jamejamnashriyat
نشریات جام سیاست کد خبر: ۱۰۶۴۶۵۵ ۳۱ مرداد ۱۳۹۶  |  ۰۸:۰۰

در مورد طرح مقابله با اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه که هفته گذشته در مجلس به تصویب رسید باید گفت، مشکل اصلی طرح عدم مشخص بودن راهبرد است، سوال این است که این طرح با چه راهبردی تهیه شده است،این طرح مجموعه تاکتیک‌های اقتصادی، تحریمی و ویزایی را شامل می‌شود اما سوال اصلی را جواب نمی‌دهد که راهبرد این طرح ایران در مقابل آمریکا چیست.

البته سیستم حکومتی کشورمان راهبردهای خود را در مقابل آمریکا اعلان کرده، اما در مکتوبات مجلس و دولت راهبرد مدونی نمی‌بینیم. این در حالی است که راهبرد آمریکا یعنی تغییر حکومت ایران از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون کاملا مشخص بوده است و این راهبرد را مخفی نکرده و تمام اقداماتشان در همین راستاست.

آمریکا بعد از پیروزی انقلاب تاکتیک‌های شش گانه‌ای را علیه ایران و براساس استراتژی تغییر حکومت آغاز کرد، اموال ایران را مصادره کردند. تحریم‌هایی را علیه کشورمان اعمال کرد که تا امروز کم و زیاد شده است، در کشور اغتشاش‌هایی را در دهه‌های 60،70،80 ایجاد کرد، در دهه 80 مقامات این کشور رسما از آشوب‌های سال 88 تهران حمایت کردند. حتی یکی از سیاستمداران سابق آمریکایی با انتشار گزارشی تحلیلی به افشای نقش دولت آمریکا در طراحی آشوب‌های پس از انتخابات 88 در ایران پرداخت.تاکتیک چهارم آمریکا ترور بود خصوصا ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان و نهایتا از آخرین تاکتیک یعنی جنگ عیله ایران استفاده کرد.

این موارد اقداماتی بود که آمریکا برای تغییر حکومت ایران شروع کرد. در دهه دوم، آمریکا تاکتیک خیلی بزرگ‌تری تحت عنوان خاورمیانه بزرگ را در پیش گرفت، طبق این تاکتیک قرار بود کشورهای خاورمیانه از جمله ایران، لبنان، سوریه و عراق تجزیه شود؛ نقشه جدید برای خاورمیانه طراحی شده بود اما ایران براساس راهبردی که رهبری داشتند مانع موفقیت این طرح آمریکا شد و طرح به بن بست رسید، در دهه سوم و بعد از 11 سپتامبر این مسیر از سوی آمریکا ادامه یافت و رسما ایران را محور شرارت اعلام کردند و به افغانستان و عراق حمله کردند.

آمریکا نتوانست به ایران حمله کند اما طرحی را در مورد لبنان که همان جنگ 33 روزه بود پیاده کرد تا به این ترتیب به متحد منطقه‌ای ایران حمله و این کشور را از بین ببرند، در حالی که عملا این طرح آنها شکست خورد و نه تنها نتوانستند حزب‌الله را نابود کنند، بلکه موفق به خلع سلاح حزب‌الله نیز نشدند و به این ترتیب اسرائیل عقب‌نشینی کرد.

بعد از ناکامی در جنگ 33 روزه، حمله 22 روزه علیه حماس را در سال 2008 آغاز کردند، چرا که حماس متحد ایران بود، در این جنگ نیز اسرائیل با شکست مواجه شد و نتوانست غزه را تحت اختیار خود در آورد.

در دهه چهارم با پدیده مهم و تاریخی به نام بیداری اسلامی مواجه می‌شویم که در تمام جهان عرب سابقه نداشت به سرعت مردم قیام کرده و حکومت‌های وابسته به آمریکا ساقط شد البته این کشور بلافاصله طرح را مدیریت کرده و تلاش کرد اوضاع را تحت کنترل داشته باشد، در لیبی توانستند مسیر را تغییر دهند و البته در سوریه پاتک بزرگی زدند و در دهه چهارم سراغ سوریه و بزرگ‌ترین متحد ایران رفتند و می‌خواستند انتقام شکست در مقابل ایران را با سقوط دولت سوریه جبران کنند و به این ترتیب با شکست بازوی ایران یعنی سوریه، راهی برای سقوط ایران باز شود. استراتژی سدنفوذ قدرت ایران در خاورمیانه و جلوگیری از تبدیل شدن ایران به قدرت اول در این منطقه همواره در دستور کار آمریکایی‌ها بوده است. جمهوری اسلامی ایران کانون الهام‌بخش مقاومت در برابر تجاوزطلبی و زیاده‌خواهی‌های آمریکا در فکر و ذهن ملت‌های منطقه است. نتیجه این الهام‌بخشی را امروز به‌روشنی در افزایش روزافزون اقتدار ایران در منطقه و شکست پی‌در‌پی سیاست‌های آمریکا در این حوزه می‌توان مشاهده کرد. آمریکایی‌ها بر این باورند که اگر کانون الهام‌بخش ملت‌های به‌پا‌خواسته از درون به سردی بگراید.جمهوری اسلامی ایران براساس راهبرد رهبر انقلاب در برابر این‌گونه اقدامات مقاومت کرد.

در حال حاضر حدود هفت سال از نبرد بین آمریکا و ایران در سوریه می‌گذرد، البته باید به این موضوع هم اشاره کنم که جنگ در سوریه بین داعش و سوریه نیست بلکه جنگ بین ایران و آمریکاست.

در دهه چهارم انقلاب هم این‌گونه اقدامات آمریکا ادامه یافت، ممکن است این سوال مطرح شود که مذاکرات هسته‌ای و برجام به معنی کنار گذاشته شدن استراتژی آمریکا مبنی بر تغییر حکومت در ایران است؟ ممکن است در ظاهر این‌گونه باشد اما در عمل این‌گونه نیست و این کشور فقط تاکتیک را کنار گذاشته است. یکی از دلایل آمدن آمریکا به پای میز مذاکره با جمهوری اسلامی ایران دست‌های خالی آمریکا از گزینه کارساز دیگر علیه برنامه هسته‌ای ایران است.آمریکا در عمل با مشاهده عدم موفقیت در تاکتیک‌های متعدد علیه ایران(تحریم، ترور، مصادره اموال وکودتا) تاکتیک مذاکرات هسته‌ای با ایران را در پیش گرفت. سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا دچار شکست شده و آمریکایی‌ها به سمت مذاکره با ایران آمدند.

اما بعد از برجام مشخص شد که آمریکا به‌دنبال همان استراتژی تغییر حکومت در ایران بوده است. امروز که حدود 80درصد اقدامات هسته‌ای کشورمان تقلیل یافته است مشخص شده که آمریکا به دنبال فریب بوده و پس از کاهش قدرت هسته‌ای ایران به این میزان به همان مسیر قبلی خود برگشته و تحریم‌ها بیشتر شده و جنگ در سوریه تشدید یافته است.

اقدامات آمریکا بعد از برجام خشن‌تر شده است و به اعتقاد بنده مجلس شورای اسلامی نیز باید به‌صورت مشخص اعلام کند که اگر آمریکا به‌دنبال تغییر رژیم در ایران است مجلس نیز به‌عنوان مقابله به مثل با آمریکا به‌دنبال تغییر رژیم این کشور است؟ حال آن‌که استراتژی مجلس در قبال آمریکا مشخص نیست.مجلس و وزارت خارجه باید پاسخ دهند و استراتژی خود را به‌صورت مشخص اعلام کنند، آمریکا به‌صورت رسمی اعلام کرده که به‌دنبال تغییر حکومت ایران است، اما راهبرد این دو نهاد هنوز مشخص نیست.

دکتر مصطفی مصلح‌زاده

استاد دانشگاه و سفیر پیشین ایران در اردن

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ورود بورسی پرابهام

ورود بورسی پرابهام

با گسترش بازار سرمایه و رکوردزنی شاخص بورس در ماه‌های اخیر، بسیاری از شرکت‌ها متقاضی حضور در بورس و عرضه عمومی سهام خود در بازار سرمایه هستند.

«برد - برد» واقعی

«برد - برد» واقعی

یکی از اصلی‌ترین وظایف دستگاه سیاست خارجی تدوین استراتژی کار با کشورهای مختلف و طراحی راهبردهای بلندمدت، میان مدت و کوتاه مدت است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر