جذابیت‌های دراماتیک سرایدارها

جمله «این نقش با بقیه نقش‌هایم متفاوت بود» را‌ تا به حال زیاد شنیده‌ایم. اما خیلی وقت‌ها آن را جدی نگرفته‌ایم. محسن حسینی بازیگری است که حق دارد برای ایفای نقش کیکاووس در سریال باغ شیشه‌ای از این جمله استفاده کند. عمو کیکاووس علاوه بر این، تفاوت‌های جدی با سایر شخصیت‌های ساکن در باغ دارد.
کد خبر: ۳۲۶۸۵۷

او نقش پیرمردی را بازی می‌کند که وظیفه سرایداری و نگهبانی از باغ را به عهده دارد. اما از آنجا که سال‌های سال در آن باغ سکونت داشته، جنس روابط و مناسباتش با آدم‌های باغ با دیگر نگهبان‌ها تفاوت دارد. او به‌واسطه قدمت حضورش در باغ، خودش را یکی از اعضا ثابت خانواده نعلبندیان می‌داند. متقابلا آدم‌های باغ نیز حضور مستمر او را به رسمیت شناخته‌اند.

بنابراین بخشی از مختصات شخصیتی او، مشابه دیگر سرایدارهایی است که در فیلم‌ها و سریال‌های مشابه دیده‌ایم. یعنی مانند همه آنها متعلق به طبقه اقتصادی پایین جامعه است و سواد و تحصیلات آنچنانی ندارد.

اما برخی جزییات اخلاقی‌اش، از او شخصیتی جدید و غیرقابل پیش‌بینی ساخته‌ است. عمو کیکاووس با تمام وجود سعی می‌کند رابطه صمیمانه‌اش را با قربان‌ حفظ کند. او می‌داند که ادامه فعالیتش در باغ، بستگی به جنس رابطه‌اش با رئیس اصلی آن مجموعه دارد.

او آدمی وظیفه شناس است و در برابر تمام اتفاقاتی که در باغ رخ می‌دهد خودش را مسوول می‌داند. به همین خاطر است که مدام همه را سوال پیچ و بازخواست می‌کند و به اصطلاح به همه‌گیر می‌دهد.

شبیه چنین شخصیتی با ویژگی‌های کم و بیش مشابه را در چند سریال دیگر هم دیده‌ایم. جدیدترینش مش‌رحمت سریال‌ شمس‌العماره است که با بازی جذاب و گیرای فرهاد آییش به یکی از شخصیت‌های محوری این سریال بدل شد.

مش رحمت‌ نیز همچون کیکاووس سرایدار خانه زادی بود که در همسایگی اعضای خانواده زندگی می‌کرد. مش رحمت آنقدر خودش را در همه قضایا قاطی می‌کرد که در نگاه اول تصور می‌کردی رئیس و حاکم اصلی مجموعه «شمس‌العماره» است. او هنگام بروز اختلافات بین همسایگان ریش سفیدی می‌کرد و خودش را دلسوز و غمخوار آنها نشان می‌داد. خرافاتی بود و بدجنسی‌های خاص خودش را داشت. صحبت‌هایش لحنی نصیحت‌گونه داشت و مدام از بقیه می‌خواست در مصرف آب و برق صرفه‌جویی کنند.

این شخصیت کپی کمرنگی از شخصیت مش قاسم دایی جان ناپلئون (ناصر تقوایی) بود. شباهت‌های ساختاری و محتوایی این دو سریال موجب شد برخی منتقدان شمس‌العماره را کاری اقتباسی و الگو گرفته از دایی جان ناپلئون بنامند.

مش‌قاسم همان شخصیتی است که برخی منتقدان مانند هوشنگ گلمکانی، آن را عمیق‌ترین و شیرین‌ترین و دوست داشتنی ترین شخصیت سینمایی و تلویزیونی نامیده بودند.

مش‌قاسم‌ خدمتکار وفادار «دایی جان ناپلئون» و از اهالی روستای غیاث‌آباد بود که تکیه کلام معروفش هنوز هم از زبان مردم کوچه و بازار شنیده می‌شود: «دروغ چرا تا قبر آ.. آ.. آ»

مش‌قاسم‌ و مش رحمت‌ هر دو پیشینه روستایی داشتند و در رفتارشان نوعی صداقت و سادگی و صمیمیت روستایی دیده می‌شد. اما در مقابل عمو کیکاووس از کودکی در همان باغ بزرگ شده و به گفته خودش به مدت 30 سال از باغ بیرون نیامده. به همین خاطر است که در رفتارش نوعی ترس از آدم‌های دور و برش دیده می‌شود. اگر به بایگانی حافظه‌مان مراجعه کنیم می‌توانیم چند نمونه دیگر از این‌گونه شخصیت‌ها پیدا کنیم. در سینما و تلویزویون ما چندین خدمتکار خانه زاد حضور داشته‌اند که بازیگرانشان توانسته‌اند آن نقش را جذاب و تاثیرگذار ارائه دهند. با این که بیش از 10 سال از پخش سریال زیر آسمان شهر می‌گذرد، اما هنوز خیلی‌ها حمید لولایی‌ را با نام خشایار مستوفی می‌شناسند.

خشایار همان سرایداری بود که نقش مهمی در خلق لحظات کمیک سریال داشت. او در اتاقی کوچک و در طبقه همکف یک آپارتمان زندگی می‌کرد و رتق و فتق امور آن مجموعه مسکونی را به عهده داشت. خشایار نیز همچون چند تیپ مشابه تلویزیونی‌اش ترکیب توامانی از صداقت و زیرکی بود.

این شخصیت برای مردم آنقدر جذاب بود که لولایی‌ آن را در سری‌های بعدی زیر آسمان شهر و چند سریال دیگر همچون زندگی به شرط خنده‌ نیز تکرار کرد.

یکی از بامزه‌ترین لحظاتی که از سریال پاور چین به یاد می‌آوریم، سکانس‌هایی است که طغرل‌ (محمدرضا هدایتی) با بیل به جان آدم‌ها می‌افتاد و آنها را امر و نهی می‌کرد.

طغرل باغبانی بود که وجه دیگری از شخصیت سرایدار‌ها و نگهبان‌ها را نشان می‌داد. او برخوردی سطحی و عامیانه با مسائل پیرامونی‌اش داشت اما گاه آنچنان عمیق و روشنفکر می‌شد که تعجب مخاطب را بر می‌انگیخت. او در عین حال که بی‌سواد بود اما درباره هنر تجربه‌گرا نیز اظهار نظر می‌کرد!

این نقش را محمدرضا هدایتی در حالی بازی کرد که سن واقعی خودش حدود شصت سال از نقش کوچک‌تر بود.

این چند نمونه تلویزیونی نشان می‌دهند که شخصیت یک سرایدار و نگهبان و خدمتکار چه پتانسیل بالایی برای داستان‌پردازی و خلق لحظات کمیک دارد. این‌گونه شخصیت‌ها اگر درست پرداخت شوند دارای جذابیت‌های نمایشی بالایی هستند.

سرایدارهایی که تا به حال دیده‌ایم ترکیب پیچیده‌ای بوده‌اند از صفاتی چون صمیمیت، خشونت، صداقت،‌ رذالت، بی‌سوادی، روشنفکری، بدجنسی، ساده لوحی و... .

سرایدارها و نگهبان‌ها در فیلم‌ها و سریال‌هایی ظاهر می‌شوند که تمام ماجراهای سریال در یک لوکیشن ثابت رخ می‌دهد.

پیچیدگی درونی این آدم‌ها و رفتار متضاد و دوگانه‌شان، به فیلمنامه‌نویسان این امکان را می‌دهد که آنها را در مرکز ثقل درام داستان قرار بدهند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها