در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساخت سریالهای تاریخی در کشور ما روالی عادی و معمولی نیست. معمولا درصد اندکی از کارگردانها امکان ساخت سریالهای تاریخی را پیدا میکنند و در میان آثار ساخته شده نیز همه آنها به یک اندازه موفق نیستند.
از طرف دیگر ساخت چنین سریالهایی معمولا مراحلی پیچیده و طولانی را پشت سر میگذارد و در نهایت نیز در تعداد قسمتهای محدودی حداکثر 40 قسمت از تلویزیون پخش میشود اما این روال درباره سریالهایی که این روزها قلب و ذهن مخاطبان را تسخیر کرده، کاملا معکوس است.
در سریالهای تاریخی از جنس جواهری در قصر و افسانه جومونگ مخاطبان شاهد ساخت و ساز عظیم و پیچیدهای نیستند و همه چیز در فضایی استودیویی شکل مقابل دوربین میرود و به جای تلاش برای خلق فضایی کاملا واقعی، توجه سازندگان اثر معطوف به نمایش جنبههایی از داستان است که برای مخاطبان عام جذاب و دوست داشتنی است.
پرداختن به داستانهایی با محتوای عشق و حماسه، توجه به جنبههای مختلف زندگی عادی همچون ساخت شمشیر، خرید جنس، احتکار و...، استفاده از توان طراحان صحنههای رزمی و متخصصان جلوههای ویژه، توجه به زیبایی تصویر، توجه جدی به مقوله زیباییشناسی تصویری و... برخی از ویژگیهایی است که در این سریالها بارها و بارها رخ داده و ناخودآگاه مخاطب را محسور خود کرده است.
کافی است به این مساله دقت کنید که در اغلب سریالهای تاریخی ایرانی بخش مهمی از وقایع و رویدادها در کاخ حکومتی اتفاق میافتد، اما در همین کاخ نیز حاکم همیشه شکل ثابتی دارد و همواره با حضور در بخش شاهنشین کاخ خود، به صدور دستورها و فرمانها میپردازد و هیچگاه او را در اندرونی و خلوت خود نمیبینیم.
حتی وقتی در ساعتهای پایانی شب که حاکم قاعدتا باید در کاخ خود در حال استراحت باشد شخصی سراغ او میآید و او با لباسی آماده و حتی دستار و سربند و نشسته با مخاطب خود سخن میگوید، اما چنین تصویری کمتر در سریالهای اینچنینی رخ میدهد و پرداختن به زندگی و جزئیات اصل اول کار است.
داستان خوب کم نداریم
مهرزاد دانش، منتقد سینما و تلویزیون در گفتگو با ایسنا با بیان این مطلب که «مخاطب ایرانی آسانپسند شده و از هر موقعیت نهچندان جذاب هم استقبال میکند.» میگوید: سریالی مانند افسانه جومونگ فقط با قصهای سرراست و چند موقعیت نهچندان باخلاقیت، بیننده را به خود جذب کرده و البته در کشورهای زیادی نیز با استقبال مخاطبان روبهرو شده است.
دانش در این گفتگو اضافه میکند: در ادبیات کهن و ادبیات معاصر ایران، داستانها و حکایتهای بسیار زیادی وجود دارد که میتواند مخاطب تلویزیون را جذب کند؛ اما برگرداندن آنها به زبان سینمایی از اهمیت زیادی برخوردار است.
در همین زمینه پوران درخشنده کارگردان سینمای ایران نیز در گفتگو با ایسنا با اشاره به این مطلب که: «داستان خوب کم نداریم، اما مقداری درایت و مدیریت لازم است که آنها به سریالهای خوب و جذاب تبدیل شوند.»میگوید: نویسندگانی هستند که اگر دور هم جمع شوند، میتوانند با انجام یک فعالیت تیمی، متنهای خوبی در این زمینه بنویسند. آنان اگر بدرستی انتخاب و مدیریت شوند میتوانند آثاری جذاب و متناسب با فرهنگ ایرانی خلق کنند... اگر فیلمنامهنویسان خوب را برای ساخت داستانهای ایرانی گردهم آوریم و شرایطی را برای آنها فراهم کنیم که بتوانند با خلاقیت کار کنند و غم نان نداشته باشند، نتیجه خوبی حاصل میشود.
به نظر میرسد این روزها دستگاههای فرهنگی و پژوهشی ما آنچنان که باید به تحلیل این ماجرا نمیپردازند و برخی از آنها نیز در موج نمایش و پخش این سریال گرفتار شدهاند. آیا میتوان امیدوار بود دستاندرکاران این امر در سیما با پژوهشی دقیق در این زمینه راههایی برای الگوبرداری از چنین آثاری پیدا کنند؟
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: