فاجعه ای که درقاب تصویر نمی گنجد

صدای چکاچک شمشیرها، نمایی از نیزه ها و بعد، تصاویری از اسب سفید خونین یال و واژگون زین بیش از آن که به کلیپی زیبا شبیه باشد ، یادآور سریال هایی است که واقعه عاشورا را روایت می کنند ؛ آن هم درست در نقطه اوج آن ، یعنی لحظه شهادت امام حسین ع.
کد خبر: ۵۹۱۲۳

حادثه کربلا هم از نظر عظمت آن و هم از نظر حرکت عاشقانه و دراماتیکش بسیار مورد توجه درام نویسان قرار گرفته است ، افزون بر آن که تولید چنین متون و در نهایت ، فیلمها و سریال هایی با توجه به وضعیت کنونی ما ، خریدار زیادی دارد. این است که تاکنون این ماجرای تکاندهنده چندین و چند بار با روایت ها و شکل های مختلف مقابل دوربین قرار گرفته است.
بجز آن ، سریال ها و فیلم هایی سعی کرده اند این واقعه را از دیروز به امروز پیوند بزنند ، تا با این کار هم از مشکلات ساخت آثاری پرهزینه و پرخطر پرهیز کنند و هم پیام خود را به شکلی امروزی تر در اختیار مخاطبان قرار دهند. در این نوشتار ، سعی شده نگاهی به هر دو مقوله شود. ساحت متن با ساحت تصویر کاملا متفاوت است.
بارها پیش آمده که از دیدن فیلمی اقتباس شده از روایتی که پیش از این خوانده ایم ، مکدر شده ایم ، چون معتقدیم با نگاه کارگردان و عوامل سازنده ، شمایل جدیدی خلق شده است که با شکل و هیکلی که ما در ذهن مجسم کرده بودیم ، بسیار متفاوت است.
ساحت متن با توهم سر و کار دارد ؛ با خلقی در ذهن که برای هر کس به شکلی است و لذا محترم ؛ اما ساحت تصویر با عینیتی رو به روست که چون با موجود خلق شده در ذهن مخاطب متفاوت است ، لاجرم چندان خوشایند نیست.
از سوی دیگر ، بسیاری از متون در ساحت متن بسیار عزیزند، اما در حوزه تصویر ، گستاخانه می شوند و مستهجن ؛ مثلا روایت عشاق که هم در متون کلاسیک و هم در متون جدید بسیار تکرار شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است ، وقتی در کادر تصویر می گنجد ، عزت روایت اصلی را ندارد و گاه چنان زننده می شود که دیگر نمی توان آن را در حوزه کارهای پرارزش برشمرد. به گونه ای دیگر نیز می توان این مقوله را بررسی کرد و آن ، این که تصور ذهنی از صورت ائمه معصومین علیهم السلام مذموم نیست ، چون ناخودآگاه هر کداممان صورتی از این بزرگواران در ذهن مجسم می کنیم ، اما عینیت دهی به این صورتهای ذهنی قبیح دانسته می شود.


از متن تا حاشیه



پرداختن به اصل ماجرای عاشورا در یک کار تصویری یا نمایش صحنه هایی از آن ، تقریبا ناممکن است ، چون از یک سو پرداخت کل اتفاقات یا حتی گزینش برخی از آنها به اصل کار لطمه می زند و از سوی دیگر ، با توجه به حضور پررنگ امام حسین ع در جای جای این رخداد و عدم نمایش آن حضرت و دیگر بزرگواران خاندان ایشان که نقش مهمی در خلق لحظات دراماتیک دارند ساختاری نچسب حاصل می شود. به همین دلیل ، بسیاری از کارگردانان بدون حضور یا نمایش اصل واقعه به حواشی این رخداد می پردازند. هر چند تاکنون سریال ها و فیلمهایی ساخته شده اند که به زندگی ائمه معصومین علیهم السلام و یا پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم پرداخته اند ، اما در این آثار نیز به حواشی زندگی ایشان توجه بیشتری شده است.
سریال امام علی ع ساخته میرباقری که صدا و تصویری از امیرالمومنین بجز دستها و پاهای ایشان شنیده و دیده نمی شود ، بیشتر به دشمنان حضرت می پردازد و حتی یاران امام علی ع حضور کمرنگ تری نسبت به معاویه و عمروعاص و ولید دارند. به بیان دیگر ، سریال حاشیه زندگی حضرت امیر و دشمنان ایشان را هدف قرار داده است ، تا از این راه بتواند مثلا درباره مظلومیت این بزرگوار سخن بگوید. در سریال تنهاترین سردار ساخته فخیم زاده نیز که به زندگی امام حسن مجتبی ع می پرداخت. همین قضیه تکرار شده بود.

  • فرم گرایی نباید اذهان را به سوی نگاه های فرامتنی ببرد ، آن چنان که احساس و هدف ساخت چنین آثاری از یاد برود

  • حاشیه داستان ، شرایط و مشکلاتی بود که حضرت را مجبور به پذیرش صلح با معاویه می کرد. در این سریال با نشان داده نشدن اصلی ترین شخصیت تنها همین موضوع فرعی بر اصل کار غالب شد. در دیگر ساخته فخیم زاده یعنی ولایت عشق ، گرچه امام رضاع حضور داشت و با ترفندهای تصویری صورت ایشان در هاله ای از نور بود و صدای ایشان نیز قابل شنیدن بود ، اما باز هم به حاشیه زندگی این حضرت توجه بیشتری شده بود. حتی در ساخته غیر وطنی «محمد رسول الله» که به زندگی پیامبراکرم صلی الله علیه واله و سلم می پردازد. کفار مکه حضور چشمگیری دارند ، تا اصحاب پیامبر ، چه رسد به خود ایشان.
    همچنین باید توجه کرد که در این آثار برای دراماتیزه شده کار ، فضاها ، شخصیتها و حتی داستانک هایی خلق می شوند که با اصل روایت تاریخی مغایرت دارند. این اتفاق به هدف اصلی ساخت چنین آثاری که آشنایی با تاریخ زندگی بزرگواران از معصومان است تعارض دارد و لذا دیده شده که این کارهای نمایش با نقدهای جدی در این زمینه مواجه بودند. از این رو سریال هایی که حاشیه تاریخی وقایع زندگی معصومان را نشانه گرفتند توانستندتا حدودی موفق تر عمل کنند. فیلم سینمایی «روز واقعه» به کارگرانی شهرام اسدی و با فیلمنامه بهرام بیضایی دقیقا با همین رویکرد ساخته شد. جوانی نصرانی که تمام حجت مسلمانی اش حسین ع است ، در روز ازدواج با دختر مسلمان مورد علاقه اش ندایی می شنود که مسیح را در نینوا می کشند و او صدای یاری می شنود. جوان به قصد یافتن تمام حجت مسلمانی اش روبه کربلا کند و وقتی می رسد که خورشیدی دیگر بر آسمان ظاهر می شود. گرچه در سر تا سر فیلم ، نه کاروان امام حسین ع را می بینم و نه هیچ یک از یارانش را ، اما با خلقیات و رفتار حضرت با وجهی عاشقانه و عارفانه از او آشنا می شویم که از زبان دیگران نقل می شود. در این میان صحنه هایی زیبا و بیاد ماندنی از فاجعه کربلا به تصویر کشیده می شود که برای آشنایان داستان عاشورا بسیار تاثیرگذار است.
    سریال «معصومیت از دست رفته» دیگر ساخته داوود میرباقری نیز داستانی حاشیه ای دارد، شخصیتی خیالی با نام شوذب که از یاران امیرالمومنین بوده ، در زمان امام حسین ع به آن حضرت پشت می کند. او که در میان دو راهی بهشت و دوزخ ، گرفتار انتخاب عشق ماریای نصرانی وحمیرای یهودی است . در قعر دوزخ سقوط می کند. گرچه این داستان خیالی است و چنین شخصیتی در تاریخ وجود خارجی ندارد. اما در حکایت میان متنی به وقایع کوفه سال 60 و 61 می پردازد. شهادت مسلم و خیانت کوفیان.
    این رویکرد پیش از این و با تطبیق بیشتری با تاریخ در فیلم سینمایی «سفیر» تجربه شده بود. این فیلم ، روایت قیس به مسهر صیداوی بود؛ یکی از پیام آوران از سوی امام حسین به کوفه که گرفتار راهداران عبیداله می شود و برای افشا نشدن نام دوستداران خاندان اهل بیت در کوفه از بالای دارالعماره به پایین پرتاب می شود. گرچه داستان قیس با زندگی مسلم اندکی تلاقی می یابد ، اما به هر حال به اصل تاریخی خود نزدیک تر است.
    تفاوت میان این دو اثر به سال ساخت این دو برمی گردد. سفیر ساخته کوپال مشکات در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی رنگی انقلابی دارد، ولی معصومیت از دست رفته بیشتر جنبه های عقلانی را در درامی میان متنی دنبال می کند. سریال ام وهب ، ساخته محمدعلی نجفی نیز در حاشیه حرکت می کند، گرچه در آخر داستان باز به صحرای کربلا می رسد. نتیجه آن که تمام این آثار در شخصیت محوری مشترک اند و دیگر شرایط اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی بنا به نظر گروه سازنده اعم از نویسندگان و کارگردانان تغییر می یابد. این امر در مواجهه مخاطب با فیلم نیز اتفاق می افتد. یعنی بیننده به ژرفای مسائل اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی تاریخ دست نمی یابد و براساس اصل همذات پنداری تنها دغدغه شخصیت یا کاراکترهای خوب و بد فیلم را دارد. مانند اتفاقی که درباره ابن ملجم در سریال امام علی ع رخ داد. ما در این فیلم خوارج را به عنوان یک جریان فکری نمی یابیم. نه در کناره گیری از صفین ، نه در رد حکمیت و نه در ایستادن در برابر امام علی ع و تصمیم به قتل سه تن از جمله ایشان و دیگر جریانات که در عوض ، فیلم فرصتهای بسیاری را به ابن ملجم و دلدادگی او به قطام داده است. به عبارت دیگر به شخصیت ابن ملجم بیشتر از ترسیم فکری خوارج پرداخته است.
    همین اتفاق در دیگر آثار ذکر شده نیز تکرار شده است و این خاصیت یک کار دراماتیک است که مجبور می شود از توجه به یک رویکرد کلی ، کاملا جزیی نگر باشد.


    عاشورای امروز



    استوارت هوور محقق رسانه ای معتقد است دین بازندگی روزمره ما عجین شده است. به اعتقاد وی دین بخشی از فرهنگ است که تصویر قابل قبولی از نظام حاکم بر هستی دارد. از این منظر، دین و فرهنگ تفکیک ناپذیرند. این واقعیت برای جامعه مذهبی ای چون ما کامل قابل درک است.
    رفتارهای مذهبی جزیی از فرهنگ ماست ، نه رفتاری از روی انجام وظیفه یا یک باید و نباید. بدین لحاظ، نهادهای اجتماعی چون رسانه نیز تابع این فرهنگ قرار می گیرند و از خود رفتارهای دینی بروز می دهند. ارادت به خاندان اهل بیت و اقامه شادی و عزا در خوشی و ماتم ایشان برای ما ایرانیان تبدیل به فرهنگ شده است.
    لذا نمایش این فرهنگ ، می تواند کاملا به روز باشد. برای ساخت اثری که در ایام سوگواری محرم از تلویزیون به نمایش در می آید، می توان به جای ساخت آثار پرخرج و سنگین که عمدتا به یک رویداد خاص با توجه به شرایط و مقتضیاتی که پیش از این به آن اشاره کردیم بپردازد با کارهای نمایشی مواجه شویم که امروزی است و براساس زندگی امروز ، جریان کربلا را به عنوان یک محمل و بستر فرهنگی دستمایه اثر قرار می دهد. به این رویکرد، در سالهای اخیر بیشتر توجه شده است.
    «شب دهم» ساخته حسن فتحی که با استقبال گسترده و بی سابقه ای از سوی مخاطبان مواجه شد ، با همین نگاه قصه اش را روایت کرد. در این سریال تعزیه آیین نمایشی که در ایام محرم برپا می شود ، محملی برای پیشبرد قصه شد. این سریال را می توان به عنوان یک اثر نمایشی شاخص در این زمینه نام برد. همذات پنداری مخاطب با کاراکترهای این نوع داستان ها بسیار باورپذیرتر است تا سریال هایی که شخصیت هایشان در دل تاریخ با فرهنگ و قومیت دیگری به سر می برند. همچنین در فیلمهای سینمایی و سریال های این چند سال با نوع دیگری از پرداخت به واقعه کربلا مواجهیم و آن قیاس میان شرایط پیش آمده در جریان دفاع مقدس با واقعه کربلاست.
    گرچه فداکاری رزمندگان و بسیجیان در طول این 8 سال را نمی توان نادیده گرفت و نمی توان شهدا و جانبازان جنگ را فراموش کرد و گرچه معتقدیم هر سرزمین کربلاست و هر روز عاشورا ، اما قیاس میان این دو باید از سر احتیاط و کاملا با وسواس انجام پذیرد ؛ چرا که واقعه عاشورا درباره خامس آل عبا و خاندان عصمت و طهارت است.
    اصحاب آن حضرت بهترین یاران بودند که خودمان بارها در زیارت عاشورا طلب کرده ایم ، کاش لحظه ای در کنار آنان بودیم. به هر حال توجه به این نکته نیز خالی از لطف نیست.


    نگاه های فرامتنی



    آثار نمایشی تاثیری بسیار بیش از مراسم سخنرانی و عزاداری دارد ؛ بویژه آن که تاثیر مراسم سخنرانی و عزاداری به حضور در آن است.
    پدیده ای که تاثیرش را در پخش تلویزیونی بسیار از دست می دهد. لذا توجه به آثار نمایشی باید بیش از پیش باشد. دراماتیزه کردن آثار تاریخی یا نگاه میان متنی به واقعه کربلا در آثار امروزی باید با وسواس خاصی انجام شود. فرم گرایی نباید اذهان را به سوی نگاه های فرامتنی ببرد ، آن چنان که احساس و هدف ساخت چنین آثاری از یاد رود. محتوای چنین آثاری تنها با اعتقاد و ایمان گروه سازنده به وجود می آید وگرنه کارهایی تولید می شود که درست مانند دیگر آثار نمایشی بزودی از خاطر بینندگان رخت می بندد ؛ اتفاقی که تاکنون بارها و بارها تکرار شده است.

  • جایگاه فراموش شده پژوهش و تحلیل


    داشتن تحلیلی جامع از حرکت معصومان برای خلق اثری تاریخی کاری بس ضروری است. هرچند فیلم تحلیل حرکت معصوم را دنبال نکند. تحلیل درست و جامع برآیند پژوهش در زمینه های خاص خود است.روشن است اگر پژوهش های صورت گرفته در مورد خلوص وقایع و زمان بندی آنها و یا فضای کلی سیاسی - فرهنگی شخصیت ها دچار کاستی باشد ، یافتن تحلیلی جامع و درست غیر ممکن خواهد بود. چرا امیرالمومنین در زمان خلفا سکوت می کند ، چرا امام حسن صلح را می پذیرد و چرا امام حسین قیام می کند؛
    به نظر می رسد تنها راهبرد بر طرف شدن آسیب های جدی رسانه ای عدم توجه به این نکته در پروژه های بزرگ ،تحقیق گروهی باشد.رسم بر این است که تحقیق را در این سریال ها به عهده یک نفر بگذارند اما بهتر آن است که تحقیق را گروهی پژوهشی انجام دهند.
    گروهی که ضمن برخورداری از تخصص لازم ، فیلمنامه نویسی و کارگردانی را بدرستی بدانند و همکاری تنگاتنگ و مستمری با گروه تولید داشته باشند.این امر گرچه کار تولید را طولانی تر می کند اما بهرحال نتیجه مطلوب تری دارد. این کار موجب می شود رویکرد ساخت اثر نیز تبیین شود. رویکرد فیلم گرچه می تواند متنوع و چند وجهی باشد اما یک رویکرد به عنوان عنصر انسجام دهنده درام و به عنوان رویکرد اصلی عمل می کند.
    اگر این رویکرد نامناسب باشد گاه تاثیر مخربی بر اذهان می گذارد آنچنان که برخی بر این تصور می روند که زندگی معصومان توام با جنگ و خشونت بوده است چون این رویکرد بیشتر چالش برانگیز و دراماتیک است و این گونه دیگر وجوه زندگی این بزرگواران به فراموشی سپرده می شود.


  • علی عمادی
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها