jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۷۱۸۲   ۲۱ مهر ۱۳۸۸  |  ۱۹:۰۰

نویسنده: محمد‌هاشم اکبریانی قیمت: 3800 تیراژ: 1500 نسخه

یکی از شاعران خوب این روزها «محمدهاشم اکبریانی» است. مطبوعاتی هم هست و بیشتر در زمینه ادبیات و شعر می‌نویسد. دبیر چند جایزه بوده و حالا یک مجموعه داستان منتشر کرده با نام «کاش به کوچه نمی‌رسیدم»؛ داستان تلخ یک لحظه و افسوس یک عمر. این داستان با 77 صفحه کتابی کم حجم اما غم‌انگیز است. خواهری مرده است و حالا شده یک مشت استخوان. زود ازدواج کرده بود، 16 15 سال پیش و حالا 5 تا بچه دارد، یعنی داشت. برادر احساس خود را می‌گوید از این مرگ. از «بلند بگو لااله‌الا‌‌الله» که زیر تابوت خواهر می‌گویند. از خانه سیاهپوش، از لحظه‌های افسوس از دست دادن. این کتاب از این دست داستان‌ها زیاد دارد. یک لحظه، یک افسوس و برخورد آدم با آن اتفاق. حسرت، اندوه، تعجب و شگفتی. مثل زندگی‌هایمان وقتی از یک ماجرا عبور می‌کنیم یا داخلش هستیم. مرگ در چند تا از داستان‌ها مورد توجه نویسنده است و از زاویه‌های مختلف طرح می‌شود. این از ویژگی‌های این مجموعه است؛ انگار با آدم‌های مختلف آشنا می‌شویم و نظرشان را درباره یک موضوع می‌دانیم. اگر یک بار داستان برادر است و خواهر، یک بار هم داستان یک مرده شور است با 35 سال سابقه خدمت. یا سیاستمداری است که خاطراتش را نوشته اما فقط آن قدرکه دیگران حق دارند بدانند.

یک داستان هم داستان برادری است که برای گرفتن جواز دفن به گورستان رفته یا مادری که دلش با دیدن عکس 3 دانشجوی پزشکی سال آخر که در تصادف کشته شده‌اند، سوخته است.

با خواندن کتاب احساسات دیگری هم به سراغ‌مان می‌آید؛ مثلا بهت قرار گرفتن در یک موقعیت متفاوت یا دانستن و ندانستن یک موضوع، دانستن لذت و زجر یک انتقام. دانستن این که چطور بعضی آدم‌ها برای آدم آشنا هستند، اما علتش را نمی‌دانیم. این کتاب یک تجربه جدید هم برای خواننده دارد؛ لذت شکسته شدن زمان در بیان یک موضوع تنها در 4 خط از یک داستان. در این کتاب ما از دید یک نویسنده، نقدهای مختلف داستانی را که دوست دارد می‌خوانیم. حرف‌هایی را که منتقدان می‌زنند و گاه هیچ ربطی به ماجرای داستان یا حرف اصلی آن ندارد . شما چند نقد می‌خوانید و یک داستان را تکه تکه از داخل آن کشف می‌کنید. یا یک داستان دیگر که در 12 فصل گفته شده اما هر فصل آن به اندازه یک پاراگراف است. این تقسیم‌بندی خواندن آن را راحت می‌کند و خواننده را به داستان نزدیک‌تر می‌کند. خواندن این مجموعه داستان اتفاق خوبی است. اگر روزهایمان غمگین باشد در غم و احساسات دیگران سهیم می‌شویم و اگر شاد باشیم، قدر آن را می‌دانیم.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
فرق است بین خر و گورخر

فرق است بین خر و گورخر

گورخر آفریقایی درون جوی آبی افتاده است و به دلیل استرس زیاد قادر به حرکت نیست، کمی آن طرف‌تر مردی تقریبا تنومند با چیزی شبیه افسار که در دست دارد به حیوان ضربه می‌زند تا از جوی آب بیرون بیاید.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر