در سریال سقوط یک فرشته تصویر جدیدی از شیطان ارائه شده است

ظهور روایتی تازه در تلویزیون

در بین سریال‌های تلویزیونی که این روزها به مناسبت ماه مبارک رمضان پخش می‌شود توجه به سریال داستانی سقوط یک فرشته از جنبه نوع روایت و لحن انتخاب‌شده توسط گروه تولید حائز اهمیت است.
کد خبر: ۴۲۴۹۵۵

سقوط یک فرشته در این بستر متین و آرام، زندگی جاری در یک محله را روایت می‌کند؛ محله‌ای که درگیر تلاطم‌های طبیعی زندگی است.

جنس واکنش هر یک از اهالی در قبال این حوادث نیروی موثر در پیشبرد روایت داستانی است؛ خاصه برخوردهای خانواده حاج حبیب؛ خانواده‌ای که ماجرا‌های قصه، حول محور زندگی آنها آنچنان نرم و آهسته پیش می‌رود که گاه می‌پرسیم به واقع ماجرای اصلی این سریال چیست؟

آیا حوادث روی‌داده در امامزاده‌ای است که حاج حبیب عضو هیأت امنای آن است یا اتفاقاتی که در مزرعه پرورش ماهی پیرامون زندگی آن نگهبان جوان سپیدموی مرموز و غیبدانش رخ می‌دهد.

اما تم اصلی سریال هیچ‌یک از این‌ قصه‌های فرعی نیست، بلکه به گمان نگارنده بن‌مایه داستانی سریال سقوط یک فرشته، ایمان است؛ ایمان به خدا، ایمان به خویشتن خود و ایمان به نزدیکان؛ در غیر این صورت در قصه زندگی حاج حبیب، چه ضرورتی به حضور شیطان است. مگر این که بپذیریم در زیر و بم داستان سقوط یک فرشته آنچه روی می‌دهد آزمون دشوار ایمان است.


سریال سقوط یک فرشته درباره ایمان است؛ ایمانی که به واسطه حضور یک راوی در سریال به چالش کشیده می‌شود. راوی در نگاه اول شاید به عنوان یکی از نقاط ضعف سریال به چشم ‌آید؛ اما همین راوی مهم‌ترین بخش از ساختار روایی سقوط یک فرشته را شکل می‌دهد. کسی که از همه چیز آگاه است و حوادث آینده را پیش‌بینی می‌کند و از مکنونات قلبی افراد آگاهی دارد.

اما قصه که پیش می‌رود او چهره خود را معرفی می‌کند. با دخالت‌هایی که در داستان می‌کند، با دیالوگ‌هایی که به عنوان یک شخصیت ادا می‌کند و حرکت مجازی‌اش به‌سویی تاریک. نباید او را فقط یک راوی صرف به حساب آورد، بلکه با این اوصاف راوی بدل به یکی از شخصیت‌های قصه ‌شده و در جایی با صدای بلند خود را «شیطان» معرفی می‌کند.

گرچه پیش از این تماشاگر کنجکاو سریال به مدد نماها و گفته‌های او وی را غیر از شیطان نمی‌دانست؛ اما کارگردان با هوشمندی و برای استفاده حداکثری از عناصر داستانی خود و برانگیختن حس کنجکاوی بیشتر بیننده، معرفی راوی را در نقش شیطان به تاخیر انداخته و درست هنگامی که شخصیت‌های داستان در یک جلسه وارسی به اعمال و کرده‌های خود رسیدگی می‌کردند تا دریابند که ریشه اصلی مشکل آنها چیست، بی‌توجه به این که در این جلسه و جلسات مشابه دیگر امکان حضور شیطان می‌رود، راوی خود را معرفی می‌کند و از این پس یکی از شخصیت‌های اصلی داستان به شکل کامل به بیننده معرفی می‌شود و امکان تصرف در ماجراهای داستان بیشتر می‌شود.

وقتی شیطان خود را معرفی کرد سریال به تعبیر رایج ماورائی‌تر شده و حضور اتفاقات غیرمنتظره در آن بیشتر از قبل شد. تغییری که با تمهید مناسب کارگردان بتدریج از شکل ملموس و عینی خارج شده و شکل و شمایلی ماورائی به خود می‌گیرد.

امری تدریجی بی‌این‌که بیننده حس متفاوتی نسبت به قبل از این تغییر در شیوه روایت داستان احساس کند. کافی است این نمونه را با تجربیات قبلی سیما در پرداختن به داستان‌های ماورائی و بخصوص قصه‌هایی پیرامون حضور شیطان در داستان سریال‌ها مقایسه کنیم.

آغازگر این راه، سریال داستانی «‌او یک فرشته بود» تولید شبکه 2 سیما و در ادامه به صورت مشخص و بارز در سریال داستانی «اغما» به کارگردانی سیروس مقدم در شبکه یک سیما بود.

در سریال اغما، شیطان در شکل یک شخصیت واقعی مجسم ‌شده و در داستان حضور پیدا می‌کند. در اغما، الیاس ـ با بازی حامد کمیلی ـ دوست دیرین دکتر طه پژوهان ـ با بازی امین تارخ ـ همچون سریال او یک فرشته بود در قالب شخصیت‌های متفاوتی از پیر تا جوان درآمده و به اغوای شخصیت‌های داستان می‌پردازد و از این طریق امیال و خواسته‌های خود را به پیش می‌برد.

جدا از نحوه پرداخت هر یک از این دو سریال برای اجرای این نقشه از تمهیدات تلویزیونی استفاده کرده بودند که در هنگام نمایش و به دلیل قصه جذاب و کار عالی بازیگران سریال، با استقبال فراوان مخاطب روبه‌رو شدند.

در سقوط یک فرشته اما با تکیه بر آن تجربیات، گروه تولید برای حضور شیطان از طراحی متمایزی استفاده کرده‌اند. در این طرح ضمن تعریف راوی به عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی داستان، شیطان را از این مدخل وارد قصه کرده‌اند و بدون جسمیت‌دادن به آن، مخاطب را در ترسیم چهره‌ او آزاد گذاشته‌اند.

از سویی دیگر با به تاخیرانداختن معرفی راوی در نقش شیطان بر جذابیت داستان از حیث کشف این شخصیت قصه توسط مخاطب افزوده بودند چرا که پیش از این و با حدس و گمان‌های نیما به عنوان شیطان داستان‌، از به‌کارگیری راوی برای تعریف داستان سریال انتقاد شده بود. امری که در شکل موجود عامل جذابیت سریال از حیث نوع روایت است. شیطان دانای کلی است که انگار همه داستان را می‌داند اما آن را اندک‌اندک به مخاطب ارائه می‌کند.

گرچه باید جانب احتیاط را نگه داشت و درباره سریال بیش از آنچه تاکنون دیده شده داوری نکرد، اما یکی از جنبه‌های زیبای سریال انتخاب کادر سیاه یا تصویر سیاه با مونولوگ‌های گاه بلند شیطان در نمای شروع سریال است.

در این سکانس‌ها شیطان پیش از شروع قصه اصلی به قضاوت رفتار شخصیت‌ها یا نتیجه عمل آنها از دیدگاه خود می‌پردازد و در ادامه، نمایش عینی آن‌ در ماجرا‌های سریال و بازی بازیگران دیده می‌شود. این امتیاز باعث شده بتدریج شاهد ظهور یک روایت نو در تلویزیون باشیم.

علی سیف 
مدیر روابط عمومی شبکه یک سیما

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها