پارتیزان های دوره جنگ سرد

پخش سریال هایی که در قطع سینمایی ساخته شده امااز تلویزیون تحت عنوان مجموعه های دنباله دار پخش می شوند همواره برای جذب مخاطب مشکلاتی را داشته است این سریال ها که شکل کار خود را از سینما قرض گرفته اند
کد خبر: ۶۸۷۸
بر اساس مشخصه های رسانه ای تلویزیونی تهیه نمی شوند در حقیقت عمده این داستان ها فیلمهای سینمایی هستند که در چارچوب تلویزیون پخش شده و در نهایت تبدیل به سریال می شوند سریال ماموریت سری محصول کشور آلمان به کارگردانی رودی کورتز یکی از همین سریال هاست ماموریت سری سریال جذاب و مهیجی نیست و نمی تواند انتظار بیننده را درباره سبک فیلمهای جنگی برآورده کند بیشتر صحنه ها در تعقیب و گریزهای مخفی خلاصه می شوند و به نوعی حمله آلمان به ورشو در این مجموعه به یک نبرد سرد اطلاعاتی تبدیل شده است هر چند در سینمای جهان ، نگاه کردن به پدیده جنگ از زوایای گوناگون و به چالش کشیدن این پدیده ، محور فعالیت سینماگران و فیلمسازان بوده است ؛ به طوری که این اعتقاد در میان فیلمسازان وجود دارد که می توان از جنگ ، موضوعاتی انسانی بیرون آورد؛ اما نگاه کورتز به این پدیده آن هم با ساختار تلویزیونی ، تا حدودی به تاثیر گذاری فیلم لطمه زده است داستان ماموریت سری نشان دهنده سالهای جنگ جهانی دوم و حمله آلمان به ورشو و لهستان است آنچه کارگردان در این سریال به آن می پردازد، نفوذ پارتیزان های لهستانی و آلمانی در میان مردم است فیلمنامه سعی می کند تا از نگاه مردم و ارتش آلمان حضور این نیروهای مردمی را بررسی کند روایت های فیلم ، مانند یک دانای کل عمل می کند؛ اما همین چشم سوم در مواردی ردپای کارگردان را در گرایش باطنی خود به پارتیزان ها نشان می دهد با وجود نظام اطلاعاتی قوی ارتش آلمان و فرماندهان اس اس ، سایه پارتیزان ها که مثل شبحی در همه جا، از کانال کولر گرفته تا آویزان شدن زیر چرخهای کامیون حضور دارند، انتظار را در کل مجموعه تشدید می کند تعلیق موجود در تار و پود مجموعه ، تعلیقی است که برای تک تک افراد فرعی که داستان های فرعی را به پیش می برند، اتفاق می افتد؛ به گونه ای که بیننده یا هم ذات پنداری با شخصیت مرکزی آن قسمت ، می تواند هر کدام از شخصیت ها را به پایانی که در انتظار آنهاست، همراهی کند و تا جایگزین شدن شخصیت محوری دیگر، مخاطب را در درگیریهای ذهنی حاصل از دستدادن شخصیت فرعی رها می کند کند بودن ریتم مجموعه با آن تعلیق های گاه و بی گاهی که ذره ذره مخاطب را به گره گشایی نزدیک می کند، آزار دهنده است ؛ آزار دهنده به این علت که فیلم به نوعی از جلوه های ویژه جنگی خالی است هدف رودی کورتز از حمله آلمان به لهستان ، بیشتر نشان دادن تقابل اطلاعاتی در خلال جنگ است ؛ چیزی که بیشتر مجموعه های تلویزیونی و سینمایی از این دست کمتر به آن توجه کرده اند مسلم است که "ماموریت سری " پس از التهاب سینمایی تبلیغاتی آلمان ساخته شده است دوره ای که شاید بتوان از آن به دوره بازگشت و تامل جنگ به عنوان عاملی ضد انسانی یاد کرد زاویه دید در "ماموریت سری "، یکی ازارکان مهم در کل مجموعه است داستان از طریق شخص سومی که همان کارگردان است ، دنبال می شود از این زاویه دید، ما فقط با پارتیزان ها همراه نمی شویم ؛ هر چند که خاستگاه کارگردان به نوعی از آن زاویه باشد. شروع داستان با پارتیزان هاست و قرار است کل مجموعه به بررسی نفوذ این گروه در میان مردم و ارتش آلمان بپردازد. در زمان تکمیل بدنه سریال ، بیننده احساس می کند که فرماندهان آلمان و مقر فرماندهی و اتفاقاتی که در آن می افتد نیز به اندازه شناخت پارتیزان ها مهم است ؛ چرا که فیلمساز با این دلیل جلو می رود که شناخت نیروهای نفوذی احتیاج به شناخت محل نفوذ دارد. تنها تعلیق پنهان مجموعه که تا کنون گره گشایی نشده ، این مساله است که چگونه ممکن است یک سیستم فوق العاده اطلاعاتی، ضد اطلاعاتی عمل کند؛این پرسش در جای جای سریال ، ذهن بیننده آگاه را به خود مشغول می کند؛ پرسشی که متخصصان و کارشناسان علوم انسانی از زوایای گوناگون می خواستند به آن پاسخ دهند. وجود این پرسش باعث می شود پس از فیلم ، ذهن مخاطب حرکت پازلی خود را شروع کند و زمانی به پاسخ اصلی پرسش خود می رسند که به انتهای مجموعه رسیده باشد.وحشت پنهان و آشکار موجود در مجموعه ، فضای فیلم را به یک فضای خاکستری تبدیل کرده است بیشتر صحنه های فیلم تداعی کننده این داستان قدیمی است که فرماندهان نظامی آلمانی مانند دهقانانی هستند که می خواهند هر طوری شده ، جلوی ورود روباه را به مرغداری های خود بگیرند؛ اما این روباه زیرک تر از آن است که به این آسانی دم به تله بدهد.کند بودن ریتم داستان حتی در تیتراژ فیلم نیز بخوبی مشخص است . کارگردان با استفاده از اشکال نمادین و تجدیدی ، از قبیل نشان دادن دیواری که نور افکنی آن را روشن کرده است ، هیچ تمایلی به معرفی شخصیت های اصلی فیلم ندارد و به نوعی سری بودن ماموریت را در تیتراژ فیلم حفظ می کند؛ هر چند که نشان دادن نمادین دیوار و نورافکن می تواند تعابیر گوناگونی را در اذهان به وجود آورد نقد سیستم های نظامی در روند سینمایی جهان مساله ای حل شده است.نشان دادن این گونه مسائل در رسانه همه گیری چون تلویزیون که با سطح وسیعی از افکار عمومی در تماس هستند، به نوعی وارد کردن سینما و شیوه سینمایی در تلویزیون است تک متنی و پیوسته بودن این سریال ها به نوعی باعث از دست دادن مخاطب می شود؛ چرا که از دست دادن یک بخش از کل سریال ، به معنای گم کردن یک تکه از پازل برای رسیدن به نتیجه نهایی است بیننده در خلا میان حس تعلیق و انتظار رها می شود. مخاطب به طور دینامیک تلاش زیادی برای حدس زدن نمی کند، بلکه ترجیح می دهد در کنار سایر اعضای خانواده ، شاهد تلاش بازیگران برای حل تنشهای ایجاد شده باشد به هر حال برخلاف سابقه فیلمهایی که پیرامون جنگ ساخته شده و در تلویزیون به نمایش در آمده است ، سریال ماموریت سری گره های لازم را برای درگیر کردن بیننده با کل مجموعه ندارد وفور نمایش این گونه سبکها در تلویزیون مخاطبان را از دیدن چنین فیلمهایی دلزده کرده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها