در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا از آنجا آغاز شد که ناصرالدین شاه به فرنگ میرود. پس از بازگشت، به خیال احداث خیابانی مانند شانزهلیزه در پاریس، دستور میدهد که از میان باغ مصفای لالهزار خیابانی بکشند و زمینهای اطراف خیابان نیز میان «مقربین درگاه» تقسیم میشود. این خیابان بعدها لالهزار نام گرفت. خیابانی که در آن پانزده سینما و چند تئاتر و تماشاخانه فعالیت داشت. تئاتر پارس، تماشاخانه گبومر و روسیخان، تماشاخانه گیتی (صادقپور)، تماشاخانه تفکری، تئاتر دهقان، تئاتر نصر و... . بعدها در دوره پهلوی خوانندگان موسیقی عامیانه ایران همگی در لالهزار روی صحنه میرفتند. حالا اما خیابانی با آن قدمت تاریخی و فرهنگی، به خیابانی عاری از نمودهای فرهنگی تبدیل شده است.
زیباییشناسی شهر و معماری هر جامعهای برخاسته و برگرفته از هنر، باورها، تخیلات و خاطرههای آن جامعه است. هیچ ساختهای به اندازه کالبد شهری یک جامعه بر انسان تاثیر نمیگذارد. تجربه شهرنشینی مهمترین تجربه بشری محسوب میشود و بخش زیادی از خاطرات انسانها در فضاهای شهری شکل میگیرد. خیابان لالهزار نیز یک دستاویز برای حفظ هویت و میراث باقی مانده یک شهر است که حتی با ورود انگارههای مدرن معماری و شهرسازی نیز باید پابرجا بماند. این چیزی است که یک شهر و یک انسان شهری را دارای هویت میکند، هویتی که البته با تغییرات تحمیلی فعلی انگار در حال از بین رفتن است.
مهراوه فردوسی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: