jamejamsara
سرا خواندنی ها کد خبر: ۶۲۱۰۸۸ ۱۰ آذر ۱۳۹۲  |  ۱۰:۰۲

پدر و برادر دختری ۲۹ ساله که از ادامۀ زندگی با شوهر معتادش سر باز می‌زد، با نگه داشتن صورت او، به طرزی فجیع روی صورت و دستانش اسید پاشیدند و سراغ کار خود رفتند.

به گزارش جام جم سرا به نقل از ایسنا- تهمینه یوسفی، پس از گذشت حدود ۱۰ ماه از زندگی با همسرش، به اعتیاد وی پی برد و همین موضوع سبب امتناع وی از ادامه زندگی با همسرش و ارائه درخواست طلاق شد اما این موضوع که ظاهراً به مذاق پدر و برادر ۲۳ ساله تهمینه خوش نیامده بود، با واکنش منفی و مخالفت آنان روبرو شد و هنگامی که او کم شدن جهیزیه‌اش را به خانواده خود اطلاع داد پدر و برادرش بشدت از وی عصبانی شدند.
او می‌گوید: وقتی این موضوع را به پدرم اطلاع دادم او به شدت مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و از طریق تلفن از برادر کوچک ترم خواست تا خود را به خانه برساند. پس از اینکه برادرم به خانه آمد، وی با دو دستش صورتم را نگاه داشته و از پدرم خواست تا اسید را روی صورتم بپاشد.
این قربانی اسیدپاشی ادامه داد: پس از آنکه اسید را روی صورتم ریختند، با پیچیدن طناب دور گردنم، قصد خفه کردن مرا داشتند که به گمانم بعد از اینکه از حال رفتم، آنان با تصور خفگی مرا در خانه‌‌ رها کردند.
تهمینه با بیان اینکه پس از ساعتی به هوش آمده گفت: در حالی که به شدت از ناحیه صورت احساس سوزش می‌کردم، از دیگر اعضای خانواده‌ام درخواست کمک کردم اما آن‌ها از انتقال من به بیمارستان خودداری کردند تا اینکه برادر بزرگترم مرا به بیمارستان بوعلی قزوین منتقل کرد. به دلیل کمبود امکانات، از بیمارستان بوعلی به بیمارستان سوانح سوختگی تهران منتقل شدم و حدود ۲۰ روز در بیمارستان بودم که در این حین پدر و برادرم سراغی از من نگرفتند.
تهمینه با اشاره به ثبت شکایتش برای رسیدگی به این موضوع افزود: بعد از ترخیص از بیمارستان، از این اقدام پدر و برادرم شکایت کردم که تاکنون دو جلسه دادگاه در این خصوص برگزار شده است و هم اکنون نیز پدر و برادرم با قید وثیقه آزادند.
او گفت: تاکنون چندین عمل جراحی روی صورتم انجام شده است.

*شما چه نظری دارید؟ تجربه‌ها و نظراتتان را در این زمینه، با ما در میان بگذارید*
*با کلیک روی نماد RSS  و ذخیرۀ آن، جدیدترین مطالب ما را آسانتر دنبال کنید*

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
خبرهای مرتبط
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱۰
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
دانشجو
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۰
حیف اسم پدر ك رو بضیا میذارن...
۰
۰
كارمند
Iran, Islamic Republic of
۰۸:۲۵ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۲
دادگاه باید از حق این دختر به بهترین نحو دفاع كند تا این وحشی ها درس بگیرند

۰
۰
واله
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۴۷ - ۱۳۹۲/۰۹/۱۳
خدا لعت كند مردامانی را كه سبب ناراحتی موجودات زنده می شوند
۰
۰
یك مادر
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۵
بنظر عجیب می اید ولی مادری روی زمین نیست كه راضی به فرورفتن خاری در پای فرزندش باشد و او میگوید مادرم گالن اسید را به دست پدرم داده است مسئله غیر قابل تصور است
۰
۰
بهزاد
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۴۲ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۵
خوب نمیشه یه طرفه قضاوت كرد بدر شرایط عادی بوده برادرش هم بوده بس چیزی وسط بوده این كار كردن خدا داند
۰
۰
دكتر
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۵ - ۱۳۹۲/۱۰/۱۸
بعضی از دخترا به خاطر كارها...شون خانواده را به هم زدند شاید این دختره موقع ازدواج عجله نمیكرد شاید اینجوری نمی شد . نه دختره تقصیر داره نه پدره
۰
۰
بی پناه
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۱
بابای منم اینطوریه...كی بكشتم خدا میدونه
۰
۰
مریم
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۱
اسید پاشی بدتر از مردن چرا كه باید یك عمر با این صورت زندگی كنی و شكست روحی بخوری ؟ و بدترین وبزرگترین شكست ،شكست روحی است .
شاید علت اسیدپاشی غیر از این باشد و لی به هر حال باید این دیوانگان كه بویی از انسانیت نبردند و تنها از انسانیت صورت آن را یدك می كشند به اشد مجازات برسند .
خدایا به همه عقل سلیم عطا بفرما.....................الهی آمین
۰
۰
نیكو
United States
۱۵:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۷/۰۷
اصلا باورم نمیشه همچین خانواده هایی هم وجود دداشته باشن!! پدرومادر سمبل مهربانی و محبت هستند امیدوارم قانون اشد مجازات رو در نظر بگیره
۰
۰
زهرا
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۹/۰۸
مقصر خانواده دختر هستند كه میان بد و بدتر ؛ بدتر را برگزیدند
خب طلاق گرفت جرم كه مرتكب نشده حقش زجر كشیدن تا آخر عمر بوده اونم با صورتی سوخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در عجبم از اوضاع وخیم روح و روان و تربیت برخی خانواده ها
خدا به همه آگاهی ببخشد
۰
۰

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر