شخصیتهای این مجموعه از اندی پندی گرفته تا تدی، تیفو و هیس هیسی همه خاص دنیای کودکان هستند. تدی، خرس دوستداشتنی و بازیگوش داستان همان خرس عروسکی است که میان اسباببازیهای بیشتر کودکان یافت میشود. اندی پندی، پسربچهای است با لباسی آشنا؛ لباس ساده و سرهمی که مخصوص خردسالان است. همینطور بقیه شخصیتها. این کاراکترهای ساده و آشنا در فضایی زندگی میکنند که مخصوص دنیای خیالی آنهاست. خانه هر شخصیت داستان را براحتی میتوان از ویژگیها و شباهتهای ظاهری به خود شخصیت حدس زد؛ مثلا روی سقف خانه اندی پندی کلاهی شبیه خود او وجود دارد یا سقف خانه لومینا، شبیه موهای بافته شده خود اوست. از اینرو مخاطب میتواند تشخیص دهد که هر خانه متعلق به کدام شخصیت است. فضاهای دیگر مجموعه نیز صمیمیت و سادگی خاصی دارند، به علاوه اینکه در طراحی آنها تلفیقی از واقعیت و خیال به کار رفته است؛ بنابراین دنیای به وجود آمده زیبا، خوشرنگ و لعاب و دوست داشتنی است؛ فضایی که زاده روح پاک و بیغل و غش کودکان است.
دنیای خردسالان عاری از هرگونه بدی و شرارت است. از اینرو میبینیم که برنامههای ساخته شده برای آنها فاقد شخصیت منفی با مفهوم رایج هستند و تنها شیطنتها و رفتارهای نامناسب جزئی که ممکن است از هر کودکی سر بزند، به عنوان کارهای ناشایست به تصویر کشیده میشود. این موضوع را میتوان در انیمیشن اندی پندی نیز جستجو کرد. در این مجموعه، تدی خرس کوچک داستان، شیطنتها و خصوصیات نسبتا بدی دارد که با رفتار و تذکر دوستانش به کارهای ناشایست خود پی میبرد و سعی میکند از تکرار آنها بپرهیزد.
طراحی خوب شخصیتها در این مجموعه، زمینه لازم را برای شخصیتپردازی مناسب فراهم آورده است. شاید اندی پندی، شخصیتی ماندگار نباشد، اما صمیمیت و محبوبیت لازم را برای برقراری ارتباط با مخاطب خود دارد. بعلاوه داستان مجموعه از زبان راوی روایت میشود و شخصیتها بدون دیالوگ و تنها با حرکات و واکنشهای خود، داستان را پیش میبرند و از اینرو نمیتوان از شخصیتها انتظار ماندگاری داشت. در واقع اینطور به نظر میرسد که انیمیشن اندی پندی قصد تاثیرگذاری و محبوبیت آنچنانی ندارد و تنها با هدف برقراری ارتباط و آموزش نکات لازم و ضروری به مخاطب ساخته شده است که میتوان گفت در این زمینه موفق عمل کرده و توانسته است به عنوان یک مجموعه آموزشی مناسب مطرح شود.
یکی از نقاط قوت این مجموعه، قصهپردازی دقیق آن است. وقتی داستانی به تصویر درمیآید، گویی بیننده با بزرگترین ذرهبینها در حال تماشای آن است. کوچکترین خطایی از دید او پنهان نمیماند. شاید این موضوع در فیلمنامهنویسی و داستانپردازی برای مخاطب بزرگسال مورد توجه قرار گیرد، اما در مورد مخاطب کودک اغلب مورد غفلت واقع میشود. به عنوان نمونه آموزش با استفاده از روش استاد و شاگردی یا القای پیام بدون هیچ مقدمهچینی و ایجاد بستر و زمینه مناسب، شیوه به کار رفته در بیشتر برنامههای ساخته شده برای این گروه سنی است. اینگونه آموزش خشک و رسمی به کودکان نهتنها صحیح و مناسب نیست، بلکه مانع رشد خلاقیت در ذهن او میشود. همچنین کودک را به سطحینگری و راحتطلبی سوق میدهد. تلاش برای رشد خلاقیت کودکان در انیمیشن اندی پندی بخوبی مورد توجه قرار گرفته است. مثلا در یکی از قسمتهای آن به نام «پرورش گیاه» ـ که سازنده قصد دارد به مخاطب پرورش گیاه و صبر و حوصله لازمه آن را آموزش دهد ـ میبینیم داستان در نهایت ظرافت و سادگی پرداخته شده است. در آغاز قصه، تدی ـ که خرس بازیگوشی است ـ عجله زیادی برای خوردن ساندویچ دارد و بالاخره هم با ولع بسیار ساندویچها را به تنهایی میخورد. این موضوع در واقع زمینهای است برای روایت داستان اصلی که در انتها با بازگشت به نقطه آغاز خود، تدی را نشان میدهد که عادت بد خود را تغییر داده است. این دقت، پیوستگی و ارتباط در داستان برای انیمیشن کوتاهی همچون اندی پندی واقعا قابل توجه است. آموزش چگونگی رویاندن دانه گشنیز به تدی ـ که جرقه آن از خوردن ساندویچ تخم مرغ و گشنیز در ابتدای داستان زده شده است ـ عاملی است برای اینکه تدی صبر و حوصله را در طول پرورش گیاه بیاموزد. او هر روز با آب دادن به دانه گشنیزهای خود و انتظار کشیدن برای بزرگ و سبز شدن آنها، کمکم عجله کردن را فراموش میکند و در پایان رشد گیاه میبینیم که او مقابل تعارف لومینا برای خوردن ساندویچهای مورد علاقهاش عجلهای به خرج نمیدهد و میخواهد اندی پندی و لومینا اول شروع به خوردن بکنند. دیگر قسمتهای این مجموعه نیز با همین دقت و وسواس ارائه شدهاند.
موضوع قابل بحث دیگر این مجموعه، سادگی و قابل درک بودن آن است. همانطور که گفته شد طراحی شخصیتها و فضای کار به گونهای است که مخاطب خردسال براحتی با آن ارتباط برقرار میکند. بعلاوه داستان از زبان راوی روایت میشود. این موضوع سبب شده است مخاطب در مواجهه با مجموعه، ضمن همراهی با شخصیتها، وقایع قصه را از زبان راوی هم بشنود و موقعیتهای داستانی را بهتر درک کند. این حالت در واقع بازسازی نوعی بازی کودکانه است. وقتی شخصیتها شباهت بسیاری به اسباببازیهای کودک دارند و بدون صحبت، تنها با حرکت کردن و تغییر حالات چهره با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند، این تداعیکننده حالتی است که کودک با سپردن نقشهایی به اسباببازیها و روایت داستانی از ذهن و زبان خود در حال پرورش تخیل کودکانهاش است. اندی پندی نیز دنیایی اینچنین دارد؛ بنابراین برای مخاطب خردسال بسیار آشناست و سادگی آن نیز دلیلی است برای درک و فهم کاملش از سوی مخاطب.
انیمیشن اندی پندی مجموعهای است که میشود با خیال راحت کودکان را به دیدن آن ترغیب کرد و مطمئن بود که هم از لحاظ بار آموزشی و هم از لحاظ بار هنری در نوع خود اثری کامل است و انتظار مخاطب را برآورده میکند. کارگردانی این مجموعه نیز گواه دیگری است بر این مدعا. در همان قسمت مورد اشاره (پرورش گیاه) میبینیم کارگردان برای نشان دادن رشد گیاه و خوشحالی تدی از این مساله، نخست با نمایی نزدیک از دانههای گشنیز و سپس عقب کشیدن به نمای بازتر همراه چرخش به سمت چهره تدی، خوشحالی فراوان او و رشد گیاه را همزمان در یک نما به تصویر میکشد. علاوه بر این، کاتهای بموقع اثر نیز مانع تکراری و ملالآور بودن نماها میشود. مثلا زمانی که اندی پندی و تدی در خانه اندی پندی هستند و قصد دارند به خانه تدی بروند پس از باز شدن در خانه و خروج اندی پندی، تصویر بلافاصله به داخل خانه تدی و ورود او کات میخورد. این مصادیق دقت و توجه در کارگردانی را میتوان در سراسر کار مشاهده کرد.
طراحی حرکت مجموعه نیز قابل توجه است. حرکت درست و دقیق دستها کنار راه رفتنهای کودکانه، پلک زدنها و میمیکهای صورت که بیانگر خشم، تعجب یا شادی شخصیتهاست همه کمک بسزایی به موفقیت مجموعه کرده است. تصاویر با موسیقی شاد و پر انرژی که در تمام طول مجموعه شنیده میشود، همراه است تا صداهای شنیده شده نیز همچون نماها و شخصیتها متنوع و جذاب باشد. مجموعه این عوامل، انیمیشن اندی پندی را به اثری جذاب و موفق تبدیل کرده که میتواند پاسخگوی بخش مهمی از نیاز مخاطب خردسال باشد.
بهار عسگری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم