گوینده ،ریپورتر ،مجری ، بازیگر و شومن کدامیک ؛

سیدمحمدحسینی متولد1348 شاه عبدالعظیم تهران و بزرگ شده محلات پدرثانی و نارمک است وی که در شهرهای گرمسار، فیروزکوه ، اصفهان و کرج نیز زندگی کرده لیسانس رشته فیزیک است بااین حال به اعتقاد خیلی ها امروز موفقترین و محبوبترین شومن تلویزیونی ایران است
کد خبر: ۷۲۱۰
اما برخلاف بسیاری از کسانی که حتی یک صدم شهرت او را هم ندارند و با این وجود نگاهشان به اطرافیان مثل فردی است که از بالای قله اورست به آنها نگاه می کند نه تنها ذره ای تکبر و نخوت در وجودش نیست ، بلکه در همان نخستین برخورد هم آنقدر گرم و صمیمانه رفتار می کند که انگار سالهاست تو را می شناسد به انگیزه فعالیت های متعدد اخیرش گفتگویی با او صورت دادیم که می خوانید: از کی و چگونه وارد فعالیتهای هنری شدید؛از سال 73 به عنوان نویسنده ، کارگردان هنری و بازیگر در برنامه نوروز73 کارم را آغاز کردم و سپس همین وظایف را در برنامه های نیم نگاه ، سلام تهران ، طنز داخل پرانتز ادامه دادم پیش از آن ، کار تئاتر کرده بودید؛تنها یکبار زمانی که در اصفهان دانشجوی فیزیک بودم در تئاتری به نام "قنبرعلی دکتر می شود" به نویسندگی امیر حسین زاده و کارگردانی آقای کشانی بازی می کردم داستان آن درباره روستایی بود که توالت نداشت ، اما شعبه دانشگاه آزاد در آن راه انداخته بودند این کار بسیار مورد استقبال مردم قرار گرفت ، به نحوی که در بیشتر اجراها حدود50 نفر بیرون در می ماندند بعد از آن بود که دوستان اصرار کردند فعالیتهای هنری را جدیتر بگیرم.علت این که فعالیت هنری را با کار طنز و کمدی آغاز کردید چه بود؛ علاقه شخصی ، تشویق دیگران یایادم است از11 سالگی یک فیلم سینمایی کامل را - بدون این که دیده باشم - به اشکال مختلف کمدی ، جدی ، غم انگیز برای افراد خانواده یا فامیل تعریف می کردم و آنها هم واقعا تحت تاثیر قرار می گرفتند.فکر می کنید این ویژگی ذاتی بود یا اکتسابی؛نه من به وراثت و ژنتیک اعتقاد دارم و فکر می کنم سطح سواد و مطالعه پدر و مادر در هوش و توانایی های فکری فرزندانشان تاثیر دارد مثلا پدر خود من علاقه خیلی زیادی به مطالعه داشت ، مادربزرگم هم ذوق خوبی برای شعر گفتن داشت و این توانایی به من هم به ارث رسیده بوداز این رو مثلا در مسابقه بزرگ از هرکس یک واژه می پرسیدم و با آنها شعر می ساختم.هنوز هم شعر می گویید؛ نه ، چون به خاطر ممارست بیش از حد در معر!! گفتن ، شعر فراموشم شد مردم در حال حاضر شما را به عنوان بازیگر می شناسند، در صورتی که می گویید ذوق نوشتن داشتید و دست به قلم بودید با این حساب چطور شد که به سمت بازیگری کشیده شدید؛من همین الان هم حدود70 فیلمنامه آماده دارم منتهی سیستم کار در تلویزیون ما اینگونه است که ابتدا باید خودت را به مردم بشناسانی تا بعد امکان کارگردانی پیدا کنی.خودتان شخصا از بین بازی ، نوشتن و کارگردانی کدام را ترجیح می دهید؛احساس می کنم در نوشتن و کارگردانی خیلی خیلی قویتر از بازیگری ام و این را البته افراد دیگری هم به من گفته اند.چرا پس از جاافتادن در تلویزیون و شناخته شدن به سراغ نوشتن و کارگردانی نرفتید؛ چون به دلیل حضور در برنامه های متعدد فرصتی برایم باقی نمی ماند اما برای آینده تصمیم دارم جدی تر دنبال این هدف باشم و حضورم را در تلویزیون تا حد زیادی کاهش دهم.فکر می کنم برای نخستین بار با برنامه مسابقه بزرگ وارد عرصه اجرا شدید، چطور شدکه تصمیم گرفتید این کار را تجربه کنید؛اتفاقا آن موقع حدود15 ،16 نفر از بازیگران سینما برای این کار تست داده و پذیرفته نشده بودند من هم با مخالفت های زیادی روبه رو شدم اما آقای سبحانی )تهیه کننده ( خیلی اصرار داشت که من حتما می توانم در اجرا موفق شوم حتی دو بار مرا دعوت کرد که نرفتم و دفعه سوم گفت :بیا لااقل چند دقیقه باهم صحبت کنیم که رفتم و پس از آن جو مسابقه و فکر جدیدی که داشت مرا جذب کرد و تمام تلاشم را کردم تا مجری موفقی بشوم که البته نشدم!!باتوجه به این که وارد حیطه تازه و ناشناخته ای می شدید به نوعی ترس و اضطراب نداشتید که شکست بخورید و شهرت و محبوبیتی که تا آن زمان کسب کرده بودید از دست برود؛چرا تا حدی که ده شب نتوانستم درست بخوابم اما من همیشه معتقد بودم که عشق ، پول و موفقیت آنسوی خط ریسک است شیوه شما در کار اجرا بیشتر شبیه شومن است تا مجری تعریفی که از این دو تخصص دارید چیست و تفاوت آنها را در چه می دانید؛اول از همه گوینده است و پس از آن ریپورتر، مجری ، بازیگر، سیرگ و نهایتا شومن را داریم که به نظر من باید بسیار مطالعه داشته باشد یعنی دستکم 1000 کتاب در زمینه های مختلف خوانده باشد قدرت بداهه پردازی بالایی داشته و بازیگر خوبی باشد بعلاوه ، نور، صدا، کارگردانی ، میزانسن بشناسد اما مجری معمولا اطلاعاتش را از دیگران می گیرد و حداکثر30 درصد صحبت هایش بداهه است در صورتی که شومن حدود نود درصد صحبتهایش بداهه است.پیش از آغاز کار در مسابقه بزرگ آیا طرحی شخصیتی برای خودتان به عنوان شومن در نظر داشتید؛ بله ، فکر می کردم می توانم شخصیتی را که تا پیش از این در برنامه های دیگر ارائه کرده بودم ، قویتر نمایش دهم ، ضمن این که 50 درصد کار در مسابقه بزرگ هم بازیگر بود.در موفقیت یک شومن تاثیر کدام عامل را بیشتر می دانید؛ میمیک چهره ، قدرت بداهه پردازی یا تسلط به تکنیک بازیگری من شخصا حاضرم همین فردا صبح تمام صورتم را جراحی پلاستیک کنم و اصلا آدم دیگر ی شوم ، چون معتقدم اگر توان معروف شدن داشته باشم معروف و موفق می شوم توان معروف شدن یعنی چه ؛یعنی اعتماد به نفس به نظر من هر هنرمندی با هر مذهبی اگر توکل به خدا داشته باشد و احترام به بزرگتر و مردم را فراموش نکند و آنها را دوست داشته باشد محبوب و معروف می شود اینها جنبه های اخلاقی قضیه بود در صورتی که منظور من بیشتر ابعاد فنی بود قدرت بداهه پردازی خیلی مهم است و پس از آن تسلط به بازیگری و کارگردانی در تلویزیون ما از گذشته تاکنون شومنهای زیادی وجود داشتند اما تنها توفیق تعداد کمی از آنها استمرار داشته است و مابقی پس از مدت کوتاهی محو شدند فکر می کنید دلیل این امر چه بوده است؛مردم ذات و اندیشه فرد جلوی دوربین را به طور حسی می فهمند و نمی شود آنها را گول زد بنابراین اگر کسی کارش نمی گیرد، حتما راه دوست داشتن مردم را نمی داند در نتیجه حرفها و رفتارش به دل نمی نشیند خیلی از مجری ها و شومنهای ما غالبا در کارشان به ورطه لوس بازی می افتند شما چه نکاتی را رعایت می کنید که کمتر دچار چنین مشکلی می شوید؛یک دلیل آن شاید حجم زیاد کار باشد مثلا من برای اجرای یک مسابقه ناچارم دستکم پانزده ایده کمدی داشته باشم که 4 تای آن حتما لوس است چهار تای دیگر خنثی است و مابقی می گیرد.بله ، اما خیلی از همکارانتان حدود70 ،80 درصد ایده های کمدیشان لوس و بی مزه است من می خواستم بدانم شما چه می کنید که کار خاصی نمی کنم تنها می توانم بگویم خدا خواسته که من موفق و معروف شوم چون هشتاد درصد کارهای من بداهه است که همان لحظه به خواست او به مغزم می رسد یا من اقلا پنجاه فیلمنامه کمدی محض دارم که برای هرکسی تعریف کنم از خنده روده بر می شود در صورتی که کوچکترین مطالعه ای برای نوشتن آنها نکرده ام و همه چیز همان لحظه در ذهنم ساخته شده است کلا در زمینه کارتان آیا مطالعه می کنید و کار شومنهای موفق خارجی و ایرانی را تعقیب می کنید؛متاسفانه نه ضمن این که معتقدم موفقترین شومنهای خارجی هم مگر ایتالیایی ها یا فرانسوی ها قدرت این که بتوانند مردم ما را بدون بی ادبی3 بار بخندانند، ندارند چون هم فرهنگشان با ما فرق می کند و هم 90 درصد جوک بلدند، بنابراین به هر چیزی نمی خندند. نقاط ضعف خودتان را در چه می دانید؛ خیلی چیزها مثلا کمبود مطالعه و انتخاب های نادرست و بدون تحقیق و بررسی که البته از سال آینده دیگر هر کاری را قبول نمی کنم ، هم به خاطر احترام به بیننده ها هم خودم.مسابقه هایی که تاکنون کار کرده اید چقدر به ایده آل هایتان نزدیک بوده است؛بالقوه حدود10 درصد اما سعی کردم با استفاده از شوخی های گوناگون و متفاوت ، جایی که ممکن است آن را ارتقا دهم.کلا در حال حاضر به عنوان یک شومن ، فاصله خودتان را تا نقطه ایده آل خودتان تا چه حد می دانید؛حدود20 تا25 درجه که البته رسیدن به این نقطه هم چندان آسان نیست ، چون باید فضای ایده آل هم به وجود بیاید نظرات مردم را تا چه حد در کارهایتان دخالت می دهید؛آنهایی را که سلیقه ای نیست و جنبه فنی هم دارد حتما در کارم دخالت می دهم به همین دلیل است که شما الان می بینید شخصیت نمایشی من با مسابقه بزرگ خیلی فرق کرده است در تمام طول این سالها زوجی که شما با او بیشترین همکاری را داشتید احمدزاده بوده است علت این همکاری پیشنهاد تلویزیونی بوده یا خواست خودتان قطعا خواست خودمان چون احمدزاده قدرت بداهه گویی خیلی خوبی دارد و بالقوه بازیگر بسیار توانمندی است که متاسفانه علی رغم تمام اصرارهای من این مساله را جدی نمی گیرد یا شاید هم نمی خواهد باور کند در نتیجه اعصاب مرا هم خراب کرده است!!منظورتان بازیگر طنز و کمدی است دیگر؛نه ، هم کمدی هم جدی البته اوایل در مسابقه بزرگ او هنوز بازی نمی کرد و من ناچار بودم یک شوخی را خودم بپزم ، بزنم به او و دوباره پاسخ دهم در واقع مردم به شوخی بلوکه شده من می خندیدند و این سخت ترین بخش کار هم بود اما در حال حاضر خیلی از شوخی های کارهای ما متعلق به احمدزاده است ضمن این که پاسهای خوبی هم به من می دهد.شما هیچوقت وسوسه بازیگری در سینما را نداشتید؛چرا اتفاقا بالای 20 پیشنهاد هم داشتم اما قبول نکردم چون معتقدم سن بازیگری در سینما30 به بالاست بنابراین از امسال دنبال این کار می روم اما الان که در سینمای ما دور، دور جوانهاست و فیلمهای بازیگران جوان هم خوب می فروشد بله اما همانطور که خیلی از ستاره های جوان سالهای پیش الان بازار سابق را ندارند ستاره های جوان امروزی هم خیلی زود فراغ خود را از دست می دهند بویژه که الگوی خیلی از فیلمهای ما فیلمهای عشق و عاشقی هندی شده و قطعا این تب پایدار نخواهد بود به نظر من برای توفیق و ماندگاری در عرصه بازیگری سینما خانمها بهتر است از26 و27 سالگی آغاز کنند و آقایان از سی.بازیگری سینما را هم می خواهید در عرصه طنز و کمدی دنبال کنید نه ، هنوز هیچ چیز معلوم نیست شیرین ترین خاطره ای که تاکنون داشته اید چه بوده است؛این که وقتی پسرم دنیا آمد در بیمارستان حضور نداشتم و سر ضبط برنامه بودم!!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها