جذابیت در تعامل با زمان شکل می گیرد

تلویزیون برای نوروز امسال چه تدارکی دیده است؛ این سوالی بود که تقریبا در ماههای منتهی به پایان سال 84بارها در خبرها و مطالب مختلف رسانه ها مطرح شد و از سوی دست اندرکاران برنامه ها و شبکه ها به آن پاسخ های مختلفی داده شد.
کد خبر: ۹۲۵۱۲

البته در روزهای پایانی سال در مصاحبه معاون سیما این مساله که سریال های پایان نمایش و وفا در این ایام از 2شبکه یک و 3سیما پخش خواهد شد قطعیت یافت.
در زمانی که این مطلب را می خوانید پخش این دو سریال خاتمه یافته است هر دو سریال وفا و پایان نمایش آثاری بودند که برای ماه محرم ساخته شدند.
البته سریال وفا در نزد مخاطبان عام مقبولیت بیشتری یافت و واکنش هایی هم که در زمان نمایش آن اتفاق افتاد بسیار بیشتر از سریال پایان نمایش بود.
اما سریال پایان نمایش نیز به دلیل رعایت استنادهای تاریخی از جایگاه ویژه ای برخوردار شد.بهمن زرین پور از کارگردان های تلویزیونی است که در سالهای دور گذشته دو سریال موفق عطر گل یاس و آوای فاخته را در کارنامه کاری خود داشته است.
سریال هایی که در آن با تلفیق اتفاق های زمان حال و گذشته و ارجاع های تاریخی در زمان نمایش خود آثار جذابی بودند و البته هنوز هم خاطره های شیرینی از آن را به یاد داریم. تاریخ برای مخاطبان آثار نمایشی همیشه مساله جذابی بوده است.
این شیوه هم که نویسنده یک اثر نمایشی به سراغ رویدادی تاریخی برود و آن رویداد را همزمان با ماجرایی عاطفی روایت کند بارها مورد استفاده قرار گرفته و اغلب نتیجه مثبتی داشته است.
در سریال پایان نمایش هم زرین پور برای روایت مقطعی از تاریخ ایران به سراغ شخصیت هایی رفته که در این روند تاریخی سرنوشت متفاوتی پیدا می کنند. ماجراهای این سریال در جمع اعضای چند خانواده رخ می دهد. حامد و گلچهره زن و شوهری هستند که در دامغان زندگی می کنند.
پدر گلچهره فرماندار دامغان است و خواهر او که عمه گلچهره محسوب می شود دارای دو پسر به نام های هوشنگ و منوچهر است که نقشی موثر در رویدادهای داستان دارند.
اختلافی قدیمی میان این خواهر و برادر وجود دارد که به دلیل پی گیری بیش از حد خواهر به مساله ای جدی تبدیل می شود و حتی آینده گلچهره را هم تحت الشعاع قرار می دهد.
این مساله بستر مناسبی را برای پیش بردن حوادث و رویدادهای داستان فراهم کرده است. به گونه ای که عملا شخصیت عمه و فرزندان او در طول داستان به عنوان ضدقهرمان ها در مقابل طیفی قرار می گیرند که در راس آنها گلچهره است و صاحب مسافر خانه و همسرش ، حامد، کمالی و مامور زندان دیگر اجزا این گروه را تشکیل می دهند.
این قهرمان ها و ضدقهرمان ها از نظر دیدگاه های سیاسی هم نقطه مقابل یکدیگر هستند. شخصیت های داستان همه دارای فراز و فرودهای مختلف عاطفی و شخصیتی هستند و در طول داستان چند شخصیت به تحول می رسند.
حامد از جوانی بی گناه که سالها به دلیل یک کینه شخصی لحظات عمرش هدر رفته است در پایان تبدیل به قهرمان می شود و این بهترین پایان برای داستانی این گونه است که در نهایت با مرگ قهرمان داستان خاتمه می یابد.
از سوی دیگر زرین پور روابط پیچیده ای را میان این شخصیت ها ایجاد کرده که مهم ترین آنها ازدواج گلچهره در مقطعی از داستان است که هنوز همسرش حامد زنده است اما او تصور کرده که همسرش اعدام شده است.
این مساله البته نه به شکل چندان مطلوب اما در حد قابل قبولی در داستان به کار گرفته شده است. در کنار نقاط مثبت و ارزش های قابل قبول که در سریال ارائه گردید یکی از ایرادهایی که به سریال پایان نمایش وارد است ، عدم توجه به ظرفیت این اثر نمایشی در انتقال مفاهیم سیاسی و تاریخی است.
به هر حال هر سوژه داستانی ظرفیت محدودی برای انتقال این نوع مفاهیم دارد و افراط در بیان چنین رویدادهایی سبب خواهد شد که هدف اصلی اثر تحت الشعاع قرار گیرد. استفاده از عنصر تاریخ در شرایطی باعث جذاب شدن یک اثر نمایشی خواهد شد که از آن به عنوان یک چاشنی مناسب و درست استفاده شود.
شیوه درست استفاده هم این است که بالاخره بیننده قرار است شاهد اثری نمایشی باشد نه برنامه ای مستند و تاریخی. به همین دلیل نباید تاریخ پر رنگ تر از روابط آدمها و شخصیت های داستان باشد.
اما در پایان نمایش گاه این استفاده به قدری پر رنگ بوده که جنبه داستان گویی اثر را تحت الشعاع قرار داده و مثلا در یکی از صحنه های سریال که عزاداری ماه محرم در خانه کمالی برگزار می شود، دوربین مانند برنامه های عزاداری شبکه های تلویزیونی گاه واعظ و گاه مردم عادی را نشان می دهد که به سخنرانی پر شوری گوش می دهند.
یا در مقاطع دیگر داستان تاکید بیش از حد بر مسائل سیاسی سبب شده که یک بخشنامه اداری درباره برگزاری جشن های 2500ساله به طور کامل قرائت شود. البته یک نکته مهم دیگر این است که قرار نیست در سریالی اینچنینی همه وقایع تاریخی بررسی و تحلیل شود.
در چنین شرایطی باید دست به گزینش زد و از میان رویدادهای مختلف یک یا چند رویداد مرتبط با قصه را انتخاب و در رابطه با شخصیت های داستان آنها را پرداخت کرد و از خیر رویدادهای دیگر هم گذشت.

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
حتما شما هم بارها این جمله را شنیده اید که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. این عبارت را می توان به بخشهای مختلفی از جامعه تعمیم داد و مثلا گفت که هر سریال جایی و هر برنامه مکانی در جدول پخش دارد.
به دلیل ویژگی خاص نوروز امسال کار برنامه سازی برای 13روز تعطیلات ابتدای سال 85چندان ساده نبوده است. امسال سه مناسبت اربعین حسینی ، 28صفر و شهادت امام رضا (ع) در تقویم نوروز قرار گرفته بود که البته این مساله مستلزم برنامه ریزی دقیقی برای تهیه آثار قابل عرضه در این ایام بود.
شاید به همین دلیل شبکه اول تصمیم گرفت این سریال مناسبتی را در این ایام پخش نماید ولی از آنجایی که در چنین ایامی که مردم درگیر بازدیدهای نوروزی و رفت و آمدهای مکرر هستند یک اثر نمایشی باید ویژگی های خاصی داشته باشد که بتواند مورد توجه مخاطب قرار گیرد.
طبیعی است که ساختار اثری که در چنین ایامی ارائه می شود با اثری که در ایام عادی سال قرار است طی نود شب به بیننده عرضه شود و یا اثری که قرار است طی 3یا 6ماه از سال هر هفته بیننده شاهد آن باشد تفاوت دارد.
گذشته از این مناسبتی که یک اثر برای آن ساخته می شود نیز با مناسبتی دیگر متفاوت است و این یکی از مسائل مهمی است که سریال پایان نمایش از ناحیه آن ضربه خورده و باعث " دیده نشدن" این سریال شده است.
بهر حال نوروز یک مناسبت ملی و عید باستانی ایرانیان است که به دلیل همزمانی آن با چند مناسبت خاص مذهبی در سالهای اخیر با تفاوت هایی نسبت به سالهای گذشته برگزار شده است. اما در نهایت بخشهای مختلف این سنت همچون دید و بازدید و رفتن به مسافرت تعطیل نشده و تنها شکل برگزاری آن تغییر کرده است.
از این مقدمه چینی قصد داریم به این مساله برسیم که اساسا سریال پایان نمایش قرار بوده اثری مناسبتی باشد که در دهه فجر پخش شود. دهه فجری که سال گذشته همزمان با ماه محرم و دهه اول محرم بود و طبیعی است در چنین مقطع زمانی ، پخش سریالی که به یک مقطع مهم از تاریخ ایران می پردازد، همان چیزی است که باعث رضایت مخاطبان از این اثر نمایشی می شده است.
اگر سریال پایان نمایش در همان 10روز ماه محرم و دهه فجر پخش می شد در آن زمان همه نکاتی که امروز درباره این سریال به عنوان عیب مطرح است به حسن تبدیل می شد. دهه اول محرم اوج احساسات انقلابی سیاسی و تظاهرات مذهبی مردم و دهه شنیدن سخنرانی مذهبی و حضور در مراسم سینه زنی و عزاداری است.
در دهه فجر نیز بیننده هر روز حجم زیادی از برنامه های نمایشی با موضوع انقلاب را از رادیو و تلویزیون می شنود و می بیند و این توالی و تکرار برای اغلب مخاطبان صدا و سیما شیرین وخاطره انگیز است.
حالا در چنین شرایطی طبیعی است که تماشای سریالی درباره مقاطع مختلف انقلاب در کنار این برنامه های دیگر جذاب باشد و اصصلاحا باعث شود که جنس تلویزیون "جور" باشد. نکته قابل تامل دیگر درباره عرضه این سریال نمایشی در ایام محرم زمان عرضه آن بود.
پخش نامنظم سریالی که قرار است طی یک مدت مشخص هر شب پخش شود، همان چیزی است که باعث می شود بیننده عادت تماشای آن اثر را ترک کند.
در دو روز ابتدای تعطیلات نوروزی این سریال پخش نشد و پخش آن تا بعد از تعطیلات ادامه داشت و عملا این مقطعی است که بیننده دیگر تمایل چندانی به دنبال کردن برنامه های نوروزی ندارد.
پایان نمایش به مخاطب خود به شکل درستی معرفی نشد و شاید به همین دلیل بود که حتی تا روزهای پایانی پخش آن نیز شبکه یک برای آن تیزر پخش می کرد. ولی در عین حال نتوانست آن طوری که حق و جایگاه این سریال بود مورد توجه مخاطبان واقع شود.

رضا استادی
ostadi@jamejamonline.ir

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها