ما و عصر ارتباطات

این مطلب را تقدیم می‌کنم به مرد مهربانی که روز پنجشنبه از یک شرکت هواپیمایی با تلفن همراه من تماس گرفت و اطلاع داد که پرواز مشهد به تهران با شش ساعت تاخیر انجام می‌شود.
کد خبر: ۴۴۱۱۴۵

من خوش‌شانس‌تر بودم از آدم‌هایی که تلفنشان خاموش بود، در دسترس نبودند و به هر دلیل دیگری با آنها تماس گرفته نشده بود.

اما با این حال این خوش‌شانسی باعث نشد در فرودگاه هاشمی‌نژاد مشهد معطل نشوم.

آن کارمند مهربان وقتی کارت خروج شرکتش را زده بود، یادش رفته بود دوباره به مسافران محترم زنگ بزند و خبر بدهد سه ساعت دیگر به آن تاخیر شش ساعته اضافه شده است.

شاید هم زمانی این تاخیر دوم مسجل شده که آن کارمند در محل کارش نبوده است. در این اوضاع چه کسی باید بار اطلاع‌رسانی را به دوش بکشد؟ ظاهرا شماره تلفن 199 بهترین، ساده‌ترین و اصلی‌ترین پل ارتباطی مسافران با اطلاعات پرواز است.

از چند ساعت مانده به پرواز حدود بیست و چند بار با این شماره تماس گرفتم. سرانجام پس از کلی معطلی در برابر بوق اشغال با این پیام مواجه شدم:‌ متاسفانه اپراتوری برای پاسخگویی به شما موجود نمی‌باشد!

جالب آن که چهار پنج ساعت گذشت و همچنان اپراتوری موجود نبود. کار تاجایی پیش رفت که نگران اپراتور‌های محترم شدم و ترسیدم که نکند خدای نکرده برایشان اتفاقی افتاده باشد! دوباره و چند باره با شماره 199 تماس گرفتم. منشی پاسخگو دو راه دیگر را پیش پای من گذاشت.

یکی این که شماره پروازم را به فلان شماره پیامک کنم. این کار را هم انجام دادم. بعد از کلی معطلی برایم پیام آمد که پرواز شما تاخیر دارد. بی‌اختیار یاد این شعر افتادم که می‌گوید: از کرامات شیخ ما این است، شیره را خورد و گفت شیرین است!

بنده خودم هم می‌دانستم که پرواز تاخیر دارد. با خودم گفتم اگر تاخیر نداشت که من الان به خانه‌مان در تهران رسیده بودم.

برایم مهم بود که بدانم پرواز دقیقا چند ساعت و چند دقیقه تاخیر دارد تا وقتم در فرودگاه بیخودی به هدر نرود.

راه سوم این بود که به پایگاه اطلاع‌رسانی فرودگاه مشهد مراجعه کنم تا بفهمم بالاخره پرواز در چه ساعتی انجام می‌شود.

خودم را به یک کافی‌نت رساندم تا راه سوم را امتحان کنم. در نهایت تعجب دیدم در سایت مربوطه نوشته شده است:‌ پرواز تاخیر دارد. باز هم از ساعت و زمان دقیق خبری نبود.

بالاخره دل را به دریا زدم و خودم را به فرودگاه رساندم. اسمش عصر ارتباطات است. اما همچنان بهترین راه پناه بردن به روش‌های سنتی است. وقتی به فرودگاه رسیدم متوجه شدم که سه ساعت تاخیر به آن شش ساعت قبلی اضافه شده است.

در آن لحظات حاضر بودم خودم مسوولیت اپراتور را به دوش بکشم و جواب تلفن‌ها را بدهم تا دیگر مسافران در این هوای سرد به زحمت نیفتند.

قصه پرغصه تاخیر ماجرای تکراری و بارها گفته شده‌ای دارد. آن قدر تکراری که شاید نشود به عنوان یک سوژه مطبوعاتی به آن پرداخت.

اما بد نیست که هر بار این موضوع را از سر طاقچه عادت پایین بیاوریم و از خودمان بپرسیم که واقعا چرا؟‌ هواپیما به هزار و یک دلیل ممکن است تاخیر داشته باشد. اما آیا نمی‌شود با وسایل ارتباطاتی مسافران را به‌گونه‌ای مطلع کرد که کمتر علاف بشوند؟

خدا کند مسوولان هواپیمایی خودشان را برای یک لحظه جای پیرمردها و پیرزن‌هایی بگذارند که در سالن انتظار فرودگاه هیچ صندلی برای نشستن پیدا نکرده و کف زمین دراز کشیده بودند.

سروش امیدوار - جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها