jamejamsara
سرا پیشخوان سرا کد خبر: ۶۰۵۶۶۶ ۲۰ مهر ۱۳۹۲  |  ۱۰:۴۰

جمله «با غریبه‌ها حرف نزن» نسلهاست که برای بسیاری از والدین تبدیل به شعاری شده که به منظور محافظت از فرزندانشان در مواجهه با افراد غریبه به کار می‌برند اما بر خلاف این تدبیر قدیمی، گاهی ایده خوبی است که بچه‌ها با غریبه‌ها حرف بزنند. اگر بچه گم بشود یا به کمک نیاز داشته باشد و آشنایی پیرامونش نباشد، دیگر به چه کسی رو بیندازد؟ بنابراین به جای شعارهای توخالی، بهتر است به بچه یاد بدهید که چه وقت با غریبه‌ها حرف بزند و چه وقت نه.

به فرزندتان بگویید که اگر غریبه‌ای به او نزدیک شد و چیزی مانند اسباب بازی یا خوراکی تعارف کرد یا خواست او را سوار ماشینش کند یا برای کاری از او کمک خواست، فرزندتان باید فوراً آنجا را ترک کند یا فریاد بزند. او باید در مورد این قضیه به شما یا بزرگ‌تر قابل اعتماد دیگری (مانند معلم یا مراقبش) بگوید. همین قضیه جایی که کسی – غریبه، آشنا یا دوست – از فرزندتان می‌خواهد تا رازی را نگه دارد، یا بخواهد به قسمت‌های خاصی از بدن بچه دست بزند یا برعکس، از بچه بخواهد که به بدن او دست بزند هم کاربرد دارد.
بیشتر بچه‌ها از غریبه‌هایی که ظاهر بدجنسی دارند یا به نحوی ترسناک هستند احساس نگرانی می‌کنند ولی واقعیت این است که اکثر کودک آزار‌ها و بچه دزد‌ها ظاهر معمولی دارند و خیلی از آن‌ها کاملاً دوستانه و خونگرم و صمیمی به نظر می‌رسند. پس بجای آنکه بچه از روی ظاهر فرد در مورد او قضاوت کند، باید یاد بگیرد که از روی کار‌هایش در مورد او قضاوت کند.
وقتی با بچه‌ها بیرون می‌روید، اشکالی ندارد که اجازه دهید با افراد جدیدی آشنا شوند، سلام کنند و حرف بزنند. زیرا شما کنارشان هستید و بر آن‌ها نظارت می‌کنید و از آن‌ها محافظت می‌کنید ولی به فرزندتان بگویید اگر تنها بودند و غریبه‌ای به او نزدیک شد، قضیه فرق می‌کند.
شاید این نکته هم مهم باشد که بچه‌ها را تشویق کنیم غریزه خود را در اعتماد به دیگران به کار گیرند. به آن‌ها یاد دهیم که اگر کسی باعث می‌شود احساس ناراحتی کنند یا احساس می‌کنند یک جای کار ایراد دارد، حتی اگر نتوانستند توضیحی برای آن بیابند، باید فوراً از آن محل و آن فرد دور شوند.
به فرزندتان نگویید سراغ غریبه نرود، بگویید اگر تنها بود و برای کمک مجبور بود از غریبه‌ها کمک بخواهد اول باید سعی کند افراد یونیفرم پوشی مانند افسران پلیس یا نگهبانی را پیدا کند. اگر چنین افرادی را پیدا نکرد باید سعی کند از افراد مسن مثل پدربزرگ‌ها یا مادربزرگ‌ها یا خانم‌هایی که بچه دارند کمک بگیرد. در عین حال باید حواسش به این افراد باشد و اگر به نظرش این افراد قابل اعتماد نبودند، باید از فرد دیگری کمک بخواهد.
با آنکه همیشه نمی‌توانیم از بچه‌هایمان در مقابل غریبه‌ها محافظت کنیم، ولی می‌توانیم به آن‌ها یاد بدهیم که رفتارهای درست کدامند و اگر کسی از حد و مرز خودش رد شد، او باید چکار کند. اگر بچه‌ها این دانستنی‌ها را در ذهن داشته باشند، وقتی بیرونند هم، جایشان امن خواهد بود.

* شما چه نظری دارید؟ تجربه‌ها و نظراتتان را در این زمینه، با ما در میان بگذارید *

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
خبرهای مرتبط

یادداشت

بیشتر
رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

رازهای خونین در شمال‌ شرق افغانستان

هفته گذشته طالبان یورش برق‌آسایی به شهرستان «مایمی» در شمال‌ شرق افغانستان داشت.این منطقه روی خط مرزی این کشور با تاجیکستان و در استان بدخشان قرار دارد.

اسبی در غبار آمد

اسبی در غبار آمد

در نخستین ساعاتی که خبر شهادت شهید محسن فخری‌ زاده را شنیدم، نوشتن یک مثنوی را آغاز کردم: «سواری بر زمین افتاد و اسبی در غبار آمد/ غروب از جاده دردا باز اسبی بی‌سوار آمد». تا پاسی از شب بیدار بودم و شعر را بازنویسی می‌کردم.

چرایی پیک زمستانی کرونا

چرایی پیک زمستانی کرونا

وزیر بهداشت اعلام کرد پس از پیک پاییزه کرونا، یک پیک زمستانی نیز خواهیم داشت که به‌خصوص در استان‌های جنوبی کشور، باعث افزایش شیوع بیماری می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر