مجسمه‌ساز از این تصویرها به شکل و شمایل نهایی نقش دست پیدا کنم.

بنابراین راه رفتن، حرف‌زدن، نگاه کردن و خندیدنش ابزاری می‌شود برای خلق این مجسمه که در قالب من شکل می‌گیرد و از نمایشش لذت می‌برم.

هم تیمور شکاری و هم مرد داروفروش سریال محکومین، سرخوش و شاد و بی‌خیال هستند. فکر می‌کنید این سرخوشی‌ در دل این همه بدبختی از کجا می‌آید؟

نکته جالب درباره آدم‌هایی که سطح فرهنگی بالایی ندارند، همین کنار آمدن با شرایط است. خدا را صد هزار مرتبه شکر که می‌توانند با شرایط بد زندگی خود کنار بیایند، چون در غیر این صورت عاصی شده و حتما برای خودشان و دیگران خطرساز می‌شدند. راستش به نظرم همین که با شرایط خودشان کنار می‌آیند، قابل احترام هستند.

البته ممکن است به این دلیل باشد که خیلی اطلاعی از جهان ندارند که بخواهند غصه بخورند یا نگران باشند!

بله درست می‌گویید. این هم می‌تواند باشد.

شما نقش‌های متنوعی بازی کرده‌اید. دوست دارید چه چیزی را در بازیگری تجربه کنید؟

دوست دارم بازی کنم، خیلی مهم نیست چه نقشی! بازی کردن و فعال بودن آرزوی قلبی من است. وقتی کار می‌کنم، روحیه‌ام عالی و زندگی برایم زیباست. من به بازیگری وابسته ام و وقتی دارم بازی می‌کنم، حسم این است که علاوه بر مهرداد ضیایی که دارد زندگی خودش را می‌کند، می‌توانم آدم‌های زیادی را زندگی کنم. من تعداد زیادی از زندگی‌ها را زندگی کرده‌ام و امیدوارم هر روز تعدادشان بیشتر شود.

آذر مهاجر

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها